خسرو منصوریان؛ چهره مدنی یک فعال سیاسی

سیاستی گره خورده با فعالیت مدنی

خسرو منصوریان در ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد اما به دلیل شغل پدر به مشهد رفتند و خسرو نیز دوران کودکی را در مشهد گذراند و در این شهر بزرگ شد. در دوران نوجوانی همراه با دوستان همسن و سال خود در «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد فعال بود و در جلسات «محمدتقی شریعتی» حاضر می‌شد. این کانون را محمدتقی شریعتی تاسیس کرده بود و هدف از تاسیس آن نیز مبارزه با تفکرات ماتریالیستی از یک طرف و تفکرات سنتی اسلامی از طرف دیگر بود. عنوان برادرش دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود و در همان دوران بود که تحت تاثیر فعالیت برادرش، گرایش‌های سیاسی در او نیز تقویت شد. برای تحصیلات دانشگاهی به تهران آمد و در سال ۱۳۴۸در رشته مددکاری اجتماعی موفق به کسب مدرک لیسانس شد.

در همان دوران در دانشگاه تهران استخدام شد و اولین مرکز مددکاری اجتماعی را در این دانشگاه در سال ۱۳۴۹ تأسیس کرد. کار این مرکز به گونه‌ای بود که برای هر دانشکده دانشگاه تهران، یک پست مددکاری اجتماعی ایجاد شد و یک مددکار اجتماعی آنجا به طور ثابت فعالیت می‌کرد.

خسرو منصوریان تأسیس نخستین مهد کودک مدرن در ایران را نیز به نام خود گره زد؛ «آشیانه کودک». این مهد کودک که در ۱۳۴۹ تاسیس شده بود، نزدیک به ۱۰سال فعالیت کرد و البته چندان شبیه به یک مهدکودک معمولی نبود.

منصوریان کار سیاسی را با فعالیت‌های مدنی گره زده بود و اصولا این‌گونه شناخته می‌شد. به عنوان مثال سعی می‌کرد با پذیرش کودکان فعالان و زندانیان سیاسی در مهد کودک خود – آشیانه کودک – به فعالیت‌های سیاسی مخالفان شاه یاری برساند. به عنوان مثال «مونا شریعتی»، دختر «علی شریعتی»، در این مهدکودک پذیرفته شده بود و این البته به رفاقت بسیار نزدیک و صمیمی خسرو منصوریان با علی شریعتی و خانواده او نیز بر‌ می‌گشت. منصوریان که به نیروهای «ملی–مذهبی» نزدیک بود، در همان سال‌های ۱۳۵۰ از طرف «آیت‌الله طالقانی» این اجازه را یافت که وجوهات مذهبی را دریافت کند و برای کمک به مردم نیازمند و یا پیشبرد فعالیت‌های مددکاری به مصرف برساند. منصوریان در دو سال ابتدایی انقلاب نیز سِمت معاونت اجتماعی شهرداری تهران را بر عهده داشت.

منصوریان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت گروه «نهضت آزادی» درآمد و در شورای مرکزی این تشکیلات و دفتر سیاسی آن عضویت یافت. عضویت در این تشکل که در دهه نخست انقلاب و در دوران حیات مهندس بازرگان رویکردی انتقادی به سیاست‌های جاری در جمهوری اسلامی داشت، موجب تضییقات و بازداشت‌های بعضی از اعضای آن همچون خسرو منصوریان شد. منصوریان یک بار در سال ۶۷ به مدت ۹ ماه در زندان اوین بازداشت شد و بار دیگر نیز در خرداد ۶۹ و در پی امضای یک نامه انتقادی به «هاشمی رفسنجانی»، رئیس جمهور وقت، مشهور به نامه ۹۰ نفره، مدت ۱۸ ماه را در زندان اوین به سر برد.

در سال ۱۳۸۰ و به اتهام آنچه «سید علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، «براندازی قانونی» نامیده بود، برای سومین‌بار بازداشت شد و پس از ۱۱ ماه حبس، دادگاه بدوی او را به ۸ سال زندان محکوم کرد که با درخواست منصوریان برای تجدیدنظر در این حکم، او نیز به قید وثیقه آزاد شد و این حکم نیز تاکنون اجرا نشده است. در اسفند ۱۳۹۳ نیز وقتی منصوریان برای پیگیری وثیقه و نیز اعتراض به ممنوع الخروجی‌اش به زندان اوین مراجعه کرده بود، مأموران او را در همانجا بازداشت و او را به بند منتقل کردند. منصوریان در این حبس، مشکل قلبی پیدا کرد و چندین ماه را در بیمارستان قلب شریعتی سپری کرد تا نهایتاً در اسفند ۹۴ آزاد شد.

خسرو منصوریان؛ پیوند فعالیت مدنی و سیاسی

انجمن احیاء ارزش‌ها

اما خسرو منصوریان با آنکه سابقه سیاسی دارد و عضو یک گروه مشهور سیاسی، نهضت آزادی، محسوب می‌شود و در این راه چندین بار بازداشت شده است، عمده تلاش‌هایش در زمینه فعالیت‌های مدنی‌ست. فعالیت او در این زمینه همان‌طور که در بالا اشاره شد به قبل از انقلاب اسلامی نیز بر می‌گردد و او در این حوزه، سابقه‌ای طولانی دارد. اما از مؤسسات مهمی که منصوریان پس از انقلاب اسلامی آن را پایه گذاشت و در زمینه مددکاری اجتماعی به عنوان یکی از نهادهای مهم و یاری‌رسان شناخته می‌شود، «انجمن حمایت و یاری آسیب‌دیدگان اجتماعی»‌ست که با عنوان «انجمن احیاء ارزش‌ها» شناخته می‌شود. این نهاد غیردولتی در سال ۱۳۷۸ تأسیس شده است و آن‌طور که در معرفی‌نامه این انجمن آمده است، هدف از تأسیس آن، «دست‌یابی به روش‌های نوین پیش‌گیری و مداخله به هنگام در بحران‌ها و مهار آسیب‌های اجتماعی»، «آگاهی‌رسانی به اقشار مختلف خصوصاً خانواده» و نیز «حساس‌سازی جامعه و جلب مشارکت مسئولین» است. این انجمن موفق شده است که از شورای اقتصادی، اجتماعی سازمان ملل متحد (ECOSOC) مقام مشورتی دریافت کند. این انجمن بیش‌تر در زمینه بیماران مبتلا به ویروس اچ‌آی‌وی فعال است و تاکنون بیش از ۱۰۰ سمینار در زمینه‌های مختلف مربوط به ایدز برگزار کرده است.

خسرو منصوریان در جمع انجمن احیاء ارزش ها

انجمن توانیاب

انجمن توانیاب نیز دیگر نهاد مرتبط با مددکاری اجتماعی‌ست که خسرو منصوریان آن را نیز در سال ۱۳۷۸ بنیان گذارد. واژه «توانیاب» در واقع واژه‌ای‌ست که این موسسه به جای واژه «معلول» برگزیده است. واژه توانیاب که از دو واژه «توانستن» و «یافتن» تشکیل شده است، در واقع اشاره به کودکانی دارد که دارای محدودیت جسمانی و حرکتی هستند اما در عین حال می‌خواهند به وضعیت بهتری برسند. این انجمن فعالیت خود را در زمینه توان‌بخشی رایگان کودکان و نوجوانان نیازمند ارائه می‌دهد. این انجمن به خانواده‌ها مشاوره‌های توانبخشی ارائه می‌دهد و سعی می‌کند با ابزارهایی همچون «کاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و غیره» مشکلات کودکان نیازمند را حل کند. این انجمن در توضیح خدمات خود می‌گوید: «انجمن توانیاب با رسالت توانمندسازی و رساندن کودکان و نوجوانان دارای معلولیت جسمی‌ـحرکتی به خودشکوفایی و استقلال در زندگی روزمره و اجتماعی از خدمات مددکاری اجتماعی در تمامی سطوح بهره می‌گیرد.» این انجمن که به کودکان توانیاب از بدو تولد تا ۱۶ سالگی، به صورت کاملا رایگان خدمات ارائه می‌دهد، حتی در زمینه اشتغال برای مادران کودکان توانیاب نیز فعال است. به‌طوریکه از خرداد ۹۲ کارگاهی با عنوان کارگاه حرفه‌آموزی با محوریت آموزش خیاطی و بافتنی، راه‌اندازی کرد. آن‌طور که در وبسایت خود انجمن آمده است، هدف اصلی این کارگاه «خوداتکایی زنان و کمک آن‌ها در فراهم کردن مخارج زندگی کودکان معلول خود» است.

مبارزه مستمر با بیماری ایدز

منصوریان در زمینه بیماری ایدز و پیش‌گیری و درمان این بیماری نیز بسیار فعال است. او از سیاست‌های حکومت در زمینه چگونگی برخورد با این بیماری انتقاد می‌کند و آن را نه تنها راه‌گشا نمی‌داند بلکه حتی بعضی اوقات بعضی از این سیاست‌ها را زمینه‌ساز گسترش این بیماری نیز ارزیابی می‌کند. از جمله آن‌ها، نوع سیاست‌گذاری دولت در زمینه کاندوم است. در حالی‌که منصوریان به گفته خود از مراجع تقلیدی همچون «آیت‌الله بیات زنجانی» و «آیت‌الله صادقی تهرانی»، فتوای واجب بودن مصرف کاندوم مشروط به احتمال ابتلا به بیماری را گرفته است، اما این مساله نه تنها انعکاسی نداشته است که هیچ، هنوز مصرف کاندوم گاهی برای قشر مذهبی یک تابو محسوب می‌شود. منصوریان درباره نوع سیاست‌گذاری در زمینه کاندوم می‌گوید: «ما حتی باید در فرودگاه‌هایمان مثل بسیاری کشورهای دیگر کاندوم رایگان بگذاریم تا جوانی که به ترکیه، دوبی و مالزی و بلوک آزاد شده شوروی سابق سفر می‌کند با ایدز به کشور برنگردد. اما در آخر اگر آگاهی حاصل شود، گرانی باعث نمی‌شود که فرد از یاد ببرد نباید رفتار پر خطر داشته باشد. ۱۰۰ هزار تومان هم که باشد می‌خرد.»

او در دو نهاد زیر نظر خود یعنی «انجمن توانیاب» و «انجمن احیاء ارزش‌ها» بخشی از فعالیت‌ها را به مبتلایان به ایدز اختصاص داده است. از جمله این‌که در انجمن توانیاب کودکان یتیم بازمانده از ایدز از مستمری ماهانه ۱۰۰ هزارتومانی برخوردار هستند. این جدای از خدمات رایگان توان‌بخشی مانند فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی و یا تأمین بخشی از هزینه‌های درمانی و دارویی‌ست.

این کمک‌ها به گفته خود منصوریان از کمک‌های مردمی تأمین می‌شود و از هیچ کمک دولتی برخوردار نیست. در انجمن احیاء ارزش‌ها نیز زنانی که همسرشان فوت شده و مبتلا به ویروس اچ‌آی‌وی هستند، مورد حمایت این انجمن قرار می‌گیرند. خود منصوریان در توضیح بیش‌تر درباره نوع حمایت از این زنان می‌گوید: «اگر خانمی‌ در رابطه زناشویی مبتلا شده و همسرش در اثر این بیماری فوت شده باشد، انجمن احیاء از این خانم دعوت می‌کند در صورت تمایل عضو گروه مادران "حامی‌ سلامت" شود. مادران حامی‌ سلامت قبل از هر چیز ترس وحشت و تبعیض و انگ اجتماعی که در حال حاضر نسبت به این بیماری در جامعه هست و گاه آن‌ها را تا مرز انتقام از دیگران یا کشتن خود و کودکان‌شان سوق می‌دهد، پشت سر می‌گذارند… یاد می‌گیرند با ایدز زندگی کنند، دارو مصرف کنند، سیستم ایمنی بدن را بالا نگه دارند تا بیماری‌های فرصت‌طلب عفونی نتوانند آن‌ها را از پای در آورند.»

خسرو منصوریان مدیر انجمن توانیاب نیز هست که فعالیت خود را بر روی کودکان زوم کرده است

توهم توطئه نسبت به سازمان‌های مردم نهاد

منصوریان از دست‌اندازی‌های دولتی در فعالیت سازمان‌های مدنی تحت نظر خود گله‌مند است. او از وجود «توهم توطئه» در اذهان مسئولین نسبت به سازمان‌های مردم نهاد شکایت می‌کند و از نهادهای دولتی می‌خواهد که به مردم اعتماد کنند. او به صراحت می‌گوید که اگر دولت‌ها نگاه تعارض‌محور نسبت به سازمان‌های مدنی داشته باشند، معضل‌های اجتماعی از آن اندازه‌ای که هستند، بدتر خواهند شد. او در توضیح بیش‌تر پیرامون این مساله می‌گوید: «تجلی بی‌توجهی به اهمیت سازمان‌هایی که مردم اداره می‌کنند می‌توان در جامعه به وضوح دید. وجود اماکنی مانند دروازه غار و کودکانی که در آن خرید و فروش می‌شوند، کاهش سن روسپی‌گری در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، وجود میلیونی معتادان به مواد مخدر، گسترش روزافزون مصرف مواد مخدر صنعتی مانند شیشه، جامعه به‌ویژه جوانان را با خطرهای بسیار بزرگی رو‌به‌رو ساخته است. افزایش اعتیاد میان جوانان، افزایش مبتلایان به ایدز، افزایش نرخ طلاق، زورگیری و سرقت‌های خرد و کلان همگی از نتایج اهمیت ندادن به نقش کمک‌دهنده و یاری‌رسان سازمان‌های مردم نهاد در کشور از یک سو و درست عمل نکردن نهادهای مسئول از سوی دیگر است.»

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

این کلاس باعث شد که مفهوم دموکراسی را بهتر بشناسم و مشوق من برای مطالعه بیشتر در مورد این موضوع شد. اعتراف می‌کنم که مدافع جامعه سنتی بودم اما با عناوین مطرح شده در کلاس‌ و مطالعه خودم، دیدگاهم خیلی تغییر کرد. کلاس و مطالب آن همچون کاتالیزور برای من بود. دیدگاهی را که شاید چند سال طول می‌کشید تا به آن برسم، در طول این مدت کم به دست آوردم.
- نسترن، فارغ التحصیل دوره تارنمای دموکراسی

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید