زندگی با سلطه‌گر/ فتحیه زرکش*

بخش دوم**

پدر بد

تاثیر مرد سلطه گر بر همسر و فرزندان (تاثیر رفتار خشونت‌آمیز پدر بر فرزندان به‌طور مبسوط در بخش‌های آینده خواهد آمد.)

پدر بد برای کنترل همسرش از بچه‌ها هم استفاده می‌‌‌کند. او آن‌ها را علیه مادرشان می‌‌‌شوراند. او خود مسئولیتی برای بچه ها نمی‌پذیرد و می‌‌گوید که "ننه بچه ها" نیست یا این‌که "این بچه مگر مادر ندارد که من از آن‌ها نگهداری کنم؟" خود پدری نمی‌‌‌کند ولی به همسرش می‌‌‌گوید که مادر بدی است. اگر همسرش  با بچه‌ها او را ترک کند او از هر راهی استفاده می‌‌‌کند تا آن‌ها را از مادر جدا کند و پس بگیرد. در نتیجه با حمایت قانون باعث جدا کردن بچه‌ها از مادرشان توسط دادگاه می‌‌‌شود. او می‌تواند به قابلیت سرپرستی فرزندان به‌طور جدی صدمه بزند.

احتمال مجروح شدن زنان در دوران بارداری سه برابر می‌‌‌شود.  (خانه امن زنان در انگلیس ۲۰۰۷)

بسیاری از مردان خشن می‌‌‌گویند که زن حامله بیش‌تر ضربه‌پذیر و وابسته است بنابراین آن‌ها فکر می‌‌‌کنند که راحت تر می‌‌‌توانند به او تعرض کنند. آن‌ها همچنین می‌‌‌گویند که وقتی یک زن باردار را می‌‌‌بینند یک "چیز" چاق و زشت به‌نظرشان می‌‌‌آید.  آ‌ن‌ها یک زن با یک جنین در درونش را نمی‌‌‌بینند.

پدر بد از بچه‌ها برای کنترل و آزار همسرش استفاده می‌‌‌کند. باید دقت کرد که پدر در اینجا الزاما پدر ژنتیک بچه‌هایی نیست که تحریکشان می‌‌‌کند تا ما را آزار دهند. او می‌تواند ناپدری باشد.

Silence-001.jpg

او بچه‌ها را علیه مادر می‌‌‌شوراند

روش‌های متعددی را برای شوراندن بچه‌ها علیه مادرشان به‌کار می‌‌‌گیرد. او صلاحیت زنان را با وارونه کردن آموزش‌ها‌یشان زیر سوال می‌‌‌برد. مثلا اگر زن به فرزندان بگوید وقت خواب است، او می‌‌‌گوید هنوز زود است. اگر بگوید غذایتان را بخورید، او می‌‌‌گوید که این آشغال را نخورید!

او همچنین با سرکوب زن پیش بچه‌ها، آنان را بر علیه زن تحریک می‌کند. او مادر را در برابر آن‌ها مسخره می‌‌‌کند و دشنام می‌دهد.  بچه‌ها  را تشویق می‌کند که به مادرشان فحش دهند و آن‌ها را کتک بزنند. بسیاری از زنان می‌‌‌گویند که فرزندانشان صادقانه فکر می‌‌‌کنند که اسم دیگر مادرشان "زنیکه"، "پتیاره" یا "کثافت" است زیرا اینها تنها اسامی هستند که از پدرشان یعنی آزاردهنده شنیده‌اند.

او محبت بچه‌ها را با خرید کادوهای گران‌بهایی که می‌داند مادر قدرت خریدش را ندارد به دست می‌‌‌آورد. او اکثرا اینکار را بعد از جدایی از زن انجام می‌دهد و در عین حال اگر بچه‌ها با مادر زندگی کنند هیچ کمک هزینه مالی برای نگهداری آنان نمی‌‌‌دهد.

او مستقیما با زن حرف نمی‌زند تا او را تحقیرکند، و رو در روی زن به بچه‌ها می‌گوید: "به مادرت بگو...".

او از بچه‌ها استفاده می‌‌‌کند تا زن را وادار کند تا ترکش نکند

در ابتدا تهدید می‌‌‌کند که اگر زن ترکش کند بچه‌ها را خواهد کشت.  باید این تهدید را جدی گرفت چون احتمال دارد که این‌کار را انجام دهد تا مادرشان را بابت ترک او تنبیه کند.

آن زمان که زن قصد ترک کردنش را دارد به سادگی مانع از آمدن بچه ها با مادرشان می‌‌‌شود و قانون ایران هم بچه‌ها را فرزند مرد می‌‌داند و از وی حمایت می‌‌کند.  او همیشه حداقل یکی از بچه‌ها را با خودش همراه نگه می‌‌‌دارد.  اگر زن بخواهد برای جدایی اقدام کند، او جلوی بچه‌ها گریه می‌‌‌کند و به آن‌ها می‌‌‌گوید این زن است که او را از خانواده جدا می‌‌‌کند.  او می‌‌‌گوید که اگر زن به او بر نگردد این مادرشان است که بچه ها را بی‌پدریا بی‌مادر می‌‌‌کند.  او به بچه‌ها آموخته است تا او را بر زن ترجیح دهند و بنابراین بچه‌ها نمی‌‌‌خواهند با مادر بروند  وبرای ترک مادر را سرزنش می‌‌‌کنند.  در یک مورد زنی ۱۳ بار شوهرش را ترک کرد و با بچه‌ها به خانه امن رفت ولی هر بار فرزندانش او را وادار به بازگشت کردند.

او یکی از بچه‌ها را آزار می‌‌‌دهد و دیگری را لوس می‌‌‌کند.  معنایش این است که اگر زن او را ترک کند یکی از بچه‌ها با او نمی‌‌آید و اگر بماند آن دیگری صدمه می‌‌بیند. چه انتخاب وحشتناکی!

Sexual-assault (1).jpg

او از بچه‌ها استفاده می‌‌‌کند تا زن را به‌طور عاطفی نیز آزار دهد

وقتی نوزاد به دنیا می‌‌‌آید اجازه نمی‌‌‌دهد که مادر بغلش کند و به وی رسیدگی کند. او زن را مجبور می‌‌‌کند که نوزاد را نادیده بگیرد و بگذارد گریه کند. مانع از شیر دادن و عوض کردن بچه می‌‌‌شود. بعضی از زنان گفته‌اند که آن‌ها را از اتاقی که نوزاد در آن است و گریه می‌‌‌کند بیرون کرده و در را به‌روی آنان قفل کرده است. پدر بد به همسرش می‌‌‌گوید که اگر به خواست‌های نوزاد رسیدگی شود او لوس خواهد شد. زن هم اطاعت می‌‌‌کند تا از نوزاد محافظت کرده باشد. زن می‌ترسد که اگر به نوزاد توجه کند خشم او برانگیخته شود و بچه به خطر بیافتد.

زن بعدا ممکن است به‌دلیل اینکه نتوانسته است با فرزندش رابطه مادر فرزندی برقرار کند از طرف خانواده و اطرافیان سرزنش شود.  به‌دلیل کنترل شدید و سردرگمی، غالبا متوجه نمی‌‌‌شود که در واقع اوست که مانع مراقبت از کودکمان می‌‌‌شود. او به زن می‌‌‌گوید که " تو مادر بدی هستی."

او بعد از جدایی و هنگام دیدار با بچه‌ها، از این مسئله استفاده می‌‌‌کند تا بیشتر او را بیازارد. او به بهانه‌های مختلف، سر موقع برای ملاقات بچه‌ها نمی‌‌‌رسد. او احتمالا منکر پدر بودن خود می‌‌‌شود و اصرار بر آزمایش دی‌ان‌ای می‌‌‌دهد. او زن را قانع یا وادار می‌‌‌کند که باردار شود و بعد وادارش می‌‌‌کند که آن‌را سقط کند.

زنان قربانی خشونت می‌گویند در صورت تقاضای جدایی، او تهدید می‌‌‌کند که فرزندان‌شان را خواهد گرفت، این درحالی‌ست که تصمیم‌گیری در مورد نگهداری و حضانت بچه‌ها با پدر است. دادگاه هم در بسیاری موارد، حق این کار را بدون در نظر گرفتن صلاحیت، به پدر می‌دهد. این بدترین کاری است که او می‌‌‌تواند با زن بکند.  

او از بچه‌ها برای ایزوله کردن زن استفاده می‌‌‌کند

پدر بد زن را وادار می‌‌‌کند تا بچه‌دار شود بعدا درکمک به نگهداری از آنان به زن جواب رد می‌‌‌دهد.  او از مراقبت آنان سر باز می‌‌‌زند تا زن نتواند به سر کار یا به دیدن دوستانش بروید.  او از لفظ "ننه" استفاده می‌کند حتی وقتی از بچه‌های خودش نگهداری می‌‌‌کند.  اگر از آن‌ها مواظبت کند چنان این‌کار را بد انجام می‌‌‌دهد که دیگر زن جرات نکند آن‌ها را پیش او بگذارد. او از بچه ها می‌‌‌خواهد که مادر را زیر نظر بگیرند و به او گزارش بدهند.  به محض این‌که هر بچه ای به مدرسه می‌رود او با تجاوز یا وادار کردن زن به هم‌خوابگی، باعث می‌شود بچه دیگری بیاورد و همیشه زن را باردار نگه می‌دارد.

اگر او بعد از جدایی در موعد مقرر برنامه دیدار با بچه‌ها را به هم بزند و زندگی زن را مختل می‌کند. زن نمی‌تواند به کار و زندگی خود برسد.

56429_510 (1).jpeg

پدر بد از بچه‌ها برای ترساندن مادر استفاده می‌‌‌کند

او سر بچه ها داد می‌‌‌زند تا زن را بترساند، و با زورگویی به آن‌ها، زن را تنبیه می‌‌‌کند.  او مادر و بچه ها را از نشان دادن عاطفه به همدیگر می‌‌‌‌ترساند.

بعد از جدایی و در هنگام قرار ملاقات با بچه ها، او یا به زن زور می‌‌‌گوید یا او را مورد ضرب و شتم قرار می‌‌‌دهد.  او از دادگاه برای عاجز کردن زن در موقع دیدار با بچه‌ها یا داشتن حضانت استفاده می‌‌‌کند.  

بعد از جدایی از بچه ها استفاده می‌کند تا برای زن پیام بفرستد. او یادداشت‌های تهدیدآمیز را به پوشک بچه سنجاق می‌‌‌‌کند.  او از طریق بچه‌ها پیام می‌‌‌دهد که "به تو فکر می‌‌‌کنم".  او از بچه‌ها می‌‌‌پرسد که آیا با مرد دیگری تماس دارد یا نه.  او پیشنهاد گردش و تعطیلات را در صورتی که زن به او برگردد می‌‌‌دهد.

باورهای پدر بد چیست که به او اجازه این رفتار را می‌‌‌دهد؟

پدر بد بر این باور است که فقط او حق دارد و حقوق او مهم است.

او معتقد است که مردان مالک زنان و کودکان هستند و زنان و کودکان فرعی هستند.  بچه‌ها "فرزندان او"هستند نه "فرزندان مادر".  مهم نیست که چقدر خشونت به‌خرج داده است او هنوز حق دارد حضانت بچه‌ها را داشته باشد یا هر وقت دلش بخواهد آن‌ها را ببیند.  او معتقد است که خشونت تاثیری در آنان ندارد. او نام این خشونت را ادب کردن می‌‌‌گذارد.

آنچه در خانه مرد می‌‌‌گذرد به کس دیگری مربوط نیست.  خانه، "خانه‌ی اوست" حتی اگر به اسم او نباشد.  او معتقد است این رفتارها تجاوزگرانه نیست بلکه عادی‌ست.

او معتقد است بچه‌داری "کار زنان" است و" مردان واقعی" بچه‌داری نمی‌‌‌کنند.  زنان باید در خانه پیش بچه‌ها بمانند.  او همچنین در مورد قابلیت مادر در مراقبت از بچه‌ها تضاد دارد.  به دنبال این تفکر که زنان تحملشان کم است تا بچه‌ها را ادب کنند (در عین حالی‌که می‌‌‌‌‌گوید بچه‌داری کار زنان است) به این نتیجه می‌‌‌رسد که پس بهتر است او هم بالای سر بچه‌ها باشد ولو اینکه خشونت به کار برده باشد.  او فکر می‌‌‌کند که پدر خوبی است حتی اگر در رابطه با همسرش خشونت به کار می‌برد.

پدر بد باورهای خود را از کجا می‌‌‌آورد و چگونه آن‌ها تقویت می‌‌‌شوند؟

به دوران کودکی او برگردیم زمانی که ممکن است او باورهایش را از مشاهده رفتار پدر و مادر دریافت کرده باشد.  آموزش سنتی و مذهبی که حق زن را در زمینه‌های مالی و قضایی نصف مرد می‌داند و دربیشتر موارد روزمره زندگی، مثل سفر و اقامت و اشتغال و غیره اجازه شوهر را می‌‌‌‌‌طلبد به او این باور را می‌‌‌‌‌دهد که برتر است و زن برای دریافت مرحمت‌های وی در این زمینه باید همواره به امیال او تمکین کند.

باورهای او با این واقعیت که دادگاه‌ها حق سرپرستی و حضانت فرزندان را بعد از جدایی حتی به خشن‌ترین مردان نیز می‌‌‌دهند تقویت می‌‌‌شوند.  نظر دادگاه ممکن است اینطور باشد: «این مرد واقعاً ممکن است خشن باشد یا حتی ضرب و شتم به همسرش وارد کرده باشد اما این مسئله او را پدر بد می‌‌‌کند؟» وقتی حق سرپرستی اطفال در درجه اول با پدر است این حس مالکیت فرزندان را در وی تقویت می‌کند. برای فرمان‌بردار کردن بچه‌ها به خود حق می‌دهد به هر ترتیبی آن‌ها را وادار کند که گوش به فرمان باشند همان‌طور که در مورد مالکیت اشیاء می‌‌‌‌‌تواند آن‌ها را بشکند.

به پدران تک سرپرست در سراسر دنیا به دیده تحسین نگریسته می‌‌‌شود.  زنان هم می‌‌‌گویند: «آدم محشری است مگر نه؟.»، «او کارش را کنار گذاشته تا از آن‌ها مراقبت کند.»، «آن‌ها مایه افتخارند!»   کار بسیار خوبی را که خیلی از پدران انجام می‌‌‌‌‌دهند نباید دست کم گرفت ولی آخرین‌باری که زن در رابطه با مادران تک‌سرپرست هم چنین چیزهایی را شنیده‌ایم کی بوده؟

این باوری که مردان بچه‌داری نمی‌‌‌‌‌کنند از سوی افراد معروف در اجتماع در اکثر نقاط جهان هم حمایت می‌‌‌شود. در ایران به وضوح رهبران جامعه، از طریق سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه و برخی از مشاغل، باعث خانه‌نشینی و حذف زنان از اجتماع می‌‌‌‌‌شوند و این باور در عرف جامعه رشد می‌کند که کار بیرون مختص مردان و بچه‌داری کار زنان است.  با تشویق به اولاد بیش‌تر نگهداری از بچه‌ها را توسط زنان تلقین و تشویق می‌‌‌‌‌کنند.  و به مردانی که بچه‌داری می‌‌‌‌‌کنند یا پوشک کودکان خود را عوض کرده و حمامشان می‌‌‌‌‌کنند لقب زن‌ذلیل داده می‌‌‌‌شود تا باعث سر افکندگی آنان شوند و باورهای جنسیت‌گرایانه خود را به آنان بقبولانند.

تاثیر روش‌های پدر بد بر روی زنان

تاثیر شوراندن بچه‌ها علیه مادر

شوراندن بچه‌ها علیه مادرانشان تاثیرات وسیعی روی زنان می‌‌‌گذارد. زنان به دو دلیل نمی‌توانند فرزندان را تربیت کنند.  یکی اینکه پدر به آنان آموخته است تا به حرف مادر گوش ندهند و دیگر اینکه او تمام اعتماد به نفس زن را در مورد ایفای نقش یک مادر توانا و با قدرت کشته است.  سپس به مادر برچسب "مادر بد" می‌‌‌زند.  بچه‌ها او را ترجیح می‌‌‌دهند. مادر تماس خود را با فرزندان بدلیل اینکه  چاره‌ای جز ترک خانه ندارد از دست می‌‌‌دهد.  بچه‌ها هم به‌طور فیزیکی و هم عاطفی ما را آزار می‌‌‌دهند.

تاثیر استفاده از بچه‌ها برای اینکه پدر، زن را وادار کند تا با او بماند

زن مجبور می‌‌‌‌‌‌شود که در شرایطی خطرناک و معذب باقی بماند.  احساس می‌‌‌کند که راه فراری نیست.  موفق نمی‌‌‌‌‌‌شود این شرایط سخت را ترک کند زیرا او همیشه حداقل یکی از بچه‌ها را با خودش نگه می‌‌‌دارد.  بنابراین به رابطه‌اش با او ادامه می‌‌‌دهد یا دوباره به او  بر می‌‌‌گردد چون فرزندان مادر را به این کار راضی می‌‌‌کنند.

2483_935.jpg

تاثیر استفاده از بچه‌ها برای آزار عاطفی مادر

تصمیم‌گیری برای مادر سخت می‌‌‌‌‌‌‌شود زیرا حس اعتماد به نفس را از دست داده است  و این یک بیماری روانی به حساب می‌‌‌آید.  احساس بی کفایتی می‌‌‌کند.  احساس می‌‌‌کند فقط به درد بچه‌داری می‌‌‌خورد.  حتی اعتماد به نفسش را برای اشتغال و کارآموزی از دست می‌‌‌دهد.  و بعد چون درآمدی برای مخارج زندگی ندارد ممکن است دست به خلافکاری بزند.  چون فکر می‌‌‌کند بدون مرد در مورد فرزندان کوتاهی کرده است دوباره به تجاوزگر بر می‌‌‌گردد یا سراغ مرد دیگری می‌‌‌رود.

تاثیر استفاده از بچه‌ها برای منزوی کردن مادر

اگر زن بی‌‌‌وقفه باردار شود، نمی‌‌‌تواند برای کار یا تحصیل از منزل بیرون برود.  به دلیل آن‌که زن کسی را ندارد تا بتواند از فرزند نگهداری کند بنابراین منزوی می‌‌‌‌‌‌‌شویم.

پدر خوب 

پدر خوب چگونه رفتار می‌کند؟

پدر خوب بچه‌ها‌یش را می‌‌‌شناسد.  او حتی اسم آن‌ها را می‌‌‌داند! او تاریخ تولد آن‌ها را به یاد دارد، می‌‌‌داند که آن‌ها چه چیزهایی را دوست دارند بخورند و نام دوستانشان چیست.

او در نگهداری کودکان شریک می‌‌‌شود.  او پوشک بچه‌ها را عوض می‌‌‌کند، نیمه شب بلند می‌‌‌شود، و به بچه‌ها رسیدگی می‌‌‌کند.  او سهم خود را در نگهداری از آنان انجام می‌‌‌دهد و این کار را به خوبی به انجام می‌‌‌رساند.  هنگامی که مادر سر کار یا دیدن دوستی می‌‌‌‌‌‌‌رود و آن‌ها را پیش او می‌‌‌‌‌‌‌گذارد، او به‌خوبی از آ‌ن‌ها مواظبت می‌‌‌کند و به آن‌ها غذا می‌‌‌دهد و  مادر در بازگشت آن‌ها را در امن و امان می‌‌‌یابد.  بنابراین زن شهامت پیدا می‌‌‌‌‌‌‌کند تا باز هم این‌کار را انجام دهد بدون اینکه نگران باشد.  وقتی از بچه‌ها نگهداری می‌‌‌کند هیچ‌وقت برای اینکار منت سر مادر نمی‌‌‌گذارد!

او پسرها و دخترها را یکنواخت دوست دارد و به آن‌ها رسیدگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.  او با دلیل و برهان با آن‌ها حرف می‌‌‌زند و مشکلات را حل می‌‌‌کند.  با آن‌ها بازی می‌‌‌کند و ارتباط برقرار می‌‌‌کند.  او مشوق اسباب بازی‌ها و رنگ‌های غیر کلیشه‌‌‌ای‌ست.  بچه ها را تشویق می‌‌‌کند تا دوستان خود را به خانه دعوت کنند و تعامل اجتماعی داشته باشند.

پدر خوب مشوق پیشرفت در مدرسه و سایر جوانب زندگی بچه‌‌‌هاست.  او به تکالیف شب آنان کمک می‌‌‌‌‌‌‌کند، از نظر مالی خود را مسئول می‌‌‌داند، خلق و خوی بچه ها را می‌‌‌داند و می‌‌‌داند چه نوع چیزی را دوست دارند یا دوست ندارند.  او می‌‌‌داند که آن‌ها چه غذایی را دوست دارند و دوستان آن‌ها چه کسانی هستند.  

پدر خوب در حضور بچه ها با مادر با احترام، مهربانی و تحسین برخورد می‌‌‌کند.  و او اصرار دارد که آن‌ها هم چنین کنند. او از تصمیمات مادر حمایت می‌‌‌کند.  برای مثال وقتی ما می‌‌‌گوییم که وقت خواب است او هم تایید می‌‌‌کند.  او شریک مسئولیت‌‌‌های مالی خانواده است و پدری را می‌‌‌پذیرد.  

او بذله گوی خوبی است، خوش‌رو و با ثبات است.  او مسئول رفتار خود است و اشتباه خود را می‌‌‌پذیرد.  او راستگو است و مدل خوبی برای بچه‌‌‌هاست.

پدر خوب باور دارد که زنان و کودکان هم دارای حقوق هستند و سزاوار احترام.  او می‌‌‌داند که زنان کاملا قادر به نگهداری از فرزندان هستند.  ولی می‌‌‌‌‌‌‌داند که باید در مراقبت از آن‌ها شریک باشد.  او اعتقاد دارد که خشونت و آزار به هیچ عنوان نباید در روابط زندگی مشترک به‌کار رود و باور دارد که کودکان حق دارند، در محیطی شاد و آرام زندگی کنند.  او زنان و کودکان را دوست دارد.

 

 

 

* این مطلب با اقتباس از کتاب

Living with the Dominator by Pat Craven

و کار با زنان آسیب دیده در تجربیات شغلی نویسنده تهیه شده است.

 

** بخش اول را از  این جا ببینید.

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

بهترین جنبه این دوره این بود که در هر جلسه، مهمانی که تجربه تئوری و عملی از جنبش‌ دانشجویی در ایران داشت، تجاربش را با ما به اشتراک گذاشت که بسیار مفید بود و باعث شد مشارکت تعاملی دانشجویان در کلاس افزایش یابد.
- سپیده، فارغ التحصیل دوره کنشگری و جنبش دانشجویی

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید