ادگار آلن پو شاعر و پدر ِداستان‌های پلیسی مدرن

فارسی

 

 

توانا- اِدگار آلن‌ پو در ۱۹ ژانویه ۱۸۰۹ در شهر بوستون آمریکا به دنیا آمد. پدر و مادر ادگار هنرپیشه‌های دوره‌گرد بودند. پدرش خانواده را رها کرد و مادر از بیماری سل درگذشت. پس از این بود که سرپرستی ادگار به یک تاجر ثروتمند سپرده شد. پدرخوانده و ادگار با هم مشکلات بسیاری داشتند به شکلی که ادگار مجبور شد که از خانه فرار کند و مدام این‌کار را تکرار می‌کرد. ادگار به دلیل شرایط بد مالی مجبور به ترک تحصیل شد.  فقر، آلن پو را به فروش اشعارش می‌کشاند اما شناخته‌نبودنش موجب می‌شود که اشعارش با اقبال عمومی مواجه نشود و در نتیجه فقر روز به روز بیش‌تر از گذشته آلن پو را در بر می‌گیرد. آلن پو با دختر خاله‌ی خود ازدواج می‌کند. زندگی‌اش هم‌چنان محقر است اما عشق در آن جاری است و از ازدواج خود رضایت دارد. این خوش‌بختی چندان نمی‌پاید و همسرش می‌میرد. غم از دست دادن هم‌سر در همه‌ی زندگی با او است. بسیاری از منتقدان بر این نظر هستند که داستان کلاغ از این برهه از زندگی آلن پو اقتباس شده است. کلاغ شعری است روایی که در ژانویه ۱۸۴۵ انتشار می‌یابد. این شعر در مورد کلاغی است که سخن می‌گوید. این کلاغ با عاشقی آشفته‌‌احوال ملاقات می‌کند و شاهد آن است که این جوان عاشق چگونه به جنون می‌رسد. عاشق در فراغ معشوق زاری می‌کند. در این شعر ارجاعات بسیاری به ادبیات کلاسیک وجود دارد. مشکلات عدیده‌ای که ادگار آلن پو در زندگی شخصی تجربه کرد بود اعم از ترک خانواده توسط پدر، وضعیت وخیم مالی، ترک تحصیل، استخدام در ارتش و ترک آن، درگدشت هم‌سر و … در داستان‌ها و اشعار آلن پو تاثیر فراوانی بر جا گذاشت. نخستین نوشته‌های آلن پو سه مجموعه شعر بودند که در سال‌های ۱۸۲۷ تا ۱۸۳۱ انتشار یافته‌اند. آلن پو در همین زمان داستان‌های هم می‌نویسد که در یک نسابقه‌ی داستان‌نویسی نیز برنده می‌شود. از داستان‌های نیرومند این دوره‌ی آلن پو می‌توان به “زوال خاندان آشر” و “نقاب مرگ سرخ” اشاره کرد.

در سال ۱۸۴۰ آل پو داستان‌های خود را با نام داستانک‌های “گروتسک و عربسک” منتشر می‌کند و اساسا به همین دلیل است که آلن پو را پدر داستان پلیسی مدرن خوانده‌اند. آثار داستانی آلن پو از اشعار او مهم‌تر هستند و در تاریخ ادبیات آثار ماندگارتری به حساب می‌آیند. بسیاری از منتقدان ادبی بر این نظرند که اساسا داستان کوتاه به عنوان یک سبک رایج ادبی از ادگار آلن پو شروع شد.  دکتر حسین پاینده، منتقد ادبی در این‌باره می گوید: «نوشتن داستان کوتاه مستلزم ذهنیتی شاعرانه است. آن کسی در بهترین جایگاه برای نوشتن داستان کوتاه قرار دارد که با فشردگی زبان در شعر غنائی آشنا باشد و کارکرد استعاره را در شعر بداند. "ادگار آلن پو" نخستین نظریه پرداز داستان کوتاه نیز در واقع شاعر بود. داستان کوتاه خویشاوند شعر است و نسبتی با رمان ندارد.» (منبع:سایت دویچه‌وله) پو را یکی از بینان‌گذاران داستان پلیسی، علمی و تخیلی و داستان وحشت دانسته‌اند. آثار پو به زبان‌های رایج اروپایی خصوصا زبان فرانسه نیز برگردانده شد. شارل بودلر آثار پو را به فرانسه برگردانده است. پو تاثیرات بسیاری بر “والت ویتمن”، “ویلیام فاکنر”، “هرمان ملویل”، “داستایفسکی”، “بورخس”، “توماس مان” و … گذاشته است. بیش‌ترین سهم را در معرفی آلن پو به غیر آمریکائیان ،بودلر و مالارمه داشته‌اند. منتقدان تاثیرات فراوان پو را بر داستایفسکی یادآور می‌شوند. بسیاری بر این نظرند چهره‌ی همیشه حاضر مرگ و همین‌طور احساس گناه قهرمانان داستایفسکی شکل تکامل‌یافته‌ی آن چیزی هستند که در نوشته‌های پو می‌توان سراغ گرفت. موضوع اغلب داستان‌های پو جدال دائمی انسان با فقر است و این‌همه از تجربه‌های شخصی پو سرچشمه می‌گیرد.

پو هم‌واره از راه نوشتن ارتزاق کرد و شاید بتوان گفت اولین نویسنده‌ای از چهره‌های ادبیات مدرن باشد که از راه نوشتن زندگی گذرانده است. آلن پو تنها شاعر و یا نویسنده نبود. او یکی از چهره‌های نظریه‌پردازی ادبی آمریکا نیز هست. فارسی‌زبان نیز با آثار آلن پو آشنایی نزدیک دارند. اولین ترجمه‌های آلن پو در ایران توسط مسعود فرزاد صورت گرفته است. مسعود فرزاد کتاب‌های “قلب قصه‌گو”، “نقاب مرگ سرخ”و “آمنتیلا” پو را به فارسی برگردانده است. در همین دوره صادق چوبک، داستان‌نویس مشهور ایرانی داستان “کلاغ” را به فارسی ترجمه می‌کند. احمد گلشیری در مجموعه”داستان و نقد داستان” چند داستان آلن پو را ترجمه می‌کند. یکی از آخرین ترجمه‌های آلن پو به فارسی ترجمه‌ای است از فرهاد غبرایی به نام “گربه سیاه” که در سال ۱۳۸۶ انتشار می‌یابد. رضا نجفی، مترجم و منتقد ادبی درباره ترجمه آثار آلن پو به فراسی در گفت‌وگویی با دویچه‌وله چنین می‌گوید: «از ادگار آلن پو تا به حال چندین مجموعه داستان ترجمه و منتشر شده. اولین مجموعه‌ی داستان‌های او [به صورت کتاب] در فارسی «افسانه‌های راز و خیال» نام داشت که آقای شجاع‌الدین شفا ترجمه کرده بود. بعد مجموعه‌های دیگری نیز چاپ شد که از مجموعه‌های خوب می‌توانم از ترجمه‌ی اقای کاوه باسمنجی با عنوان "نقاب مرگ سرخ" یاد کنم. مجموعه داستانی هم با اسم «هراس» دیده‌ام. کلا دو سه مجموعه داستان دیگر هم توسط مترجم‌های مختلف ترجمه شده. تک داستان هم هست. مثلا در مجموعه‌ی «داستان و نقد داستان» که آقای احمد گلشیری ترجمه کرده، من دو سه تا از کارهای خوب آلن پو را دیدم که با نقدهای مربوط به آنها در این کتاب گنجانده­اند.در جُنگ­ها، مطبوعات و مجموعه‌ها هم کارهای پراکنده از آلن پو زیاد هست اما تعداد مجموعه داستان‌ها چهار پنج تا بیشتر نیست.»

مهدی غبرایی تعداد ترجمه‌های آثار پو به فارسی را ۱۵ عنوان می‌داند اما با این‌حال معتقد است که جای خالی ترجمه‌های قوی از آثار او به خوبی حس می‌شود. رضا نجفی بر این نظر است که آلن پو تاثیرات فراوانی بر نویسندگان ایرانی گذاشته است. او در همان مصاحبه چنین ادامه می‌دهد: «آلن پو اولین کسی بود که برای داستان کوتاه تئوری تدوین قائل شد و سعی کرد برای داستان کوتاه موازینی تبیین کند و شرح دهد. بنابر این برای کسانی که داستان کوتاه می‌نویسند او یک الگوست و فضل تقدم دارد. علت این که در ایران خیلی تاثیرگذار نبوده به نظر من به رمانتیک بودن او برمی‌گردد؛ رمانتیسمی که همیشه در ایران هم طرفدار داشته، منتها نویسنده‌های [معاصر] ما ادبیات را با رئالیسم شروع کردند. ادبیات داستانی ما با جمالزاده شروع می‌شود که سبک کارش رئال است. ما زمانی با ادبیات غرب آشنا شدیم که مکتب رئالیسم خیلی رایج بود. طبیعتا نویسنده‌های ما هم سعی کردند بیشتر از نویسندگان رئالیست الگوبرداری کنند. ولی در بعضی از موارد این تاثیرگذاری هست. مثلا من معتقدم صادق هدایت تحت تاثیر آلن پو بوده. چون برخی از داستان‌های هدایت برخلاف آنچه همیشه تصور می‌شود که او نویسنده‌ای رئالیست است، آشکارا رمانتیک و حتا اگر بخواهیم دقیقتر گفته باشیم «گوتیک» هستند. مثلا داستان «گجسته دژ» هدایت کاملا یک داستان گوتیک است که می‌شود آن را کارهای ادگار آلن پو مقایسه کرد. من فکر می‌کنم برخی از نویسندگان ما، که شاید البته تعدادشان زیاد نباشد، اما کسانی مثل هدایت و بهرام صادقی، قطعا تخت تاثیر ادگار آلن پو بوده‌اند.»

ادگار آلن پو تنها چهل سال سن داشت که در هفتم اکتبر سال ۱۸۴۹ و پس از ۴ روز بیماری به شکل ناشناخته‌ای می‌میرد. برخی مرگ او را ناشی از مصرف بیش از حد الکل دانسته‌اند و برخی نیز دلیل مرگ را ابتلا به بیماری وبا می‌دانند. به هر حال و دلیل مرگ هر چه باشد جنازه‌ی این نویسنده‌ی شهیر به شکلی ژولیده و نیمه‌جان در شهر بالتیمور در ایالت مریلند آمریکا پیدا می‌شود. همان‌ شهری که در سال ۲۰۰۹ میزبان مراسم جشنی به مناسبت دویستمین سالروز تولد پو است.

 

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

پنجم خرداد، سالگرد درگذشت #ناصر_ملک_مطیعی بازیگر سرشناس ایرانی است. در این ویدئو کوتاه نگاهی گذرا داریم به زندگی ه… https://t.co/rpMGu8zzDT
Tavaana توانا (48 minutes ago)
Establishing genuine democracy requires clear understanding of its fundamental terminologies, processes, and princi… https://t.co/lobc1JT147
Tavaana توانا (8 hours ago)
“Statistics indicate significant decrease in consumption of dairy products,” says Soheil Eskandari, faculty member… https://t.co/vR4k97NjJ3
Tavaana توانا (9 hours ago)
When yrs ago Khomeini expressed that his hopes lay with Iran’s schoolchildren, he didn’t live long enough to see ho… https://t.co/9Vs7HSHcUb
Tavaana توانا (10 hours ago)
آیا #دوچرخه‌سواری_زنان در ایران منع قانونی دارد؟ ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در #اصفهان چه روندی را طی کرد؟ این گزا… https://t.co/PPUdKVOg20
Tavaana توانا (11 hours ago)
پلاکارد فارسیِ «نه به جنگ» در راه‌پیمایی دیشب در بغداد و کربلا در مخالفت با #جنگ تازه در منطقه. مردم #عراق از سران… https://t.co/IKB0x6xXgY
Tavaana توانا (11 hours ago)
Civic activist Mohammad Nourizad delivers bed linens to flood victims in Aqqala, a gift laden with meaning. Linens… https://t.co/LRnRhysEl3
Tavaana توانا (11 hours ago)
#محمود_دولت‌آبادی از «کم شدن فشار #سانسور» و «باز شدن فضای فرهنگی» گفته است، آن هم در نشریه‌ای آلمانی! - بدون شرح! https://t.co/IZfXGkai1O
Tavaana توانا (12 hours ago)