بیتا دریاباری؛ زنی سرمایه‌گذار در فرهنگ و اجتماع

 

تولد در ایران، تحصیل و ازدواج در آمریکا

«بیتا دریاباری» در سال ۱۳۴۸ در ایران به دنیا آمد. پدرش «مرتضی دریاباری» یک دندانپزشک بود و مادرش آذرمیدخت مشغول به خانه داری. علی رغم شغل پدر، خانواده بیتا با اهل هنر و فرهنگ رفت و آمد و نشست و برخاست داشتند. بیتا که خود از کودکی، به موسیقی، نقاشی، شعر و به طور کلی هنر علاقه می‌ورزید، درباره رفت و آمدهای هنری به خانه پدری‌اش می‌گوید: «خانواده من، خانواده‌ای فرهنگ‌دوست‌اند. ما همچنین با زنده‌یادان محمد معین و محمدعلی امیرجاهد (شاعر و تصنیف‌ساز‌) خویشاوندی داریم.»

بیتای نوجوان در سال ۱۳۶۴ و در ۱۶ سالگی ایران را به مقصد آمریکا ترک می‌کند تا بتواند تحصیلات خود را در آن کشور ادامه بخشد. به ایالت کالیفرنیا می‌رود. در رشته مهندسی کامپیو‌تر، کار‌شناسی خود را دریافت می‌کند و سپس با ورود به دانشگاه گلدن گیت سانفرانسیسکو، مدرک کار‌شناسی ارشد خود را در رشته امور ارتباطات و مخابرات دریافت می‌کند.

انگار زندگی شخصی بیتای جوان با امور مربوط به رشته تحصیلی‌اش به هم پیوند خورده بود. چنانکه در ۲۳ سالگی و در سال ۱۳۷۱ با یکی از موفق‌ترین ایرانیان خارج از کشور، «امید کردستانی» – از مدیران ارشد گوگل و نائب رییس ارشد بخش فروش این شرکت – ازدواج می‌کند. کردستانی در سال ۲۰۰۸ به عنوان چهل و ششمین فرد ثروتمند ایالات متحده آمریکا شناخته شد. دو فرزند حاصل ازدواج بیتا دریاباری با امید کردستانی است. پس از چندسال زندگی، از امید کردستانی جدا می‌شود و پس از مدتی با دکتر «رضا ملک» ازدواج می‌کند که از این ازدواج نیز یک فرزند برآمده است.   

بیتا دریاباری در دوران کودکی

اما آنچه بیتا دریاباری را به عنوان یک چهره می‌شناساند، نه اتفاقات زندگی شخصی و یا رشته تحصیلی او، بلکه سلسله اقدامات و کمک‌های فرهنگی – اجتماعی ست که او در مقام یک زن ثروتمند ایرانی انجام داده است و می‌دهد. کمک‌هایی میلیون دلاری که بیتا دریاباری را به چهره‌ای مشهور و محبوب تبدیل کرده است. ایرانیِ مهاجری که برای کمک به فرهنگ ایران و اعتلا و رشد آن در خارج از کشور، ابایی از اهدای مبالغ هنگفت و قابل توجه ندارد. در زیر برخی از اقدامات قابل توجه او را مرور خواهیم کرد.

کمک دومیلیون دلاری به شاهنامه پژوهی

یکی از کمک‌های جالب توجه این زن ثروتمند ایرانی، اهدای مبلغی بیش از دو میلیون دلار به بخش مطالعات شاهنامه در دانشکده «پمپرک» دانشگاه کمبریج در انگلستان در سال ۱۳۹۲ بوده است. او با اهدای این مبلغ، شاهنامه پژوهی در این دانشکده قدیمی را وارد مراحل تازه و گسترده تری ساخت. مرکز مطالعات شاهنامه در این دانشکده ابتدا در سال ۱۹۹۹ افتتاح شده بود. پروفسور چارلز ملویل، بنیانگذار این مرکز بوده است. این مرکز پژوهشی دارای کتابخانه‌ای مملو از آثار ادبیات پارسی و نیز نقوش و تصاویر مربوط به شاهنامه فردوسی ست.

بیتا دریاباری، دخترش را نیز در این پروژه شرکت داد، تا به عنوان کارآموز نزد پروفسور ملویل و همسرش، ضمن آموزش درباره شاهنامه‌شناسی، زبان فارسی را نیز بهتر و بیشتر یاد بگیرد. به گفته خود دریاباری در این پروژه بناست همه نسخ شاهنامه از سراسر جهان گردآوری و پس از پژوهش از سوی شاهنامه پژوهان، برای دسترسی همگان در اینترنت بارگذاری شود. پروفسور ملویل درباره کمک بیتا دریاباری گفته بود: «این کمک مالی نه تنها باعث امکان ادامه کار بر روی پروژه شاهنامه اعم از جمع آوری، مطالعه و بررسی نسخ خطی و تصویرگریهای شاهنامه شده بلکه مرکزی را ایجاد کرد تا هم بخش فارسی دانشگاه کمبریج با قدرت بیشتری به کار خود ادامه دهد و هم آینده آن را تضمین کند.»

 بیتا دریاباری نیز درباره چگونگی آشنایی با این پروژه و کمک خود به آن  می‌گوید: «در سفرهایی که به لندن داشتم، این شانس را داشتم که با پروفسور ملویل و همسرشان، فیروزه عبدلاوا، که هرچند روسی ست، علاقه‌ای‌ بسیار به زبان فارسی و شاهنامه دارد، آشنا شوم. شاید جالب باشد که بگویم این دو، درحدودِ بیست سال پیش، در ایران و در برنامه‌ای مربوط به شاهنامه با هم آشنا شدند و با یکدیگر ازدواج کردند. این زوج ایران‌پژوه اکنون، در کمبریج، در پروژۀ شاهنامه با یکدیگر همکاری می‌کنند... از آنجاکه آنان برایِ ادامۀ پژوهش‌هایشان به کمک مالی نیاز داشتند و حتی دانشگاه کمبریج تهدید به قطع این پژوهش‌ها، به‌علّتِ نبودِ پشتیبان مالی، کرده‌بود، بر آن شدم تا به این پروژه کمک کنم. این‌ را هم باید در نظر داشت که دانشکدۀ پمبرک، که پیشینه‌ای ششصدساله دارد، یکی‌ از ۳۱ دانشکدۀ دانشگاه کمبریج است که کارنامه‌ای برجسته‌ در ایران‌شناسی دارد.»

«جایزه ادبی بیتا»

یکی از اقدامات ماندگار بیتا دریاباری، کمک شش و نیم میلیون دلاری او به دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا و تاسیس «بنیاد وقف بیتا دریاباری» بوده است که این امکان را در این دانشگاه به وجود آورد که پژوهش‌ها و برنامه‌های ایران‌شناسانه در این دانشگاه اوج بگیرد. برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد زیر نظر دکتر عباس میلانی – استاد دانشگاه استنفورد - اداره می‌شود و یکی از مهم‌ترین نهادهای فرهنگی علمی ایرانیان در شمال ایالت کالیفرنیا محسوب می‌گردد. یکی از اهداف این کمک‌ها، تلاش برای استخدام اساتید خبره و مجرب برای گسترش حوزه آموزش زبان و ادبیات فارسی بوده است.

در کنار این مطالعات ایران شناسانه، جایزه‌ای به نام «جایزه ادبی بیتا» نیز پایه گذاری شد. جایزه‌ای ده هزاردلاری که از سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرد و تاکنون چهره‌های برجسته فرهنگی ایرانی، همچون مهشید امیرشاهی، ایرج پزشکزاد، گلی ترقی، محمدرضا شجریان، بهرام بیضایی، هوشنگ سیحون و... از دریافت کنندگان آن بودند. عباس میلانی هنگام اهدای جایزه هوشنگ سیحون درباره این جایزه گفت: «جایزه ادبی «بیتا دریاباری» هر سال به فردی که در یکی از زمینه‌های هنری کاری شایسته و ماندگار انجام داده باشد تعلق می‌گیرد و در پنجمین سال برپایی این مراسم، جایزه ادبی ۲۰۱۲ به دلیل فعالیت‌های استاد «هوشنگ سیحون» در زمینه‌های هنر و معماری به ایشان تعلق گرفت.»

بهرام بیضایی نیز که یکی از دریافت کنندگان جایزه ادبی بیتا بود، هنگام دریافت جایزه، تلاش‌های بیتا دریاباری را جبران نامهربانی‌هایی دانست که در ایران با او صورت گرفت. بیضایی گفته بود: «دریافت جایزهٔ بیتا، بیش از هر چه فرصتی است برای تشکر از بیتا دریاباری که این جایزه را بنیاد کرد. به یمن پشتیبانی مالی او از مطالعات ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد، سال گذشته – درست در سی امین سال پاکسازی‌ام از دانشگاه تهران به برکت انقلاب فرهنگی – من شغل ربوده شده‌ام را موقتاً در مطالعات ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد باز یافته‌ام.»

ایرج پزشکزاد و بیتا دریاباری پس از اهدای جایزه ادبی بیتا به ایرج پزشکزاد

بنیانگذاری «مرکز برابری پارس» و دیگر اقدامات اجتماعی

بیتا دریاباری کمک‌های خود را محدود به اقدامات فرهنگی نکرده است و کمک به هموطنان خود در ایالات متحده آمریکا را پایه‌ای قرار داد برای راه اندازی «مرکز برابری پارس». به صورت خلاصه می‌توان گفت، این بنیاد برای امداد و یاری رسانی به ایرانیان مهاجر و فارسی زبانان تاسیس شده است. این مرکز نخستین موسسه غیرانتفاعی ارائه خدمات اجتماعی رایگان به جامعه ایرانیان آمریکا محسوب می‌شود. این بنیاد و کانون‌های زیر نظر آن، خدماتی از قبیل «آموزش بهداشت برای زنان، کاریابی، حل قانونی مشکلات مهاجرت و پناهندگی، تعلیمات حرفه‌ای ازجمله آموزش زبان و کامپیو‌تر» را به طور رایگان در اختیار متقاضیان قرار می‌دهد. در سال ۲۰۱۴ بیش از ده هزار نفر توانستند، از خدمات این مرکز بهره‌مند شوند.

دغدغه‌های بیتا دریاباری منحصر به ایران و ایرانیان نبوده است. او در سال ۲۰۰۷ نیز با همکاری «سکینه یعقوبی» – فعال حقوق بشر افغانستانی- مدرسه دخترانه‌ای را در شهر کابل تاسیس کرد و در بنگلادش و پاکستان نیز دست به اقداماتی این چنین زد. کمک به دانشگاه های «گلدن گیت» و «دیویس» برای راه اندازی بخش مطالعات فرهنگ و ادبیات فارسی، و حمایت و پشتیبانی مالی از دانشگاه «یو. سی. اس. اف» کالیفرنیا برای انجام تحقیقات مربوط به مغز و اعصاب و نیز تاسیس یک مرکز آموزشی برای پشتیبانی از تحصیل زنان کرانه باختری رود اردن، از دیگر اقدامات جالب توجهِ اجتماعی بیتا دریاباری محسوب می شود.

بیتا دریاباری در کنار نشان مرکز برابری پارس

چرا سرمایه گذاری در فرهنگ و کمک به همنوعان؟

بیتا دریاباری کمک‌های فرهنگی و اقدامات خیرخواهانه خود را بر پایه نوع نگاهی که به زندگی در مفهوم کلان آن دارد، پایه گذاشته است. او در یک گفت‌و‌گو با ذکر اینکه در زندگی بایستی به دنبال هدف و معنایی خاص بود، درباره چرایی کمک‌های بی چشمداشت خود می‌گوید: «شایدخیلی آسان تربتوان درحاشیه‌ها نشست و وقت خود را صرف کارهای بیهوده کرد و یا دائم به گوشه و کنار جهان مسافرت‌های تفریحی داشت و خوشگذرانی کرد اما بعدش چی؟ من با این وقت گذرانی‌های بیهوده به راستی چه پیامی به فرزندانم می‌دهم؟ میراثی که برای آن‌ها باقی می‌گذارم چیست و چه خواهد بود؟»

شاید از این روست که او دیگر ثروتمندان را نیز تشویق به کمک در اقدامات فرهنگی می‌کند اما در عین حال عدم سرمایه گذاری ثروتمندان ایرانی در امور فرهنگی را، بیش از هرچیز «مشکلی فرهنگی» می‌داندو می‌گوید: «این مشکلْ مشکلی فرهنگی‌ست و امیدوارم روزی را ببینیم که ثروتمندان ایرانی بزرگ‌ترین پشتیبان فرهنگ و هنر ایران باشند. برایِ ایرانیانِ برون‌مرز نیز کمک‌ به کوشش‌های فرهنگی و هنری با محدودیت‌ها و مشکلات بسیاری چون تحریم‌ها و… روبه‌روست.»

 

 

 

 

 

 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

از آموزشکده توانا بسیار ممنون و سپاسگزارم که دوره‌های مفید و سازنده‌ای را برگزار می‌کند. در هر دوره نه تنها دانشجویان ایرانی بلکه دانشجویانی از کشورهای همزبان مانند افغانستان و تاجیکستان نیز در کلاس‌ها شرکت کرده بودند. به نظر من این تلاش آموزشکده توانا بزرگترین خدمت به نسل‌های فارسی زبان است.
- وحید، فارغ التحصیل دوره کنشگری و جنبش دانشجویی

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید