احمد زیدآبادی؛ روزنامه‌نگاری از جنس شهامت

چشم‌انداز

احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار ایرانی، کارشناس مسائل خاورمیانه و فعال سیاسی است. زیدآبادی از سال ۱۳۶۸ فعالیت روزنامه‌نگاری‌ خود را آغاز کرده است و درروزنامه‌های زیادی از جمله اطلاعات، همشهری و صبح‌امروز قلم زده است.[۱]  گرایش سیاسی زیدآبادی، به طیف ملی‌ مذهبی نزدیک است ، و در سال ۱۳۷۹ که حکومت به سرکوب جریان‌های سیاسی نزدیک به محمد خاتمی، رییس‌جمهور دوره اصلاحات مشغول شد، زیدآبادی هم ازلیست قوه قضاییه خارج نبود.

زیدآبادی در کنار فعالیت‎های روزنامه‌نگاری‌ خود، از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، و عضو شورای سیاست‌گذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت هم بوده است. او سپس به سمت دبیر کلی سازمان ادوار تحکیم وحدت انتخاب شد. این سازمان به عنوان دانش آموختگان دانشگاه‌ها و اعضای سابق «دفتر تحکیم وحدت»؛ یکی از انجمن‎های دانشجویی طرفدار دمکراسی و پیشرو در ایران است.

بعد از اینکه زیدآبادی حمایت خود را از مهدی کروبی، ریاست سابق مجلس شورای اسلامی و نامزد اصلاح طلب در انتخابات مناقشه برانگیز ۱۳۸۸ ریاست جمهوری اعلام کردند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.[۲] در آذر ۱۳۸۸، قوه قضاییه ایران وی را به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به شش سال زندان محکوم کرد. وی در حال حاضر پس از پایان دوران محکومیت ۶ ساله خود در گناباد مشغول گذراندن دوران پنج‌ساله تبعید است. [۳]

پیشینه

احمد زیدآبادی سیرجانی است؛ و درسال۱۳۴۴متولد شده است. زیدآبادی با مهدیه محمدی ازدواج کرده و سه پسر به نام‌های پرهام، پارسا، و پویا دارد.[۴] زیدآبادی دکترای خود را از دانشگاه تهران گرفت و پایان‌نامه‌اش را درباره «دین و دولت در اسرائیل» نوشت. زیدآبادی در فعالیت‌های دانشگاهی و حرفه‎ای خود به مسائل اسرائیل پرداخته است که در فضای سیاسی ـ دانشگاهی ایران چندان رایج نیست.[۵]

در سال ۱۳۶۸، زیدآبادی کار خود را به عنوان روزنامه‌نگار آغاز کرد و در روزنامه اطلاعات، که از روزنامه‎های قدیمی ایران محسوب می‎شود مشغول به کار شد. وقتی غلامحسین کرباسچی، سیاستمدار اصلاح طلب در سال ۱۳۶۸ به عنوان شهردار تهران منصوب شد و روزنامه همشهری را تاسیس کرد، زیدآبادی روزنامه اطلاعات را ترک کرد تا به عنوان تحلیلگر سیاسی به این روزنامه جدید بپیوندد.[۶] زیدآبادی همچنین مقالاتی را برای ایران فردا که یک ماهنامه بود و توسط عزت‎الله سحابی، رهبر ائتلاف نیروهای ملی مذهبی ایران منتشر می‎شد نوشت.[۷]

وقتی محمد خاتمی اصلاح‌طلب موفق به کسب پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ ایران شد، با ایجاد یک فضای آرام‌تر رسانه‎ای و کاهش ممیزی دولتی تعداد زیادی از رسانه‎های چاپی اصلاح‌طلب ظهور کردند. احمد زیدآبادی یکی از نویسندگان فعال جراید اصلاح‌طلب بود که در یک مقطع زمانی چند ماهه در سال ۱۳۷۸ سردبیر روزنامه «آزاد»  نیز شد.[۸] زمانی که تندروهای درون و برون حکومتی در برابر جریان اصلاحات موضع گرفتند، روزنامه‌نگارانی همچون زیدآبادی مورد غضب قرار گرفتند. اولین بازداشت زیدآبادی  به ۱۷ مرداد ۱۳۷۹ برمی‌گردد، زمانی که نیروهای امنیتی در پی اعلام دادستان تهران سعید مرتضوی، که به طور نظام‌مند در سرکوب مطبوعات دخیل بود، به بهانه عدم توجه وی به احضاریه دادگاه، او را بازداشت کردند.[۹] در پی آن زیدآبادی هفت ماه را در زندان اوین در تهران سپری کرد که دو ماه آن را در سلول انفرادی و مابقی را نیز در بین متهمین مواد مخدر و دیگر مجرمین عادی بود. زیدآبادی در زندان و بازداشتگاهی که زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می‎شود نگه داشته شد. شرایط سخت آنجا باعث شد که زیدآبادی دست به اعتصاب غذای ۱۲ روزه‌ای بزند، که به آزادی موقت او در ۱۰ اسفند ۱۳۷۹ منجر شد.[۱۰]

در ۲۳ اسفند، یعنی کمتر از دو هفته پس از آزادیش از زندان، زیدآبادی دوباره به اتهام «اقدام علیه نظام»، و این‌بار همراه با ۲۰ تن از دیگر ملی مذهبی‎ها بازداشت شد. این‌بار بعد از مداخله رییس ‌مجلس شورای اسلامی مهدی کروبی، زیدآبادی با قرار وثیقه شد. زمانی که مهدی کروبی نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ شد، زیدآبادی یکی از حامیان کلیدی وی در رقابت‌های انتخاباتی شد، و هر دو آن‌ها در ناآرامی‎های پس از انتخابات زندانی شدند.[۱۱] در اواخر سال ۱۳۸۰، وی در دادگاهی به ریاست مرتضوی به ۲۳ ماه زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۱۳ ماه کاهش یافت. علاوه بر این، وی برای پنج سال از هرگونه «فعالیت اجتماعی و عمومی از جمله مطبوعاتی» منع شد. زیدآبادی روی هم رفته در حد فاصل سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ به مدت ۱۳ ماه را در زندان گذراند، گرچه منع پنج ساله وی از فعالیت‌های اجتماعی هم نتوانست مانع او در دفاع از تحریم انتخابات ۱۳۸۴ ریاست جمهوری بشود.[۱۲] اقدام قوه قضاییه نیزعلیه وی نتوانست به کار روزنامه‌نگاری وی پایان بخشد. پس از آنکه محافظه‌کارها در سال ۱۳۸۲ کنترل شورای شهر تهران را به عهده گرفتند، و روزنامه همشهری هم به عنوان بلندگویی در دستان شهردار تازه انتخاب شده، محمود احمدی نژاد، قرار گرفت، زیدآبادی بیشتر وقتش را به نوشتن در سایر جراید اصلاح طلب، از جمله شهروند امروز، و روزنامه [الکترونیکی] «روز» مستقر در اروپا اختصاص داد.[۱۳]   

دیدگاه

به عنوان یک چهره سرشناس مطبوعات ایران، زیدآبادی قدم‌های زیادی در راه آزادی بیان برداشته است. او حتی از درون زندان هم حاضر نشد صراحت بیان خود در مورد اهمیت اختلاف نظر داشتن را کنار بگذارد. آن‌طور که اکبر گنجی، کسی که از طرف زیدآبادی جایزه قلم زرین آزادی ۲۰۱۰ را دریافت کرد، می‌گوید: زیدآبادی «یک لیبرال و یک دمکرات است و همواره از آزادی دگراندیشان دفاع کرده است. او بر این باور است که این حق مسلم مردم است تا عقاید خود را عوض کنند و راه زندگی خود را انتخاب کنند. او همواره از مدافعان حقوق زنان و منتقد سنت‌های تبعیض‌آمیز علیه زنان بوده است. از نظر او حکومت مخلوق و تابع مردم است، و زمامدار سیاسی صرفاً نماینده پاسخگوی مردم است، نه موجودی مقدّس که ماورای هرگونه نقدی می‌نشیند.»[۱۴]  

در فقدان صدای مخالف، زیدآبادی با سرزنش رهبر ایران در مورد یک سری از مسائل، خطر زندان و شکنجه را به جان خرید. در سال ۱۳۸۶ وی در نامه‎ای سرگشاده که به طور گسترده منتشر شد آیت‎الله علی خامنه‎ای را خطاب قرار داد؛ او در این نامه، خامنه‎ای را مستقیماً مورد خطاب قرار می‎دهد به طوریکه زیدآبادی خود واقف است که یکی از «خطوط قرمز» نظام جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشته است.[۱۵] سوالات بی‌پرده بیان شده بود و می‎توانست عواقب بسیار بدی را برای این روزنامه‌نگار در پی داشته باشد. زیدآبادی در بخش اول این نامه می‎پرسد به چه علت عقلی و قانونی پرسش از رهبری و یا نقد گفته‌ها و عملکرد او ممنوع است؟ او بیان می‎کند که جراید دیگر کشورها به راحتی اجازه دارند رهبران خود را نقد کنند. زیدآبادی سپس دست روی حساس‎ترین مسئله سیاست خارجی ایران می‌گذارد. وی در قسمت‌های انتهایی نامه می‎نویسد: «به هر حال، واقعیت این است که بسیاری از ایرانیان، ارزیابی متفاوتی نسبت به ارزیابی مقام رهبری از مجموعه شرایط کشور و بحران هسته‌ای جاری دارند و دقیقا از آینده این کشور می‌ترسند! آیا باید ترس خود را کتمان کنند؟ و اگر نکنند، آیا باید مورد تهدید وزیر محترم اطلاعات قرار گیرند؟»[۱۶] موضع زیدآبادی در مورد برنامه هسته‎ای ایران به شدت دولت را زیر باد انتقاد قرار می‎داد، و ماحصل آن را «تحریک‌آمیز و غیر‌عاقلانه» و تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران می‎دانست. در سال ۱۳۸۸ هنگامی که زیدآبادی بازداشت شد، به خاطر نگارش این نامه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا از رهبر ایران عذرخواهی کند.[۱۷] 

مطالعات وتحقیقات دانشگاهی احمد زیدآبادی در مورد مسائل اسرائیل، یکی دیگر از موضوعات کلیدی سیاست خارجی ایران، است و تحلیل‌های وی از رویدادهای خاورمیانه کاملا با شعارهای ایدولوژیکی که اغلب توسط رهبران سیاسی ایران و رسانه‎های وابسته به دولت به کار برده می‎شود در تضاد است.[۱۸]

زیدآبادی پس از اتمام پایان نامه‎اش در مورد ارتباط دین و سیاست در اسرائیل، به طور منظم در مورد وقایع مربوط به آن مطلب می‎نوشت. مقالات او که توسط بخش فارسی بی بی سی و روز آنلاین منتشر می‌شد، مسائلی از قبیل تغییر دیدگاه نخست وزیر سابق اسرائیل، اهود اولمرت به سمت روند صلح اعراب و اسرائیل، درگیری‎های بین گروه‌های سکولار و راست‌گرا در جامعه اسرائیل، و تلاش‎های بین‎المللی برای حل و فصل درگیری‎های بین اسرائیل و حزب‎الله در سال ۱۳۸۵ را در بر می‎گرفت.[۱۹]  [۲۰]

وی حتی فراتر از این رفته و سیاست ایران در قبال اسرائیل و جهان عرب را به باد انتقاد گرفته و در یکی از یادداشت‎هایش نوشت: «بايد به مسئولان ايراني هشدار داد كه آيا واقعا در پي حفظ منافع كشور در ‏خاورميانه هستند و يا مي‎خواهند با سياست‌های عجيب خود، ايران را وجه‌المصالحه نزاع اعراب و ‏اسرائيل قرار دهند؟»[۲۱] اکبر گنجی در سخنرانی خود در بسط عقاید زیدآبادی اظهار داشت که سرنوشت مردم فلسطین به دست خود مردم فلسطین، بدون دخالت هیچ قدرت خارجی از جمله جمهوری اسلامی ایران تعیین می‎شود، «سوء استفاده از سرنوشت مردم فلسطین به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع و اهداف خود است.» با توجه به این که گنجی و زیدآبادی هر دو به این مسائل پرداخته‎اند، مواضع‎شان خشم دولت ایران را برانگیخت.[۲۲]

دستاوردها

زیدآبادی به عنوان یک مخالف برجسته و چهره شناخته شده در رسانه‎ها، مورد توجه بسیاری از سازمان‎های ادبی و فرهنگی بین‎المللی و مجموعه‎های حقوق بشری قرار گرفته است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) انجمن جهانی روزنامه‎ها و ناشران خبر، جایزه «قلم زرین آزادی» را به وی اهدا کرد؛ این جایزه به منظور تصدیق اقدامات برجسته افراد، گروه‌ها و یا موسساتی که در کلام و عمل خود جهت آزادی مطبوعات قدم بر می‎دارند اهدا می‎شود.[۲۳] این جایزه به طور رسمی در ششم اکتبر (۱۴ مهر ۱۳۸۹) در مراسمی در همایش ۲۰۱۰ سردبیران جهان که در هامبورگ آلمان تشکیل شد اهدا شد.[۲۴] از آنجا که زیدآبادی در زندان بود و قادر به حضور در مراسم نبود، اکبر گنجی که در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) برنده چنین جایزه‎ای شده بود از طرف زیدآبادی قلم زرین آزادی را دریافت کرد. گنجی در سخنرانی خود، مخالفت همکار خود در برابر استبداد در ایران را این‌گونه ستود: «احمد زیدآبادی از جمله کسانی بود که با این قاعده‎ی ظالمانه [حکومت مذهبی ایران] که ناقض حقوق اساسی ملت بود مخالفت کرد، و زندان و سلول انفرادی را نصیبش کردند. تردید ندارم که اگر اکنون احمد زیدآبادی درمیان ما بود افتخار این جایزه‎ی ارزشمند را با تمام زندانیان سیاسی شریک می‎شد. این نوع جوایز را باید نوعی ابراز حمایت اخلاقی و معنوی از کوشندگان راه دموکراسی که ملتزم به آزادی و حقوق بشر هستند، دانست.»[۲۵]

در آوریل ۲۰۱۱ (فروردین ۱۳۹۰) احمد زیدآبادی بار دیگر به خاطر حرفه‎اش به عنوان یک روزنامه نگار توسط یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) مورد توجه قرار گرفت. هیاتی متشکل از ۱۲ کارشناس بین‎المللی مستقل رسانه‎ای وی را به عنوان برنده جایزه جهانی آزادی مطبوعات «گیلرمو کانو» یونسکو، که هر ساله در روز جهانی آزادی مطبوعات (سوم می) [۱۳ اردیبهشت] اعطا می‎شود انتخاب کردند. در اطلاعیه این سازمان آمده است، «جهت تقدیر از کار افراد یا سازمان‌هایی اهدا می‎شود که در جهت ارتقاء آزادی بیان در هر نقطه از جهان می‌کوشند، به خصوص اگر این کار با به خطر انداختن جان خودشان همراه باشد.»[۲۶] دیانا سنگور رییس هیات داوران در خصوص این انتخاب گفت: «انتخاب نهایی احمد زیدآبادی جهت احترام به شجاعت، ایستادگی و تعهد بی نظیر او به آزادی بیان، دموکراسی، حقوق بشر، بردباری، و انسانیت است. این جایزه، علاوه بر او تقدیری از ده‌ها روزنامه نگار ایرانی است که در زندان هستند.»[۲۷] دبیر کل یونسکو، «ایرینا بوکوا» ضمن تایید انتخاب هیات داوران، از زیدآبادی تجلیل کرده و از وی به عنوان کسی یاد کرد که «در طول فعالیت حرفه‎ای خود شجاعانه و به طور مداوم از آزادی مطبوعات و آزادی بیانی سخن گفته که حقوق اولیه و اساسی بشر و پایه‎ای برای دیگر آزادی‎های مدنی ، و مولفه‎ای جهت تحمل پذیری، داشتن جامعه‎ای باز، حاکمیت قانون، و حکومت دمکراتیک است.»[۲۸]  

احمد زیدآبادی در واکنش به جایزه یونسکو، پیامی را از درون زندان رجایی شهر کرج برای این سازمان فرستاد. وی در پیامش نوشت: «دادگاه انقلاب علاوه بر شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت دائمی از فعالیت سیاسی، اجتماعی و مطبوعاتی، اینجانب را به طور مادام‎العمر از هر گونه نوشتن و گفتن محروم کرده است. بنابراین هر گونه پیامی از طرف من صرفا بر دامنه‌ درد و رنج خود و خانواده‌ام می‌افزاید. به رغم این محدودیت‎ها، در اینجا مایلم روشن سازم که من در حرفه خود جز قلم و زبان ابزاری در اختیار نداشته‎ام و در به کارگیری این دو نیز از دایره به غایت تنگ و توان فرسای قوانین خودشان پا فرا‌تر نگذاشته‎ام. اما آنها با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات خود، درد و رنجی فراتر از تحملم بر من وارد کردند، درد و رنجی به مثابه کسی که هفته‎ها به صلیب کشیده شده و یا زنده به گور شده است. در دوران زندان من دائماً تلاش می‌کنم تا ببخشم اما قادر به فراموش کردن آن نیستم.»[۲۹]

هم اینک کجاست؟

احمد زیدآبادی یکی از شاخص‎ترین مخالفان و روشنفکران ایرانی است که در پی مشارکت‎شان در ناآرامی‎های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در حال سپری کردن حبس خود هستند. زیدآبادی به عنوان عضو برجسته‌ی رسانه‎های خبری و جامعه مدنی ایران، در حمایت از کاندیداهای غیر همسو با حکومت در انتخابات نقش مهمی را ایفا کرد. او علناً رییس‌جمهور سابق ایران، خاتمی را برای پرهیز از خدشه دار شدن اعتبارش، تشویق به عدم حضور در انتخابات کرد؛ و در عوض تلاش کرد تا عبدالله نوری، وزیر سابق کشور را متقاعد به حضور در عرصه انتخاباتی کشور کند. اما وقتی دیگر ارگان‌های اصلاح طلب از حمایت او خودداری کردند، زیدآبادی و سازمان ادوار تحکیم وحدت بحث حمایت از میرحسین موسوی یا مهدی کروبی را پیش کشیدند. آنها نهایتاً جانب کروبی را گرفته و نقش فعالی را در ستاد انتخاباتی وی به عهده گرفتند.[۳۰] به گفته اکبر گنجی، هدف زیدآبادی از حضور در کارزار انتخاباتی یافتن «کاندیدایی بود که ایده‎های نسبتاً رادیکال‎تری را ارائه دهد تا بلکه یک جنبش [مسالمت آمیز] اجتماعی ایجاد شود.» گنجی با تاکید بر تعهد همکارش بر مبارزه بی‌خشونت به عنوان راهی برای رسیدن به دمکراسی و حقوق بشر، می‌گوید: زیدآبادی چنین جنبشی را به عنوان ابزاری برای برانگیختن همدردی جامعه بین‎الملل می‎داند که ببینند چطور ایرانیان در خانه‎های خود با سرکوب روشنفکران صلح‌طلب توسط دولت روبرو می‎شوند.[۳۱]

