جلسه سوم: جنبش دانشجویی در برابر نظام سیاسی

این جلسه از نظر زمانی بیشتر مربوط به سال های بعد از ۱۳۴۰ است. دورانی که گفتمان انقلابی در جنبش دانشجویی دست بالا را پیدا کرد و گروه های دانشجویی مولد جریان های چریکی و مسلح در ایران شدند. علاوه بر این تجربه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور به عنوان مهم ترین تجربه خارج از کشور جنبش دانشجویی ایران بررسی می شود.

بررسی وقایع دهه چهل و پنجاه و رویدادهایی که منتهی به وقوع انقلاب بهمن ۵۷ شد درسهایی تاریخی برای دانشجویان دارد. در این سالها دانشجویان به تدریج از اعتراضات مسالمت آمیز به رویکرد مبارزه مسلحانه تغییر مشی دادند و اهداف اصلاحی خود را با اهداف انقلابی جانشین نمودند. سرکوب داخلی شدید و فضای بین المللی در این تصمیم نقش موثری داشت. از سویی رژیم شاه فرصت تحرکات قانونی را از مخالفان گرفته بود و به شکنجه و اعدام آنها روی آورده بود و از سوی دیگر فضای بین المللی سرشار از ایده های انقلابی و مسلحانه بود. ایده هایی که بر اپوزیسیون جوان ایرانی تاثیرات شگرفی داشت. در این مطلب تلاش می شود تا با بررسی موردی تجربه کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نگاهی به این دوره تاریخی داشته باشیم.

ابتدای دهه ۴۰ دکتر مصدق رهبر جبهه ملی همچنان در حصر خانگی به سر می برد. در این زمان جبهه ملی دوم با هدف مبارزه با نقض قانون اساسی تاسیس شد اما در غیاب مصدق از فقدان رهبری واحد و کارآمد رنج می برد. انتخاب جان اف کندی و تغییر سیاست خارجی آمریکا موجب شد تا فضای سیاسی ایران پس از کودتای ۳۲ تا حدودی باز شود و علی امینی به عنوان نخست وزیر برگزیده شد. ۱۸ اردیبهشت ۴۰ جبهه ملی با کمک دانشجویان تجمع بزرگی را در میدان جلالیه تهران برگزار کرد. نهضت آزادی ایران نیز در همین سال از میان اعضای مذهبی تر جبهه ملی اعلام موجودیت نمود.

ژانویه ۱۹۶۱ دانشجویان ایرانی خارج کشور اولین کنگره کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را در لندن برگزار کردند. در این کنگرخ پیش نویس "منشور دانشجویی" با هدف دفاع از حقوق دانشجویان نوشته شد و دبیرخانه کنفدراسیون آغاز به کار نمود. ساختار کنفدراسیون به گونه ای بود که تصمیم گیری نهایی با مجمع عمومی بود. اعضای دبیرخانه به شکل داوطلبانه کار می کردند و هزینه ها نیز از حق عضویت اعضا تامین می شد. واحدهای مختلف در کشورها و مناطق مختلف در صورت داشتن حداقل ۵۰ عضو می توانستند یک نماینده رسمی با حق رای داشته باشند و با اضافه شدن اعضا این حق رای نیز به طور متناسب اضافه می شد.

کنفدراسیون در سال ۶۲ به شکل رسمی در پاریس پایه گذاری شد و اعلام کرد که چون در داخل کشور دانشجویان به دلیل سرکوب امکان سازماندهی خود را ندارند؛ می خواهد نمایندگی همه دانشجویان در داخل و خارج را بر عهده بگیرد. سازمان دانشجویان دانشگاه تهران هم طی پیامی حمایت خود را از کنفدراسیون اعلام کرد. با این حال همچنان دسته بندی نیروهای نزدیک به جبهه ملی و نزدیکان حزب توده در داخل کنفدراسیون قابل مشاهده بود. این نیروها بر سر مسائلی چون تعداد حق رای دانشجویان آمریکا و نیز تصویب اعتبارنامه نمایندگان هسته های منطقه ای اختلاف نظر داشتند. تابستان همان سال کنفدراسیون توانست به عضویت رسمی کنفرانس بین المللی دانشجویان در آید.

حزب توده از موازنه قوا در داخل کنفدراسیون رضایت چندانی نداشت و معمولا شکایت می کرد که نتوانسته "خط صحیح" را در جنبش دانشجویی خارج کشور جا بیندازد. در واقع آنها مخالف تاسیس سازمانی بودند که قادر به کنترل آن نباشند و در صورت تاسیس نیز سیاست آنها تلاش برای نفوذ در چنین تشکیلاتی بود.

۱۶ آذر ۴۰ دانشجویان داخل کشور تظاهرات وسیع دانشجویی را در داخل دانشگاه تهران سازمان دادند. گفته می شود که حدود  ۱۵۰۰۰ نفر در این تجمع حضور داشتند که رقم قابل توجهی است. ادامه اعتراضات دانشجویی سبب شد تا در اول بهمن همین سال نیروهای کماندویی ویژه و چتربازها وارد دانشگاه شوند. این موضوع استعفای دکتر احمد فرهاد رئیس دانشگاه را در پی داشت که در اعتراض به نقض حریم دانشگاه از ریاست کناره گیری کرد.

کنفدراسیون نیز در اعتراض بیانیه ای صادر کرد. محورهای اصلی این بیانیه مطابه آزادی دکتر مصدق، آزادی دانشجویان دربند و انتخابات آزاد بود. مطالباتی که تا مدتها سرفصل خواسته های اصلی دانشجویان بود. با وجود مواضع سرسختانه دانشجویان علیه دولت، هنوز ارتباط و گفتگو بین دو طرف قطع نشده بود. به طور مثال اکتبر ۶۲ چهار نماینده سازمان آمریکا در نیویورک با وزیر خارجه غلامعباس آرام دیدار کردند و خواسته ها و مشکلات خود را با وی در میان گذاشتند.

وقایع سال ۴۲ اما تاثیر شگرفی بر رابطه دانشجویان و حکومت گذاشت. در حالی که کنگره سال ۶۳ کنفدراسیون یکی از خواسته های خود را "به رسمیت شناخته شدن" از طرف دولت اعلام کرده بود؛ کنگره سال ۶۴ میلادی زبان شاه را زبان گلوله می داند و می گوید باید با همین زمان با او سخن گفت. این تقریبا همان زمانی است که مهندس مهدی بازرگان در دادگاه محاکمه رهبران نهضت آزادی اعلام کرد ما آخرین نسل مبارزان هستیم که با زبان قانون سخن می گوییم و نسل بعدی به شیوه ای دیگر عمل خواهد کرد. همچنین سال ۴۲ سال ورود آیت الله خمینی و طلاب هوادار او به عرصه مبارزه بود. قیام ۱۵ خرداد علیه انقلاب سفید شاه و ملت نقطه عطف گذار از مبارزه صلح آمیز به سوی خشونت بود. جبهه ملی که در غیاب مصدق سیاست "صبر و انتظار" را در پیش گرفته بود به آرامی از صحنه اول مبارزه کنار رفت.

سال ۱۹۶۳ کنگره وحدت کنفدراسیون در لوزان سوئیس تشکیل شد. در این کنگره ۶۶ نماینده رسمی با حق رای، ۲۰ مشاور و حدود صد نفر ناظر حضور داشتند. در این زمان کنفدراسیون نزدیک به ۳۳۰۰ عضو رسمی داشت که حق عضویت پرداخت می کردند. در این کنفرانس نمایندگانی از دانشگاه تهران نیز شرکت کرده بودند و شعار آنها "اتحاد، مبارزه، پیروزی" بود. همین زمان بود که کنفدراسیون از سازمان ملل و روسای جمهور آمریکا، شوروی، الجزایر و عراق تقاضا می کرد تا به مبارزات ایرانیان کمک کنند.

دانشجویان داخل کشور مهر ۴۲ یک گردهمایی عمومی در مقابل مجلس تشکیل دادند تا از انتخابات آزاد دفاع کنند. در این تجمع بیش از  ۱۰۰ دانشجو بازداشت شد. پس از این بود که میان سازمان دانشجویان و شورای رهبری جبهه ملی اختلاف افتاد و هردوی آنها برای جلب حمایت دکتر مصدق با هم به رقابت پرداختند. مصدق از شورای رهبری حمایت نکرد و در نهایت اعضای شورای جبهه ملی دوم در بهار ۴۳ به شکل دسته جمعی استعفا دادند. با از میان رفتن جبهه ملی دوم، آیت الله خمینی تنها صدای اعتراض اپوزیسیون شد.

کنگره کنفدراسیون در آگوست سال ۱۹۶۳ با سخنرانی کوتاه غلامعلی رحیمی آغاز شد. او دانشجویی بود که در جریان حمله کماندویی بهمن سال ۴۰ بینایی اش را از دست داده بود. در این کنگره خط سیاسی رادیکال قدرت بیشتری گرفت. برای اولین بار شاه رسما خائن خوانده شد و اعلام شد که همه راههای قانونی مبارزات ملت ایران بسته است. از وقایع سال ۴۲ به عنوان انقلاب بزرگ نام برده شد و از آیت الله خمینی تجلیل شد.

سال ۱۹۶۴ انجمن اسلامی دانشجویان خارج از کشور به رهبری مصطفی چمران و ابراهیم یزدی تاسیس شد. مساله اسرائیل و فلسطین یکی از مهمترین مسائل دانشجویان شده بود و در بسیاری موارد به حمله به اسرائیل و دفاع از فلسطین می پرداختند. ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت در سال ۴۳ توسط بخارایی از اعضای هیئت های موتلفه اسلامی سرآغاز حرکت های مسلحانه بود. نسل جوان مبارزان سیاسی سرخورده از اصلاحات خود را آماده مبارزه مسلحانه و سازماندهی مخفی می کردند.

گرایش به چپ در اپوزیسیون پررنگ شده بود. پیروزی جنگ های ضداستعماری و انقلابی چین، ویتنام، الجزایر و کوبا به این موضوع دامن می زد. الگوی الجزایر و مقاومت مسلحانه فلسطینی برای جوانان جذابیت خاصی داشت. برخی به مذاکره با رهبران مصر، الجزایر و ... پرداختند و از آنها درخواست امکاناتی چون رادیو و آموزش نظامی کردند. جناح ناراضی حزب توده بر علیه کادر رهبری حزب که آنها را رفورمیست می خواند دست به عمل زد و سازمان انقلابی حزب توده را ایجاد نمود.

کنفدراسیون اقدام به تماس با آیت الله خمینی کرد و حسن ماسالی دبیر بین الملل کنفدراسیون در نجف با وی دیدار کرد تا به اعلام حمایت از روحانیت مترفی بپردازند. بازداشت عده ای از رهبران پیشین کنفدراسیون در ایران سبب شد تا کمپین وسیعی برای آزادی آنها اجرا شود. روشنفکرانی چون برتراند راسل و ژان پل سارتر از دانشجویان ایرانی حمایت کردند. ۵۰ عضو پارلمان انگلیس نیز نامه ای اعتراضی به سفیر ایران نوشتند. بعدها شاه به استناد همین نامه دانشجویان را متهم به وابستگی به انگلیس نمود. ۴۵ دانشجو نیز به مدت ۹ روز دست به اعتصاب غذا زدند طوری که ۱۰ نفر از آنها به بیمارستان اعزام شدند.

دانشجویان ایران همچنین در جنبش های بین المللی نیز حضور فعالی داشتند. آنها به اعتراضات گسترده علیه دخالت آمریکا در ویتنام پیوستند. همچنین در جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ در اروپا و آمریکا حضور جدی داشتند. کنفدراسیون خود را سازمانی ضدامپریالیستی، خلقی و دموکراتیک می خواند. حتی برخی از اعضای آن با هدف تشکیل هسته های مبارزه مسلحانه به ایران می رفتند. در این هنگام در ایران گروه موسوم به گروه بیژن جزنی دستگیر شدند. باقیمانده های این گروه سازمان چریک های فدایی خلق را تاسیس کردند که مواجهه جدی آن با حکومت در واقعه سیاهکل بود.

دانشجویان البته همچنان به مسائل کمتر سیاسی هم توجه داشتند. در ایران دانشجویان دانشگاه تبریز در سال ۴۶ به مدت پنج ماه دست به اعتصاب زدند و سرانجام موفق به تغییر رئیس دانشگاه شدند. اسفند ۴۸ دانشجویان تهرانی در اعتراض به افزایش کرایه اتوبوس های شرکت واحد مانع حرکت این اتوبوس ها شدند، شیشه ها را خرد کردند و حتی چند اتوبوس را به آتش کشیدند. شدت اعتراضات به حدی بود که سرانجام افزایش قیمت بلیط اتوبوس ها لغو شد. دانشجویان شیراز نیز در اعتراض به فساد اداری مسئولان دانشگاه اعتصاب کردند.

خارج از ایران دانشجویان در مواردی حتی به اشغال کنسولگری های حکومت در مونیخ و سانفرانسیسکو دست زدند. سال 50 کنفدراسیون از طرف حکومت ایران به طور رسمی غیرقانونی اعلام شد. کنفدراسیون تا این لحظه به طور علنی خواستار سرنگونی شاه نشده بود. گروهی از دانشجویان اعتقاد داشتند از این پس باید به شکل مخفی فعالیت کرد و گروهی دیگر خواستار ادامه افشاگری ها به صورت علنی بودند. آنها در قطعنامه خود "توطئه رژیم علیه کنفدراسیون" را محکوم کردند.

سازمان مجاهدین خلق ایران هم یکی از گروههایی بود که در این زمان رونق زیادی پیدا کرده بود. آنها با تلفیق ایده های چپ و مذهبی هدف سرنگونی از مسیر مبارزه مسلحانه را دنبال می کردند. پایگاه اصلی سازمان دانشگاه بود و بیشتر عضوگیری را از میان دانشجویان داشت. در مورد دانشگاههای ایران باید گفت در این سالها گسترش آموزش عالی سبب شده بود تا اقشار کم درآمدتر هم وارد دانشگاه شوند. این نسل جدید منبع اصلی گروههای چریکی بود. در همین زمان دکتر شریعتی نیز با سخنرانی های پرشور خود در حسینیه ارشاد شور مبارزه را در جوانان شعله ور می کرد.

کنفدراسیون اما در سال ۱۹۷۵ بر اثر اختلافات داخلی فروپاشید. در این هنگام سه جریان اصلی در کنفدراسیون حضور داشت: بلوک جبهه ملی، مائوئیست ها، و هواداران سازمان انقلابیون کمونیست. این گروهها نسبت به هم رویکرد خصمانه ای در پیش گرفته بودند و دیگر حفظ اتحاد کنفدراسیون برایشان اولویت نداشت. هسته های رهبری محدود به دانشجویان سابق مانده بود که حالا کادر حرفه ای گروههای تبعیدی سیاسی بودند. آنها به دنبال راه اندازی جنبش اپوزیسون فراتر از سازمان های صرفا دانشجویی بودند. سرانجام اختلافات درونی کنفدراسیون به قدری بالا گرفت که انتخابات هیئت دبیران به بن بست رسید و تلاشهای بعدی نیز نتوانست این سازمان رو دوباره برپا کند.

 

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

گلناز صمصامی مادر یک پسر ۸ ساله ۲۶ آبان در شهریار با اصابت گلوله نیروهای امنیتی به ناحیه‌ی سر، جان باخت. برخی منابع… https://t.co/8df8wq8Oux
Tavaana توانا (52 minutes ago)
محمد نوری،مدیر دفتر"فرهنگ معلولین" از رهاکردن کودکان دارای #معلولیت در بیابان خبر داد و گفت:"در برخی مناطق ایران مع… https://t.co/Q9a7P8HU4Q
Tavaana توانا (9 hours ago)
اون تلویزیون رو خاموش کن! کاری دیدنی از مازیار کوپیدار #وریا_غفوری https://t.co/TwcuYVmVZC
Tavaana توانا (9 hours ago)
ابتدا تکذیب کردند اما اکنون می‌گویند که نوع قرص‌های جاسازی شده در کیک‌ها شناسایی شده است. مدیر کل استاندارد آذربای… https://t.co/Ty0TVVH6Am
Tavaana توانا (12 hours ago)
in memoriam. Mehdi Daemi Shot & killed by direct gunfire from security forces during #IranProtests in Malard.… https://t.co/4n6kH3D8Lq
Tavaana توانا (12 hours ago)
in memoriam. Reza Moazemi Goudarzi – 19 yrs old Shot & killed by direct gunfire from security forces during… https://t.co/otwNtRWoQg
Tavaana توانا (12 hours ago)
With brazen shamelessness, Shahr-e Qods governor Leila Vaseghi is present (1st from right) as regime representative… https://t.co/Gbr0dv9lyp
Tavaana توانا (13 hours ago)
پیام «امپراطور کوزکو» خطاب به آذری جهرمی، #وزیر_جوان که مردم رو می‌خواد سورپرایز بکنه. #طنز https://t.co/fjGsgZTnCP
Tavaana توانا (13 hours ago)