زندگی با سلطه‌گر/ فتحیه زرکش *

 بخش هشتم

** تاثیر آزار و خشونت خانگی بر کودکان

برای این که بتوانیم با تمرکز بیشتری تاثیرات خشونت را بر کودکان بررسی کنیم، این بخش را به سه گروه تقسیم می‌‌کنیم: بخش اول شامل جنین، زن باردار و کودک نوزاد است. گروه دوم شامل بچه‌های بزرگتر تا دوره نوجوانی می‌‌شود و گروه سوم نوجوانان را تحت مطالعه قرار می‌‌دهد.

گروه اول را در بخش هفتم مطالعه کردیم و در این بخش گروه دوم را در نظر می‌‌‌گیریم.

گروه دوم: تاثیر آزار و خشونت بر کودکان شش سال و بیشتر

بسیاری از زن‌های تحت خشونت خانگی می‌گویند که از ترس زورگو نتوانسته‌اند که محبت خود را به فرزندانشان نشان دهند زیرا که برای محافظت از فرزندانشان باید به آن‌ها کم توجهی کنند. بنابراین آن‌ها کودکان خود را به اجبار از محبتی که برای آموختن اعتماد به نفس به آن احتیاج دارند محروم می‌کنند.  

مادران تحت سلطه، اجازه ندارند با فرزندانشان ارتباط نزدیک پیدا کنند و همدیگر را درک کنند، همان‌طور که اجازه ندارند به آنان محبت کنند.  نمی‌توانند با آن‌ها بازی کنند، حرف بزنند یا برایشان آواز بخوانند.  کودکان غالبا جز نشستن جلو تلویزیون چاره‌ای ندارند، بنابراین آن‌ها به اندازه کافی برای کاری جدید انگیزه پیدا نمی‌کنند و برای کارهای خوبشان تشویق نمی‌شوند  و به این دلیل آن‌ها احتمالا در شروع زندگی، از نظر علمی و فکری پیشرفت کندی دارند.

از جایی که زندان‌بان تمام دوستان و خانواده دور و نزدیک زنان را ایزوله کرده است، کسی نمانده است که کودک برای کمک به او رو بیاورد.  

کودکان در خانواده‌هایی که در آن خشونت وجود دارد امن نیستند.  آن‌ها عمدی یا سهوی وقتی که از مادرشان دفاع می‌کنند کشته یا مجروح می‌شوند.

نکته دیگری که درباره آن صحبت کردیم مسئله امنیت بود. سلطه‌گر نمی‌گذارد در زندگی تداوم وجود داشته باشد و چیزی مطابق انتظار باشد.  مادران و فرزندانشان ممکن است مجبور شوند که مرتب از جایی به جای دیگر نقل مکان کنند. این ممکن است به دلیل رفتار زندان‌بان باشد یا این‌که از دست او به خانه‌های امن فرار کرده باشند.  در این حال درس و مدرسه و برنامه‌‌‌های دیگر نیز به هم می‌خورد.

6967_980.jpg

در این خانه یک سلطه‌گر هست که به پدر بد و ارباب خانه تغییر می‌کند و تداومی را که برای کودکان لازم است به هم می‌زند . او نقش و رفتار خود را مرتب تغییر می‌دهد و هیچ‌کس نمی‌فهمد که بعدا قرار است چه اتفاقی بیفتد. کودکان هم گیج می‌شوند و رفتارهای عجیب و غریبی پیدا می‌کنند.

هر جا که سلطه‌گری در خانه هست، بچه‌ها هم از او مد‌ل‌برداری می‌کنند. برای نمونه زورگو یک نوزاد خیلی بزرگ است که هر چه می‌‌‌خواهد از راه بد خلقی بدست می‌آورد.  فرزندان که می‌بینند این بدخلقی کار می‌کند و موثر است، بعدا که به مهد کودک یا مدرسه می‌روند بد خلقی می‌‌‌کنند.  سپس به آ‌ن‌ها برچسب بچه شلوغ و خراب‌کار زده می‌شود و  درس و آموزش آنان مختل می‌شود.  آن‌ها ممکن است دچار "بی‌‌‌قراری در اثر  کمبود توجه" یا "ADHD" شوند.  برای این مشکل ممکن است مصرف دارو لازم شود.  

به کودکان در خانه‌ای که سلطه‌گر هست خوش نمی‌گذرد. البته به هیچ‌کس خوش نمی‌گذرد. اسباب بازی‌هایشان هم می‌شکند. این بیشتر در ایام عید قبل از این‌که فرصت بازی با آن‌ها را بیابند پیش می‌آید.

کودکان به دوست احتیاج دارند ولی آن‌ها را نمی‌توانند به خانه بیاورند. آن‌ها ممکن است خجالت بکشند یا صرفا اجازه نداشته باشند.  والدین کودکان دیگر هم دوست ندارند آن‌ها به خانه‌‌‌ای بروند که در آن خشونت وجود دارد. در نتیجه کودکان این خانواده هم به مهمانی خانه دیگران دعوت نمی‌شوند و بدون دوست می‌‌‌مانند. این باعث تنهایی و شکست آنان در فراگیری راه و رسم معاشرت می‌شود. این می‌تواند علت دیگری باشد برای این‌که کودکان  دوستی دیگران را احساس نکنند و اعتماد به نفس کسب نکنند. این هم دلیل دیگری می‌شود برای این‌که پیشرفت خوبی در مدرسه نداشته باشند.

تربیت-فرزند_1.jpg

 

خواب برای رشد و نمو کودکان مهم است. اما اگر در رختخواب دراز بکشند و گوششان به نزاع در بخش دیگری از خانه باشد، نخواهند توانست راحت بخوابند.  آنان در حالی‌که در تاریکی اتاق خود خوابیده‌اند ممکن است خود و تختخوابشان را خیس کنند.  بعدا شاید به این دلیل کتک هم بخورند. بعضی اوقات مادران چنان سرگرم آن هستند که از سر راه سلطه‌گر کنار بروند که ممکن است نتوانند آن‌ها را کاملا تمیز و خشک کنند و لباس بپوشانند. شاید هم آن‌ها با بوی ادرار به مدرسه بروند. این بیشتر باعث شود که کودک در مدرسه ایزوله شود، و اگر او دوستی نداشته باشند که از او دفاع کند احتمال دارد بچه‌های دیگر به او زور بگویند.

بعضی زمان‌ها کمبود خواب توانایی تمرکز کودک را در مدرسه از بین می‌برد.  گاهی هم کودکان نگران این هستند که در خانه چه می‌گذرد. بعضی اوقات مادران به علت کبودی صورتشان آن‌ها را به مدرسه نمی‌برند و آنان درس و کلاس را از دست می‌دهند.  بنابراین بقیه زندگی کودک تحت تاثیر این حوادث در سال‌های اولیه عمر او قرار می‌گیرد.

لزوم تغذیه خوب را پیش از این متذکر شده‌‌‌ایم.  بیشترین خشونت‌ها هنگام صرف غذا یا در اتاق خواب اتفاق می‌افتد.  سلطه‌گر داد و فریاد می‌کند و بشقاب‌ها را به اطراف پرتاب می‌کند. جالب است که مردان خشن می‌گویند که بشقاب‌ها را به طرف بالا و دیوار پرتاب نمی‌کنند. آن‌ها را هم قد زنان می‌اندازند برای این‌که زنان بتوانند به سرعت و بدون استفاده از صندلی یا نردبان آثار آن را تمیز کنند. کودکان در این صورت غذا خوردن را با تنش و ترس پیوند می‌دهند و این باعث اختلال در اشتها و تغذیه آنان می‌شود.  آن‌ها ممکن است چنان نگران باشند که نتوانند غذا را قورت دهند یا از ترس این که تا مدتی زیاد دیگرغذا گیرشان نیاید زیادی بخورند.  موارد بسیاری هم دیده شده است که کودک نوپا هم بشقاب غذا را به طرف دیوار پرتاب می‌کند.

21407.jpg

 

غالبا زندان‌بان اجازه نمی‌دهد که همسرش کودک را پیش دندان‌پزشک یا پرستار مدرسه برای معاینه ببرد. در نتیجه ممکن است بیماری او تشخیص داده نشود و سلامت وی زیان ببیند و یا سلامت دندان‌های او هم به خطر بیفتد.

دست آخر این‌که زنی که کتک خورده نمی‌تواند به فرزندانش راستش را بگوید. اگر سوال کنند که «چرا بابا تو را می‌زند؟» او مجبور می‌شود دروغ بگوید  یا کاملا آن‌را منکر شود یا همان بهانه‌ای را که سلطه‌گر به‌کاربرده به آنان تحویل دهد:  «مامان سزاوارش بود، بابا منظوری نداشته.»  کودکان ممکن است از پدر شنیده باشند که «چرا مرا وادار می‌کنی این کار را با تو بکنم؟» یا «من فقط این‌کار را می‌کنم چون تو را دوست دارم.»

چند مثال از باورهایی که کودکان پیدا می‌کنند

در شش سالگی کودکان باورهایشان هم شروع به رشد می‌کند، باورهایی که به بقیه زندگی آنان شکل می‌دهد. آن‌ها احتمالا باور می‌کنند که زنان احمق هستند و باید مطیع و فرمان‌بردار باشند. مردان رئیس هستند و زنان هیچ حقوقی ندارند.  آن‌ها می‌توانند به این باور برسند که خشونت عادی است و یا این‌که خشونت یعنی دوست داشتن. آن‌ها احتمالا یاد می‌گیرند که زورگویی کار می‌کند.

آن‌ها همچنین دلایل و عذر و بهانه‌هایی را که زورگو به‌کار برده‌ است شنیده‌اند. ولی نشنیده‌‌‌اند که مادر نمی‌توانسته بگوید که چقدر دوستشان دارد. آن‌ها دوست و فامیلی که این را به آن‌ها بگوید نداشته‌اند. این ممکن است که حس اعتماد به نفس را در آن‌ها بکشد.

آن‌ها شاید در سن شش سالگی مدرسه را بد شروع کرده‌ باشند. از آن به بعد هم شاید پیشرفت کمی داشته‌اند. در نتیجه ممکن است از مدرسه گریزان باشند. کودکان ممکن است نگران مادرشان باشند که تنها بماند و یا ممکن است گریزان باشند چون دوست داشتنی نیستند یا مورد زورگویی قرار بگیرند.

وقتی سلطه‌گر همسرش را می‌ترساند، مادر فرزندانش را تشویق می‌کند از خانه بیرون بروند تا سالم بمانند. آن‌ها ممکن است به اتاق خودشان پناه ببرند یا به کوچه بروند. احتمال دارد آن‌ها بچه‌های دیگری را ببینند که به دلیل مشابهی به کوچه آمده‌اند. آن‌ها به زودی گروهی تشکیل می‌دهند، به الکل و اعتیاد روی می‌آورند و قانون‌شکنی می‌کنند.

این کودکان می‌توانند بسیاری از باورهای سلطه‌گر را جذب کرده باشند. آن‌ها ممکن است به این باور برسند که زورگویی قابل قبول است. پسر و دختر هر دو می‌توانند خشونت را در هر موقعیتی به‌کار ببرند. آن‌ها شاید برای حفاظت ار مادرشان به پدر ضرب و شتم وارد کنند و یا حتی به پیروی از پدر، مادر را کتک بزنند. این می‌تواند به مجرمیت و زندان بینجامد. آن‌ها شنیده‌اند که در صورتی که عذر و بهانه خوبی برای این حرکتشان وجود داشته باشد، خشونت قابل قبول است.  

کودکان ممکن است شنیده‌ باشند که مادرشان "هرجایی" نامیده شده است. این احترام مادر را نزد فرزندان کم می‌کند ولو این‌که معنی آن را ندانند. بنابراین در سنین کودکی می‌آموزند که زن بودن چیز ناخوش آیندی است. کودکان اعم از دختر و پسر می‌توانند به این باورها برسند. در نتیجه دختر دچار عقده خودکم‌بینی و پسر دچار خود بزرگ‌بینی می‌شود.

در غیبت سلطه‌گر شرایط  برای کودک شش ساله بهتر می‌شود. این قسمت را می‌توانید در بخش آینده و پایانی این سری مطالب دنبال کنید.

..............................................................................................................................

* این مطلب با اقتباس از کتاب Living with the Dominator by: Pat Craven و کار نویسنده این سطور با زنان آسیب‌دیده در تجربیات شغلی خود تهیه شده است. 

**بخش‌های قبلی را با کلیک روی آن‌ها در زیر ببینید:

 

بخش اول،  بخش دوم، بخش سوم،  بخش چهارم،  بخش پنجم، بخش ششم، بخش هفتم

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

ما و دیکتاتور طرح از ایمان رضایی #اصفهان #اصفهان_تنها_نیست #خامنه_اى #یاری_مدنی_توانا https://t.co/v6RI5HOWPL
Tavaana (1 hour ago)
در و دیوار شهر سخن‌های فراوانی دارند. سخن‌هایی که راهی به کانال‌های رسمی ندارند. حرف‌هایی که بیشتر از هر حرف ظاهرا… https://t.co/JRcXSQgeSv
Tavaana (2 hours ago)
جمهوری اسلامی قرار بود برجام را آتش بزند اما اکنون هیئتی ۴۰نفره را به مذاکرات وین فرستاده. نرمش آیت‌الله طرح از رضا… https://t.co/RwVINUpUXG
Tavaana (4 hours ago)
این فردی که چنین حرفی می‌زند درواقع در جایگاه «حقوقی» نشسته و طبعا نباید حرف بی‌حساب و کتاب بزند. ولی گویا در جمهو… https://t.co/W2r0uOce4s
Tavaana (4 hours ago)
قرار بود دهان مذاکره‌کنندگان را خرد کنند اما چون برای فروش مقداری نفت در حد تامین حقوق و تجهیزات حزب‌الله و انصارال… https://t.co/7aLvRNyGTQ
Tavaana (4 hours ago)
RT @YounesiAida: رايج ترين اثر بازداشت يك نفر، شوكه شدن نزديكان و خانواده فرد و در نتيجه ناتوانى از تصميم گيرى است. نيروهاى امنيتى هم دقيقا…
Tavaana (13 hours ago)
RT @vakilroaya: سكوت و ناشناخته ماندنِ بازداشتی‌ها در #اصفهان یا هر جای ایران، چیزی است که بازجوها می‌خواهند. اگر آنها از خبری شدن می‌ترسن…
Tavaana (13 hours ago)
A notice on the office of one of Iran’s highest religious authorities listing the rates for buying proxy prayers or… https://t.co/sdgUvyhMjO
Tavaana (13 hours ago)