زندگی با سلطه‌گر/ فتحیه زرکش*

 

در این  سری از مقالات، به این موضوع پرداخته می‌شود که چرا سلطه‌گر از خشونت استفاده می‌‌‌‌‌کند و باورهایش چیست و اثرات این باورها و رفتارها بر زنان و کودکان چیستند.

** بخش سوم

زندانبان

زندانبان از ایزوله کردن برای کنترل زنان استفاده می‌‌کند

زندانبان زن را از کار کردن و درس خواندن و اساسا از هرگونه فعالیت اجتماعی منع می‌‌کند.

او نگهداری از بچه ها را یا قبول نمی‌‌کند یا ناقص انجام می‌‌دهد. مثلا آن‌ها را نمی‌‌خواباند یا مواظب سلامت آن‌ها نیست. به آن‌ها غذا نمی‌‌دهد و به زن در محل کارش زنگ می‌‌زند تا صدای گریه آ‌ن‌ها را از دور بشنود. این همان کاری‌ست که پدر بد انجام می‌‌دهد.

شاید هم زن را وادار کند که تنهایش نگذارد یا وادارش کند آن‌روز در تختخواب بماند. بعد باید به محل کار زنگ بزند و بگوید مریض است و نهایتا کارش را از دست می‌‌دهد. اوبه وضوح می‌‌گوید که می‌‌خواهد در خانه باشد و می‌‌گوید حسودیش می‌‌شود که با مردان دیگر کار می‌‌کند. او حتی اگر بیکار هم باشد و احتیاج به درآمد داشته باشد باز هم این حرف را می‌‌زند.  او زن را قانع می‌‌کند که با درآمدش از او نگهداری کند تا لازم نباشد که کار کند.

او در محل کار زن ظاهر می‌‌شود و غالبا مست و خشن است. اغلب تلفن می‌‌زند و شاید به همکاران  و مدیر زن بد دهنی هم بکند.  موقع خروج زن از خانه به سوی کار دعوا راه می‌‌اندازد و ساعت را تغییر می‌‌دهد که دیر به سر کار برسد.  او وقتی که زن تا دیروقت باید کار کند دعوا راه می‌‌اندازد. اگر درس می‌‌خواند، تکالیف درسی را از روی کامپیوتر پاک می‌‌کند.

violence-women-600x399.jpg

زندانبان زن را در خانه نگه می‌‌دارد

او در را قفل می‌‌کند تا مانع از بیرون رفتن زن از خانه شود.  برخی از زنانی که دیدهام سالها در خانه زندانی بوده اند.  زنی می‌‌گفت شوهرش حتی میز و صندلی ها را به زمین میخکوب می‌‌کند تا وی نتواند جایشان را تغییر دهد.

او بدون کلید از خانه بیرون می‌‌رود، یا با تمام کلیدها می‌‌رود. زن مجبور می‌‌شود در خانه بماند تا برگردد.  او لباس‌ها و کفش‌های زن را مخفی یا خراب می‌‌کند. او همیشه زن را باردار نگه می‌‌دارد و زن هم چاره‌ای جز تمکین ندارد.  او همیشه با لیست بلندی از کار در خانه زن را مشغول نگه می‌‌دارد.  او کالسکه بچه را در ماشین با خود می‌‌برد.

زندانبان زن را هر جایی که می‌‌رود و هر کسی را که می‌بیند کنترل می‌‌کند

او مسافت ماشین را چک می‌‌کند.  او از زن بلیط  و رسید اتوبوس و ترن را می‌‌خواهد.  مرتبا به زن زنگ می‌‌زند.  او از زن می‌‌خواهد که با موبایل خود ویدئو بگیرد و نشانش دهد که تمام وقت کجا بوده است.  مدت بیرون بودن زن را یادداشت می‌‌کند.  او برای خرید مواد غذایی برای زن مدت تعیین می‌‌کند.  او مانع از رفتن زن و بردن بچه ها پیش دکتر می‌‌شود.

1461523195069910.jpg

زندانبان مانع می‌شود تا زن خانواده و دوستانش را ببیند

وقتی خانواده و دوستان زن به دیدنش می‌‌آیند او با لباس زیر یا لباسی بسیار نا مناسب مشغول تماشای تلویزیون است.  او با صدای بلند برنامه فوتبال یا برنامه‌ای غیر اخلاقی تماشا می‌‌کند.  احتمالا جوراب‌های عرقی به پا دارد یا خودش آروغ می‌‌زند و تف می‌‌اندازد.  با این برخوردهای او زن دیگر دوست ندارد آشنایانش به او سر بزنند.

وقتی دوستانش می‌‌آیند، می‌‌رود و در اطاق دیگری می‌‌نشیند و ناخوش آیندی‌‌اش از دیوارها نفوذ می‌‌کند.  دوستان زن می‌‌پرسند: "او حالش خوب است؟" و زن می‌‌گوید: "اوه، بله، او کمی خجالتی است." آن‌ها دوست ندارند زیاد بمانند یا دوباره به زن سربزنند و زن هم به‌قدری احساس ناراحتی می‌‌کند که نمی‌خواهد آنان آنجا باشند.

زندانبان همچنین به دوستان و افراد خانواده که به زن سر می‌‌زنند توهین می‌‌کند.  او شاید ایرادگیری کند یا جلو آ‌ن‌ها جروبحث راه بیاندازد.  علاوه براین او ممکن است آن‌ها را اغوا کند، یا از آنان تعریف و تمجید کند تا باورشان نشود که وی فردی خشن و متجاوز است.  او شاید ادعا کند که این دوست زن بوده که می‌‌خواسته وی را فریب دهد.  از این طریق او می‌‌خواهد با ایجاد جو مافیایی برای خود رأی وحمایت بیشتری جمع کند. به این منظور از جلب پشتیبانی خانواده همسر هم استفاده می‌‌کند. متاسفانه بسیاری از خانواده های زنان هم آنانرا به پیروی مطلق از شوهرانشان تشویق می‌‌کنند.

زندانبان می‌‌گوید دوستانش با او صمیمی نیستند. می‌گوید که آن‌ها از زن سوء استفاده می‌‌کنند و با او لاس می‌زنند. وقتی زن در حال حاضر شدن است که با دوستانش برود بیرون، دعوا راه می‌‌اندازد.  او شاید بگوید: " تو با این لباس که نمیری بیرون، مگه نه؟" و ادامه می‌‌دهد که زن "چاق" و یا "جلف" دیده می‌‌شود یا مثل پتیاره‌ها شده است.

زندانبان در همخوابگی با زن قبل از خروج از خانه اصرار می‌‌ورزد و بعد نمی‌‌گذارد که زن خوذش را پیش از رفتن به بیرون بشوید.

زندانبان همه جا همراه زن می‌‌رود.  هیچوقت نمی‌گذارد زن  دوستانش را به تنهایی ببیند.  مردم فکر می‌‌کنند او چقدر وفادار است! او می‌‌گوید که تنها بیرون رفتن زن امنیت ندارد.  او می‌‌خواهد زن در خانه بنشیند تا او "مواظبتش" کند.

زندانبان برای منزوی کردن زن پیشنهاد می‌‌کند که نقل مکان به نقطه‌ای دور از خانواده و دوستانش خیلی رمانتیک است.  او، در بهترین حالت ، زن را متقاعد می‌‌کند که باید با وی به جایی دور از دست در دنیا برود زیرا در آنجا فرصتی برای یافتن کار جدید وجود دارد.  و در بدترین حالت، می‌‌گوید: "باید تمکین کنی و حق تعیین محل زندگی با من است."

2016569_514_320 (1).jpg

باورهای زندانبان چیست که به وی اجازه می‌دهد تا زن را منزوی کند؟

زندانبان باور دارد که "مرد واقعی" آن‌ست که "زنش" را در خانه نگه می‌‌دارد.  او یقین دارد که منزوی‌‌ کردن زنان امری عادی‌ست و رفتاری خشونت‌بار نیست.  زنان مثل حیوانات خانگی هستند که باید درچارچوب خانه نگهداری و کنترلشان کرد.  زنان قابل اعتماد نیستند که تنها از خانه خارج شوند.

زندانبان به یقین باور دارد که زنان از نظر جنسی باید کنترل شوند و اگر زن تنها بیرون برود هر مردی را که ببیند با او همخوابه می‌‌شود.  او فکر می‌‌کند که تمام زنان "روسپی" هستند.

او همچنین حتم دارد که زن فقط برای نظافت، سکس و پخت و پز به‌ درد می‌‌خورد و نمی‌تواند قابل اعتماد باشد.  او معتقد است که مردان صاحب زنان هستند و زن جزء مایملک اوست.

زندانبان همچنین یقین دارد که زنان نمی‌توانند کار درست و حسابی انجام دهند.  به‌نظر او درآمد زن همیشه "مبلغی ناچیز" است.  او به این موضوع ایمان دارد حتی اگر درآمد زن بیشتر از وی باشد. زندانبان باور دارد که زنان را باید خرجی داد و همواره مردان نان‌آور هستند. او به این نظر اعتقاد دارد حتی اگر خودش بیکار باشد و با درآمد زن زندگی کند.

2478_849.jpg

زندانبان عقایدش را از کجا بدست می آورد و چطور توسط جامعه تقویت می شود؟

بار دیگر با دوران کودکی زندانبان شروع می‌‌کنیم.  بسیاری از ما در خانواده‌هایی زندگی می‌‌کنیم که زنان برای کار از خانه خارج نمی‌‌شوند و تشویق به معاشرت با دیگران نمی‌‌شوند.

زنان همچنین  به‌طور سنتی از مشارکت فعال در جامعه توسط قوانینی که اجازه شرکت در انتخاب رشته تحصیلی دلخواه و حق سفر را به آن‌ها نمی‌‌دهد منع می‌‌شوند.

موارد زیاد دیگری هم در جامعه این باورها را تقویت می‌‌کند. در دنیای ورزش، ورزش‌هایی مثل فوتبال و والیبال فقط وقتی توسط مردان انجام شود، تبلیغ می‌‌شوند.  وقتی زنان همین ورزش‌ها را می‌‌کنند رسانه‌ها عموما دستاوردهای آن‌ها را نادیده می‌‌گیرند.  پیغام این جریان این است که دستاوردهای زنان مهم نیست.  زنان را حتی به ورزشگاه‌ها برای تماشا راه نمی‌دهند.  به‌طور فرهنگی از زنان انتظار نمی‌‌رود که در فعالیت‌های تیمی شرکت کنند.  کانون‌های فرهنگی و روشنفکری هم زنان را در بهترین شکل آن به حاشیه می‌‌رانند.

باور به حجاب برای زنان  که به‌طور سنتی و مذهبی در جامعه وجود داشته و دارد، این ایده را به مردان می‌‌دهد که زنان را باید از دید مردان و درنتیجه از مشارکت در اجتماع منع کرد.  سهم نابرابر زنان در ارث هم ایده نابرابری را تقویت می‌‌کند و این‌که زنان نه توانایی اشتغال دارند و نه ارزش اشتغال با در آمد خوب و مکفی را.

رسانه‌ها نیز باورهای زندانبان را تقویت می‌‌کنند.  فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی سنتا زنان را خانه‌دار به تصویر کشیده و می‌‌کشند. در  برنامه‌هایی که زندگی روزمره را نشان می‌‌دهند، زن همواره در حال خانه‌داری است.  آگهی‌های تجاری بی‌شماری زنان را در حال انجام کارهای خانه به تصویر می‌‌کشند.

کلمه "خانه‌دار" این را می‌‌رساند که زنان باید در چاردیواری خانه بمانند.  این واژه فقط برای زنان به‌کار می‌‌رود.

این باور که باید زنان از نظر جنسی کنترل شوند، توسط آداب و رسوم فرهنگی در سراسر دنیا تقویت می‌‌شود. ختنه دختران ( یا مثله کردن اندام جنسی زنان) یکی از مثال‌های بارز آن است.  در تمام این موارد ایده‌های لزوم کنترل مردان بر زنان شکل می‌‌گیرد و تقویت می‌‌شود.

محو+خشونت+علیه+زنان+می-تواند+دور+از+دسترس+نباشد.jpg

باورهای مشترک زنان با زندانبان

برخی از زنان در ابتدا که با زندانبان خود ملاقات می‌‌کنند روشی را که وی برای منزوی کردن به‌کار می‌‌گیرد، به حساب تمایلات رمانتیک او می‌‌گذارند یعنی که می‌‌خواهد آن‌ها را برای خودش نگهدارد.  این زنان، زندانبان را زیر سوال نمی‌‌برند که چرا پیشنهاد می‌‌کند به جای دوستانشان با او وقت بگذرانند.  بعدها این زنان خیلی هم ممنون می‌‌شوند اگر "اجازه بیرون رفتن داشته باشند" و عباراتی شبیه این را به‌کار می‌برند: "او واقعا خوب است،  اجازه می‌‌‌دهد که من با دوستانم بیرون بروم!"  کاربرد کلمه اجازه این را به نمایش می‌‌گذارد که زن باور دارد که زندانبانش حق دارد او را متوقف کند.  بعضی زن‌ها هم از زن‌های دیگری که بدون همسرشان برای دید و بازدید از خانه بیرون می‌‌روند ایراد می‌‌گیرند.

اگر زن را چنان بار بیاورند تا عقیده داشته باشد که احتیاج به حفاظت دارد از اینکه زندانبان بخواهد او را در خانه امن نگه دارد ممنون می‌‌شود.

زنان چطور تحت تاثیر زندگی با زندانبان قرار می‌‌گیرند

اگر او زن را از کار کردن یا رفتن به دانشگاه منع کرده باشد، زن تحت تاثیر این رفتار واقع می‌‌شود. یا کار را رها می‌کند یا از کار بیرونش می‌‌کنند.  بعد استقلال مالی‌اش را از دست می‌‌دهد و بالاجبار وابستگی مالی به او پیدا می‌‌کند.  زن چون همت والای خود را از دست می‌‌دهد، در نتیجه عزت نفسش را نیز گم می‌کند. زن چون بیرون از خانه کار نمی‌‌کند، از تمام استعدادهایش استفاده نمی‌‌کند.

زن دانشگاه را رها می‌‌کند و بدون مدرک می‌‌ماند و سطح درآمدش پایین می‌‌ماند. این دوباره وابستگی‌اش را به زندانبان بالا می‌‌برد.  زن ژنده‌پوش به‌نظر می‌‌آید چون استطاعت لباس خریدن ندارد.

برخی زنان به دلیل بی‌پولی دست به جرم می‌‌زنند و ممکن است برای تهیه مایحتاج کودکشان دزدی کنند.  تمام ای‌نها جدا شدن از او را سخت‌تر می‌کند.

زنان-3.jpg

اعتماد به نقس از دست رفته در اثر خانه‌نشینی

زنان در این شرایط زندانیانی بیش نیستند. زندانی شدن ممکن است باعث افسردگی یا هراس از مکان‌های باز و بیرون از خانه شود.  پرخوری کردن، گرسنگی کشیدن، به الکل رو آوردن و یا معتاد شدن از عوارض در خانه خود زندانی شدن است.  زن عزت نفس و اعتماد به نفسش را از دست می‌‌دهد و از خود بیزار می‌‌شود.

زن را که از خانواده و دوستانش جدا کند

زن با آن‌ها تماس نمی‌‌گیرد یا از دستشان می‌‌دهد. در نتیجه شبکه حمایتی خود را از دست می‌‌دهد.  زن هیچ‌کسی را نخواهد داشت تا درباره خشونت وارد شده بر خود، با او حرف بزند، هیچکس را ندارد تا دراین‌باره از او سوال کند، در نتیجه نظر دیگران را در مورد خشونت بدست نمی‌‌آورد. زن تنهاست و هیچ دلخوشی‌ای ندارد.

آزاد کننده

رفتار آزادکننده

او دوستان و خانواده را ترغیب می‌‌کند تا به دیدن زن بیایند.  وقتی می‌‌آیند، خوش‌آمد می‌‌گوید. زن را تشویق می‌‌کند تا با دوستانش بیرون برود.  وقتی لباس پوشیده و آماده بیرون رفتن است، می‌‌گوید خیلی زیبا شده است. می‌‌گوید اگر دیر برگردیم شاید بیدار نباشد ولی بعد تمام چراغ‌ها را روشن می‌‌گذارد تا خوش‌آمدگو باشد. آزاد کننده با بالا بردن اعتماد به نفس، زن را تشویق می‌‌کند کار کند یا درس بخواند.  او در پخت و پز و کار خانه و بچه‌داری همکاری می‌‌کند.  او زن را تشویق می‌‌کند که علایق و سرگرمی‌های خودش را داشته باشد.

او به زن اعتماد دارد و معتقد است زنان دارای حق آزادی هستنند. او باور دارد که زن حق استقلال مالی دارد و می‌‌تواند کمک‌های با ارزشی به کیفیت زندگی خانوادگی بدهد.

https--image.freepik.com-free-vector-silhouette-of-a-family-walking-together_1048-2291.jpg
 

* این مطلب با اقتباس از کتاب

Living with the Dominator by Pat Craven

و کار با زنان آسیب‌دیده در تجربیات شغلی نویسنده تهیه شده است. 

** بخش اول را در این‌جا ببینید.

بخش دوم را در این‌جا ببینید.

 
 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

من سال ها بود که از اینترنت استفاده می کردم، ولی من و دوستانم از جنبه ها و مخاطرات آن آگاه نبودیم و حفاظت ما محدود بود به استفاده از یک آنتی ویروس قفل شکسته، ولی طی این ۵ جلسه،  در دید من تحولی اساسی رخ داده.  با این دوره ها جان هایی حفظ می گردند و انسان هایی از شکنجه و زندان می رهند، و با دوره های دیگرتان بذر امید و دانش در سرزمینمان پراکنده می شود.
- کوروش، فارغ التحصیل دوره امنیت دیجیتالی پیشرفته

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید