بازگشت به خویشتن؛ هدیه روشنفکران به روحانیت

«چهار ساعت اول گوینده تلویزیون ایران گفت:  این صدای انقلاب ایرانه! چند ساعت بعد گفت: این صدای انقلاب اسلامی ایرانیه! از اونجا تکلیف معین شد!» (تلاش صدساله، به کوشش علی لیمونادی، جلد دوم، ص ۱۴۳)

روایت کوتاه بالا، نقلی ست از «علی اصغر حاج سیدجوادی» که ۳۸ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی آن را در جریان یک گفتگو یادآوری می کند. حاج سیدجوادی از نویسندگان آن روزگار و از انقلابیون مخالف شاه بود. اگرچه او نزدیک به ۴۰ سال پس از بهمن ۵۷ مخالفت خود با «اسلامی» نامیدن انقلاب را ابراز کرد، اما شواهدی هستند که نشانگر آن هستند اگر هم او از این مسئله ناراضی بوده است، این نارضایتی در مقطع انقلاب بروز چندانی نداشته است.

سیدجوادی در دانشگاه تهران حقوق خوانده بود اما در بهمن ۵۷ و در گرماگرم اعدام انقلابی نیروهای حکومت پهلوی، از دادگاه های اسلامی و اعدام های انقلابی حمایت می کند. او در همان روزها بود که در پاسخ به انتقاد «مهدی بازرگان» از شیوه عمل دادگاه انقلاب به قضاوت خلخالی، چنین نوشت: «میکروب‌ها نابود نمی‌شوند. سمومات هوا و زمین که زمین و زمان را به کثافت و تعفن آلوده کرده‌اند از بین نمی‌روند. از انقلاب باید همچو طفلی نوزاد حراست شود. و چگونه؟ محیط انقلاب همه میکروب‌ها و سمومات مولد فساد و ظلم باید بلافاصله و بدون کمترین درنگ نابود شوند».

علی اصغر حاج سیدجوادی نمونه ای برجسته برای اثبات این ادعا است که در روزهای پس از سقوط پادشاه ایران، تفاوت برجسته و مشهودی بین دیدگاه روحانیت حاکم با «روشنفکران» و نویسندگان انقلابی وجود نداشت یا حداقل این تفاوت به گونه ای نبود که آن ها را در اصل ماجرا - از جمله در ضرورت برخورد قاطع با کارگزاران حکومت شاهنشاهی - مقابل یکدیگر قرار دهد.

Image may contain: 3 people, people smiling, beard

حاج سیدجوادی در روزهای کهنسالی در پاریس

همان علی اصغر حاج سیدجوادی در اظهارنظری دیگر در همان ماه ها دیدگاه خود نسبت به مسئله اقتصاد را اینگونه بیان کرده بود: «به تدریج می توانیم سود و پول و سرمایه را از بین ببریم و به قول مذهبیون به جامعه بی طبقه توحیدی برسیم»!

این جنس اظهارنظرها از سوی «روشنفکران» و نویسندگان و شاعران انقلابی، محدود به اصغر حاج سیدجوادی نبود. «احمد شاملو» که بعدها از ناراضیان بزرگ حکومت اسلامی شده بود، در مرداد ۵۸ به منش نرمش جویانه بازرگان معترض می شود و می نویسد: «واقعا که این استاد مهندس بازرگان ما، وجودش به تنهایی برای همه انقلاب‌های سفت و نیم‌بند و آبکی سراسر دنیا بس است»!

«فریدون تنکابنی» - دیگر نویسنده سکولار - در مرداد ۵۸ مقاله ای در روزنامه اطلاعات با نام «وحدت کلمه زیر پرچم امام» می نویسد و از جمله در آن می گوید: «وظیفه همه ماست که با وحدت عمل و وحدت کلام (البته با حفظ حق انتقاد و آزادی کلام) زیر پرچم امام گردآییم و در این خط اصلی درست حرکت کنیم. تقویت رهبری امام، تقویت انقلاب است و تضعیف آن، تضعیف انقلاب...».

خویشتن مشترک با روحانیت حاکم؟

اینکه این همراهی با قدرت مستقر از سوی بیشتر نویسندگان و شاعران و «روشنفکران» از چه ناشی می شد، موضوع بحث های فراوانی می تواند باشد؛ اما آنچه حداقل در این مجال بتوان آن را به عنوان یک بحث قابل اعتنا مطرح کرد، ریشه یابی این همراهی و همدلی در تئوری «بازگشت به خویشتن» است که در آن دوره همچون شبح و به روایت های گوناگون بر آسمان روشنفکری در ایران سایه انداخته بود. این ایده در ایران تئوری پردازان بزرگی داشت که هم روشنفکران سکولار را در بر می گرفت و هم روشنفکران دین مدار را.

«علی شریعتی» یکی از مبلغان بزرگ این ایده بود. او در یک سخنرانی مهم خود در حسینیه ارشاد درباره این ایده می گوید: «در یک کلمه می‌گویم: تکیّه ما به همین خویشتن فرهنگی اسلامی‌مان است و بازگشت به همین خویشتن را باید شعار خود کنیم، به خاطر اینکه این تنها خویشتنی است که از همه به ما نزدیکتر است و تنها فرهنگ و تمدّنی است که الان زنده است و تنها روح و حیات و ایمانی است که درمتن جامعه الان که روشنفکر در آن جامعه باید کار کند، زندگی دارد، و تپش دارد. اما اسلام را باید از صورت تکراری و سنت‌های ناآگاهآن‌های که بزرگترین عامل انحطاط است به صورت یک اسلام آگاهی‌بخش مترقی معترّض و به عنوان یک ایدئولوژی آگاهی‌دهنده و روشنگر مطرح کرد...».

Image may contain: 2 people, eyeglasses

شریعتی در پی ایدئولوژیک کردن اسلام بود

با توجه به سابقه عناد شریعتی با روحانیت سنتی شیعه و طرح ایده «اسلام منهای آخوند»، می توان به قوت این بحث را معتبر دانست که شریعتی سعی می کرد بازگشت به خویشتن اسلامی را از بازگشت به خویشتن آخوندی دور نگاه دارد؛ اما نکته اینجا بود که این ایده در ایران سرنوشتی جز این نمی توانست داشته باشد که در منزل فقاهت شیعی آرام بگیرد و به واسطه آنان در جامعه سویه عینی پیدا کند. چنانکه شریعتی بر ایدئولوژیک شدن اسلام تاکید می کرد و طبیعی بود که ایدئولوگ های این ایدئولوژی در درجه نخست، آخوندها باشند.

چنانکه «مهرزاد بروجردی» در این باره می گوید:‌ «هدف شریعتی از بازگشت به خویشتن بازگشت به اسلام سنتی نیست. خواست و پرسش او این بود که «چگونه می‌توان سنت را ایدئولوژیک کرد»... شریعتی از هواداران خود می‌خواهد که با اراده‌ی ایدئولوژیک کردن سنت به سوی اسلام بازگردند و با خوانشی جهت دار جنبه‌هایی از اسلام را که می‌تواند تفکر سیاسی رادیکال را تقویت کند برجسته سازند».

با توجه به چنین فضایی ست که اسلام و اسلامی شدن بر زبان کسانی جاری می شود که نسبتی با اسلام ندارند. به عنوان نمونه می توان از «مهدی اخوان ثالث» نام برد که در اشعار خود توجه ویژه ای به سنت ایرانی و فرهنگ ایران داشت و «ایران اسلامی» برای او محل اعتنا نبود. اما همین شاعر بلندآوازه  در ماه های پس از پیروزی انقلاب اسلامی می گوید: «ما به طرف نوعی سوسیالیسم اسلامی پیش می رویم»!

داریوش آشوری در اشاره ای تلویحی به همین فضا و با طعنه به ایده بازگشت به خویشتن، به همان مقطع پیروزی انقلاب ۵۷ اشاره می کند و با به میان آوردن یک مثال از ابتذالی می گوید که نتیجه به بارنشینی این ایده بود: «حتی اوایل صحبت این بود که آپارتمان ها مشرفند به همدیگه! ولی خب آپارتمان را چکارش میشه کرد؟ بیارن دیوار بکشن جلوش؟! از این یاوه ها می گفتند ؛ برای بازگشت به اون جهان گمشده سنتی درخشان!» (تلاش صدساله، به کوشش علی لیمونادی، جلد دوم، ص ۱۷)

«بازگشت به خویشتن»ی که از آن آخوندها بود!

شاید یکی از بهترین تحلیل ها در این میان درباره نسبت تئوری بازگشت به خویشتن با حاکمیت روحانیت و تناقض روشنفکران، متعلق به «محمد سمیعی» - نویسنده کتاب «نبرد قدرت در ایران» - باشد. او در این کتاب و در این باره به این نکته می پردازد که روشنفکران ایرانی در سال های پیش از انقلاب ۵۷ از یک «تناقض درونی» رنج می بردند. تناقض در این بود که آنان ندای بازگشت به خویشتن سر می دادند و منظورشان عرفان ایرانی یا فلسفه ایرانی یا اسلام و تشیع بود؛ اما هر کدام که بود، این حوزه ها متولیانی داشت که این متولیان خاستگاهی غیرروشنفکرانه و بلکه ضد آن داشتند.

Image result for ‫روحانیت انقلاب‬‎

منفعت اصلی از تئوری بازگشت به خویشتن، نصیب روحانیت انقلابی شد

سمیعی در توضیح بیشتر می گوید:‌ «تناقض درونی روشنفکران این بود که آنان از یک طرف می خواستند به خویشتن ایرانی بازگردند و از طرف دیگر آن خویشتن را فراموش کرده بودند یا لااقل متولیان آن نبودند. در میان نیروهای سیاسی موجود  تنها گروهی که آن خویشتن را... در بستر اصلی خویش حفظ کرده بود، روحانیت بود. اشکال اینجا بود که روحانیت تقریبا از سوی همه روشنفکران، اعم از دینی و غیردینی تخطئه می شد. بنابراین تناقض مزبور اینگونه شکل می گرفت که نهضت روشنفکری به خویشتنی احاله می داد که خودش متولی آن نبود و تنها متولی آن نیز مورد انتقاد جدی روشنفکران و مغضوب آنان بود. جمع بین این دو با هم متناقض می نمود». (محمد سمیعی، نبرد قدرت در ایران، نشر نی، ص ۵۹۲)

 

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

خیابان آزادی تهران مسدود شد۔ پس ازسرکوب دانشجویان، مردم با هر وسیله‌ای به خیابان‌ها آمده‌اند از هر سنی،نکته مهم ای… https://t.co/VX1fuimx3W
توانا Tavaana (7 hours ago)
"I saw many times on film how the people of my country are encouraging me as always. I always felt people’s kindnes… https://t.co/wOi3kMTD9G
توانا Tavaana (9 hours ago)
Today at Tehran’s Charsou Mall Shopkeepers and Bazaaris join protesters as agents of the Islamic Republic attempt t… https://t.co/KiSTDRe8nb
توانا Tavaana (10 hours ago)
شرایط در دانشگاه صنعتی شریف بحرانی است. نیروهای امنیتی دانشگاه را محاصره کرده‌اند و در چنین شرایطی اگر مردم در بیرو… https://t.co/sOiSEFPnT6
توانا Tavaana (11 hours ago)
#یاری_مدنی_توانا #اعتصابات_سراسری #مهسا_امینی #اعتراضات_سراسری #اعتصاب_سراسری #MahsaAmini
توانا Tavaana (11 hours ago)
حسن نصرالله،گفت: مرگ مهسا امینی حادثه مبهم است. او باحمایت ازجمهوری اسلامی وسرکوب اعتراضات مردمی،اعتراضات مردم ایرا… https://t.co/3qsIN0OV2V
توانا Tavaana (11 hours ago)
Regime forces are preventing students of Tehran’s Sharif University from leaving the university. The same is happen… https://t.co/Pxh3lWkDrK
توانا Tavaana (11 hours ago)
دانش‌آموزان این روزها شعارنویسی می‌کنند، حجاب برمی‌دارند، عکس رهبران حکومت را پاره می‌کنند و حتی در راه بازگشت به خ… https://t.co/WBq7u6lFFk
توانا Tavaana (12 hours ago)