جلسه هفتم: جنبش دانشجویی در دوران احمدی نژاد

 

 

دوره های نزدیک تر به دلیل شباهت زیاد به شرایط امروز از اهمیت بالاتری برخوردار هستند. در این دوره از یک سو جدال گفتمان های چپ و لیبرال را در درون جریان دانشجویی شاهد بودیم و از سوی دیگر فشارهای امنیتی بر دانشجویان به شکل کم سابقه ای افزایش یافت. طرح مطالبه محوری از سوی جنبش دانشجویی و پیوند تنگاتنگ با جنبش سبز از دیگر مسائلی است که در این جلسه بررسی خواهد شد.

در جلسه قبل به بررسی جنبش دانشجویی در سالهای موسوم به اصلاحات پرداختیم. نقش دانشجویان در انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری را بررسی کردیم و فراز و نشیب ارتباط جنبش دانشجویی و سیاستمداران اصلاح طلب را دیدیم که سرانجام به ایده تحریم انتخابات ۸۴ رسید. درکنار بررسی سیر تحولات دفترتحکیم وحدت فعالیت های جبهه متحد دانشجویی به رهبری طبرزدی را بررسی کردیم و نگاهی هم به رخداد هجدهم تیر داشتیم. در این جلسه به بررسی فعالیت های دانشجویی در دوران محمود احمدی نژاد می پردازیم. دوره ای که با دشواری های فراوانی روبرو بود و دانشجویان کوشیدند زیر فشار سرکوب دولتی همچنان شعله های جنبش دانشجویی را زنده نگه دارند.

روزگار سخت سرکوب و فشار

حضور احمدی نژاد در کاخ ریاست جمهوری به منزله قطع تمامی پشتوانه های دولتی برای جریانات منتقد دانشجویی بود. از این پس دانشجویان چاره ای نداشتند جز اینکه تنها روی پای خود بایستند و آماده پرداخت هزینه های این مسیر دشوار شوند. از همان ابتدا فشار بر تشکل های دانشجویی و دانشجویان منتقد اوج گرفت. اکثر نهادهای ناظر همچون هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشجویان و کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی یکسره در اختیار اقتدارگرایان قرار گرفت. انجمن های اسلامی در بیشتر دانشگاهها از سوی مسئولین غیرقانونی اعلام شدند، در برخی دانشگاهها به نیروهای سرسپرده حاکمیت سپرده شدند و در دانشگاههای دیگر جدالی چند ساله میان دانشجویان و مسئولان شکل گرفت. جدالی که در آن گروهی با عنوان انجمن اسلامی منتخب دانشجویان از سوی دانشجویان و دفترتحکیم وحدت (طیف علامه) به رسمیت شناخته می شد و گروهی دیگر که دانشجویان به آن انجمن جعلی می گفتند از نظر دانشگاه رسمی بود.

شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی و هنری در بسیاری از دانشگاهها یا به طور کامل تعطیل شدند و یا در ضعیف ترین و آسیب پذیرترین حالت ممکن قرار داشتند. نشریات دانشجویی نیز حال و روز بهتری نداشتند و با کوچکترین انتقادی توقیف می شدند. کمیته های انضباطی بی وقفه جلسه می گذاشتند و فعالان دانشجویی را برای یک یا چند ترم محروم از تحصیل می کردند. حتی حکم به ممنوع الورودی چهره های شناخته شده دانشجویی داده می شد تا امکان حضور در فضای دانشگاه، یارگیری و انتقال تجربه میسر نباشد. گیت های الکترونیکی در برابر درهای ورودی دانشگاه برپا شد و دانشگاه در حصار میله ها قرار گرفت. تلاش مسئولین این بود که محیط سرکش دانشگاه را به شکل پادگانی سرد و بی روح اداره کنند تا دیگر صدایی از دانشگاه برنخیزد.

اما داستان ایستادگی دانشجویان حکایت دیگری بود. بعد از یک سال زمانی که احمدی نژاد خیالش از سکوت دانشگاه راحت بود تصمیم گرفت تا در قامت یک فاتح به دانشگاه پلی تکنیک بیاید. دانشگاهی که دانشجویان بر آن نام قلب تپنده جنبش دانشجویی نهاده بودند. ۲۰ آذر ۸۵ روز سخنرانی احمدی نژاد در این دانشگاه بود. روزی که اعتراضات گسترده دانشجویان، سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور و آتش زدن عکس احمدی نژاد در صدر اخبار رسانه های بین المللی قرار گرفت. احمدی نژاد نتوانست نمایش دلخواه خود را اجرا کند و همین موضوع سبب ساز برنامه ای شد که برای سرکوب دانشجویان این دانشگاه تدارک دیدند. اردیبهشت ۸۵ چند نشریه با لوگوی نشریات منتقد دانشجویی منتشر شد که در آن مطالبی درج شده بود که برای اقشار مذهبی و سنتی جامعه خوشایند نبود. مدیران این نشریات آنها را جعلی خواندند اما در مدت کوتاهی دانشجویان طرفدار حکومت با سازماندهی بسیج دانشجویی و سایر تشکل های حکومتی تجمعی را در برابر دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) سازمان دادند. آنها به بهانه انتشار این نشریات خواهان سرکوب بیشتر دانشجویان منتقد شدند. در روزهای بعدی ۸ نفر از دانشجویان پلی تکنیک به همین بهانه بازداشت شده و تحت شکنجه قرار گرفتند.

دانشجویان با صدور بیانیه ها و اطلاع رسانی به این روند اعتراض کردند اما شروع فصل امتحانات و سپس تعطیلی تابستانی فرصت اعتراض عملی را گرفته بود. شورای مرکزی وقت دفتر تحکیم وحدت با هدف کاستن از فشار بر دوستان زندانی خود روز  ۱۸ تیر ۸۶ در برابر دانشگاه امیرکبیر تحصن کرد. تحصنی که موجب بازداشت اعضای این شورا و حمله به دفتر ادوارتحکیم وحدت و بازداشت عده ای دیگر شد. تابستان ۸۶ برای دانشجویان فصل بازداشت و شکنجه و زندان بود. در نهایت با وجود آزادی بسیاری از دانشجویان 3 دانشجو محکوم شده و برای مدتی حدود یک سال و نیم در زندان ماندند. مجید توکلی یکی از این دانشجویان بود.

چپ ها، لیبرال ها و جدال پلاکاردها

این دوران همچنین دوره بازسازی دوباره جریان چپ دانشجویی بود. در اواخر دوران اصلاحات نشریاتی با مضامین مارکسیستی و کمونیستی در دانشگاهها منتشر شده بود و آرام آرام عده ای از دانشجویان چپ تلاش کرده بودند تا دست به سازماندهی تشکیلاتی بزنند. مهمترین گروه چپ دانشجویی که در این سالها شکل گرفت گروه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بود. این گروه خود را رقیب جدی دفترتحکیم وحدت می دید و تلاش می کرد خود را آلترناتیوی مترقی و مدرن برای تحکیم معرفی کند. آنها ابتدا در ۱۶ آذر ۸۵ در تجمعی مشترک با تحکیم شرکت کردند اما این تجمع به اختلافات دامن زد. هر یک از دو گروه مدعی بود که گروه دیگر بر خلاف تعهدات عمل کرده است. چپ ها این روز را روز مرگ تحکیم اعلام کردند اما تحکیمی ها معتقد بودند چپ ها تلاش دارند با آوردن چند پلاکارد بزرگ سرخ و قرار دادن آن در میان جمعیت برنامه ها را برای خود مصادره کنند.

این اختلافات مهر ۸۶ در تجمعات دانشجویی که در دانشگاههای امیرکبیر و علامه برگزار شد نیز ادامه پیدا کرد. طرفین با انتشارات مقالات و مصاحبه هایی این اختلافات را رسانه ای کردند. در نهایت برای روز دانشجوی سال ۸۶ دو گروه با هم توافق نکردند و دو برنامه برگزار شد. یک برنامه در روز ۱۳ آذر توسط چپ ها و دیگری روز ۱۸ آذر با محوریت تحکیم وحدت. با توجه به محتوای بسیار رادیکال برنامه اول عده زیادی از دانشجویان فعال چپ در روز قبل و یا روز تجمع بازداشت شدند و عملا برنامه به شکل گسترده برگزار نشد. برنامه دوم اما با وجود هشدار نیروهای امنیتی با کمک دانشجویان لیبرال و دانشجویان کرد دانشگاههای تهران برگزار شد. این برنامه با استقبال خوبی روبرو شد و با وجود اختلافات قبلی در آن به دانشجویان چپ تریبون داده شد و به بازداشت چپ ها نیز اعتراض گردید.

علاوه بر چپ ها باید از گروه دانشجویان لیبرال نام برد که در این سالها متولد شد. این برای اولین بار بود که در تاریخ جنبش دانشجویی ایران گروهی خود را با عنوان لیبرال خطاب می کرد. مفاهیمی چون دفاع از اقتصاد آزاد، فردگرایی و جهانی شدن مفاهیمی بود که برای نخستین بار به طور جدی در میان دانشجویان منتقد مطرح می شد. این گروه از نظر سازمانی تا حدود زیادی همراه با دفترتحکیم حرکت می کرد و معمولا در برنامه های آن حضور پیدا می کرد. علاوه بر لیبرال ها باید از گروههای دانشجویی قومی همچون دانشجویان کرد نام برد که در این سالها فعال شده بودند. آنها نیز رابطه خوبی با دفتر تحکیم وحدت داشتند و معمولا همکاری های مشترکی بینشان برقرار بود.

جامعه مدنی، جنبش های اجتماعی و مطالبه محوری

یکی دیگر از ویژگی های مهم این دوران حضور نسبتا فعال دختران دانشجو در فعالیت ها بود. برای اولین بار تعداد دانشجویان دختر از تعداد دانشجویان پسر بیشتر شده بود. اگرچه هنوز حضور دختران در فعالیت های دانشجویی به شکل ایده آل خود نرسیده بود؛ اما نقش آنها روز به روز پررنگ تر می شد. همچنین رابطه خوبی میان گروههای دانشجویی و جنبش زنان شکل گرفته بود. جنبش زنان در این سالها با کمپین یک میلیون امضا جانی دوباره گرفته بود و بخش زیادی از فعالان این کمپین دانشجویان بودند. جنبش دانشجویی و جنبش زنان در این سالها ضمن رابطه خوبی که داشتند به تبادل تجربه می پرداختند و از شیوه های عمل هم الگوبرداری می کردند. موضوعی که به غنای بیشتر هر دو جنبش کمک می کرد. بهاره هدایت را می توان فصل مشترک دو جنبش دانست. کسی که کمیسیون زنان را در دفترتحکیم وحدت تاسیس نمود و برای اولین بار بعد از سالها به عنوان یک دختر وارد شورای مرکزی تحکیم شد.

دفتر تحکیم وحدت هم در این سالها تلاش کرد تا با استفاده از تجربیات سالهای گذشته دست به جمع بندی بزند. تحکیمی ها که در سالهای ۷۶ تا ۸۰ در قامت یک حزب سیاسی عمل کرده بودند و حتی به مجلس نماینده فرستاده بودند به خوبی آفات این رویکرد را که نگاه به قدرت داشت می دانستند. همچنین سالهای ۸۰ تا ۸۴ اگرچه دوری از قدرت و دیده بانی جامعه مدنی در دستور کار این سازمان دانشجویی قرار گرفته بود؛ اما تحکیم به نوعی تبدیل به اپوزیسیون شده بود. جمع بندی جدید تحکیم در سالهای بعد از ۸۴ این بود که ما نه حزب هستیم و نه اپوزیسیون؛ بلکه بخشی از جامعه مدنی هستیم. حضور تحکیم در جامعه مدنی به این معنی بود که این تشکیلات از هیچ زاویه ای نگاه به قدرت ندارد و تنها در جستجوی بهبود روندها و فرآیندهای سیاسی و اجتماعی است. بر این اساس نزدیکی به سایر جنبش های اجتماعی همچون جنبش زنان، جنبش های قومی، و جنبش های صنفی معلمان و کارگران در دستور کار قرار گرفت.

از دل همین رویکرد بود که تحکیم برای انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ به رویکرد مطالبه محور رسید. در واقع تحکیمی ها دیگر نه پیشگام دعوت از کسی برای شرکت در انتخابات می شدند و نه فرمان تحریم انتخابات را صادر می کردند. بلکه آنها با ارائه مطالبات خود به کاندیداها تلاش کردند تا خواسته های خود را در برنامه های آنها بگنجانند و گفتمان دموکراسی و حقوق بشر را در کاندیداها تقویت کنند. بر اساس این رویکرد برنامه های موسوی و کروبی با مطالبات دانشجویان سنجیده شد و در نهایت اعلام شد که برنامه های کروبی به مطالبات نزدیک تر است.

ماجرای غزه و تضعیف تحکیم

سال ۸۷ سالی بود که به نظر می رسید وزارت علوم دولت احمدی نژاد تلاش خود را برای از بین بردن جریان تحکیم وحدت به عنوان سازمان اصلی جنبش دانشجویی شدت بخشیده است. ماجرای جنگ غزه و بیانیه تحکیم فرصتی بود که آنها به طور جدی این سیاست را پیگیری کنند. مساله این بود که در پی جنگ غزه دفترتحکیم وحدت بیانیه ای صادر نمود که در آن ضمن محکومیت کشتار مردم غزه، به سیاست های حکومت ایران در مورد فلسطین نیز اعتراض کرد و آن را به طور ضمنی جنگ طلبانه خواند. بعد از آن بود که ماشین تبلیغاتی اقتدارگرایان به رهبری کیهان و فارس حملات شدیدی را علیه تحکیم سازماندهی کردند و تحکیم را اسرائیلی خواندند. وزارت علوم نیز با بیانیه ای تحکیم را به طور رسمی غیرقانونی اعلام کرد. به نظر می رسید همه این تحرکات برای جلوگیری از نقش آفرینی دانشگاه در انتخابات سال ۸۸ بود.

انتخابات ۸۸ و جنبش سبز

با این حال دانشجویان در انتخابات ۸۸ با حمایت از دو کاندیدای منتقد آقایان موسوی و کروبی فضای خاصی را در دانشگاهها و جامعه آفریدند. فضایی که بعد از انتخابات و با شکل گیری جنبش سبز همچنان ادامه پیدا کرد. هراس اقتدارگرایان از دانشگاه به حدی بود که بلافاصله بعد از انتخابات حمله ای تمام عیار به کوی دانشگاه صورت دادند و فاجعه ای آفریدند که به نظر می رسد کوچکتر از فاجعه ۱۸ تیر نبوده است. برخلاف همیشه که فضای دانشگاه از آزادی نسبی در مقایسه با جامعه برخوردار بود؛ این بار شاید سرکوب در دانشگاهها شدیدتر بود. در روزهای پس از انتخابات عده زیادی از دانشجویان بازداشت و احکام طولانی مدت زندان دریافت کردند. بسیاری هم محروم از تحصیل شدند. با این حال دانشگاه تا یک سال در غیاب چهره های قدیمی خود همپای جنبش سبز به اعتراضات ادامه داد. اما با سرکوب و فروکش نسبی جنبش سبز دانشجویان منتقد نیز برای مدتی به سکوتی ناخواسته فرو رفتند.

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

گلناز صمصامی مادر یک پسر ۸ ساله ۲۶ آبان در شهریار با اصابت گلوله نیروهای امنیتی به ناحیه‌ی سر، جان باخت. برخی منابع… https://t.co/8df8wq8Oux
Tavaana توانا (52 minutes ago)
محمد نوری،مدیر دفتر"فرهنگ معلولین" از رهاکردن کودکان دارای #معلولیت در بیابان خبر داد و گفت:"در برخی مناطق ایران مع… https://t.co/Q9a7P8HU4Q
Tavaana توانا (9 hours ago)
اون تلویزیون رو خاموش کن! کاری دیدنی از مازیار کوپیدار #وریا_غفوری https://t.co/TwcuYVmVZC
Tavaana توانا (9 hours ago)
ابتدا تکذیب کردند اما اکنون می‌گویند که نوع قرص‌های جاسازی شده در کیک‌ها شناسایی شده است. مدیر کل استاندارد آذربای… https://t.co/Ty0TVVH6Am
Tavaana توانا (12 hours ago)
in memoriam. Mehdi Daemi Shot & killed by direct gunfire from security forces during #IranProtests in Malard.… https://t.co/4n6kH3D8Lq
Tavaana توانا (12 hours ago)
in memoriam. Reza Moazemi Goudarzi – 19 yrs old Shot & killed by direct gunfire from security forces during… https://t.co/otwNtRWoQg
Tavaana توانا (12 hours ago)
With brazen shamelessness, Shahr-e Qods governor Leila Vaseghi is present (1st from right) as regime representative… https://t.co/Gbr0dv9lyp
Tavaana توانا (13 hours ago)
پیام «امپراطور کوزکو» خطاب به آذری جهرمی، #وزیر_جوان که مردم رو می‌خواد سورپرایز بکنه. #طنز https://t.co/fjGsgZTnCP
Tavaana توانا (13 hours ago)