در روز بعد از انتخابات، نیروهای امنیتی و دولتی ایران به اتهامات تقلب گسترده در انتخابات پاسخ دادند و متعاقباً ، اعتراضات عمومی همراه با موجی از بازداشت‌ها و سرکوب اعتراضات شکل گرفت. چهره‎های شاخص اصلاح‌طلب و مخالفین از جمله زیدآبادی و صدها تن از مقامات سابق، روزنامه نگاران، و فعالان بازداشت و متهم به تلاش برای «انقلاب مخملی» با حمایت نیروهای خارجی شدند. دو ماه پس از انتخابات، زیدآبادی یکی از ۱۰۰ روزنامه‌نگار و فعال سیاسی بود که در دادگاه‌های قوه قضاییه حاضر شد؛ بسیاری از ناظران این دادرسی را با دادگاه‌های نمایشی استالین در زمان شوروی سابق مقایسه کردند.[۳۲] قبل از دادگاه، دادستان تهران شخصاً وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی وی که برای آزادیش فراهم شده بود را مسدود کرد در حالی که خانواده زیدآبادی پیشتر وثیقه را ارائه داده بود.[۳۳] نهایتاً شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، زیدآبادی را به «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» به خاطر تلاش‌هایش جهت متقاعد کردن عبدالله نوری برای حضور در عرصه انتخابات متهم و او را به شش سال زندان و پنج سال «تبعید در داخل ایران» محکوم کرد.[۳۴] وی به صورت مادام‎العمر از فعالیت مطبوعاتی، و هرگونه فعالیت سیاسی و مدنی دیگری محروم شد. یک هفته بعد از آغاز محاکمه وی، زیدآبادی اعتصاب غذا کرد به طوری که این اعتصاب غذا به ۱۷ روز بستری شدن وی انجامید.[۳۵]  پس از این محکومیت، دادگاه تجدید نظر هم عین این حکم را در مورد وی تایید کرد.[۳۶]

احمد زیدآبادی به غیر از چند مرخصی کوتاه‌مدتی که آمده، همچنان به عنوان زندانی سیاسی در حبس است. زیدآبادی در بهمن ۱۳۸۸ به زندان رجایی شهر کرج، مرکزی که به طور معمول محل نگهداری مجرمین خطرناک و قاچاقچیان مواد مخدر است منتقل شد. این روزنامه‌نگار زندانی با دو قاتل و یک قاچاقچی مواد مخدر هم اتاق شد. پس از اعتراض به «رفتار غیر انسانی» نسبت به یک زندانی سیاسی دیگر، زیدآبادی در اردیبهشت ۱۳۸۹ به بند دیگری منتقل شد، و سپس تقاضای مرخصی وی نیز در خرداد ماه که سالگرد بازداشتش بود رد شد. بالاخره اولین مرخصی وی در مرداد ۱۳۹۰ (به مدت ۴۸ ساعت) به وی داده شد و پس از آن نیز یک بار در فروردین و بار دیگر در مرداد ۱۳۹۱ (که مرخصی وی در مرداد ماه به مدت یک هفته بود) به وی مرخصی تعلق گرفت.[۳۷] منهای این دوران کوتاه مرخصی از زندان، وضعیتی که زیدآبادی و دیگر زندانیان سیاسی همراه وی با آن روبرو بوده‎اند فوق‎العاده سخت بوده است. وی در یکی از ملاقات‎هایی که در مهرماه ۱۳۹۰ با پسرش در زندان داشت، وضعیت زندان در دهه ۱۳۶۰ و سال ۱۳۷۸ را در مقایسه با وضعیت آن روزهای زندان به «پیک‌نیک» تشبیه کرده بود.[۳۸] در دی ماه ۱۳۹۱ وی یکی از چندین زندانی مخالفی بود که به طور موقت آزاد شدند.[۳۹] در هر حال با شروع رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ تمدید آزادی‌های زندانیان متوقف شد و وی در ۲ خرداد ۱۳۹۲ به زندان بازگشت.[۴۰]  در تیر ۱۳۹۲ زیدآبادی یکی از ۶۳ زندانی سیاسی بود که از بند ۴ ( سالن ۱۲) زندان رجایی شهر نامه مشترکی جهت ابراز همدردی با خانواده افشین اسانلو نوشتند. اسانلو، فعال کارگری و برادر منصور اسانلو، فعال و رهبر کارگری بود که به خاطر فعالیت‌هایش در حال سپری کردن دوران حبس خود، درگذشت.[۴۱] بعد از انتخابات و آغاز ریاست جمهوری حسن روحانی، صفحه فیسبوک زیدآبادی اعلام کرد که وی در ۲۷ مرداد به مرخصی آمده است؛ زیدآبادی در دی ماه ۱۳۹۲ بار دیگر به زندان بازگشت.[۴۲] زیدآبادی به مناسبت نوروز ۹۳ نیز به مرخصی آمد و پس از آن به زندان رجایی‌شهر برگشت تا ادامه دوره محکومیت‌اش را بگذراند. [۴۳]

احمد زیدآبادی سرانجام روز پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۴ پس از تحمل شش سال زندان و آزادی از زندان «رجايی شهر» برای گذارندن دوران پنج ساله تبعيد با «هزينه شخصی» به گناباد در استان خراسان رضوی منتقل شد. [۴۴]

او در گناباد توسط یکی از ساکنان شهر به نام سعید مقدم که خود را جوان انقلابی حامی حکومت معرفی کرده بود، در یک نامه سرگشاده تهدید شد که اگر به فعالیت سیاسی خود ادامه دهد توسط جوانان انقلابی گناباد به قتل خواهد رسید: «آقای احمد زیدآبادی از بنده به شما نصیحت، که پنج سال اقامتی که در گناباد سپری خواهی کرد، دست از فعالیت‌های پنهانی سیاسی برداری و کمی به خانواده نیمه از دست رفته‌ات برسی که در غیر اینصورت، جوانان انقلابی در گناباد یک لحظه تحمل فعالیت های پنهانی شما را نخواهند کرد و شاید کابوس شب‌های شش سال زندانت، به خواب آرامت در گناباد دوباره برگردد.» [۴۵]

 

دسترسی به اطلاعات بیشتر:

صفحه ویکی پدیای احمد زیدآبادی (به انگلیسی)

صفحه فیسبوک احمد زیدآبادی (غیر رسمی) (به فارسی)

گزارش سازمان عفو بین الملل در مورد احمد زیادآبادی (به انگلیسی)

متن کامل سخنرانی کامل اکبر گنجی در انجمن جهانی روزنامه ها و ناشران خبر (به انگلیسی)

اطلاعیه خبری یونسکو در مورد اعطای جایزه جهانی آزادی مطبوعات (به انگلیسی)

متن کامل نامه سرگشاده زیدآبادی به آیت الله خامنه ای (به فارسی)

گزارش پی بی اس (سرویس پخش عمومی) در مورد احمد زیدآبادی (دفتر تهران) (به انگلیسی)

 

 




Elections Knowledge Center: 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

جهل در محیطی بسته رشد پیدا می‌کند. محیط بسته٬ زمینه‌ساز بسیاری از گرفتاری‌ها در جوامعی مانند ایران است. هدف من از شرکت در این کلاس٬ یادگیری روش‌ها و راهکار‌هایی جهت ایجاد فضایی برای بشر بود که در آن بتواند آزادانه بیندیشد.
- شادی، فارغ التحصیل دوره تکنولوژی و دفاع

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید