برنامه‌ای که صفحه نمایش کامپیوتر را سه بعدی می‌کند.

تقسیم بندی: 
خلاصه: 

 

بنا براین، من اعتقاد دارم که ما در عصر "نقاشی های غاری" میانجی های کامپیوتری هستیم. این میانگرها آنطوری که باید مفهومی نیستند یا ارتباط احساسی برقرار نمی کنند، و من میخواهم که این رو عوض کنم. شروع کن. خوب. بنابراین، این حالت موجودی میانجی کامپیوتریست، درست؟ خیلی بی روح و تا حدی خشکه. و، شما میتوانید جذاب ترش بکنید و تبدیلش کنید به حالتی که مثل Mac خیلی دلچسب تر باشه. ولی خودمونیم، این یک جورایی همون آشغال قدیمیه که ما در میدونید، سی سال گذشته داشته ایم. (خنده حضار) (تشویق حضار) منظورم اینه که، من فکر میکنم ما تا حالا خیلی از آشغالهای روی کامپیوترهامون رو تحمل کردیم. منظورم اینه که، این اشاره کردن و کلیک کردن است، مثل فهرستها، آیکون ها، همه مثل هم هستند. خوب یه محیط اطلاعات که من ازش الهام میگیرم میز کار واقعی من است. این محیط خیلی هنری تره، یه طورهایی خیلی خیلی همه چیزش بیرون ریخته میدونید، چی معلومه، چی معلوم نیست. و من میخواهم که به صورتی این تجربه را به روی صفحه کامپیوتر بیاورم. به این ترتیب، من چیزی که اینجا دارم، BumpTop است. این یه راه جدیدی برای کار کردن با کامپیوتر است. شما میتونید چیزهای روی صفحه رو به این طرف اون طرف هول بدید، همشون، میدونید، یک جورایی قابل ور رفتن هستن و این چیزا, و به جای نشانه گیری و کلیک کردن، مثل این میمونه که هول میدی یا میکشی، چیزها، همینطوری که انتظارش رو دارید، توی هم میرند. درست مثل میز واقعی من، من میتونم -- بذارید من اینا رو بگیرم -- من میتونم چیزها رو روی هم ردیف کنم، به جای فقط این پوشه هایی که ما داریم. و وقتی چیزها توی یه دسته هستن، من میتونم، با گذاشتنشون توی یک شبکه، مرورشون کنم یا، مثلا، مثل یه کتاب ورقشون بزنم، یا میتونم پهنشون کنم مثل یک دسته ورق بازی. وقتی پهن هستند، من میتونم بکشمشون به جاهای دیگه، یا پاکشون کنم، یا خیلی سریع یک دسته رو به ردیف کنم، میدونید، بلافاصله، درست. و اینطوری، همه چیز نرم حرکت میکنه، نه مثل این تغیرات لرزشی که روی میانگرهای امروزی میبینید به علاوه، من اگر بخواهم یک چیزی به یک دسته اضافه کنم، خوب، چطور باید این کارو بکنم؟ من فقط میندازمش روی دسته، و این اضافه میشه به بالای دسته. به نوعی راه خوبیه. همچنین، بعضی از چیزایی که ما میتونیم انجام بدیم برای هر کدوم از این به نظر آیکون ها، اینه که چطور ما میتونیم رو ایده آیکون کار کنیم، و ارتقائش بدیم؟ یکی از کارهایی که من میتونم انجام بدم اینه که بزرگترش بکنم اگر که من میخوام به نوعی رویش تاکید کنم و اهمیتش رو بالا ببرم. ولی چیزی که خیلی جالبه اینه که چون یک چیزی مثل نمایش فیزیکی پشت این داره اجرا میشه این در حقیقت سنگینتره. بنابرین چیزهای سبکترواقعا تکونی نمیخورند ولی اگر من پرتش کنم روی چیزهای سبکتر، خوب؟ (خنده حضار) این خوب بانمکه، اما همچنین یک راه زیرکانه ای برای منتقل کردن اطلاعاته، درست؟ این سنگینه، بنابرین به نظرمهمتر میاد. این یه جورایی باحاله. با اینکه رایانه ها همه جا هستند، کاغذ واقعا هنوز ناپدید نشده، به دلیل اینکه، من فکر میکنم، خیلی ویژگیهای با ارزشی داره. و بعضی از اونها رو میخواستیم به آیکونهای سیستممون منتقل کنیم و بنابرین یکی از کارهایی که شما با این آیکونها میتونید بکنید، درست مثل کاغذ، اینه که چروکشون کنید، تاشون کنید، درست مثل کاغذ. یادتون باشه، مثلا بذارینش برای بعدا. یا اگر شما میخواهید مخرب باشد، میتونید اصلآ مچاله اش کنید، و میدونید، پرتش کنید یک گوشه. یا مثلا درست مثل کاغذ، توی محل کارمون ما یادداشتمون رو پونز میزنیم به دیوار که برای بعدا یادمون بمونه و من میتونم همین کارو اینجا بکنم، و میدونید، شما یادداشت و چیزهای دیگه مثل اونو توی دفتر مردم میبینید. و من میتونم ورشون دارم وقتی که میخوام باهاشون کار کنم. اما، یکی از انتقادات این روش منظم شدن اینه که، میدونید، "خیلی خوب، میز واقعی دفتر من خیلی به هم ریخته است، من نمیخوام این نامرتبی رو بیارم روی کامپیوترم." بنابرین، یک چیزی که ما برای اون داریم یک نوع صف بندی شبکه ایست، به نوعی -- بنابرین شما میتونید همون کامپیوتر سنتی را داشته باشید. همه چیز به نوع شبکه ای صف بندی میشن. خسته کننده تر، ولی شما هنوز همون تحرک و تکون خوردنها رو به نوعی دارید. و شما هنوز میتونید باهاش بازی کنید مثل ساختن قفسه روی صفحه کامپیوتر. بیاید حالا این قفسه رو بشکنیم. خیلی خوب، اون قفسه شکست. من فکر میکنم از آیکون ها گذشته، من فکر میکنم زمینه خیلی جالب دیگه ای برای این نرم افزار، من فکر میکنم این مورد استفادش بیشتر ازآیکون ها و صفحه کامپیوتر شماست -- مثلا مرور کردن عکسها. من فکر میکنم شما میتونید روشی که ما برای دیدن عکسها استفاده میکنیم خیلی بهترش کنید و به نوعی تبدیلش کنید به جعبه کفش نگهداری عکسهای خانوادگی شما روی میز آشپزخونه. من میتونم این چیزا رو بالا پایین بندازم. اینها بیشتر قابل ارتباط هستند -- و بیشتر قابل لمس هستند -- و میدونید من میتونم رو یه چیزی کلیک کنم که بهش یک نگاهی بندازم. و من میتونم همون کارهایی رو که قبلا بهتون نشون دادم اینجا هم انجام بدم. بنابرین من میتونم چیزها رو روی هم بذارم، میتونم ورقشون بزنم، میتونم، میدونید -- خیلی خوب، بیاین این عکسو بذاریم پشت بقیه، بیاین این یکی رو حذفش کنیم، من فکر میکنم این یک راه خیلی بهتری برای تعامل با اطلاعات است. و این BompTop است. متشکرم!

منبع: 
TED
نویسنده: 
TED

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

بهترین جنبه‌ این دوره، سادگی و کاربردی بودن موضوعاتی بود که با زبانی ساده و قابل فهم تدریس شدند، به طوری که ترس من را از دروس مربوط به حوزه علوم سیاسی از بین برد و علاقه‌مند شدم که باز هم در چنین دوره‌هایی شرکت کنم و سطح دانشم را ارتقاء دهم.
- پرهام، فارغ التحصیل دوره بنیادهای دموکراسی