یادی از عباس نعلبندیان

فارسی

 

«نمی‌دانم. گویی کسی در دلم می‌گریست. من لرزیدم. مرد شومی در این‌جا نفس می‌کشد.»

توانا- پس از انقلاب اسلامی، عباس نعلبندیان بی‌جهت و بدون دلیل جفا دید تا این‌که تاب نیاورد و خودش را کُشت. آیدین آغداشلو، نقاش و هنرمند ایرانی در مقاله‌ای می‌نویسد که آخرین جمله‌‌ی عباس نعلبندیان پیش از مرگ در دفتر یادداشت روزانه‌اش این بود: «خدا کند که امروز و فردا کسی سراغم نیاید» و تا سه روز پس از خودکشی کسی به سراغش نیامد. در آبان‌ماه ۱۳۹۳ خبری منتشر شد که اجرای اثری از عباس نعلبندیان به دلیل «محتوای ضد مدهب» متوقف شد. گروه‌های فشار مذهبی در ایران توانستند نمایش‌نامه‌خوانی «ناگهان هذا حبیب‌الله...» بر اساس یکی از آثار نعلبندیان را متوقف کنند. این اثر نمایشی قرار بود که با کارگردانی رضا دادویی در آبان‌ماه سال ۱۳۹۳ در سالن اصلی مجموعه‌ی تئاتر شهر در تهران نمایش‌خوانی شود. خبرگزاری فارس، از رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران، پیش از اجرای این برنامه هشدار داده بود که آثار عباس نعلبندیان در فهرست آثاری قرار دارد که ممنوعه است و به دلایل مذهبی بیش‌تر کارهای او اجازه‌ی انتشار یا اجرا ندارند. این خبرگزاری در هشدار خود به عوامل اجرای این نمایش‌نامه چنین می‌آورد«در نمایش‌نامه «ناگهان هذا حبیب‌الله مات فی حب‌الله، هذا قتیل‌الله مات بسیف‌الله» درباره‌ی مفهوم شهادت و قربانی‌شدن است، روایت حول شخصیتی به نام «فریدون» می‌گردد که ما او را از لابلای مونولوگ‌های همسایه‌هایش می‌شناسیم. مردمانی که هریک نظری عجیب در مورد او و صندوقچه‌ای که در اتاق‌اش است دارند اما همه بر این نظر متفق‌اند که صندوق او پر از پول است. در انتها هریک با انگیزه‌ی تصاحب پول اما در اقدامی جمعی «فریدون» را می‌کشند و پس از روبرو شدن با صندوق خالی از کرده‌ی خود پشیمان می‌شوند و باز از فضایل او حرف می‌زنند.» خبرگزاری فارس در ادامه می‌آورد که در این نمایش‌نامه با چند شخصیت مواجه هستیم که همه‌شان مشکل دارند.

فریدون آدمی روشن‌فکر و دائم‌الخمر است که با هیچ‌کدام از اهالی خانه جز دختر جوانی به نام فاطمه ارتباط ندارد. فارس می‌افزاید که در این نمایش‌نامه دو شخصیت هم‌جنس‌باز! وجود دارد که بی‌پروا به روابط اروتیک آن‌‌ها اشاره می‌شود. فارس آن‌گاه نتیجه می‌گیرد: «روایت بالا را می‌توان ساده‌انگارانه‌ترین روایت از نمایش‌نامه‌ای خواند که نعلبندیان با ارجاعات مذهبی فراوانی در لابه‌لای ارجاعات اروتیک خود آورده است. نمایش‌نامه‌ سرشار از ارجاعات گوناگون روشن‌فکری و اروتیک است. شخصیت اصلی نمایش‌نامه که فریدون نام دارد در لابه‌لای ارتباطات غیراخلاقی خود با فاطمه که هم‌واره در حالت مستی اتفاق می‌افتد از قرآن،حسین(ع)،مولا(حضرت)علی و ... نام می‌برد؛ برای شخصیت‌های فرعی از اسامی دینی استفاده شده است. فاطمه دختر نوجوانی که از ارتباط غیراخلاقی با فریدون خرسند است و پدر و مادر او نیز از این ارتباط آگاهند اما چون چشم طمع به مال فریدون دارند چیزی نمی‌گویند و حتی در جایی نیز پدر او، فریدون را به ارتباط بیشتر با فاطمه ترغیب می کند.» این خبرگزاری اشاره می‌کند که این نمایش‌نامه در سال ۱۳۵۱ توسط آربی اُوانسیان در ششمین جشن هنر شیراز و در کارگاه نمایش به صحنه رفته است و مدت ۵ شب نیز در فستیوال جهانی نانسی اجرا شده است.

عباس نعلبندیان که بود؟

عباس نعلبندیان، نمایش‌نامه‌نویس ایرانی در سال ۱۳۲۶ در منطقه‌ی سنگلج تهران به دنیا آمد. پدرش اجاره‌دار دکه‌ی روزنامه‌فروشی در تقاطع خیابان فردوسی و سوم اسفند بود. نعلبندیان در سال ۱۳۴۳ وارد دبیرستان ادیب شد و تا یکی دو سال بعد از دبیرستان اخراج شد. پس از این او به دبیرستان فخر رازی رفت. در دبیرستان فخر رازی بهمن مفید، شاه‌رخ صفایی، شهرام شاه‌رخ‌تاش و محمود استادمحمد نیز درس می‌خواندند. هشت سال طول کشید تا نعلبندیان دوره‌ی شش ساله‌ی دبیرستان را  به پایان برساند و در نهایت در سال ششم متوسط درس را رها کرد بدون این‌که بتواند دیپلم دبیرستانش را بگیرد.

او هنگام درس و حتا بین کلاس‌های ظهر و عصر ِ خود در دکه‌ی روزنامه‌فروشی پدرش به کار مشغول شد و در هنگام کار از هر فرصتی استفاده می‌کرد تا به مطالعه‌ی آثار نویسندگان ایران و جهان بپردازد. نعلبندیان ۱۸ ساله بود که شروع به نوشتن کرد. او در سال ۱۳۴۸ به عنوان مدیر و عضو شورا در کارگاه نمایش به کار مشغول شد . تا آخر سال ۱۳۵۷ در همین سمت باقی ماند. داستان کارگاه نمایش این‌چنین اتفاق افتاد: رضا قطبی، مدیر عامل وقت رادیو تلویزیون ملی ایران که از بانیان ِ جشن هنر شیراز بود برای جشن هنر، فراخوانی برای نگارش نمایش‌نامه جهت اجرا در دومین دوره‌ی جشن هنر شیراز در سال ۱۳۴۷ داد که عباس نعلبندیان با نوشتن نمایش‌نامه‌ی «پژوهشی ژرف و سترگ و نوین در سنگ‌واره‌های دوره‌ی بیست و پنجم (یا چهاردهم یا بیستم) زمین‌شناسی» موفق به کسب جایزه‌ی دوم مسابقه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی جشن هنر شیراز شد. جشن هنر شیراز، جشن‌واره‌ای از هنر و موسیقی بود که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ و در پایان هر سال در شهر شیراز برگزار می‌شد. این جشن‌واره زیر نظر فرح پهلوی و با مدیریت فرخ غفاری، سینماشناس و منتقد و مورخ و کارگردان اجرا می‌شد. در بیانیه‌ی هیئت داوران چنین ذکر شده بود«جایزه‌ی دوم به مبلغ پنجاه هزار ریال به نمایشنامه‌ی "پژوهشی ..." اثر آقای عباس نعلبندیان که نوجوان روزنامه‌فروشی است و اثر او به عنوان شاهکاری از یک نابغه، از طرف چهار تن از داوران وزارت فرهنگ و هنر اعلام شد [اهدا می‌شود.] او تاکنون پایش به داخل هیچ تالار نمایشی نرسیده است.» آن‌ها اعلام می‌کنند که علاوه بر این جایزه دو بورس برای مطالعه در رشته‌ی تئاتر در کشورهای خارجی در اختیار برندگان اول و دوم این مسابقه گذاشته می‌شود. آربی اُوانسیان، کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه‌نویس به اجرای نمایش نعلبندیان علاقه‌مند می‌شود و آن را به صحنه می‌برد. اوانسیان که در آن زمان در کمیته‌ی بازخوانی نمایش‌نامه‌ی جشن هنر شیراز عضویت داشته است، در باره این نمایش‌نامه چنین می‌گوید: «این نمایشنامه در جلسه خوانده شد، کسانی بودند همچون داوود رشیدی که متن را دراماتیک نمی‌دانستند؛ خجسته کیا سکوت اختیار کرده بود و فریدون رهنما نظر خاصی نداشت. من معتقد بودم که می‌توان این اثر را اجرا کرد و دو هفته‌ای این متن را تمرین کردیم.» (ماهنامه‌ی صحنه، سال ۵ شماره‌ی ۶ دورۀ جدید، اردیبهشت ۱۳۸۲،ص ۵۱) 

به پیش‌نهاد رضا قطبی و فارغ از تشکیلات وزارت‌خانه‌ای و بخش‌نامه‌‌های دست‌وپاگیر و به دور از جریان‌ تئاتر متعارف روز، کارگاه نمایش با هدف «کمک به نویسندگان، بازی‌گران، کارگردانان و طراحان برای خودآزمایی‌ها و تجربه‌هایی خارج از محدودیت‌های متداول حرفه‌ی نمایش» از ۱۴ خرداد ۱۳۴۸ آغاز به کار کرد. در این کارگاه نمایش بازی‌گران جوان به هم‌راهی کارگردانی پیش‌رو مانند آربی اوانسیان موج جدیدی در اجراهای تئاتری دهه‌ی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آوردند که عباس نعلبندیان در آن نقش به‌سزایی داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی، این کارگاه نمایش تعطیل شد و تعدادی از اعضای کارگاه به دادگاه احضار شدند و عباس نعلبندیان بازداشت شد و ۴ ماه را در زندان گذراند که موجبات آزار روحی شدیدی برای او فراهم آورد. پس از آزادی از زندان با محدودیت‌های بسیار روبه‌رو شد و او را خانه‌نشین کردند.

عباس نعلبندیان ابتدا در خیابان جمهوری، خیابان سی تیر ساکن بود اما پس از انقلاب این منزل را مصادره کردند و او مجبور شد به منزل پدری‌اش که در خیابان پیروزی، میدان بروجردی بود نقل مکان کند. با بی‌کاری و خانه‌نشینی و مصادره منزل مسکونی‌اش، نعلبندیان دچار فقر شدید شد و باعث شد که او رابطه‌اش را جز با تعداد معدودی از دوستان قطع کند. عباس نعلبندیان در اول خرداد سال ۱۳۶۸ و در سن ۴۲ سالگی با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد و در هفتم خردادماه درگذشت و در هشتم خرداد به خاک سپرده شد. نعلبندیان در قطعه‌ی ۱۰۹ ردیف ۹۶ شماره‌ی ۵۰ بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شده است. بر روی سنگ مزار نعلبندیان نوشته شده است که «در این غربت قریب ِ عطر تو را از کدامین طوفان باید خواست.» از آثار نعلبندیان و در میان نمایش‌نامه‌هاب او می‌توان به «پژوهشی ژرف و سترگ در سنگ‌واره‌های قرن بیست و پنجم زمین‌شناسی یا چهاردهم، بیستم فرقی نمی‌کند» (۱۳۴۷)، «اگر فاوست یک‌کم معرفت به خرج داده بود» (۱۳۴۸)، «صندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» (۱۳۴۹)، «ناگهان هذا حبیب‌الله مات فی حب‌الله هذا قتیل‌الله مات بسیف‌الله (۱۳۵۰)، «قصه غریب سفر شاد شین شنگول به‌دیار آدم‌کشان و امردان و جذامیان و دزدان و دیوانگان و روسپیان و کاف‌کشان» (۱۳۵۱) و «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ» (یک پنج‌گانه) (۱۳۵۶) اشاره کرد. نعلبندیان چند قصه نیز نوشت که از آن میان می‌توان به «هفت تا نه و نیم» (۱۳۴۵)، «ص.ص.م» (۱۳۴۶)، «از مرگ تا مرگ» (۱۳۴۶) و «وصال در وادی هفتم: یک غزل غم‌ناک» (۱۳۵۱) اشاره کرد. او از خود چند ترجمه نیز به یادگار گذاشته است.

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

با وجود تمام محدودیت‌هایی که حکومت برای زنان ایرانی وضع کرده، زنان قدرتمند و با اراده‌ای بوده‌اند که توانسته‌اند، ا… https://t.co/rRY2bo4oQx
Tavaana توانا (9 hours ago)
Continued presence & legal acceptance of child “marriage” in Iran is especially cruel, considering pre-revolution l… https://t.co/rdfbSFbXvx
Tavaana توانا (9 hours ago)
لغت‌نامه کدخدا، سه: تبلیغات و خانه و موزیک و سینه‌زنی و زندان از نظر روانکاوان شدت سینه‌زنی با میزان احساس گناه اح… https://t.co/z9brugJcNf
Tavaana توانا (10 hours ago)
#مدرسه ابتدایی روستای گدارگه در #کوهدشت پنجره‌ها شیشه ندارد دانش‌آموزان روی زمین کنار بخاری نفتی می‌نشینند مدرسه س… https://t.co/eTiFK9TAwj
Tavaana توانا (10 hours ago)
Is it too much to expect that Iranian officials observe common courtesies of normal diplomacy? How believable are F… https://t.co/nD5aJir6hY
Tavaana توانا (10 hours ago)
#علی_کریمی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:«وقتی می‌گویند #شهدا رستگار شدن به خاطر (عند ربهم یرزقون) نیست. رستگار شدن چ… https://t.co/dwvqF0rGDb
Tavaana توانا (11 hours ago)
Planned live broadcast in Iran of recent Bayern Munich vs. Augsburg game was cancelled because referee (Bibiana Ste… https://t.co/qUDHGUnFtu
Tavaana توانا (11 hours ago)
وظيفه #شهروند نيست كه با درآمد محدود خویش به ديگران كمك بكند. اما وقتى كه حکومت وظيفه‌اش را انجام نمى‌دهد ما بايد چ… https://t.co/hzlCsMasjd
Tavaana توانا (12 hours ago)