زندگی با سلطه‌گر/ فتحیه زرکش*

 

بخش پنجم: ارباب خانه

در این  سری از مقالات، به این موضوع پرداخته می‌شود که چرا سلطه‌گر از خشونت استفاده می‌‌‌‌‌کند و باورهایش چیست و اثرات این باورها و رفتارها بر زنان و کودکان چیستند.

ارباب خانه از امتیاز مردان برای کنترل زنان استفاده می‌کند

ارباب خانه زن را به انجام کارهای پست وا می‌دارد

ارباب خانه با استادی خاصی محکم به زندگی مشترک  قدم می‌گذارد و فورا شروع به دستور دادن در مورد کار خانه و آشپزی می‌کند.  اوایل ماهرانه برخورد می‌کند  و در نهایت با گول زدن، همسر را به یک خدمتکار بی‌جیره  و مواجب تبدیل می‌کند.  در اینجا روش‌های او را در مورد هریک از کارهای خانه مورد بررسی قرار می‌دهیم.

ارباب خانه از مقدار کمی لباس چرک شروع می‌کند تا همسرش برای وی بشوید.  شاید فقط تعداد کمی باشد که از شب قبل مانده است.  اگر بگویید که او خود می‌تواند از ماشین لباسشویی استفاده کند، می‌گوید که نمی‌داند چطور آن را راه بیاندازد.   چنانچه زن اصرار بورزد آنوقت هر بار از او می‌خواهد کمکش کند تا ماشین لباسشویی را روشن کند و لبا‌س‌ها را در آن بریزد و دکمه را بزند.   

در نهایت این ممکن است چنان زن را خسته کند که بگوید بگذارد تا وی انجامش دهد.  اگر زن سرسختی نشان دهد و در مرحله اول کمپین مقاومت کند، او نقشه اصلی را رو می‌کند.  بعد او جوراب قرمز را به لباس‌های سفید اضافه می‌کند و به احتمال زیاد بالاترین کارتش را بازی کرده و آن‌ها را در درجه آب بالا هم می‌اندازد.  این به‌طور قطع نتیجه مطلوب را بدست می‌‌دهدکه لباس‌های آب‌رفته و به رنگ صورتی است.  احتمالا در این مرحله زن احساس شکست می‌‌‌کند.  دور اول به نفع ارباب خانه تمام می‌شود.

حالا به تمیزکاری خانه توجه کنیم. او یک طیف از روش‌هایی را در دسترس دارد که باعث شود به‌طور حتم آن‌ها انجام می‌شود.  اول اینکه در وسط انبوهی از ریخت و پاش‌ها بنشیند.  او انبوهی از فنجان‌های کثیف، لیوان‌ها، بشقاب‌ها، زیرسیگاری‌ها و روزنامه‌ها ایجاد می‌‌‌کند.  اگر به او گفته شود تمیز کند می‌‌‌گوید: "راحت باش، من بعدا می‌‌‌کنم!" یا "داغ نکن" یا "وقتی من می‌‌‌خوام استراحت کنم، اینقدر نق نزن".  زن، که دوست ندارد در میان کثافات بگردد و کارهای دیگر را انجام دهد، یاد می‌‌‌گیرد که آسان‌تر است خودش جمع و جور کند تا مرتبا با وی  رو در رو نشود.

در اوایل زندگی مشترک ارباب خانه ممکن است تسلیم شود و دوشاخ جارو برقی را بزند.  شاید بیشترین بخش فرش را جارو نزند و حتما کیسه‌ی آنرا خالی یا عوض نخواهد کرد.  اگر او به درستی گردگیری نکند یا حمام و توالت را خوب تمیز نکند، زن نهایتا تسلیم می‌‌‌شود و برایش آسان‌تر است که خود این‌کار را انجام دهد.  

20167152813621690a.jpg

حالا توجه خود را به‌سوی آشپزخانه معطوف کنیم؟

ارباب خانه ممکن است در اوایل آشنایی، آشپزی کند.  او به احتمال قریب به یقین همه چیز را می‌‌‌سوزاند.  او همچنین به احتمال زیاد تمام قاشق و کفگیرملاقه‌ها را کثیف می‌‌‌کند و می‌‌‌گذارد زن تمیز کند.  مثل شستشو و نظافت کردن این هم برای زن آسان‌تر و سریع‌تر است که خود انجامش دهد.

چنانچه ارباب خانه  باید کار دیگری انجام دهد، به‌شدت شکایت می‌‌‌کند.  برای مثال، ممکن است بگوید "این ظرف‌ها کثیف هستند!" او کارهایی را که در خانه انجام می‌‌‌دهد به حساب کمک به زن می‌‌‌گذارد! او احتمالا می‌‌‌گوید: "من به او در کار خانه کمک می‌‌‌کنم.  من ظرف‌ها را برای شستن آورده‌‌‌ام.  من ظرف‌ها را از ماشین برایت خالی کرده‌‌‌ام."

دو بخش دیگر هم هست که باید نقش او را در آن‌ها مشخص کرد.  برای اینکه اطمینان حاصل کند که برنامه پخت و پز و لیست خرید آماده شده است، فوری می‌‌‌پرسد: "برای صبحانه چی داریم؟، نهار چیست؟،  شام چی داریم؟"  به‌طور ناخودآگاه زن فوری شروع می‌‌‌کند که جواب بدهد و به این ترتیب الگوی آینده که وظیفه تهیه این‌ها با زن است ریخته می‌‌‌شود.  

برای اینکه پایه‌های نظافت نکردن را برای خود محکم کند و در حقیقت چیزی را هم پیدا نکند، ارباب خانه از سوال "کجاست؟" استفاده می‌‌‌کند: "پیراهن من کجاست؟ جوراب‌هایم کجایند؟ لبا‌س‌های بچه ها کجا هستند؟"

وقتی این برتری بنا نهاده شد، ارباب خانه می‌‌‌تواند به راحتی از بقیه روش‌های برتری‌‌‌های مردان هم استفاده کند.  طولی نمی‌‌‌کشد که او آزادی ریختن لباس چرک‌هایش را روی زمین پیدا می‌‌‌کند. اگر پیراهنش اتو نشده باشد، او می‌‌‌تواند هوار بکشد. او فرضش این می‌‌‌شود که باید به او خدمت کرد. او انگشتش را روی میز می‌‌‌کشد تا گرد و خاک پیدا کند. او بخودش حق می‌‌‌دهد تا فرمان یک فنجان چای یا تهیه غذا برای دوستانش صادر کند.

او احتمالا شروع به دستور دادن به دختران می‌‌‌کند تا به او و پسران خدمت کنند. او بین  دختران و پسران تبعیض فاحشی می‌گذارد.. شاید به تغذیه پسران بیشتر از دختران اهمیت دهد.  او انتظار دارد هروقت از در وارد می‌‌‌شود، فنجان چای برایش روی میز حاضر باشد. او هروقت دلش می‌‌‌خواهد می‌‌‌آید و می‌‌‌رود و از محیط خانه مثل هتل استفاده می‌‌‌کند. چنانچه خواست‌هایش عملی نشود شروع به فحاشی و یا کتک کاری می‌کند.  

او انتظار غذای مخصوص و صندلی مخصوص خودش را دارد. او با در دست گرفتن تمام رموت کنترل‌های تلویزیون، کنترل تماشای برنامه‌ها را در دست می‌‌‌گیرد. او هر روز یک لیست بلند بالای کار در خانه درست می‌‌‌کند که انجامش غیر ممکن است.

ارباب خانه از نظر مالی اختیار تام دارد.  ارباب خانه عموما دیگر اعضای خانواده را از مسائل مالی خودش آگاه نمی‌کند. کسی از درآمد او خبر ندارد و مشورت در این خانه معنی ندارد. او تمام پول را پیش خودش نگه‌‌‌ می‌‌‌دارد و انتظار دارد برای مصرف هر یک ریال از او سوال شود.  شاید هم اول "پول توجیبی" خود را نگه دارد و بقیه را برای مخارج خانه مصرف کند.  او بابت خریدی که زن می‌کند رسید می‌خواهد.

ارباب خانه ممکن است روش‌های متضادی را برای کنترل همسر به‌کار ببرد.  شاید اجازه ندهد که هیچ کار خارج از منزل را انجام دهد، چون می‌‌‌گوید زنان کم عقل و نادان هستند و نمی‌توان به عقلشان اعتماد کرد و به نظر او زنان هورمونی هستند و این نشانی از بی‌ثباتی آنان است. آن‌ها را آدم‌های بی‌فایده‌ای می‌داند که نمی‌‌‌توانند حتی کار خانه و آشپزی را انجام دهند.

باورهای ارباب خانه چیست که به وی اجازه چنین رفتاری را می‌‌‌دهد؟

مردهای سلطه‌گر می‌گویند زنان برای سه کار خوبند:"آشپزی، سکس و نظافت."  به باور آنان زنان آنقدر احمق هستند که می‌‌‌توان گولشان زد تا فکر کنند مردها نمی‌‌‌توانند از عهده کارخود برآیند.

ارباب خانه همچنین فکر می‌‌‌کند کار خانه در درجه دوم و شغلی پایین‌تر است.  این کار برای شهروندان پست و درجه دوم است.  بنابراین زنان که آن‌ها را پست‌تر می‌داند و شهروند درجه دوم، باید آن‌را انجام دهند.  یک مرد شاعر "فرهیخته" با یک چنین باوری با گلایه می‌گفت که چرا وی پس از مرگ همسرش لازم شده خود به خرید پیاز برای تهیه آبگوشت برود!!

کار خانگی کسر شأن مردان است و مرد واقعی آ‌ن‌را انجام نمی‌‌‌دهد.  مردان واقعی هیچوقت نباید بابت کار خانگی به کسی اجرت بدهند.  مردان واقعی زنانی دارند که منتظر دستور هستند، بدون اینکه دستمزدی بگیرند.

ارباب خانه فکر می‌‌‌کند فقط مردان همجنس‌گرا یا شکست‌خورده کارهای خود را انجام می‌‌‌دهند. او این رفتار را خشونت‌بار نمی‌داند و به‌نظرش طبیعی است.  او فکر می‌‌‌کند که نان‌آور خانه است حتی اگر بیکار باشد و این او را ارباب می‌کند.

ra4-2117.jpg

ارباب خانه باورهای خود را از کجا می‌‌‌آورد و چگونه از طرف جامعه‌‌‌ای که در آن زیست می‌‌‌کند تقویت می‌‌‌شود؟

ارباب خانه به احتمال زیاد پدرش را دیده که ارباب بوده و مادرش که نقش خدمتکار را بازی می‌‌‌کرده است. مادرش احتمالا برای او هم به‌عنوان یک فرزند پسر مثل یک خدمتکار عمل کرده است. خواهرانش هم ممکن است به وی خدمت می‌‌‌کرده‌‌‌اند.  

کتاب‌های درسی کودکان پر است از کلیشه‌سازی و جداسازی کار خانه و کار در اجتماع.  مادر را همواره در حال رسیدگی به احوالات خانه و کودکان ترسیم می‌کنند و ذهنیات آنان را با این تبعیضات پر می‌کنند.  این در باورهای پسران و دختران تاثیر می‌‌گذارد.

رسانه‌‌‌ها هم این عقاید را با استفاده از زنان در آگهی‌‌‌های تبلیغاتی مربوط به خانه‌داری و بچه داری مثل محصولات تمیزکننده، تقویت می‌‌‌کنند. همچنین یک پیام موذیانه‌‌‌ای هم می‌‌‌فرستد.  گویا زنان هرگز در ایجاد درآمد در خانواده نقش ندارند. در فیلم‌ها و تئاترها یا سریال‌های آبکی زنان را در حال انجام کار خانه نشان می‌‌‌دهند.  مجلات زنان در کشورهای غربی هم اختصاصا تمیزکاری و آشپزی را نشان می‌‌‌دهند. به زنان می‌آموزند که چطور میز غذا را بچینند یا تختخواب را درست کنند. برعکس، نقش تمامی تبلیغات مربوط به درآمدزایی و یا کارهای مهم در جامعه را مردان بازی می‌کنند.  

در هر نوبت که کلمات روزمره مثل "خانم خانه"  به‌کار برده می‌‌‌شود به این عقاید کمک می‌‌‌کنند.  چون ما معنی پنهان در آن را عمیقا متوجه نمی‌شویم می‌تواند به‌طور خاصی تاثیر گذار باشد.  اسباب بازی‌های فراوانی هستند که کمک می‌‌‌کنند به باور اینکه وظیفه زنان انجام کار خانه است.  چیزهایی مثل جارو و خاک‌انداز، جارو برقی، ماشین لباسشویی، کالسکه عروسک و حتی دستشویی کوچک وجود دارند که اکثرا برای دختر بچه‌ها خریده می‌شوند.

بعد از انقلاب ایران، دانشگاه‌ها بیشتر مورد پذیرش خانواده‌ها قرار گرفتند و زنان  و دختران به دانشگاه راه یافته و به‌سرعت تجربه چشیدن مزه آزادی و استقلال را بدست آوردند و این باعث شد که بسیاری از زنان دوست نداشته باشند به کار خانگی بی مزد و مواجب برگردند. پس لازم آمد تا شستشوی مغزی شوند و به آن‌ها بگویند بهشت زیر پای مادران است و مملکت جمعیت بیشتری را می‌طلبد تا زنان را خانه‌نشین کنند.  لازم بود گفته شود که این سرنوشت و مقام عالی و باشکوه زن است که به کار خانه و بچه داری برسد.   

همچنین لازم بود زنان را قانع کنند که خیلی احمق‌تر از آنند که بتوانند به کار دیگری بپردازند. لازم بود گفته شود که کار کردن جالب نیست و برای زنان بهتر است در خانه بمانند و حامی شوهران‌شان در خانه باشند. در این رابطه هزاران حدیث و روایت از پیغمبر و امامان می‌آورند.  از طرف دیگر حس برتری را به مردان القا کنند.

942-30tixhotwpsz7tpypw9zi8.jpg

راهنمای زنان خوب در اکثر جوامع

"همسر خوب آن است که از پیش برنامه‌‌‌ریزی کند، حتی از شب قبل، یک غذای خوشمزه را به‌موقع برای برگشتن همسر به منزل آماده کرده ‌‌‌باشد.  این راهی است که به مرد بگویید به‌فکرش بوده‌‌‌اید و به احتیاجات او علاقمندید.  بیشتر مردان وقتی به خانه می‌‌‌آیند گرسنه هستند و چشم‌‌‌انداز یک غذای خوب (به‌خصوص اگر غذای مورد علاقه‌شان باشد) بخشی از خوش‌‌‌آمد‌گویی است که او لازم دارد.  پانزده دقیقه به خود وقت استراحت  بدهید تا موقع رسیدن وی، تر و تازه باشید.  آرایش کنید و به خود عطر بزنید و سرحال بنظر بیایید.  او با یک دنیا خستگی از کار می‌‌‌آید.  زن باید کمی شاد باشد و کمی برای مردش جالب توجه باشد.  روز کسل‌کننده او احتیاج به روحیه شاد دارد و یکی از وظایف زن فراهم آوردن آنست.

ریخت و پاش‌ها را جمع کنید.  برای آخرین دور به قسمت‌های اصلی خانه قبل از آمدن شوهر سر بزنید.  کتاب‌های مدرسه‌‌‌ای، اسباب بازی‌ها، کاغذها و غیره را جمع کنید و بعد میزها را گردگیری کنید."

این به‌طور زیرکانه‌‌‌ای برنامه‌ریزی شده تا یادآوری کند که ارباب خانه رئیس است.  تمام تمرکز و فعالیت‌ها باید حالا روی آمدن او  به خانه باشد.

"در ماه‌های سردتر سال، خانه را گرم کنید تا شوهرتان در کنار آن خستگی به‌در کند و احساس ‌‌‌کند که به بهشت آسایش دست یافته و این به شما هم روحیه می‌‌‌دهد.  در هر حال، فراهم کردن وسایل استراحت شوهر، به شما هم بی‌‌‌اندازه احساس  خشنودی از خود می‌‌‌دهد."

می‌‌‌گویند که شوهر بعد از کار به" استراحت"  نیازمند است.  بار دیگر می‌‌‌گویند کار کردن ناخوش‌‌‌آیند است و چیزی نیست که زن دوست داشته باشد انجامش دهد.  پاراگراف بالا همچنین یاد‌‌‌آوری می‌‌‌کند که چقدر نیازهای زنان بی‌‌‌اهمیت است. نمی‌گویند  که خانه را برای گرم شدن خود و بچه‌ها گرم نگاه دارد، بلکه فقط برای وقتی است که او به خانه می‌‌‌آید.   یادآوری می‌‌‌کند که باید رضایت زن در فراهم آوردن نیازهای مرد باشد. در ضمن اینکه می‌دانند زن هم ممکن است خسته باشد سفارش می‌کنند که فقط پانزده دقیقه وقت خستگی گرفتن به خود بدهید و برای خوش‌آمدگویی به  او آماده شوید!

"بچه‌ها را حاضر کنید.  اگر کوچک هستند، چند دقیقه‌ای هم صرف شستن دست و صورت آن‌ها بکنید، موهایشان را شانه کنید و اگر لازم است لباس‌هایشان را عوض کنید.  آن‌ها جواهرات کوچکی هستند و او دوست دارد ببیند آن‌ها هم در خشنود کردن وی سهم دارند.  سرو صدا را به حداقل برسانید. در هنگام ورودش، ماشین‌های لباسشویی و خشک‌کن و جارو برقی ساکت باشند.  بچه‌ها را تشویق کنید ساکت باشند.

از دیدنش شاد شوید.  با لبخند گرمی به او خوش‌‌‌آمد بگویید و صداقت خود را در علاقه‌مندی به خشنود کردن وی نشان دهید.  به او گوش دهید.  شما ممکن است ده‌ها حرف برای گفتن داشته باشید، ولی هنگام ورود او به خانه وقتش نیست.  بگذارید او اول حرف بزند- به خاطر داشته باشید، موضوعات صحبت او مهمتر از شماست."

این‌‌ها محکم زن را سر جای خود می‌‌‌نشاند!

"هیچوقت از اینکه دیر آمده یا برای شام بیرون می‌‌‌رود، یا بدون شما جایی دیگر برای تفریح می‌‌‌رود  شکایت نکنید.  در عوض، سعی کنید بفهمید که کارکردن سخت است و ملال آور".  

دست نگهدارید! زن از بیست و چهار ساعت پیش داشت  آماده می‌شد. تر و تازه شده! روبان هم زده‌‌‌ خانه هم گرم است و بچه‌ها هم ساکت شده‌اند! خانه براق شده و او به منزل نمی‌‌‌آید؟ به یاد داشته باشید که کار کردن "خسته‌کننده و ملال‌آور است!"

KAF.jpg

 

باورهایی که زنان هم دارند

بسیاری از زنان بر این باورند که به‌طور طبیعی مسئول تمام کارهای خانه هستند.  برای مثال به همسرشان می‌‌‌گویند "به من کمک بده" تا ظرف‌ها را از ماشین در‌‌‌آورم یا لباس چرک‌ها را در ماشین بیندازم.  زنی می‌گفت از همسرش خواسته تا "شیشه‌های او را تمیز کند."

آن زمان که همسرهای سلطه‌گر می‌‌‌نشینند و حاضر نیستند ریخت و پاش‌های خود را تمیز کنند و زنان انجامش می‌‌‌دهند، زیرا برایشان سخت است که آن‌را همانطور رها کنند، معمولا به بدترین حالت برابری می‌‌‌رسند.  

زنان همینطور باور مشترکی دارند که اینگونه رفتار آزار‌دهنده نیست.  یک زن شاغل و بسیار موفق در انگلیس می‌گفت که همسرش هیچوقت کار خانه را انجام نمی‌‌‌دهد. او تمام کارها را به وی واگذار می‌‌‌کرد ولی آن زن با اصرار می‌‌‌گفت همسرش خشن نیست و اذیت نمی‌‌‌کند. از این نمونه‌ها در ایران زیاد داریم.

اگر زن همسری دارد که سهم خود را در کار خانه انجام می‌‌‌دهد، ممکن است دوستانش با تحسین بگویند "جالب است!" یا زنان معتقدند فقط مردان حرفه‌ی موفقی دارند.  آیا فکر می‌‌‌کنند زنان حرفه‌‌‌ای ندارند؟

تاثیر رفتار ارباب خانه روی همسر

بسیاری از زنان هنوز هم تحت تاثیر شرایط فرهنگی رسوایی که در "راهنمای همسر خوب" آمد و آگهی‌های تبلیغاتی معادل آن در دنیای مدرن امروز قرار دارند.  

زنان بسیاری فکر نمی‌‌‌کنند شایستگی برابری و احترام دارند.  خیلی‌ها معتقدند که طبیعی است تا به مردان خدمت کنند بنابراین او را به چالش نمی‌‌‌کشند.  درنتیجه، وقتی ارباب خانه به زندگی‌شان وارد می‌‌‌شود، تاکتیک‌های اولیه‌اش موفق می‌‌‌شود.

زنان بابت ظرفشویی "برای ما" از وی تشکر می‌‌‌کنند. آن‌ها معتقدند که خودشان بهتر کار خانه را انجام می‌‌‌دهند بنابراین برای وی آسان می‌‌‌شود که زن را فریب دهد تا آن‌ها را انجام دهد.  زن معتقد است که مدیریت مالی ندارد در نتیجه می‌‌‌گذارد او کنترل امور مالی را داشته باشد.  وقتی سوال می‌‌‌کند "برای شام چی داریم؟" و "جوراب‌های من کجایند؟" به وی به‌طور اتوماتیک جواب می‌‌‌دهد.  او سپس کم کم به هدف‌هایش دست پیدا می‌‌‌کند.

بعد زن خود را بیشتر دست کم می‌‌‌گیرد.  اعتماد به‌نفس زن برای به چالش کشیدن وی کم می‌شود.  دنبال کارهای خوب نمی‌‌‌رود بلکه دنبال کارهای کوچک و پست می‌‌‌گردد.  شغلی نمی‌گیرد و یا به درسش ادامه نمی دهد.  

زن به تحمیل تن در می‌‌‌دهد به‌خصوص وقتی که می‌‌‌گویند بدون زن نمی‌‌‌توانند از عهده برآیند.  زن مثل پا انداز دم در عمل می‌‌‌کند.  به مردان در محیط کار، در اجتماع و خانه تسلیم می‌‌‌شود و خود را شهروند درجه دوم می‌‌‌بیند.

اگر ارباب خانه اجازه ندهد که زن حتی کار خانه را انجام دهد آن‌وقت است که زن اعتماد به‌نفس را کاملا از دست می‌‌‌دهد و قادر نیست هیچ کاری را انجام دهد.  از نظر روحی و احساسی هم  فلج می‌‌‌شود.

1068106.jpg

شریک زندگی

یک شریک زندگی چگونه رفتار می‌‌‌کند؟

شریک زندگی سهم خود را از خرید و کار خانه به‌عهده می‌‌‌گیرد.

او آشغال‌های خود را جمع می‌‌‌کند، و اتوکشی هم به سهم خود می‌‌‌کند.  او غذا هم به خوبی می‌‌‌پزد که همه از آن لذت ببرند و بعدا ظروف و قابلمه‌ها را می‌‌‌شوید.

او از ماشین لباسشویی استفاده می‌‌‌کند و لباس‌ها را رنگی، آب رفته و خراب  نمی‌کند. او از جارو برقی هم استفاده می‌‌‌کند و کیسه آن‌را خالی می‌‌‌کند.

درباره اینکه برای شام و نهار چه بخوریم با همسرش صحبت می‌‌‌کند.  او در خانه جای هر چیزی را می‌‌‌داند کجاست و هیچ‌وقت نباید بپرسد کجاست.  

او کنترل تلویزیون را روی میز می‌‌‌گذارد و درآمدش را مخفی نمی‌‌‌کند.

او هیچ‌وقت نمی‌‌‌گوید:

"من در کار خانه به او کمک کردم."

"من لباس‌ها را برای تو به داخل آوردم."

"من ظرف‌ها را برای تو شستم."

"من شیشه‌هایت را تمیز کردم."

" من برایت غذا پختم."

شریک زندگی و همسر خوب معتقد است:

زن‌ها با آن‌ها برابرند و شایسته احترام  

آن‌ها برای این آفریده نشده‌‌‌اند که خدمتکار بی‌مواجب باشند.

شریک فکر می‌‌‌کند که "مردان واقعی" می‌‌‌توانند از خود مواظبت کنند.

شریک در نگهداری از بچه‌ها کمک می‌کند.

او به‌قدری اعتماد به نفس دارد که احتیاج به تایید مردان دیگری را که عقایدشان مثل ارباب خانه است نداشته باشد.

..................................................................................................................................................

 

 

* این مطلب با اقتباس از کتاب

Living with the Dominator by: Pat Craven و کار با زنان آسیب دیده در تجربیات شغلی نویسنده تهیه شده است. 

** بخش اول را از "اینجا"، بخش دوم را از "اینجا"، بخش سوم را از "اینجا" و بخش چهارم را از "اینجا" ببینید.

 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

 خودم را مدیون آموزشکده توانا می‌دانم زیرا نکات و مطالب زیادی به من آموخت و از همه مهمتر به من جسارت داد که مسیر زندگی‌ام را عوض کنم.
- امین

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید