کارآفرین زن مشهدی به جنگ زندگی رفته است

 

همسرش که از دنیا رفت او مانده بود و کوهی از مشکلات با سه فرزند. چاره‌ای نبود باید به جنگ زندگی‌ می‌رفت. در سال ۸۸ ابتدا سرپرست یک کارگاه تولیدی پیراهن مردانه می‌شود و بعد با سرمایه‌ای که داشت کارگاه را می‌خرد و تا آنجا پیش می‌رود که کارآفرین نمونه استان خراسان هم می‌شود. نه تنها زندگی خودش را جمع و جور می‌کند که برای چند نفر دیگر هم اشتغال ایجاد می‌کند. صغری خدادادی، متولد ۱۳۴۹، زنی یک کارآفرین است. 

همه چیز از یک مسافرت شروع شد

 «چند سال پیش به همراه همسر و سه فرزندم برای تعطیلات عید راهی زادگاهم بیرجند شدیم و می‌خواستیم تا با این سفر آب و هوایی تازه کنیم، سه روز از عید گذشت که همسرم خواست تا به مشهد بازگردد و به سر کار رود. 

شبی که همسرم به مشهد بازگشت از برادر‌هایم شنیدم که آب و هوای مشهد سرد شده و برف می‌آید، دلم به شور افتاد اما شوهرم بعد از اینکه رسید با من تماس گرفت و گفت نگران نباش رسیده‌ام شما تا دوزادهم نوروز در بیرجند بمانید و بعد بلیط بگیرید و باز گردید، این آخرین صدایی بود که از او شنیدم.  فردای آن روز متوجه شدم که همسرم شب بخاری را زیاد می‌کند تا بخوابد اما دیگر از خواب آرامی که در آن فرو رفته بود بیدار نمی‌شود، او دچار گاز گرفتگی می‌شود و از میان ما پرواز می‌کند.» 

در همه این سال‌ها امیدوارانه ادامه داده است، هم پدر بوده و هم مادر و خودش می‌گوید که «هیچ‌گاه نگذاشته فرزندانش در نبود پدر طعم تلخ نداری را تحمل کنند.» 

تسهیلاتی از بانک دریافت می‌کند و کارگاه تولیدی را از برادرش می‌خرد و در کمتر از پنج ماه آوازه موفقیتش او را به کارآفرینی نمونه بدل می‌کند. 

 سه فرزندش، فاطمه و فهیمه و محمد حالا از آب و گل درآمده‌اند اما مادر باید سخت کار می‌کرده تا بتواند زندگی را بر آن‌ها آسان کند. پسرش مبتلا به تالاسمی است هزینه‌های درمانش زیاد. دختران هم خرج و مخارج خود را دارند: «آن روز که فاطمه باید برای رفتن به خانه بخت لباس سفید بر تن می‌کرد، من چندین ماه تا پاسی از شب کار می‌کردم تا لوازم زندگیش را تهیه کنم و نگذارم تا او در جلوی دوستان و آشنایان خجالت بکشد.‌گاه از شدت خستگی و درد، چشم‌هایم سرخ می‌شد و قفسه سینه‌ام بالا و پائین می‌رفت اما برای زندگی شرافتمندانه و تهیه لوازم زندگی دخترم جنگیدم و او را با سرافرازی به خانه بخت فرستادم.» 

تن‌ها برای تامین مخارج زندگی‌اش مبارزه نمی‌کرد او باید با جامعه‌ای مردسالار هم مبارزه می‌کرد. روزهای آغاز کارش بسیاری از مردان که همانند او در تولیدی پوشاک نقش آفرینی می‌کردند، به محض اینکه متوجه می‌شدند به تولید پیراهن مردانه می‌پردازد شروع به تمسخر می‌کردند و می‌گفتند تولید و دوخت پیراهن را به دست تولید کنندگان مرد بسپارید. 

می‌گوید: «مشکل من امروز به عنوان یک زن کارآفرین نداشتن سرمایه و عدم حمایت‌های دولتی است چرا که اعتقاد دارم اگر مسئولین و متولیان امر به بانوان به‌‌ همان اندازه که به مردان بها داده می‌شود، بهاء بدهند چرخه تولید داخلی خواهد چرخید و هیچ مشکلی در این زمینه وجود نخواهد داشت.» 

می‌گوید که هیچ‌گاه در مسیر کار آفرینی و استقلال کم نیاورده است و تا آخرین نفس به راه خود ادامه می‌دهد.

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

بهترین جنبه این دوره به روز بودن آن نسبت به سطح بین المللی است. این دوره من را با سخت‌افزار و نرم‌افزار کامپیوتر، برنامه‌های مفید، نرم‌افزارهای مخرب، ویروس‌ها و راه‌های مقابله با آن‌ها آشنا کرد.
- ریحانه، فارغ التحصیل دوره مقدمه‌ای بر امنیت دیجیتال

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید