خشایار دیهیمی؛ آواز با صدای دیگران

 

0a53fee0e8b865366a74e0d93ad98d02.jpg

چشم‌انداز

خشایار دیهیمی از مشهور‌ترین مترجمان ایرانی‌ست که نزدیک به ۳۷ سال است، کار ترجمه می‌کند. او که دارای مدرک مهندسی شیمی است، ابتدا در حوزه تحصیلی خود فعال بود، اما پس از چندی مسیر زندگی‌اش را به سمت مترجمی عوض کرد و تاکنون بیش از ۱۲۰ عنوان کتاب ترجمه کرده است. ترجمه‌های او حوزه‌های مختلف فلسفی، سیاسی و ادبی را در بر می‌گیرند.

او که در آغاز دهه هفتاد زندگی‌اش به سر می‌برد، همچنان مترجمی پرکار محسوب می‌شود و ویراستاری برجسته نیز به حساب می‌‌آید. علاوه بر ترجمه و ویراستاری، در جامعه مدنی نیز حضوری پررنگ و فعال دارد. او در دوره «اصلاحات» برای روزنامه‌ها مقاله سیاسی می‌نوشت و در ادوار مختلف انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداهای اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا حمایت کرده است. اگرچه او این حمایت‌ها را "حمایت مشروط" می‌داند. او کار روشنفکر را نقد کردن می‌داند و اگرچه سیاست را امر شریفی می‌پندارد اما روشنفکران را از وابستگی حزبی بر حذر می‌دارد. او در جمله‌ای گویا درباره نسبت سیاست و خودش می‌گوید: «من آدم روزنامه هستم. آدم شب‌نامه نیستم.»

پیشینه

خشایار دیهیمی در سال ۱۳۳۴ در تبریز متولد شد. این مترجم و ویراستار برجسته ایرانی، از کودکی با کتاب آشنا بود و به آن علاقه داشت. به گفته خودش خواندن و نوشتن را قبل از مدرسه و تحصیل یاد گرفت. او در این‌باره می‌گوید: «پیش از این‌که به مدرسه بروم کتاب می‌خواندم، قصه می‌خواندم. از ۱۰سالگی یک کتاب‌خوان حرفه‌ای بودم، یعنی بدون اغراق باید روزی یک کتاب را می‌خواندم.» او استاد اصلی خود در یادگیری ترجمه را "عبدالله توکل" می‌داند. توکل همکار پدر خشایار دیهیمی در آموزش و پرورش بود که در اوقات فراغت خود دست به ترجمه می‌زد. «یادداشت‌های یک دیوانه» اثر گوگول اولین کتابی ست که دیهیمی آن را در ۱۸ سالگی ترجمه می‌کند. به گفته خودش برای دل خودش این ترجمه را انجام داد و از نشان‌دادن آن به عبدالله توکل هراس داشت. تا اینکه توکل ترجمه را می‌بیند و آن را ترجمه‌ای "درخشان" توصیف می‌کند و دیهیمی جوان را تشویق می‌کند که آن را چاپ کند و به این ترتیب "انتشارات هاشمی" اولین ترجمه خشایار دیهیمی را منتشر می‌کند. (۱)

دیهیمی در دوره جوانی به معلمی اشتغال داشت، از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۱. در حین معلمی مشغول تحصیل هم بود و مدرک کار‌شناسی خود در رشته شیمی محض را در سال ۵۶ از دانشگاه تبریز دریافت کرد. در سال ۶۱ به دلیل مسائل سیاسی در "ملکان" آذربایجان بازداشت می‌شود و به زندان می‌افتد. (۲)

بعد از زندان در یک کارخانه لاستیک‌سازی مشغول به کار می‌شود. اما روح خود را سازگار با این کار نمی‌بیند. او خود در توضیح بیش‌تر می‌گوید: «بعد از زندان هم چون شیمی خوانده بودم با گرایش پلیمر، در یک کارخانه لاستیک‌سازی مشغول کار شدم و یک سال آنجا کار کردم. بعد دیدم نمی‌توانم و اگر این‌طور پیش بروم، قطعا می‌میرم. کارش سخت نبود، اما عشق من نبود. گرچه آنجا هم ۱۰ کتاب راجع به صنعت لاستیک درآوردم و بعد هم دایره‌المعارف صنعت لاستیک را ترجمه و تالیف کردم که البته دوستان محبت فرمودند و به اسم خودشان چاپ کردند و از قضای روزگار جایزه بهترین کتاب را هم گرفت! و حتی حق تألیف آن را هم ندادند.»

یعد از آن به "انتشارات فرانکلین" می‌رود و به عنوان نمونه‌خوان در آنجا مشغول به کار می‌شود. اگرچه در ابتدا به لحاظ مادی تحت فشار قرار می‌گیرد اما علاقه‌اش به کار فرهنگی و خصوصا کار ترجمه او را در این کار ماندگار می‌کند. او علاقه‌اش به ترجمه را ناشی از علاقه‌اش به سهیم‌ کردن دیگران در لذت مطالعه شخصی خود می‌داند تا دیگران هم بتوانند از آن نوشته‌ها بهره بجویند.

او پس از مدتی جای خالی ترجمه‌های خوب در زمینه فلسفه سیاسی را در می‌یابد و تصمیم می‌گیرد در این زمینه دست به ترجمه بزند. در شرح آن تصمیم می‌گوید: «حدود بیست و چندی سال پیش برای اولین‌بار با فلسفه‌ سیاسی آشنا شدم. تا آن موقع در زمینه فلسفه سیاسی به فارسی فقط یکی، دو کتاب از مرحوم "عنایت" خوانده بودم، دیدم که ما خیلی عقب هستیم و چیزی از فلسفه سیاسی نمی‌دانیم. به خصوص که انقلاب هم شده بود و فلسفه سیاسی از مهم‌ترین مسایل ما بود.» با رئیس کالج علوم سیاسی دانشگاه آکسفورد شروع به مکاتبه می‌کند و به واسطه راهنمایی او در این زمینه دست به ترجمه می‌زند.

علاوه بر حوزه فلسفه سیاسی، در فلسفه اخلاق هم دست به ترجمه می‌زند. همچنین عشق همیشگی او به ادبیات موجب می‌شود که در این میان "برای تنفس و لذت بیشتر"، آثار ادبی نویسندگانی چون "آلبرکامو" و "داستایوفسکی" را نیز ترجمه کند و کم کم به عنوان یکی از کسانی شناخته شود که فلسفه و افکار داستایوفسکی و کامو را می‌شناسد و آن‌ها را تشریح و تفسیر می‌کند.

خشایار دیهیمی اکنون بیش از ۳۵ سال است که مشغول کار ترجمه است و در این مدت، بیش از ۱۲۰ عنوان کتاب ترجمه کرده است. یعنی به طور متوسط سالی ۳ کتاب. (۳) او خود این مقدار را تعداد زیادی نمی‌داند و در جواب منتقدانش که او را به "پرکاری" متهم می‌کنند، این انتقاد را به حساب "تنبلی" منتقدان خود می‌گذارد. او به گفته خود کتابخانه بزرگی دارد که در همه حوزه‌ها در آن کتاب وجود دارد. او بر "پرخوانی" یک مترجم تأکید می‌کند و در این راه به نصیحت عبدالله توکل به خودش اشاره می‌کند که به او توصیه کرده بود به ازای هر ۵۰ کتابی که می‌خواند یک کتاب ترجمه کند و او به گفته خودش تا به امروز به این نصیحت عمل کرده است.  

57307673.jpg

دیدگاه‌ها

ادبیات؛

علاقه خشایار دیهیمی به ادبیات از کودکی کلید خورده بود. ترجمه‌های ادبی دیهیمی از نویسندگانی چون "نیکلای گوگول"، "فئودور داستایوفسکی"، "آلبرکامو"، "ایوان کلیما"، "اکتاویو پاز" و غیره گواهی بر این امر است. این علاقه و مطالعه جدی آثار ادبی موجب شده است که او ادبیات را "مادر فضیلت" و "مادر همه دانش‌ها" ‌بداند. دیهیمی نویسنده محبوب ادبی خود را "آلبرکامو" می‌داند و همواره نیز دغدغه ترجمه آثار این نویسنده مشهور فرانسوی را داشته است. اما با این حال دیهیمی از بزرگترین مترجمانی‌ست که در حوزه ادبیات روسیه هم صاحب‌نظر است و ضمن ترجمه‌هایی که خود از نویسندگان روسی انجام داده است، پروژه‌های جدی ترجمه مانند "نویسندگان روس" را نیز پیش برده است.

دیهیمی ادبیات را "رکن اول" می‌پندارد و به عقیده او این ادبیات است که آدم را "آدم" می‌کند. او بر این باور است حتی کسانی که در رشته‌هایی متفاوت از ادبیات به صورت تخصصی کار می‌کنند باید به ادبیات بپردازند تا بتوانند به درک بهتری از رشته تخصصی خودشان نائل آیند. به باور او در ادبیات آدمی می‌تواند به وسعت نظر و سعه‌صدر برسد و این به این علت است که در ادبیات آدم‌های واقعی با شخصیت‌های گوناگون وجود دارند و تنها با یک "ایده" روبه‌رو نیستیم. در کنار این نکته، او مطالعه ادبیات را برای کار ترجمه نیز ضروری می‌پندارد و در اظهار نظری صریح می‌گوید: «کسی که ادبیات یک کشور را عمیقاً نخوانده باشد، نمی‌تواند هیچ متنی را ترجمه کند؛ چون در ادبیات یک کشور، همه‌ی ریزه‌کاری‌های زبانی وجود دارد. ادبیات زبان را خلق می‌کند. بنابراین اصل اولیه این است که حتماً باید ادبیات آن کشور را خوانده باشید.»

سیاست؛

خشایار دیهیمی به گفته خودش هرگز به مسائل سیاسی روزمره نپرداخته است مگر اینکه دخالت در آن را "نمونه‌ای برای بسط یک نگاه سیاسی–اخلاقی" دیده باشد. او که از رأی‌دهندگان به "سیدمحمد خاتمی" نیز بوده است، درباره نوع دفاع خود از این کاندیدا‌ها می‌گوید: «حتی به آقای خاتمی گفتم من رأی می‌دهم که بتوانم نقد کنم. و چون رأی دادم، تو را مسئول می‌دانم و حتی اگر انتخاب نشوی باز هم در برابر من مسئولی و من از تو بازخواست می‌کنم. من باید بازخواست کنم.»

او به طور تلویحی سیاست در دوره ریاست جمهوری "محمود احمدی‌نژاد" را غلتیده در ابتذال ارزیابی می‌کند و به گفته خودش از سال ۸۴ به این طرف اصلا مطلب سیاسی ننوشته است. او نوشته‌های خود را سیاسی می‌داند اما آن‌ها را نوشته‌هایی در مقام "شرافت سیاسی" می‌پندارد که از "روزمرگی و ابتذال و اتهام زدن و افشاگری" به دور است. او دفاع خود از "هاشمی رفسنجانی" در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ را نیز دفاعی "مقطعی و مشروط" می‌دانست. (۴)

در پاییز ۹۳ بود که خشایار دیهیمی در یکی از جنجالی‌ترین اقدامات سیاسی خودش، "صادق لاریجانی"، رییس قوه قضاییه را مخاطب خود قرار داد و با زبانی تند و آتشین او را به دادگاه فراخواند. او که در این نامه خودش را یک "شهروند یک لاقبا" توصیف کرده بود، خطاب به صادق لاریجانی اعلام کرد که از او ترسی ندارد به رغم اینکه می‌داند او "کهریزک‌ها" دارد. در بخشی از این نامه - که دیهیمی آن را در صفحه فیس‌بوک شخصی خود منتشر کرده بود - چنین آمده است: «نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت. مردم قضاوتشان را کرده‌اند و باز هم خواهند کرد. امروز بر مسند قدرتی و غره به این مسند. من نه مسندی دارم و نه جز عزت انسانی‌ام سرمایه و قدرتی. قامت من اگر زیر بار زورتان خمیده است دلم سرفراز است. تو دلت خمیده است. فخر مفروش. روزگار تکلیف ما را با هم روشن خواهد کرد.» در واقع این نامه بی‌پروای دیهیمی در واکنش به سخنانی از لاریجانی بود که در مهر ۹۳ از دستور خود به دادستانی تهران برای برخورد با رسانه‌هایی خبر داد که به گفته او به "بزرگ‌نمایی فساد" می‌پردازند.

larijani-deyhimi.jpg

فلسفه؛

متکفران مورد علاقه دیهیمی در حوزه فلسفه سیاسی، "جان راولز"، "هانا آرنت"، و "آیزایا برلین" هستند. او متفکران ایرانی را تلخ‌اندیش و ناامید می‌داند و از "آلبرکامو" نقل می‌کند که: «ناامیدی بزرگترین گناه و بزرگترین بی‌اخلاقی‌ست.» اما در عین حال دیهیمی نگاهی متفاوت به نقش فلسفه دارد. نگاهی که با نگاه رایج آکادمیک چندان همخوان نیست. به باور دیهیمی فلسفه اگر نتواند کمکی به ایجاد یک زندگی بهتر کند، اساسا به درد نمی‌خورد. او با این نگاه است که منتقد اوضاع فلسفه در ایران است. به عقیده دیهیمی، در ایران مدت‌هاست که فلسفه به مباحث فنی محدود شده است. او فلسفه را متعلق به همه می‌داند و به زعم او همه ما از کودکی پرسش‌هایی مطرح می‌کنیم که جنبه فلسفی آشکاری دارند.

اساسا دیهیمی بر این باور است که فلسفه از زمان سقراط متعلق به «آگورا» و میدان عمومی بوده است. برای اینکه مردم یاد بگیرند بهتر و سالم‌تر زندگی کنند. او در عین حال به شفابخشی فلسفه معتقد نیست. به باور او فلسفه درد و رنج را کم نمی‌کند بلکه آن را قابل تحمل می‌سازد.  دیهیمی در نقد وضع فلسفه در ایران به این تفکر که "فلسفه رشته‌ای دانشگاهی‌ست" حمله می‌برد و در نقد رویکرد نویسندگان و مترجمان فلسفی ایران می‌نویسد: « متاسفانه در کشور ما هم نظر اغلب نویسندگان و مترجمان فلسفه معطوف به کتاب‌های نظری سیستماتیک است، کتاب‌هایی که خوانندگان احساس می‌کنند که نویسنده‌اش اصلا تلاشی نمی‌کند تا زندگی را با همه آشوب‌هایش، پوچی‌هایش، درد‌هایش، خوشی‌هایش، سرخوردگی‌هایش، اضطراب‌هایش و خلاصه فراز و نشیب‌هایش درک کند، درگیرشان شود و ما را نیز همراه با خودش درگیرشان کند.»

ترجمه؛

خشایار دیهیمی کار خود در حوزه ترجمه را کاری "نظام‌مند" می‌داند. به این معنا که "نظام‌مند" مطالعه کرده است و این مطالعه به او کمک کرده است تا کتاب‌های "ضروری و جامع" را ترجمه کند. او درباره وسوسه خودش در انتخاب درست کتاب برای ترجمه می‌گوید: «باور کنید من برای انتخاب کتابی راجع به فلسفه سیاسی "هانا آرنت" دوازده کتابی را که راجع به فلسفه سیاسی او بود، از سر تا ته خواندم و بعد فکر کردم مثلا این یکی برای خواننده ایرانی از همه مناسب‌تر است. شاید من اشتباه کرده باشم، اما این‌طور نبوده که فقط یک کتاب راجع به هانا آرنت خوانده باشم و‌‌ همان را هم ترجمه کنم. یا مثلا من یک کتابخانه راجع به "آیزایا برلین" دارم و همه آن‌ها را کاور تو کاور خوانده‌ام، بعد یکی را انتخاب و ترجمه کرده‌ام.»

دیهیمی سبک ترجمه خود را متفاوت از دیگر مترجمان برجسته‌ می‌داند. به عقیده او این برخی از مترجمان برجسته کشور، "تحت‌اللفظی" ترجمه می‌کنند. او ترجمه تحت‌اللفظی را کاملا به باطن غیروفادار می‌داند که تنها به ظاهر وفادار است. به باور او در این نوع ترجمه، خواننده معنای واقعی را گم می‌کند. او درباره سبک ترجمه خودش می‌گوید: «من به الفاظ پایبند نیستم. من حتی به "Meaning" هم پایبند نیستم. من به "Sense" پایبند هستم؛ یعنی هم "معنا" و هم "حس". بنابراین اصلاً اینجا دیکشنری به کار نمی‌آید. شما باید تسلط زیادی به زبان فارسی داشته باشید. بایگانی زبانتان باید آن قدر قوی باشد که این مفهوم را بازآفرینی کنید؛ اما در عین حال، معنای شما نباید از آن معنا و سِنس نویسنده‌ی اصلی، ذره‌ای تجاوز کند یا از آن قلیل‌تر باشد. باید بتوانید نشان دهید که عین همان معنا را با الفاظ دیگری رسانده‌اید که حتی در دیکشنری‌ها این الفاظ برای آن کلمات نیامده است. من طرفدار این سبک ترجمه هستم. خوانندگان من هم دقیقاً به همین دلیل ترجمه‌ی مرا می‌پسندند.»

به باور دیهیمی در بازار ایران ترجمه‌های بدی وجود دارد. او "علت اصلی" این مساله را در این می‌بیند که: «مترجمین سراغ کتاب‌هایی می‌روند که از عهده آن برنمی‌آیند و حاصل کار طبیعی است که بد خواهد بود.» دیهیمی درباره اینکه چرا مترجمین با وجود ناتوانی در ترجمه کتاب‌های دشوار، باز دست به ترجمه آن می‌زنند، از "ابهت" آن کتاب‌ها سخن می‌گوید: «که مردم می‌گویند مثلاً این شخص مترجمِ راولز یا هگل است.» او در مقابل این مسأله از این می‌گوید که مترجم هم باید از پس کتاب بر بیاید و هم اینکه ترجمه باید با توجه به نیازهای جامعه باشد. دیهیمی در کار ترجمه، خودش را با خودش "روراست" می‌داند. به این معنی که سعی می‌کند آثار فیلسوف‌ها و جامعه‌شناسانی را ترجمه کند که توان درک آثارشان و نیز توان ترجمه آن آثار را داشته باشد. (۵)

دیهمی به "نقد ترجمه" در ایران نیز نقد دارد. خشایار دیهیمی ضمن بیان این نکته که «منتقد حتما هم راست نمی‌گوید»، بر آن است که نقد‌ها و از جمله نقد ترجمه در ایران را "ایدئولوژیک" می‌پندارد، که در آن‌ها گاهی حتی به شخصیت افراد نیز توهین می‌شود. او یکی از شرایط نقد خوب را این می‌داند که "مستند و جزء به جزء" صورت بگیرد. او رعایت ادب را در نقد بسیار مهم می‌داند که اگر رعایت نشود می‌تواند فرایند انتقاد را به یک "فرایند ضایع کننده و متشنج‌کننده افکار" تبدیل کند.(6) او درباره پاسخ ندادن به نقد‌ها می‌گوید: «کسی که به نقد پاسخ ندهد بی‌حرمتی کرده است؛ یعنی اگر شخص مقابل، با رعایت ادب شما را نقد کرده باشد و شما جواب ندهید، یعنی شما آدم نقدپذیری نیستید و اصلاً گوش شنوایی برای نقد شنیدن ندارید و این بی‌ادبی و بی‌اخلاقی است.»

Khashayar Dayhimi.jpg

 

دستاورد‌ها

دستاوردهای دیهیمی ابعاد مختلفی از زندگی حرفه‌ای او را در بر می‌گیرد. از کار مطبوعاتی گرفته تا ترجمه و ویرایش و سرپرستی مجموعه‌های بزرگ. در بُعد مطبوعاتی، یکی از نقاط برجسته زندگی حرفه‌ای خشایار دیهیمی، "بنیان‌گذاری مجله نگاه نو و سردبیری آن" بود. (۷) این نشریه در سال ۱۳۷۰ بنیان گذاشته شده بود و نام دیهیمی تا پنج شماره نخست به عنوان "دبیر شورای نویسندگان" می‌آمد. پس از پنج شماره دیهیمی با صاحب امتیاز نشریه به اختلاف بر می‌خورد و از سردبیری نشریه کنار می‌کشد اما به همکاری با آن ادامه می‌دهد. همچنین خشایار دیهیمی مقاله‌نویس مشهور و برجسته‌ای نیز است و در اینجا می‌توانید یک سری از مقالات مهم او را مشاهده کنید.

خشایار دیهیمی علاوه بر کار مطبوعاتی و نگارش مقاله‌های فراوان مطبوعاتی، ویراستاری برجسته نیز است و ویراستاری بیش از ۲۰۰ اثر را بر عهده داشته است. او انواع ویرایش را به سه گروه کلی تقسیم می‌کند: ویرایش در متون ترجمه شده، ویرایش متون تألیفی و ویراستاری فرهنگ‌نامه و دانش‌نامه‌ها. در حوزه ویرایش - و به گفته خود خشایار دیهیمی - مهم‌ترین کار ویرایشی او، ویراست نهایی اثر چندجلدی "تاریخ تمدن" نوشته "ویل دورانت" و "آریل دورانت" است. (۸)

خشایار دیهیمی عهده‌دار سرپرستی مجموعه ترجمه‌ها نیز بوده است. یکی از مجموعه‌هایی که دیهیمی برای انتشار آن زحمت بسیار کشید، مجموعه "نسل قلم" بود که در بیش از صد جلد منتشر شد. این مجموعه در واقع ترجمه مقالات دایره‌المعارف ادبیات جهان است که انتشارات "اسکریبنرز" در فاصله سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۲ منتشر کرده بود. و یکی از معتبر‌ترین دایره‌المعارف‌های ادبیات در جهان است. خود دیهیمی سرپرستی این مجموعه را یکی از مهم‌ترین کارهای حرفه‌ای خود می‌داند. (۹) هر يك از جلدهاي مجموعه نسل قلم به يك نويسنده اختصاص دارد و هر اثر پس از ارائه شيوه نگارش و انديشه نويسنده، آثار او را به اختصار تحليل مي‌كنند. تعدادی از کتاب‌های این مجموعه را می‌توانید در این لینک مشاهده کنید.

او در یک مصاحبه درباره این مجموعه، آغاز آن را مربوط به سال ۱۳۷۰ و در دوره‌ای می‌داند که در نشریه "نگاه نو" مشغول به کار بود. او در توضیح بیشتر می‌گوید: «فکر "نسل قلم" در آنجا پایه‌ریزی شد و ما با استفاده از مجموعه دایره‌المعارف "اسکریبنرز" هر شماره ۴۰ تا ۵۰ صفحه را به معرفی یک نویسنده اختصاص می‌دادیم و مقالات آن مجموعه را بدین ترتیب ترجمه می‌کردیم. بعد بنا به دلایلی که نمی‌شود توضیح داد، کار من در نگاه نو متوقف شد و من بیکار شدم. فکر کردم که می‌شود‌‌ همان کاری را که در بخش ادبی "نگاه نو" انجام می‌دادیم به صورت مستقل و در قالب کتاب ادامه دهم. به بسیاری از ناشران پیشنهاد دادم که این کار را ادامه دهیم و هر ماه دو جلد از این مجموعه را منتشر کنیم و جلو برویم. اما به هر ناشری که مراجعه می‌کردم، بدبین بود و می‌گفت این کار شدنی نیست و در ایران، کار دنباله‌دار و پی در پی امکان‌پذیر نیست و تو یک حرفی می‌زنی که خودت هم پایش نمی‌ایستی.»

دیهیمی با وجود جواب منفی ناشران ناامید از انتشار این مجموعه نشد تا اینکه یکی از دوستانش به او پیشنهاد می‌دهد که با انتشار قبض و فروش آن در بین مردم، کتاب‌ها را پیش‌فروش کند تا بتواند پول انتشار مجموعه را فراهم کند. به این وسیله کار آغاز می‌شود و هر ماه دو جلد از مجموعه نسل قلم با ترجمه مترجمان برجسته ایرانی منتشر می‌شد. پس از انتشار ۳۰ شماره از این مجموعه، نشر "کهکشان" به کمک نسل قلم می‌آید و روی این مجموعه سرمایه‌گذاری می‌کند و کتاب‌های این مجموعه با آرم نشر کهکشان به انتشار رسیدند. این وضعیت تا شماره ۱۰۴ ادامه پیدا می‌کند تا اینکه دیهیمی خسته می‌شود و از کار کنار می‌کشد.

نسل قلم پس از کنار کشیدن دیهیمی نیز ادامه پیدا کرد و تا چند شماره دیگر منتشر شد. نسل قلم بعدا پایه‌گذار کتاب و مجموعه‌های دیگری شد و دیهیمی کتابی چون "نویسندگان روس" و مجموعه‌ای چون "نویسندگان قرن بیستم فرانسه" را نیز با کمک‌گیری از ایده‌های مجموعه نسل قلم منتشر کرد. کتاب‌های مجموعه نسل قلم از چهار سال پیش و از طرف نشر "ماهی" بازچاپ شدند.

یکی دیگر از پروژه‌های ترجمه دیهیمی مجموعه "جنگ و صلح" بوده است که آنطور که خود در ابتدا اعلام کرد، ۳۰۰۰ صفحه حجم داشت و در چهار جلد ۷۲۰ صفحه‌ای برای چاپ در مجله "مهرنامه" تدوین شده بود. به گفته دیهیمی در این پروژه مسائلی چون جنگ و صلح، تروریسم، نسل‌کشی، جنگ عادلانه، از نگاه فلسفی مورد بحث قرار گرفته‌اند. البته بعد‌ا دیهیمی در مصاحبه‌ای در سال ۹۲ از بدقولی‌های مالی مربوط به این مجموعه گلایه سختی کرد. به گفته او این بدقولی‌ها مانع از انتشار کامل این مجموعه شد و او تصمیم دارد این مجموعه را در قالب چندجلد کتاب بعدا به انتشار برساند.

11125.jpg

 

یکی دیگر از مجموعه ترجمه‌های بزرگی که خشایار دیهیمی برای آن همت به خرج داده است، سرپرستی ترجمه مجموعه ۱۰۰ جلدی "تجربه و هنر زندگی" است. از این مجموعه که در ابتدا "فلسفه و هنر زندگی" نام داشت، به صورت متناوب منتشر می‌شود. آن‌طور که دیهیمی اعلام داشت، این مجموعه تأملی فلسفی درباره شئون مختلف زیست آدم‌هاست. خود دیهیمی در توضیح بیشتر می‌گوید: «این مجموعه در واقع نگاهی فلسفی‌ست به مسائل عادی زندگی روزمره انسان‌ها مانند درد، ملال، خوشبختی، افسردگی، اضطراب، بخشیدن، انتقام، حسادت، غرور، دروغ و طمع و مسائل دیگر که هر یک در یک مجلد آماده چاپ شده‌اند.»

دیهیمی زندگی خود را عجین با فلسفه سیاسی می‌داند و در این حوزه نیز کتاب‌های مهم و اثرگذاری ترجمه کرده است. یکی از ترجمه‌های مهم خشایار دیهیمی در زمینه فلسفه سیاسی، کتاب «فیلسوفان سیاسی قرن بیستم» است که اکنون به چاپ پنجم خود رسیده است. این کتاب که نوشته "مایکل هری لسناف" است، به متفکرانی چون "ماکس وبر"، "فردریش هایک"، "هانا آرنت"، «کارل پوپر" و دیگران می‌پردازد. این کتاب به زعم منتقدان، کتابی "معتبر و جامع" محسوب می‌شود که به درد دانشجویان رشته‌های مرتبط با فلسفه سیاسی نیز می‌خورد. تعدد چاپ این کتاب خود نشان‌دهنده میزان استقبال از آن است.

یکی دیگر از کتاب‌های مهمی که خشایار دیهیمی در حوزه فلسفه سیاسی آن را ترجمه کرده است، اثر چهارجلدی "تاریخ فلسفه سیاسی" از "جورج کلوسکو" است. چهار جلد این کتاب به ترتیب به "دوران کلاسیک"، "قرون وسطی"، "از ماکیاولی تا مونتسکیو" و "از روسو تا مارکس" اختصاص دارند که البته دیهیمی تاکنون سه جلد از آن را ترجمه کرده است. دیهیمی به گفته خود این کتاب را از بین ۵۰ اثر و با مشورت یکی از اساتید دانشگاه آکسفورد انتخاب کرده است. دیهیمی این کتاب را "بهترین انتخاب" می‌داند که اکنون نیز به عنوان منبع درسی برای رشته فلسفه سیاسی غرب در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود.

"تفسیرهای جدید بر فیلسوفان سیاسی مدرن" یکی دیگر از ترجمه‌های دیهیمی در حوزه فلسفه سیاسی است. تفاوت این کتاب با دو کتاب پیش‌گفته این است که اصولا کتابی در حوزه تاریخ فلسفه سیاسی به حساب نمی‌آید و شبیه به یک کتاب مقدماتی برای آشنایی با اندیشه‌های فیلسوفان سیاسی نیست بلکه هدف این کتاب دسترسی مخاطبان به "طیف گوناگون تفاسیر از فیلسوفان مدرن بزرگ، از ماکیاولی تا مارکس" است. این کتاب که ویراسته "الستر ادواردرز و جولز تاونزند" است، مجموعه ۱۰ مقاله مستقل و نسبتا بلند درباره ۱۰ چهره فلسفه سیاسی مدرن است.

یکی دیگر از کتاب‌هایی که خشایار دیهیمی در حوزه فلسفه سیاسی – البته با کمک "محمود حبیبی" - ترجمه کرده است، کتابی‌ست از "رونالد دورکین" به نام "آیا دموکراسی در آمریکا ممکن است؟". رونالد دورکین پروفسور فلسفه حقوق در دانشگاه‌هایی چون "آکسفورد" و "ییل" بود و در این کتاب با رویکردی سیاسی، فلسفی، حقوقی به موضوعاتی چون "تروریسم و حقوق بشر"، "دین و کرامت انسانی"، و "نظام مالیاتی و دموکراسی" می‌پردازد. خود دیهیمی این کتاب را "بسیار بسیار مهم" می‌داند و آن را کتابی روشن‌گر می‌داند که این تصور اشتباه را که "نظام لیبرالی مساوی آمریکاست" برهم می‌زند.

"فلسفه سیاسی" اثر "جین همپتن" و "فلسفه سیاسی جان استیوارت میل"، "فلسفه سیاسی فون هایک"، "فلسفه سیاسی آیزایابرلین"، هر سه به قلم "جان‌ گری"، چهار کتابی هستند که خشایار دیهیمی در قالب مجموعه‌ای به نام "فیلسوفان سیاسی قرن بیستم" و به واسطه انتشارات 'طرح نو" آن‌ها را ترجمه و منتشر کرده است. خود دیهیمی این کتاب‌ها را ترجمه‌های مهم خودش در زمینه فلسفه سیاسی می‌داند. (۱۰)

خشایار دیهیمی در زمینه علوم اجتماعی نیز کتاب‌های بسیار مهمی ترجمه کرده است که حتی گاه به عنوان کتاب دانشگاهی تدریس می‌شوند. یکی از کتاب‌های مهمی که دیهیمی در زمینه علوم اجتماعی ترجمه کرد و آن را از کارهای مهم ترجمه خود می‌داند، کتاب "فلسفه امروزین علوم اجتماعی با نگرش چند فرهنگی" است. این کتاب که نوشته "برایان فی" است اولین‌بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد و بعدا با ترجمه خشایار دیهمی در سال ۱۳۸۶ و از طرف انتشارات "طرح نو" به انتشار رسید. این کتاب که از منابع دکترای علوم اجتماعی هم محسوب می‌شود تاکنون چندین‌بار تجدید چاپ شده است.

خشایار دیهیمی.jpg

منتقدان این اثر را تحسین کرده‌اند و درباره نقاط قوت آن می‌گویند: «کتاب هم از جهت ساختار ارائه مطالب و هم از جهت طرح مسائل و پاسخ‌های ارائه شده، دارای نوآوری و خلاقیت است. یکی از نوآوری‌های کتاب، طرح مباحث فلسفه علوم اجتماعی نه در قالب سیر تاریخی بلکه به صورت موضوعی و مهم‌تر از آن در قالب سوالات مشخص و قابل تامل است. کتاب در هر فصل، پرسشی قابل تأمل را به صورت عنوان فصل انتخاب می‌کند و ابتدا دو موضع متمایز پاسخ به آن سوال را با مرور استدلال‌های قوی طرفین بیان می‌کند. سپس با برگرفتن نقاط قوت هر یک از دو دیدگاه که در نظر اول متضاد و غیرقابل جمع به نظر می‌رسند، سعی می‌کند موضعی میانه را برای فرا‌تر رفتن از دوگانه‌انگاری‌های یا این یا آن انتخاب کند.»

از دیگر ترجمه‌های مهم دیهیمی در حوزه علوم اجتماعی، ترجمه کتاب "درآمدی بر جامعه‌شناسی دین" اثر "فیل زاکرمن" جامعه‌شناس آمریکایی است. در واقع این کتاب درآمدی بر جامعه‌شناسی دین از مجموعه مطالعات ادیان است و حاوی شش فصل که با این عناوین مرتب شده‌اند:‌ "جامعه‌شناسی و دین"، "زمان و مکان"، "دین: آموخته‌ای اجتماعی"، "دین یا فرقه؟"، "تأثیر زندگی اجتماعی بر دین"، "تأثیر دین بر زندگی اجتماعی".

در مقدمه این اثر نویسنده چنین آورده است: «با حیرت می‌اندیشم چرا بعضی مذاهب می‌میرند حال آنکه مذاهب دیگر به غایت رونق دارند. با حیرت می‌اندیشم چرا برخی نوآوران مذهبی را در جامعه‌شان دیوانه می‌پندارند، حال آنکه برخی دیگر از احترام و حمایت گسترده‌ای برخوردار می‌شوند. با حیرت می‌اندیشم چرا عده‌ای ایمانشان را از دست می‌دهند و چرا عده‌ای به ناگهان ایمان می‌آورند. با حیرت می‌اندیشم چرا برخی کشور‌ها به غایت مذهبی‌اند (مثل ایرلند) و برخی دیگر اصلا مذهبی نیستند (مثل ایسلند). من همیشه علاقه‌مند به دریافتن ربط دین به هنر، سیاست، جنگ، اخلاق، روابط نژادی، رسانه‌ها، زندگی خانوادگی، و قانون هستم.»

دیهیمی در زمینه تاریخ نیز ترجمه‌های مهمی دارد. از جمله کتاب‌های مهمی که دیهیمی دست به ترجمه آن زده است، کتاب دوجلدی "اروپا از دوران ناپلئون" است. دیهیمی این کتاب را همراه با "احمد علیقلیان" ترجمه کرده است. این کتاب که ترجمه آن در ایران به عنوان کتاب برگزیده فصل نیز انتخاب شده است، در ۱۰ فصل تنظیم شده است و فصول آن از سال ۱۸۱۵ تا قرن بیستم را دربر می‌گیرد. احمد علیقلیان درباره این کتاب می‌گوید: «هم‌ اکنون کتابی که جامع باشد و همه رویدادهای تاریخی اروپا را تحت پوشش قرار دهد، وجود ندارد و با مطالعه کتاب "اروپا از دوران ناپلئون" می‌توانیم اتفاقات، حوادث و رویدادهای عصر ناپلئون بناپارت را دریابیم.»

دیهیمی علاوه بر ترجمه از زبان انگلیسی،‌ گاه از زبان‌های دیگر هم دست به ترجمه است. زبان‌هایی مانند فرانسه و ترکی آذربایجانی. او خود درباره ترجمه از این زبان‌ها می‌گوید: «بله، تعدادی از آثار کامو را که به زبان فرانسوی بود با تلاش فراوان ترجمه کردم؛ چون زبان فرانسه‌ام خوب و قوی نیست با کمک ترجمه‌های انگلیسی که کنار دستم بود به‌سختی این کار را انجام دادم. تعدادی کتاب تاریخ هم که به زبان ترکی آذربایجانی بود ترجمه کردم.» البته ترجمه‌های او از ترکی آذربجانی هیچ‌گاه منتشر نشده‌اند. (۱۱)

 

منابع؛

۱. گفتگوی نگارنده با خشایار دیهیمی

۲. همان

۳. همان

۴. همان

۵. همان

۶. همان

۷. همان

۸. همان

۹. همان

۱۰. همان

۱۱. همان

 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

.

 
 
 
 
 

 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

چه بهتر که فضای آزاد مباحث چالشی و انتقادی منطبق با وضع موجود سیاسی اجتماعی ایران فراهم شود که تحت نظارت اساتید محترم پرسش ها و پاسخ ها تبادل شوند. از صمیم دل از همه دست اندرکاران توانا سپاسگزار و قدر دانم و امیدوارم گام هایتان استوارتر باشد. تردید نکنید که حتی اگر یک کلمه به دانش یک نفر افزوده باشید خدمتی موثر و پایدار به میهن کرده اید. همتتان افزون باد و بهروز باشید.
- فیروزه، فارغ التحصیل دوره بنیادهای دموکراسی

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید