تیترهای اثرگذار

 

شاید یکی از مهم ترین موضوعات برای نوشته طنز روزانه تیتر مناسب است. برای معتادان نوشته شما تیتر خیلی مهم نیست، ولی شما نیاز دارید که هر روز مخاطب جدید جذب کنید، پس تیتر خوب انتخاب کنید. انتخاب تیتر مناسب برای نوشته طنز به موارد مختلفی وابسته است:

اول- انتخاب تیتر برای مطلب، نامه، ستون. برای هر کدام از این موارد باید به محتوای نوشته توجه کنید. تیتر نمی تواند به محتوای کل مطلب بی ربط باشد. پس تیتر را متناسب با موضوع انتخاب کنید. انتخاب تیتر ستون از همه مهم تر است، من سعی کرده ام که تیترهایم به یک برند تبدیل شود؛ ستون پنجم، ستون چهارم، بی ستون، چلستون، یک فنجان چای داغ در یک بعد از ظهر پائیزی، بن بست پنجم، در شهر خبری نیست، از این ستون به آن ستون و چیزهای دیگر.

دوم- انتخاب میان تیتر: انتخاب میان تیتر برای مطالب طولانی یا گزارش نویسی روزانه یکی از مهم ترین کارهای یک نویسنده است. شما با هر تیتر باید توجه مخاطب را جلب کنید، موضوع را بیان کنید، او را دعوت کنید اما همه اطلاعات را به او ندهید. مخاطب نباید با خواندن تیتر فکر کند مطلب را خوانده است. بلکه باید دعوت شود آن را بخواند. گاهی اوقات یک تیتر به اندازه تمام مطلب بازگوکننده موضوع است. شاید یک تیتر خوب اهمیتی بیش از کل مطلب داشته باشد. گاهی اوقات اگر از درون مطلب تیتر خوبی بیرون نمی آید، لازم است تیتر خوبی را انتخاب کنید و محتوای تیترتان را داخل مطلب ببرید. گاهی اوقات تیتر شما همان مطلب شماست.( مثال: آیا خودکشی عامل قتلها کار واجبی بود؟ در این مطلب من همه موضوع را گفته بودم، نوشته آن روز می توانست هر چیزی باشد، چون همان تیتر کار خودش را کرده بود.)

سوم- بررسی تیترهای خوب و درست، محمد قوچانی از کسانی است که تیتر خوب انتخاب می کند، گاهی اوقات تیترهایش چنان جذاب هستند که شما نمی توانید مطلب را نخوانید، درست برخلاف او اکبر گنجی در انتخاب تیتر ناتوان است. مسعود بهنود کمی در تیترگذاری سانتی مانتالیست است، بسیاری از او پیروی می کنند. محمد قائد تیترها را خوب انتخاب می کند. تیتر انتخاب کردن مثل یک دعوتنامه خوب فرستادن برای مهمانی است، اگر کسی به خانه تان نیامد حتما تیتر خوبی انتخاب نکردید.

چهارم- نحوه انتخاب تیتر، برای انتخاب تیتر هر چیزی می تواند مورد توجه قرار بگیرد، می توانید از عناصر آشنا برای تیتر استفاده کنید، مثل نام یک داستان، شعری معروف، ضرب المثلی عامیانه، ترانه ای شناخته شده یا نامی معروف، اما باید با تغییری در آن علاوه بر استفاده از آن آشنایی اولیه آن را مال خود کنید. " در شهر خبری نیست" یک سرقت محترمانه بود از تیتر کتاب " در غرب خبری نیست" اما من با کلمه " در شهر" که نشان دهنده شباهت ستون نوشته هایم به ستون " در شهر" داشت، آن را تغییر دادم و از آن خود کردم. آشنایی های این چنین خیلی اوقات فاصله را با مخاطب کم می کند و سمپاتی ایجاد می کند.

پنجم- طنین تیتر، تیتر باید حتی الامکان طنین داشته باشد. باید آهنگ داشته باشد و باید خودبخود عبارتی زیبا باشد. در کار روزانه طبیعی است که ممکن است به اندازه کافی تیتر خوب پیدا نکنید، اما یادتان نرود که همیشه نمی توانید در کار روزانه موفق باشید.

ششم- زمان انتخاب تیتر، طبیعی است که تیتر را باید وقتی انتخاب کنید که نوشته تان تمام می شود، در طی کار تیترهایی را که به ذهن تان می رسد گوشه ای یادداشت کنید تا بعد بهترین آنها را انتخاب کنید.

------------- 

شاید یکی از مهم ترین موضوعات برای نوشته طنز روزانه تیتر مناسب است. برای معتادان نوشته شما تیتر خیلی مهم نیست، چرا که آنها به دنبال اسم شما می آیند و به هر حال نوشته شما را می خوانند، ولی یادتان باشد که شما نیاز دارید که هر روز مخاطب جدید جذب کنید، پس تیتر خوب انتخاب کنید. تیتر خوب مثل یک کارت دعوت جالب افراد را به میهمانی شما دعوت می کند. انتخاب تیتر مناسب برای نوشته طنز به موارد مختلفی وابسته است:

اول- انتخاب تیتر برای مطلب، نامه، ستون. برای هر کدام از این موارد باید به محتوای نوشته توجه کنید. تیتر نمی تواند به محتوای کل مطلب بی ربط باشد. پس تیتر را متناسب با موضوع انتخاب کنید. مثلا " یک سوژه استخدام می شود"( برای تاکید بر حماقت مسوولان سیاسی که سوژه طنز می شوند.)، " فراموشخانه"( تیتر مطلبی در مورد حذف افراد و موضوعات مهم از رسانه های رسمی کشور)، " لطفا ما را نگیرید"( در مورد دستگیر شدن محسن کدیور) و یا هر تیتر دیگری که بتوان برای مطلب انتخاب کرد. از تیترهایی که در پانزده سال طنزنویسی انتخاب کردم، چند تایی به نظرم جالب می آید که برایتان می نویسم: " قانون مطبوعات جمهوری کامرون"، " با اینجانب معانقه بفرما( 2 مرتبه)"، " آیا خودکشی عامل قتل ها کار واجبی بوده است؟"، " حاج سعید، راحت ادامه دارد"، " گفتمان در زیر گذر توپخانه"، " دستها رو سینه، لپها آلوچه، هپ!"، " قصه پنج تا داداش و گنجیشکک اشی مشی"، " من و شمس الواعظین توافق اخلاقی نداشتیم"، " ایران خانوم گفت، چی گفت؟"، " غریب آشنا"، " خونه ملت کدوم وره؟" اکثر این تیترها مربوط به مطالب سال 1378 من در بی ستون و چهل ستون است. در روزآنلاین هم تیترهای قابل ذکری که مثلا در سال 1384 انتخاب کردم تیترهایی است از این قبیل: " عشق من! تو 87 درصد در قلب منی!"، " سه نخاله و سه نخودی"، " انسداد اجماع"، " قالیجانی یا لاری باف؟"، " رانت خوار اللهی ها در لی لی پوت"، " چت کرده های جهان متحد شوید"( 4 تیر 1384)، " سانتا محمود مقدس ارادانی"، " بحث شیرین شیرین عبادی"، " باب استفعال باز شد"، " کابینه کیهانی ها و اطلاعاتی ها"، " پیاده ها وزیر می شوند."، " " پرولتاریای جهان! مسلمان شوید!"، " امامزاده احمد بن اورانیوم" و تیترهای بسیار دیگری که در این چهارده سال نوشته ام. به نظرم می رسد انتخاب تیتر موضوع مهمی در نوشته طنز است. بعضی تیترهای کیومرث صابری( گل آقا) را نگاه کنیم و ببینیم او چه معیارهایی را در انتخاب تیترهایش در نظر می گرفت.

نکاتی که به نظر من در انتخاب تیتر مقاله طنز مهم است چنین است:

۱) بین دو تا چهار کلمه باشد: یافتن تیترهای تک کلمه ای شاید بهترین حالت است، ولی معمولا غیرممکن است. حتی اگر ممکن هم باشد مورد نیاز نیست. به نظر می رسد تیتر اگر بخواهد مقاصر زیر را برآورده سازد بین دو تا چهار کلمه می تواند باشد. مثل جمله کوتاهی که ما را به یک سووال یا وضعی پارادوکسیکال رهنمون می کند. مثلا در عناوین کتابهای عزیز نسین اسامی مانند " مگه تو مملکت ما خر نیست؟" یا مثلا " شوخی بی وسایل" به نظر جالب می رسد.

۲) مخاطب را به خواندن متن ترغیب کند: البته لازم نیست ما همچون آنارشیست ها همواره دیگران را تحریک کنیم تا به خواندن مان وادار شوند، اما تیتر خوب مقاله این توانایی را دارد که با طرح سووال یا یک یادآوری یا ترکیبی خنده آور مثل یک ویترین جالب دیگران را به خود دعوت کند.

۳) سووالی را مطرح کرده یا پارادوکسی را بناسازد: یکی از شیوه هایی که فرد را جلب می کند طرح سووال یا بنا کردن پارادوکس است. هر " این یا آنی" یا هر ناسازه ای ممکن است چنین توانی داشته باشد. یعنی وقتی سووالی را مطرح می کنیم، طبعا مخاطب به دنبال پاسخ آن باید برود.

۴) مخاطب را از خواندن متن بی نیاز نکند: یکی از بدترین شیوه های تیترگذاری این است که نویسنده همه منظورش را در تیتر لو بدهد. وقتی چنین می کنیم مخاطب از خواندن نوشته بی نیاز می شود و بدتر آنکه گمان می کند موضوع را می داند، در حالی که نمی داند. و گاهی همین تیتر بد باعث می شود خواننده با توهم دانستن مطلب آن را نمی خواند.

۵) مستقلا زیبا باشد، یعنی حتی اگر مخاطب فقط تیتر را ببیند بازهم به نظرش جالب بیاید: تیتر باید مستقل از مطلب جذاب باشد، یعنی به تنهایی خودش ارزش داشته باشد. تیترهای محمد قوچانی این چنین اند. مثلا تیتر " فیلسوف ها و شومن ها" از کم نظیرترین تیترهایی است که خوانده ام. بسیاری از نویسندگان بلد نیستند تیتر انتخاب کنند، خیلی از آنها در تیترگذاشتن محافظه کارند، برخلاف مطالبی که می نویسند و به همین دلیل مطالب خوب شان را خیلی ها ممکن است نخوانند، برخی دیگر آوانگارد هستند و هراسی از نوآوری ندارند. مثلا در کتاب تیترهای عباس نعلبندیان برای من همیشه جالب بود، حتی یک بار هم از او تقلید کردم.

۶) نشانه های آشنایی داشته باشد، اما تقلید از تیتر دیگران نباشد: تیترها می تواند نشانه های آشنایی را داشته باشد، مثلا از یک ضرب المثل یا نام یک فیلم وام بگیرد، ولی حتی الامکان باید از تقلید کامل خودداری کرد، مثلا تیتر " پدرخوانده های جوان" قوچانی ضمن وام گرفتن از عنوان فیلم پدرخوانده با آوردن واژه جوان هم تیتر را از آن خود کرده است، هم آن را پارادوکسیکال کرده، پدرخوانده نمی تواند جوان باشد، پس ما ترغیب می شویم تا نوشته او را بخوانیم. یا مثلا تیتر " جمهوری مقدس" قوچانی تیتری جذاب است، چون اصولا جمهوری حکومتی است که با تقدس میانه ندارد، پس موقعیت پارادوکسیکال ایجاد می کند.

تیترهایی برای ستون

انتخاب تیتر ستون طنز بسیار مهم است. چرا که همواره با مشتریان ثابت سروکار دارد. از طرفی چون ستون طنز روزانه هر روز یا هر هفته خوانده می شود، باید بسیار جذاب تر و دعوت کننده تر از تیتر یک مقاله باشد. من سعی کرده ام که تیترهایم به یک برند تبدیل شود؛ ستون پنجم، ستون چهارم، بی ستون، چلستون، یک فنجان چای داغ در یک بعد از ظهر پائیزی، بن بست پنجم، در شهر خبری نیست، از این ستون به آن ستون و چیزهای دیگر. منظور از " برند" همان مفهوم تجاری آن است. نویسنده با مطالبی که در ستون بطور دائمی می نویسد، روز به روز برای ستونش اعتبار کسب می کند و این اعتبار باعث می شود تا خواننده به هوای خواندن مطلبی که بارها امتحان کرده، به سراغ ستون بیاید. در همین جاست که ما دیگر حق نداریم مطلب ضعیف یا بی کیفیت را در ستونی که معتبر شده بگذاریم. چرا که اعتبار آن از دست خواهد رفت. عنوان ستون حتی الامکان باید خصوصیات زیر را داشته باشد:

۱) طنین داشته باشد: کلمات " طنین" و آهنگ خودشان را دارند. تیتر یک ستون یا کتاب دائما تکرار می شود، پس بهتر است آهنگ زیبایی داشته باشد. معمولا بهتر است ستون حداکثر یک یا دو کلمه باشد. گاهی اوقات بهترین نام برای یک ستون ساده ترین نام است مثلا " نامه ها"، یا " یادداشت هفته" یا " بازتاب ها" گاهی اوقات نشریاتی مثل " چلچراغ" به عنوان یک نشریه آوانگارد از تیترهای با طنین و آوانگارد استفاده می کند، مثلا " نوشته بر باد"، " بسم الله"( برای سرمقاله)، " همچون در یک آینه"( این تیتر زیباست، اما نام فیلمی است از اینگمار برگمن و استفاده از چنین نامی بدون دستکاری آن چندان زیبا نیست.)، " روزی روزگاری ایران"( در این عنوان ستون نام فیلم سرجیولیونه یعنی روزی روزگاری آمریکا با تغییر عنوان شده، تیتر طنین دارد، اما وزن خوبی ندارد، به نظر می رسد اگر می شد در دو کلمه تمامش کرد بهتر بود." نشان پنجم حماقت" عنوان ستون حسین یعقوبی که طنزنویس بسیار خوبی است، عنوان بسیار جذابی است. اما " دستنوشته های یک کودک فهیم" ستون طنز امیر مهدی ژوله که او هم طنزنویس خوبی است کمی طولانی است، شاید کلمه فهیم در این نوشته کمی آن را کهنه می کند. عنوان صفحه یا ستون " سی سال، سی چهره، سی نما 15+15" عنوانی آوانگارد است که از نظر گرافیکی نیز می تواند زیبا باشد، ضمن اینکه طنین خودش را هم دارد. ستون " چت" یا " وب نورد" هر دو طنین دارد و زیباست و ساده است.

۲) معنی و مفهومی پایدار داشته باشد: اگر می دانیم که ستون ما یک ستون ماندگار است، پس بهتر است نامی برای آن انتخاب کنیم که تا چند سالی بتواند ماندگار بماند. مثلا من عنوان " در کلمه حرف حساب" گل آقا یا " حالا حکایت ماست" عمران صلاحی یا " نامه هایی به عمه جان" هادی خرسندی یا " چای و گپ و سیاست" فریدون تنکابنی یا " تذکره المقامات" زروئی را جزو نامهای خوب و ماندگار برای ستون می دانم. حالا حکایت ماست، چند پهلو و زیباست، هم بر طنز بودن و شخصیت عمران صلاحی تاکید می کند و هم اینکه به او اجازه می دهد وقتی در ستونش به نوشته های دیگران می پردازد داستان خودش را هم بگوید. شاید " دو کلمه حرف حساب" یکی از بهترین عناوینی است که من در ستون های طنز فارسی دیده ام که همیشه و برای دهها سال می تواند نام خوبی برای یک ستون باشد، اندازه کلمات هم برای پر کردن یک سرکلیشه مشکی بالای ستون عالی است. از میان عناوین ستون های جدی من عنوان " راپرت" مرحوم عنایت را بسیار دوست داشتم. ضمن اینکه طنین خوبی داشت، به دلیل بار معنایی و عاطفی که داشت هم می توانست صمیمیت میان نویسنده و مخاطب ایجاد کند و هم اهمیت نوشته های صفحه یا ستون را بگوید. از میان ستون هایی که خودم داشتم ستون " در شهر خبری نیست" را بسیار دوست داشتم و از آن بیشتر عنوان " زیر پوست شهر" که من از فیلم " زیر پوست شب" فریدون گله به سرقت بردم و روزنامه سلام از من بسرقت برد و خانم رخشان بنی اعتماد از هر سه ما.

۳) به لحاظ گرافیکی زیبا بشود: یکی از مسائل مهم برای انتخاب نام ستون تبدیل آن به شکل گرافیکی یا لوگو است. در الفبای لاتین و بخصوص انگلیسی تقریبا همه حروف امکانات مناسبی برای یک لوگوی خوب را دارند، بخصوص حروفی مانندI و O و V وH و K از طرف دیگر چون خط کرسی حروف لاتین به شکلی تعریف شده که با حروف هر کاری می شود کرد، قابلیت های گرافیکی آن بیشتر است. اما در زبان فارسی حروفی وجود دارند که لای دست و پای گرافیست می پیچند و اجازه کار به او نمی دهند. البته خوشنویسی کلاسیک چه در خط نستعلیق و نسخ و حتی ثلث عربی به مرور زمان راههای هماهنگی میان حروف را کشف کرده، اما در شکل مدرن و فونت های جدید گاهی اشکال جدی با بعضی حروف وجود دارد، یعنی همانقدر که حروفی مانند ا و ن و د حروفی راحتند، حروفی مانند گ و ش و چ دست و پای گرافیست را می بندد. شاید لازم باشد ستون نویس در هنگام انتخاب عنوان ستونی که باید به لوگو تبدیل شود، به شکل حروف هم فکر کند، یا حداقل با گرافیست در این مورد مشورت کند. نقاشیخط تا حدی ممکن است کار را راحت کند، اما مثلا در مجله گل آقا، هرگز گرافیک زیبایی نتوانست شکل بگیرد. البته می دانیم که گرافیک نیز با مخاطب رابطه دارد. در بسیاری از نشریات پرتیراژ که خواننده سلیقه مدرن ندارد، گاهی اوقات اعمال سلیقه مدرن در طراحی نه تنها به جذابیت کمک نمی کند، بلکه جذابیت آن را می کاهد، مثل این که شما برای یک مبل استیل جواد پسند به جای پارچه مخمل یا نقش برجسته با ترکیب های رنگی کرم و قهوه ای و طلایی از نقش آثار موندریان با رنگ های تخت زرد و قرمز و آبی و سبز استفاده کنید. کسی که در خانه اش کوبلن قاب می کند و به دیوار می زند، لاجرم از طرح های مدرن یا داستانهای مدرن هم خوشش نمی آید.

۴) بیانگر محتوایی باشد که در آن نوشته می شود: عنوان ستونی که انتخاب می شود باید با محتوای آن سازگار باشد. مثلا وقتی ماهنامه سینمایی فیلم می خواهد سرکلیشه یا عنوان صفحه و ستون انتخاب کند، باید به ماهیت سینمایی نوشته و اخلاق خوانندگان و محتوای مطلب توجه کند. مثلا عناوینی مانند " فیلم های روز"، " مباحث تئوریک"، " نقد فیلم"، " گزارش اکران" عناوینی ساده و سرراست و متناسب با محتوا هستند. بخصوص در مجله ای مانند ماهنامه سینمایی فیلم که سی سال از عمرش می گذرد و خوانندگان کلاسیک و مشخصی دارد و اصولا آوانگارد نیست، عناوین ستون با محتوای آن مستقیما رابطه خواهد داشت، حتی شکل و فونت آن هم کلاسیک خواهد بود.

۵) تکراری نباشد: معمولا انتخاب یک عنوان تکراری برای ستون، نشان دهنده بی سلیقگی یا شلختگی فکری یا اهمیت قائل نبودن برای روزنامه نگاری است. مثلا عنوان " سخن روز" یا " نقد حال" یا " عجیب ولی واقعی" یا " نکته" یا " اندرحکایت" تا به حال دهها بار در نشریات مختلف تکرار شده و انتخاب آن کمال بی لطفی است. من معمولا تلاش می کنم که از عنوانی استفاده کنم که تکرار نشده باشد، به همین دلیل خیلی از دوستانم برای اینکه جبران کار مرا بکنند، همان عنوان مرا تکرار می کنند مثلا " زیر پوست شهر"( ماهنامه همشهری)، " یک فنجان چای داغ"( آریا) توسط دوستان دیگر حداقل یکی دوبار استفاده شده است. البته مطبوعات عمر محدودی دارد و تصور اینکه هیچ کس نباید عنوانی که دیگری انتخاب کرد را برگزیند، نه لازم و نه ممکن است. گاهی عنوانی را برمی گزینی و کسی بعد از یک سال به تو خبر می دهد که این عنوان ده سال قبل توسط نویسنده ای دیگر استفاده می شد.

دوم- انتخاب میان تیتر: انتخاب میان تیتر برای مطالب طولانی یا گزارش نویسی روزانه طنز یکی از مهم ترین کارهای یک نویسنده است. شما با هر تیتر باید توجه مخاطب را جلب کنید، موضوع را بیان کنید، او را دعوت کنید اما همه اطلاعات را به او ندهید. مخاطب نباید با خواندن تیتر فکر کند مطلب را خوانده است. بلکه باید دعوت شود آن را بخواند. گاهی اوقات یک میان تیتر به اندازه تمام مطلب بازگوکننده موضوع است. شاید یک تیتر خوب اهمیتی بیش از کل مطلب داشته باشد. گاهی اوقات اگر از درون مطلب تیتر خوبی بیرون نمی آید، لازم است تیتر خوبی را انتخاب کنید و محتوای تیترتان را داخل مطلب ببرید. گاهی اوقات تیتر شما همان مطلب شماست.( مثال: آیا خودکشی عامل قتلها کار واجبی بود؟ در این مطلب من همه موضوع را گفته بودم، نوشته آن روز می توانست هر چیزی باشد، چون همان تیتر کار خودش را کرده بود.) در طول ده سالی که من گزارش طنز روزانه نوشتم همواره تلاش کردم تا میان تیترها بتواند گویای مطلب بعدی، و مناسب برای رفتن از یک مطلب به مطلب دیگر باشد. مثلا در مطلب " شخص اول، شخص دوم، شخص سوم" که در تاریخ ششم تیر، یعنی سه روز پس از انتخاب اول احمدی نژاد در روزآنلاین منتشر شد و اشاره به این داشت که احمدی نژاد شخص دوم کشور است یا شخص سوم یا اصولا یکی از سه نفر اول است، از میان تیترهای زیر برای مطالب دیگر آن روز استفاده کردم: " امت ویز ویز و نسبتا بیدار"/ " اصلاح طلبان به هوش آمدند"/ " بچه ام این روزها خوشحال است"/ " شخص اول، شخص دوم، شخص سوم"/ " من اول بودم، اون دوم"/ " تئوری سعی و خطا، تئوری خطا و خطا".

سوم- بررسی تیترهای خوب و درست. تقریبا همه روزنامه نگاران تلاش می کنند تیترهای خوبی را انتخاب کنند. من در اینجا بطور خاص روی طنزنویسان تاکید نمی کنم، چرا که گمان می کنم موضوع از اهمیتی بیش از این برخوردار است. با این همه دامنه اطلاعات نویسنده، سیطره او بر ادبیات و بخصوص شعر، سلیقه ادبی و دایره واژگان او و اخلاق سیاسی او تعیین می کند که آیا می تواند تیترهای خوبی انتخاب کند یا نه. معنای تیتر خوب الزاما این نیست که مخاطبان بیشتری را جذب کند، ممکن است با یک تیتر بد و تکراری مخاطبان زیادی را جذب کنید، مسلما صدای پاواروتی بسیار جالب تر از صدای جیغ کشیدن زنی در خیابان است، ولی صدای جیغ کشیدن همان خانم بیشتر توجه را جلب می کند تا پخش صدای پاواروتی در همان خیابان. هر نویسنده ای براساس آنچه گفته آمد به نوعی تیترهایش را انتخاب می کند. مثلا محمد قوچانی از کسانی است که تیتر خوب انتخاب می کند، گاهی اوقات تیترهایش چنان جذاب هستند که شما نمی توانید مطلب را نخوانید: مثلا تیترهای زیر نمونه برخی از بهترین تیترهای محمد قوچانی است:

" حزب فقیهان"، " دولت سازان"، " ائتلاف فقاهت و مصلحت"، " مردی که ترجیح می داد سکوت کند."، " سلام، آقای خوئینی ها"، " کنگره ششم، دبیرکل سوم"، " فیدل کاسترو بیست سال دیر به ایران آمد"، " کیک، کلت و کتاب مقدس"، " استقبال، 14 سال پس از اخراج"، " رفیق ادامه بده، تو هنوز مساله داری"، " خاطرات خواهر مری و برادرانش"( درباره معصومه ابتکار)، " تازه معتقدم کم کشتم"، " چرا لائیک ها فرار کردند؟"( از مجموعه جمهوری مقدس- 1381)

" فیلسوفی که شومن شد"( درباره هابرماس)، " لیبرالیسم بر سر ایستاده"، " بازگشت دکتر کارل مارکس به ایران"( درباره ترجمه آثار مارکس در ایران)، " آه مخلوق ستم دیده یا افیون توده ها؟"، " جذابیت پنهان بورژوازی"( تیتر عینا از فیلم لوئیس بونوئل استفاده شده و این برای نویسنده ای خلاق مانند قوچانی عیب است.)، " قابله مارکسیسم"( درباره ترجمه آثار انگلس در ایران)، " فوکوی دروغین، فوکوی راستین"، " تله ای که تنها متناسب هایدگر بود"، " پدرخوانده جامعه باز"( درباره کارل پوپر)، " روباهی به نام آیزایا برلین"، " خاطره نویس خشونت"( درباره هانا آرنت)، " هر کس کشیش خویش است"، " خدایا ما را آزادترین و مومن ترین مردم جهان قرار ده"، " سه شایگان"، " ابوذر یا ابوعلی"، " خروج از اتوپیا"، " فوتبال به مثابه ایدئولوژی"، " اسطوره کاغذی"، " همه ما شومن شده ایم"، " کرم کارامل مارکس و پوپر"( از مجموعه فیلسوف ها و شومن ها- 1383)

توجه داشته باشیم که انتخاب عنوان برای مقاله یا کتاب کاملا با اعتماد به نفس نویسنده رابطه دارد. وقتی نویسنده مطمئن می شود که خوانندگانش با اعتماد به دانش و قلم او کارش را می خوانند، با صلابت بیشتری می توانند تیترهایی که طنین کافی داشته باشد انتخاب کند. مثلا اگر به مجموعه مقالات قوچانی با عنوان " دو گام به پس، یک گام به پیش" نگاه کنیم، چنین تیترهای پرطنین، خلاصه شده و راحتی را نمی بینیم، او هنوز سردبیر نشده بود، هنوز خواننده کافی نداشت و هنوز یکی از میان همه بود، نه کسی که بطور خاص دیده می شود. مثلا برخی تیترهای او در سال 1379 چنین است: " چهره پنهان سعید امامی"، " پرونده قتل های زنجیره ای از منظر امنیت ملی"، " عوامل پنهان در بن بست انتخابات" یا " مهاجرانی با لبخند از مجلس خارج شد". تفاوت این دو نوع تیترگذاری را در دو موقعیت می توان دید، تیترهای قدیمی با دستی لرزان و نامطمئن نوشته می شود ولی تیترهای تازه با صلابت نوشته می شود. بطور کلی محمد قوچانی که در نوشته هایش هم از عناصر داستان نویسی و ایماژ و پارادوکس سازی و نوعی طنز استفاده می کند، در انتخاب تیتر چند پهلوست، وقتی شما تیتر او را می خوانید برحسب میزان دانشی که دارید می توانید آن را بفهمید. در حقیقت او سهل و ممتنع می نویسد، اگر تاریخ چپ و سکولاریزم و لیبرالیسم را ندانید، ممکن است فقط ظاهر و معنای اول آن را بفهمید، اما اگر با تاریخ فلسفه سیاسی آشنا باشید آن وقت معنی " پدرخوانده جامعه باز" برای شما معنایی دیگر خواهد داد. جامعه بازی که علیه پدرسالاری شکل گرفته چرا باید پدرخوانده داشته باشد؟ این پارادوکسی است که مثل دستی بر پشت شما فشار می آورد و شما را به خواندن نوشته او وامی دارد.

اما درست برخلاف او اکبر گنجی در انتخاب تیتر ناتوان است. شاید به این دلیل که گنجی روزنامه نگار خوبی نیست، یا اصولا نویسنده خوبی نیست. ممکن است محقق خوبی باشد ولی نویسنده خوبی نیست. اگر چه عنوان کم نظیری مانند " عالیجناب سرخپوش" را از کتاب و مقاله بسیار تاثیرگذار او که شاید در تاریخ ایران هیچ مقاله ای تا این حد بر سیاست اثر نگذاشته و مسیر سیاسی را تغییر نداده، توسط گنجی نوشته شده است، اما این تیتر یک تقلید از کتاب عالیجناب خاکستری ویتالی شینتیالیسکی است، کتابی که همان زمان ترجمه شده بود. جز این، بقیه تیترهای گنجی تیترهای خوبی نیست. مثلا در کتاب " عالیجناب سرخپوش" که در سال 78 منتشر و تا اوایل سال 79 بیست بار تجدید چاپ شد، تیترهای او چنین است:

" روحانیت علیه روحانیت"، " عبدالله نوری را زندانی کنید، چون مثل ما فکر نمی کند."، " گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز/ گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید( استفاده مستقیم از شعر)، " رها شدن شیطان، در بطری کردن غولها"، " محفل نشینان و تکرار فاجعه ملی"، " تناقض در گفتار، بی عدالتی در رفتار"، " عدالت، رفاقت و محسنی اژه ای"، " هاشمی رفسنجانی و استراتژی دوگانه راست"، " نجات عالیجناب خاکستری"، " تا آن زمان که پرده برافتد چها کنند"( استفاده مستقیم از شعر)، " بازی با مرگ"، " عالیجناب سرخپوش"، " جزئیات قتل سیامک سنجری"، " پروژه قتل عام درمانی"، " روشنفکران و عالیجناب سرخپوش"( کپی از کتاب روشنفکران و عالیجنابان خاکستری)، " فقر و مسکنت نظریه اعتدال"، " اگر ادعاهایم را ثابت نکنم"، " داوطلبانه به زندان می روم"، " انتخابات و یادگار سیلی سرد زمستان"( استفاده از شعر)، " مافیای پدرخوانده"، " ماجرای قتل رضا مظلومان"، " چند روز صبر کنید، حاج آقا می یاد بالا"، " عمل چشم و شستن چشم"( استفاده از شعر). این مجموعه از مقالات گنجی تقریبا پرخواننده ترین نوشته های روزنامه نگاری پس از انقلاب است. از نظر اخلاق سیاسی نوشته های گنجی نوشته های افشاگر است و اساس تیترها نیز تهور و شجاعت اوست. او از افراد مشخصی که در حکومت قدرت دارند نام می برد و به آنها اتهام می زند. مهم این نیست که این اتهامات ثابت بشود یا نه، ولی به عنوان تیتر، تیتری که در آن شخص دوم کشور قاتل خوانده می شود خواننده مستقیم دارد. تقریبا جز مواردی که از شعر بطور مستقیم یا نسبتا مستقیم استفاده شده، غالب نوشته ها که در یک دوره زمانی مشخص یعنی سال 1378 منتشر شده، برمبنای یک کتاب و یک نظریه است، نظریه عالیجناب خاکستری و عالیجناب سرخپوش که بخشی از آن از دیدگاه روسی و بخشی از آن از اصطلاح ویژه مربوط به عالیجناب ریشیلیو استفاده شده است. در جاهایی نیز تیترها به داستان مرشد و مارگریتای بولگاکف برمی گردد که بعید به نظر می رسد گنجی آن را خوانده باشد. اما با گذشت ده سال از آن زمان و آمدن گنجی به عالم اینترنت و جایگزینی مقالات تحلیلی به جای مقالات ژورنالیستی اخلاق او نیز در تیترها تغییر یافت. به برخی تیترهای سالهای اخیر اشاره می کنم:

" فسادهای مشروع جمهوری اسلامی"( روزآنلاین/ 24 فروردین 1391)، " جباریت منحط یا استبداد سکولار"( در باره سوریه و عربستان/ روز/ 17 فروردین 91)، " ربایش بهار عرب"( روز/ 25 اسفند 90)، " آمریکا، به قدرت رساندن مجدد طالبان"( روز/ 18 اسفند 90)، " باخت بزرگ خامنه ای"( روز/ 10 اسفند 90)، " خامنه ای، سازش، ایستادگی، جنگ"( روز/ 13 بهمن 90)، " فقط ایرانیان کشته می شوند"( روز/ 5 بهمن 90)، " آمریکا و اپوزیسیون سازی برای قدرت یاغی"( روز/ 29 دی 90) و مواردی مشابه که تقریبا همه از تیترهای سیخکی و مستقیم استفاده شده و ویژگی اغلب تیترها این است که با خواندن آن می توان فرض کرد که تمام مقاله را خوانده ایم. و این یک عیب برای تیتر است.

مسعود بهنود کمی در تیترگذاری سانتی مانتالیست است، بسیاری از او پیروی می کنند. تیترهای بهنود معمولا با قلب و دل آدم رابطه برقرار می کند، نه با فکر و ذهن او. تیترهای آخرش را چنین می خوانیم: " به یاد شاهرخ مسکوب"، " مذاکره با آمریکا"، " کلتی که به زمین شلیک کرد"، " جدائی از سیمین بعد از 36 سال"، " فقط رام کنندگان حیوانات می دانند"، " ایرج گرگین؛ چهره ای از سال های خوش"، " هر کسی شمایل نمی شود"( درباره حاجی بخشی)، " محمد سمبه"( روایتی تاریخی درباره اهمیت دیپلماسی)، " اوضاع بحمدلله خیلی خوب است"( مقاله ای تاریخی درباره انتخابات مشروطه)، " مرگ دو رهبر، بی هیچ شباهتی به هم"( در مقایسه مرگ کیم جونگ ایل و واسلاو هاول). مسعود بهنود معمولا تیترهایش را متناسب با طبقه متوسط داخل ایران، با نگاهی خانوادگی، نرمخو و احساساتی انتخاب می کند. تیترهایش ویترینی زیباست که معمولا فقط مثل وسایل پذیرایی نوروز می ماند که هرگز مصرف نمی شود، او می داند که خواننده های کافی را دارد و کسی برای تیترهایش نوشته او را نمی خواند. تیترگذاری اش خیلی اوقات مثل آب خنکی است بر سر خواننده عصبانی. یا شاید ترانه ایرانی قدیمی که ما را به گذشته مهربان می برد، اما حتی در بدترین حالش هم تیتر عصبانی از او نخواهید خواند. تیتر " هی نزنیدش" خشن ترین واقعه مطبوعاتی در زندگی اوست.

محمد قائد تیترها را خوب انتخاب می کند. او در وب سایت خودش مطالب کوتاه و بلندی می نویسد که گاه مثل نوشته اوریانا و ابوالحسن جز یک تیتر چیزی نیست، اما همه چیز هست، گاهی هم تحلیلی عمیق دارد از وضع داخل و خارج مملکت. تیترهای او جزو تیترهای شاخص و بسیار دلپذیری است که برای آموختن تیترگذاری به برخی موارد آن اشاره می کنم: " خاک، خون، حق، مواجب"( آیا در طول تاریخ نمایندگان ایران شایسته چهره ایران بوده اند؟)، " نه جان شما، اول جنابعالی"، " نومیدی، اغتشاش ذهنی، رهن کامل"، " خط کش و ترازوی اسکار"، " فقط احمق ها نیستند که تعجب می کنند."، " مساله حل نشدنی اینگیلیس"، " خرگوشها و آدمها"، " آه ویتامین، آه آبرو"، " شیلترفکن و عنترنت"، " انتباه"، " در پناه مادر زن"، " اوریانا و ابوالحسن". تیترهای قائد به اندازه کافی عمیق و اثرگذار است. بیش از هر چیز او به رفع توهم می پردازد و به اینکه اشتباه نکنید، اگر فکر می کنید هنر نزد ایرانیان است و بس حتما اشتباه می کنید.

اما مسیح علی نژاد، روزنامه نگار 35 ساله ای که تقریبا در همه صحنه های مبارزه حاضر است، از تیترهای احساساتی بسیار استفاده می کند. برخی از این تیترها که در دو سه ماه اخیر است چنین است: " خامنه ای نگذاشت مرتضوی در مورد کهریزک افشاگری کند، مرتضوی را استعفا دادند."، " حکایت یک برادر و حکم اعدام برادری دیگر، از زبان خواهری که بغضش می شکند"، " قلاده های طلا! با حمایت نیروهای انتظامی نظام ساخته شد"، " برای چشم های هیز و حقیر شما می نویسم، زن فقط تن نیست، جرم فقط خندیدن نیست."( تقریبا همه عکس های معصومه علی نژاد نشان می دهد او به عنوان زن هیچ جذابیت زنانه ای ندارد.)، " قصه تحقیر مجید توکلی، قصه حقارت همه زمان سرزمین من هم هست."، " خبر به همین کوتاهی است، خودتان بگوئید دردش به چه بلندی است؟"، " خواهر حمید قاسمی: شما را بخدا نگذارید برادرم اعدام شود، برادرم فعال سیاسی نیست."، " آیا ندا از بیت می رسد که مرتضوی را کش ندهید."، " این عکس عجیب درد دارد."، " آدم بی رویا آدم مرده است."

البته در حوزه های اجتماعی، در عرصه رمان های عاشقانه بسیاری با انتخاب تیترهای احساسات برانگیز تلاش می کنند تا اشک را بر چشمان خواننده جاری کنند. تا پیش از این خانم فرشته قاضی و در حال حاضر بطور خاص خانم معصومه علی نژاد، یا مسیح علی نژاد از چنین تیترهایی استفاده می کند. برخی از فعالیت های روزنامه نگاری او مثل رفتن روی میدان مین می ماند، مثلا درگیری او در زمان حضورش در ایران با نمایندگان مجلس. او مثل اوریانا فالاچی تلاش می کند زندگی شخصی اش را برای فعالیت مطبوعاتی اش مصرف کند. تیتر های او تاثیر سریع دارد ولی ماندگار نیست. به نظر می رسد تیتر انتخاب کردن مثل یک دعوتنامه خوب فرستادن برای مهمانی است، اگر کسی به خانه تان نیامد حتما تیتر خوبی انتخاب نکردید.

چهارم- نحوه انتخاب تیتر، برای انتخاب تیتر هر چیزی می تواند مورد توجه قرار بگیرد، می توانید از عناصر آشنا برای تیتر استفاده کنید، مثل نام یک داستان، شعری معروف، ضرب المثلی عامیانه، ترانه ای شناخته شده یا نامی معروف، اما باید با تغییری در آن علاوه بر استفاده از آن آشنایی اولیه آن را مال خود کنید. " در شهر خبری نیست" یک سرقت محترمانه بود از تیتر کتاب " در غرب خبری نیست" اما من با کلمه " در شهر" که نشان دهنده شباهت ستون نوشته هایم به ستون " در شهر" داشت، آن را تغییر دادم و از آن خود کردم. آشنایی های این چنین خیلی اوقات فاصله را با مخاطب کم می کند و سمپاتی ایجاد می کند. برای فاصله گرفتن از آشنایی ها می توانید اثر را با دقت مطالعه کنید و با آن فاصله بگیرید.

پنجم- زمان انتخاب تیتر، طبیعی است که تیتر را باید وقتی انتخاب کنید که نوشته تان تمام می شود، در طی کار تیترهایی را که به ذهن تان می رسد گوشه ای یادداشت کنید تا بعد بهترین آنها را انتخاب کنید. بهترین تیتر معمولا زمانی شکل می گیرد که نوشته تمام شده باشد، ممکن است در حین نوشتن تیتر خوبی یافته باشید، آن را یادداشت کنید. اما تصمیم نگیرید. دیر نمی شود، نوشته به پایان خواهد رسید و شما می توانید تیترتان را تعیین کنید. چه تیتری بهتر است؟

طنز نویسی و نوشته های احساساتی

چطور است؟ تیتر خوبی است؟

ابراهیم نبوی، فروردین 1391

 

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

این آخوند می‌گوید ولو به واسطه حضور در عزاداری مردم به کرونا مبتلا شوند، بابد مراسم را برگزار کرد. اگر کسی مرد شهید… https://t.co/DmnTnj9ijZ
Tavaana (41 minutes ago)
RT @MajidTavakolii: دفاع از ظلم، عقل را نابود می‌کند. در دنیای جدید هرکه از نادرستی‌ها حمایت کند، خوار و رسوا می‌شود. سرزنش و رسوایی آن‌ها…
Tavaana (46 minutes ago)
🎥زنان و فرزندان کارگران نیشکر‌ هفت‌تپه در ۵۸مین‌ روز اعتصاب در خیابان‌های شوش راهپیمایی کردند‌ ▫️استاندار خوزستان… https://t.co/e3zieppmGO
Tavaana (4 hours ago)
تحریم دارو! طرح از بهنام محمدی https://t.co/BgaUPITtiP #جمهوري_اسلامي #انفجار_بيروت https://t.co/8LwQx23olu
Tavaana (6 hours ago)
به تازگی اینستاگرام قابلیت Reels را در اپلیکیشن خود طراحی کرده که کاربرانش رااز تیک‌تاک بی‌نیازمی‌کند. بااین امکان… https://t.co/mhHBFqDbVr
Tavaana (8 hours ago)
RT @moodtheobscure: برای دومین بار توی این چندماه امروز سوار تاکسی شدم. به پیرمرد مسن مودب و مهربونی بود. منم ماسک داشتم و به عادت دوران قب…
Tavaana (8 hours ago)
هنگام خرید اینترنتی چه نکاتی را باید رعایت کنیم تا قربانی کلاهبرداران نشویم؟ https://t.co/UqdRD0GY4d… https://t.co/OUiarZlLuC
Tavaana (10 hours ago)
RT @TavaanaTech: #پرسش: چگونه می توانم در #یوتیوب امنیت خود را حفظ کنم؟ ادامه در وب‌سایت #تواناتک: https://t.co/Q5eU6H3iGd #ویدئو_آموزشی h…
Tavaana (14 hours ago)