جلسه هشتم: جنبش دانشجویی و ارتباط با سایر جنبش‌های اجتماعی

دانشجو بودن یک ویژگی موقتی است و فعالان دانشجویی در دوره های بعدی زندگی می توانند کنشگران سایر جنبش های اجتماعی باشند. به همین دلیل دانشجویان علاوه بر مطالبات خاص خود به مطالبات سایر جنبش های اجتماعی نظیر جنبش زنان، جنبش های اقوام، جنبش های صنفی معلمان و کارگران نیز توجه دارند. بررسی این رابطه در دستور کار این جلسه قرار دارد.

در جلسات قبلی به بررسی تاریخچه جنبش دانشجویی ایران از ابتدای تاسیس نهاد دانشگاه تا امروز پرداختیم. دیدیم که در دوره های اخیر دانشجویان بر حضور در جامعه مدنی و همبستگی با سایر جنبش های اجتماعی تاکید ویژه داشتند. همچنین می دانیم که دوران دانشجویی محدود به چند سال است و پس از پایان تحصیلات بسیاری از کنشگران دانشجویی به فعالیت در سایر جنبش ها و یا احزاب و گروههای سیاسی روی می آورند. به همین دلیل معمولا جنبش دانشجویی خود را محدود به مطالبات صنفی خود نمی کند و در پیوند مستقیم با مطالبات و خواسته های سایر اقشار اجتماع است. در این جلسه بنا داریم به بررسی ارتباط جنبش دانشجویی با سایر جنبش های اجتماعی بپردازیم.

فعالان جنبش دانشجویی در سالهای دهه هشتاد از یک نگاه کاملا سیاسی که مبتنی بر اصلاحات از بالا و یا اصلاحات انتخابات محور بود؛ به یک نگاه سیاسی-اجتماعی مبتنی بر اصلاحات از پایین یا اصلاحات جامعه محور تغییر رویه دادند. در مدل اصلاحات انتخابات محور عمده ترین استراتژی معطوف به تسخیر دولت از طریق انتخابات توسط نیروهای اصلاح طلب است و پس از آن نیروهای اجتماعی باید پشت سر دولت اصلاح طلب حرکت کنند و بهبود شرایط را به دولت بسپارند. در این نگاه طرح مطالبات از دولت نوعی اخلالگری در مسیر اصلاحات است. نگاه دوم اما بهترین استراتژی را در تقویت جامعه مدنی و جنبش های اجتماعی می بیند. در این مدل از اصلاحات جامعه محور نیروهای تحول خواه تلاش می کنند تا قدرت جامعه مدنی را در برابر حکومت افزایش داده و از این راه قدرت حکومت را برای سرکوب مطالبات مردمی کاهش دهند. این نگاه مستلزم پیوند جنبش های اجتماعی مختلف با یکدیگر است.

جنبش زنان، جنبش های قومی کردستان و آذربایجان، و جنبش های صنفی کارگران و معلمان برخی از جنبش های اجتماعی فعال یا نیمه فعال در سالهای اخیر هستند. جنبش زنان با کمپین یک میلیون امضا توانست در دهه هشتاد جان دوباره ای بگیرد و تبدیل به یک نمونه نسبتا تاثیرگذار و موفق بشود. در این میان دانشجویان دختر نیز نقش مهمی در توسعه جنبش زنان و ارتباط آن با جنبش دانشجویی داشتند. جنبش کردستان و آذربایجان هم در این سالها به حضور جدی تر در عرصه مبارزات مدنی روی آوردند. همچنین دانشجویان کرد و ترک هم در معرفی این حرکت ها به سایر دانشجویان و ارتباط آنها با جنبش دانشجویی تاثیرگذار بودند. جنبش کارگری هم با تحرک بیشتر سندیکاها از جمله سندیکای کارگران شرکت واحد مورد توجه دانشجویان به ویژه دانشجویان چپ قرار گرفت. جنبش معلمان هم با هدف بهبود شرایط کاری معلمان فعال بود.

 شاید جدی ترین پیوند جنبش دانشجویی در این سالها با جنبش زنان بود. جنبش زنان ایران حرکتی است که به دنبال حذف قوانین تبعیض آمیز در موضوعاتی چون ارث، حق طلاق، حضانت فرزندان، چندهمسری، حجاب اجباری و ... است. همچنین این جنبش علاوه بر مسائل حقوقی، خواهان تغییر در هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است که مردسالاری را بازتولید می کنند. یک تجمع در سال ۸۴ در برابر دانشگاه تهران و تجمعی دیگر در سال ۸۵ در میدان هفت تیر تهران نشان از جان گرفتن دوباره این جنبش داشت. تا جایی که در ۵ شهریور ۸۵ بیش از پنجاه فعال برجسته زن در کنار هم شروع کمپین یک میلیون امضا را اعلام کردند تا سرفصل نوینی در این جنبش آغاز شود

هدف کمپین یک میلیون امضا این بود که بتواند با جمع آوری امضا برای متن کمپین بر قانونگذاران فشار بیاورد تا قوانین تبعیض آمیز را تغییر دهند. اما شاید مهمتر از این اتفاقی بود که قرار بود در خلال جمع آوری امضا رخ بدهد و آن چیزی نبود جز گفتگوی رودر رو با مردم و آگاهی بخشی به آنها. آموزش یکی از مهمترین ویژگی های کمپین بود. آنها همچنین تاکید زیادی بر اجتناب از ساختار سلسله مراتبی رهبری داشتند و می خواستند تا افراد در چارچوب اصول اولیه کمپین، شکلی از خودمختاری را داشته باشند. کمپین جلسات زیادی را در خانه ها تشکیل داد و توانست نسل جدیدی از فعالان جنبش زنان را به صحنه بیاورد و بین آنها شبکه سازی کند. تلاش کمپینی ها با سرکوب از سوی حکومت روبرو شد و بارها آنها را در جلسات خانگی یا در حال جمع آوری امضا بازداشت کردند. در نهایت فضای فوق امنیتی بعد از انتخابات ۸۸ باعث خروج عده ای از فعالان سرشناس کمپین از کشور و توقف فعالیت های آن شد.

مساله اقوام هم یکی از مسائلی است که دانشجویان به آن توجه ویژه داشته اند. بسیاری از دانشجویان ایرانی از اقوام کرد، ترک، عرب، بلوچ، ترکمن و ... هستند و دوره دانشگاه زمان مناسبی است که افراد مختلف از نقاط مختلف کشور با یکدیگر آشنا شوند. متاسفانه در قرن معاصر حکومت های ایران سیاست یکسان سازی فرهنگی را در پیش گرفته اند و به فرهنگ و زبان اقوام ایرانی توجه نداشته اند. این در حالی است که بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر هیچ گونه تبعیضی بر پایه نژاد، قومیت و زبان پذیرفتنی نیست. علاوه بر حکومت به نظر می رسد که نخبگان سیاسی هم در این شرایط نقش داشته اند و به بی اعتمادی دوجانبه دامن زده اند. از یکسو نخبگان مرکزگرا معمولا دغدغه های اقوام را درک نکرده و آنها را تجزیه طلب خوانده اند و از سوی دیگر نخبگان قومیت ها هم از ایجاد یک فضای مشترک گریزان بوده اند.

در این بین باز این دانشجویان بودند که در حد مقدورات خود برای بهبود این فضا دست به تلاش زدند. به طور مثال انجمن های اسلامی با صدور بیانیه ای در سال ۸۷ از دانشجویان آذربایجانی دفاع کردند. دفترتحکیم وحدت نیز با دانشجویان کرد دانشگاههای تهران به مناسبت روز دانشجو تجمع مشترک برگزار کرد. تحکیمی ها همچنین مقدمات راه اندازی کمیسیون اقوام را فراهم کرده بودند که بعد از سرکوب ۸۸ ناتمام ماند. تلاش دانشجویان بر این بود که بتوانند فضای گفتگو را میان روشنفکران و نخبگان مرکزگرا و چهره های شناخته شده قومی فراهم کنند تا از سوءظن دو طرف به هم کاسته شود. در این بین دانشجویان کرد و آذربایجانی هم تشکل های خود را راه اندازی کرده بودند. آنها بعضا با سایر دانشجویان فعال به همکاری مشترک می پرداختند و گاهی نیز روابط دوجانبه شکل نمی گرفت.

 دانشجویان کرد در سالهای دهه هشتاد شروع به برگزاری برنامه های سالانه در یادبود حلبچه کردند. حلبچه یک شهر کردنشین در عراق است که توسط رژیم صدام بمباران شیمیایی شد. این تراژدی به نوعی سمبل برای کردها تبدیل شده است و برگزاری یادبود آن فرصتی برای تشکل یابی دانشجویان کرد در دانشگاههای مختلف فراهم کرده بود. آنها همچنین با برگزاری شب های شعر، برپایی انجمن های ادبی و انتشار نشریات دانشجویی به زبان کردی توانستند دست به سازماندهی خود بزنند. شاید گسترده ترین سازمان دانشجویان کرد، اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد بود که نمایندگانی از چندین دانشگاه را در خود داشت. دانشجویان کردی معمولا ارتباط نسبتا خوبی با سایر فعالان دانشجویی داشتند و از برگزاری برنامه های مشترک استقبال می کردند.

دانشجویان آذربایجانی نیز در این سالها دست به سازماندهی خود با عنوان جنبش دانشجویی آذربایجان زدند. شاید بتوان اعتراضات خرداد ۸۵ به کاریکاتور روزنامه ایران را یک نقطه عطف در این حرکت دانست. دانشجویان فعال آذربایجانی در سالهای بعدی به سازماندهی خود پرداختند و هدف خود را رفع تبعیض قومی اعلام کردند. در این حرکت شاید بتوان سه گرایش عمده را از هم تفکیک کرد. عده ای به دنبال ایده جدایی خواهی هستند، گروه دیگری از یک ساختار سیاسی فدرال دفاع می کنند، و بخشی هم گرایش اصلاح طلبانه دارند. با این حال در این سالها فعالان دانشجوی آذربایجانی تمایل کمتری به همکاری با سایر فعالان دانشجویی نشان داده اند. آنها حتی روز ۱۹ اردیبهشت را به عنوان روز دانشجوی خود اعلام کرده اند.

 در کنار جنبش زنان و جنبش های اقوام باید به رابطه جنبش دانشجویی با جنبش های کارگران و معلمان هم اشاره کرد. جنبش کارگری در دهه هشتاد به دنبال تاسیس سندیکاهای مستقل کارگری بود و اعتصابات صنفی متعددی را سازماندهی کرد. دانشجویان به ویژه فعالان دانشجویی چپ معمولا ارتباط خوبی با فعالان کارگری در این سالها برگزار کردند اما این پیوند هیچگاه شکل ارگانیک پیدا نکرد. جنبش معلمان هم اگرچه در این سالها اعتراضاتی داشت اما به سبب تاکید زیاد بر غیرسیاسی بودن معمولا از ارتباط با سایر فعالان از جمله جنبش دانشجویی پرهیز داشتند.

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

حسن علیزاده جوان ۲۳ ساله ۲۶ آبان با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی در شهر قدس جان عزیزش را از دست داد. نگذاریم شهرون… https://t.co/YhKciEQB1g
Tavaana توانا (37 minutes ago)
RT @rezahn56: خامنه‌ای دستور داد «شهروندان عادی» کشته شده «شهید» حساب شوند، به کسانی که «به هر نحو» کشته شدند، دیه بدهند و با خانواده مقتول…
Tavaana توانا (2 hours ago)
استان #سيستان_و_بلوچستان حدود سه هفته از #اینترنت محروم بود. اینترنت در آنجا از همه‌جا دیرتر وصل شد. در این گزارش ب… https://t.co/C9VUxnFOfR
Tavaana توانا (8 hours ago)
در مراسم می‌گفتند که پدر سابقه خشونت خانگی هم داشته. خشونت خانگی باعث شده جان ارزشمند این دختر نوجوان گرفته شود. ل… https://t.co/nhd84r5p22
Tavaana توانا (8 hours ago)
«سلام توانا امروز درمراسم ختم یکی ازنزدیکان شرکت کردم.دخترنوجوانی که هنوز دیپلم نگرفته بود،خودکشی کرده. دلیلش خشونت… https://t.co/eGWydxysvr
Tavaana توانا (8 hours ago)
RT @FJamalpour: #رشتو برای #محمد_مساعد ۱-زمان اعتراضات بانه با محمد برای گزارش با اتوبوس به بانه رفتیم. مصاحبه با مردم محلی از زن کولبر کشت…
Tavaana توانا (10 hours ago)
RT @mbagherzadeh1: ۶سال که داشت که پدرومادرش جدا شدند و در ۱۵سالگی هم تصادفی سخت، او را روانه بیمارستان کرد. #مهران_زند ۷سال را روی تخت گذر…
Tavaana توانا (10 hours ago)
RT @mehdiy_fa: مگر شما کشته شدن صدها نفر را بدست حکومت ندیدید؟ آیا ذره‌ای در این مورد شک وجود دارد؟ مگر گفته‌های خامنه‌ای را نشنید که عملا…
Tavaana توانا (10 hours ago)