نامه شهروند بهایی: پلمب محل امرار معاش بهاییان را متوقف کنید!

 پیام ولی شهروند بهایی

پیام ولی شهروند بهایی که بیش از هشت سال محل کسب وی پلمب شده و برادر وی نیز در سن ۱۲ سالگی در سال ۱۳۶۹ توسط تعدادی از مردم تندروی روستای حسین آباد از توابع نظرآباد به دلیل مباح اعلام کردن خون بهائیان کشته شده است( آقای پیام ولی زمانی که ده سال داشتند جسد بی جان برادر ۱۲ ساله خود را در چاه پیدا کرده اند) ، در نامه ی به ۵۷ اداره دولتی نسبت به آزار و اذیت شهروندان بهایی در نامه ی سرگشاده خواستار احقاق حقوق حقه شهروندان بهایی شد.

 این شهروند بهایی در این نامه سرگشاده نسبت به برخوردهای که با وی و دیگر شهروندان بهایی در طول سالهای پس از انقلاب می شود اعتراض کرده و خواهان اجرای قانون اساسی و عدم سلیقه ی برخورد کردن مسئولان کشوری شده است.

پیام ولی درخصوص عدم رسیدگی به پرونده خود و پلمب محل کسب دیگر شهروندان بهایی و همچنین محرومیت از تحصیل بهائیان در این نامه اشاراتی داشته است:

به نام خدا . ۲۸/۵/۱۳۹۵
خدمت ریاست محترم اداره اماکن شهر کرج به ادرس کرج میدان نبوت اداره اماکن کرج

موضوع : توقف طرح سیستماتیک و تدریجی پلمب محلهای امرار معاش شهروندان بهائی ایران که با دلایل مضحک و واهی از دهه قبل درایران اغاز شده است . 
تیغ بران گر به دستت داد چرخ روزگار هر چه می خواهی ببر اما مبر نان کسی

همانطور که مطللع میباشید محل کسب و کار اینجانب پیام ولی هشت سال پیش در شهرستان نظراباد توسط اداره اماکن شهرستان نظراباد بطور غیر قانونی و بر اساس سلیقه و نه قانون صرفا بخاطر اعتقاد به دیانت بهائی پلمب گردید و نکته مهم انست که پلمب ماندن محل کسبم بعد از هشت سال با توجه به اقدامات فراوان قانونیم جهت احقاق حق حقوق از دست رفته ام خود دلیلی اشکار جهت ازار و اذیت مستمر شهروندان بهائی همچون بنده میباشد که از سوی برخی از متعصبین مدعی انسانیت متاسفانه صورت گرفته و میشود که البته هم اکنون این مظالم وارده بر شهروندان بهائی ایران از دید قشر اعظم مردم شریف با وجدان ایران پوشیده نبوده و نخواهد بود و انها با تیز بینی تمام اعمال و گفتار تمامی مسئولین محترم کشور که خود را خادم ملت معرفی میکنن را زیر نظر داشته و دارند و تاریخ نیز به قضاوت این ظلمها خواهد نشست. 
بیش از ۱۷۰ سال است که به بهائیان تهمتهای ناروا بطور اشکار و پنهان مانند کافر بودن. مباح بودن خون بهائیان .جاسوسی. ازدواج با محارم . تبلیغ علیه نظام. و امثالهم وارد اورده اند که نتیجه این افتراعات حداقل در خانواده بنده بعنوان شهروند بهائی ان بوده که در ۱۹ خرداد سال ۱۳۶۹ برادر ۱۲ ساله ام افشین ولی در روستای حسین اباد از توابع شهرستان نظراباد بعلت مباح بودن خون بهائیان کشته و به چاه افکنده شد و این جنایت نیز در تاریخ ثبت گردید و جهانیان به قضاوت خواهند نشست . بنده و شش خواهر و برادرم بعلت اعتقاد به دیانت بهائی از تحصیل در مراجع عالی مملکتی و دانشگاه محروم شدیم و از ۸ سال پیش بعد از پلمب محل کسبم اینجانب و اقوامم مورد ازار و اذیت مستمر قرار گرفته ایم که در صورت لزوم مدارک و شواهد ان برای ارسال مهیا میباشد و البته همانطور که بهتر از بنده مطلع هستید پوچی این افتراعات و تهمتها در این زمان برای اکثریت ملت شریف ایران عیان و اشکار شده و کاربرد خود را برای فریب مردم دیگراز دست داده است همانطور که ماه هیچوقت پشت ابر پنهان نخواهد ماند و اینکه اگر کمی تحقیق نسبت به مرتکبین این جنایات در ارتباط با قتل برادر ۱۲ ساله ام فرمایید پی به این مثل قدیمی خواهید برد که چوب خدا صدا ندارد هر که بخورد دوا ندارد و اینکه خداوند جان دهنده و روزی دهنده مخلوقاتش میباشد و نه انسان پر ادعای متکبر و متعصب . در سال ۱۳۸۷ زمانی که برای احقاق حق نزد ریاست سابق شبکه بهداشت و درمان شهرستان نظراباد رفته بودم ایشان با کمال بی انصافی گفتند که خون ما بهائیان مباح است و همین که در ایران زنده ایم و کشته نشده ایم بریم خدا را شکر کنیم و حال اینکه برخی از مسئولین در مجامع بین المللی و در بین ملت ایران هنوز اصرار بر ان دارند که بهائیان از حقوق شهروندی برابر در ایران برخوردار هستند که البته بعلت بیداری مردمان در این زمان اصرار بر تکرار این توهمات جز رسوایی در بین مردم چیزی نصیب گویندان ان نخواهد شد .

برادر ۱۲ ساله آقای پیام ولی که سال ۱۳۶۹ کشته شد

برادر ۱۲ ساله آقای پیام ولی که سال ۱۳۶۹ کشته شد

در سال ۱۳۸۸ زمانی که در بازداشت اداره اطلاعات کرج بطور ناجوانمردانه بازداشت بودم بازجوی اداره اطلاعات با تهدید به بنده گفت که اگر به اقدامات قانونیم جهت فک پلمب مغازه ام ادامه بدهم به اقوامم هم گیر خواهند داد و در واقع اینچنین ناجوانمردانه میخواهند جلوی انجام قانون و عدالت را بگیرن که در ان زمان اسم اقای حسین شایگان پدر زن بنده و متصدی عینک نور در شاهین ویلای کرج و اقایان منصور و منوچهر عنایتی متصدی عینک گالیله و اذر لنز واقع در چهارراه طالقانی کرج که هر دوی انها دایی همسرم میباشند را اورد و بیان کرد که بموقع به حساب انها خواهند رسید .

بعد از مدتی محل کسب و کار پدر خانمم حسین شایگان توسط اداره اطلاعات پلمپ گردید و خودش نیز بمدت ۶ ماه زندانی شد که البته بعد از یکسال محل کسبش فک پلمب گردید و نکته جالب انکه بعد از ۸ سال پلمب محل کسبم و اینکه به فضل الهی کماکان از مسیر قانونی بدنبال حقوق شهروندی ام میباشم از۱۰ روز پیش از طرف اداره اماکن شهر کرج برای سه فرد نامبرده که توسط بازجوی اداره اطلاعات در زمان بازداشتم تهدید شده بودند اخطار پلمب اورده شد و در تاریخ ۲۶ مرداد عینک گالیله پلمب و عینک اذرلنز بسته گردید و محل کسب پدر خانمم حسین شایگان نیز امروز پلمب شد و در واقع اداره اماکن با عدم تمدید جواز کسب ان ۳ نفر از اقوامم و قانون شکنی اداره مربوطه و در نهایت پلمب مغازه یشان این مطلب مهم را متذکر میشود که لابد روند سیستماتیک تحت فشار اقصادی قرار دادن بهائیان در کرج در ابتدا از اقوام بنده شروع شده است و تهدید بازجوی اطلاعات بطور ناجوانمردانه و دور از عدل و انصاف و قانون در شرف وقوع است که همانطور که میدانید روند ادامه اینگونه تبعیضات و ظلمها بشدت افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده و میدهد و عدم اعتماد به برخی از مسئولین در سطح کشور را بدنبال خواهد داشت 
حال با توجه به نکات کلی ذکر شده تقاضای رسیدگی فوری نسبت به مظالم وارده را دارم که بطور سلیقه ای و نه قانونی در حال اجرا میباشد از اینکه اگر شما بعنوان مجری قانون در مقابل سلیقه ها کمر خم فرمایید دیگر مردم به چه شخصی میتوانند برای اجرای قانون اعتماد کنند و نکته مهم اینکه ایا بعد از اجرای سلیقه ها ایا شما به ماندن در پست کاری خود اطمینان خواهید داشت که بعدها بعلت سلیقه و نه قانونی شما را به کنار بگذارند/ و اینکه شهروندان بهائی هیچ گونه خطری برای نظام نداشته و نخواهند داشت و همیشه با نیت خالص اماده همراهی و همدلی به مسئولین و مردم ایران زمین جهت ایجاد ایرانی اباد میباشند و جهت پیشبرد فرایند پیشرفت چه از جهت اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و روحانی ایران عزیز برای مسئولین خوش نیت حکومت دست بدعا خواهند برد و از خداوند متعال طلب تایید و توفیق روز افزون مینمایند
حال از ان مقام محترم خواهان رسیدگی طبق مقررات و قانون را دارم و نیز جهت تکمیل پرونده مطرح شده ام در کمیسیون اصل نود مجلس شواری اسلامی و مرتبط بودن ان و تسریع رسیدگی در امور شما رونوشت نامه به ان نهاد محترم و نهادهای اداری ذیل نیز ارسال گردید

با تشکر فراوان.
۱-اتحادیه صنفی ۲- مجمع امور صنفی کرج ۳- اداره بازرگانی استان البرز ۴- نماینده مجلس کرج ۵- فرمانده کل نیروی انتظامی استان البرز ۶-استانداری استان البرز ۷- شورای تامین کرج ۸- دادستانی کل استان البرز ۹- ریاست کل دادگستری استان البرز ۱۰- سازمان بازرسی کل استان البرز ۱۱- مدیر کل اطلاعات استان البرز ۱۲- شورای شهر کرج ۱۳-ریاست جمهوری ۱۴-مجلس شورای اسلامی ۱۵- شورای نگهبان ۱۶- مجمع تشخیص مصلحت نظام ۱۷- ریاست قوه قضائیه ۱۸- دادستان کل کشور ۱۹- دیوان عالی کشور ۲۰- دیوان عدالت اداری ۲۱- سازمان بازرسی کل کشور ۲۲- وزارت کشور ۲۳- وزیر اطلاعات ۲۴- وزیر دادگستری ۲۵- وزیر صنایع و معادن و بازرگانی ۲۶- دفتر سازمان حقوق بشر اسلامی در تهران ۲۷- فرمانده ای کل نیروی انتظامی ایران ۲۸-شورای اصناف کشور ۲۹-شعبه دهم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری ۳۰- هیئت عمومی دیوان عدالت اداری ۳۱- حوزه علمیه قم ۳۲- وزارت علوم ۳۳-وزارت بهداشت ۳۴- مجلس خبرگان۳۵-نماینده کرج در مجلس شورای اسلامی ۳۶-اداره کار و امور اجتماعی استان البرز

 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

من واقعا فکر می کنم در این کلاس ها فرصت یادگیری از کلاس های سنتی بیشتر است. تمام زمان کلاس به شکل مفید استفاده می شود؛ کاملا چند رسانه است؛ برنامه بسیار منسجم و دقیقی دارد؛ تکالیف خوانده می شود و در فروم همواره فرصت هم اندیشی هست؛ استادان هر دوره هم از چهره های بسیار موثرند.
- منیژه، فارغ التحصیل دوره وبلاگ نویسی

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید