کیوان صمیمی؛ تصویر ۵۰ سال مبارزه با استبداد

KeyvanSamimi1به قاضی‌اش در دادگاه گفته بود که نمی‌توانم حالا آرمان چهل ساله‌ام را فراموش کنم. کمی دیر شده‌ و هیچ راهی برای معامله و مصلحت باقی نمانده‌ است.

کیوان صمیمی یکی از محبوب‌ترین  فعالان مدنی ایران است که مدت زیادی را در زندان به سر برد. روحیه لطیف، انسانی و مصالحه‌جویانه‌اش با نوعی شجاعت و صراحت بیان به‌گونه‌ای خاص درهم‌ آمیخته‌ است. در عین حالی ‌که عمیقا به احترام به عقاید دیگران و حق آزادی بیان برای همه شهروندان باور دارد، رویه‌ای که می‌توان آن را در نشریاتی که آن‌ها را هدایت کرده‌ است دید، اما در بیان نظراتش و ایستادگی و سرسختی در برابر هر نوع بی‌عدالتی نیز زبان‌زد است.

مصدق و سال‌های نوجوانی

کیوان صمیمی در سال ۱۳۲۷ در شهر آبادان متولد شد. کیوان یکی از سه پسر خانواده‌ تحصیل کرده‌ حبیب‌الله صمیمی و عفت عسگری بود. پدرش، حبیب‌الله صمیمی، از اولین فارغ‌التحصیلان دانشکده نفت آبادان در دهه ۲۰ بود که بعدها تا مسئولیت‌های بالایی در پالایشگاه نفت آبادان، بزرگترین پالایشگاه نفت دنیا در آن‌زمان که توسط انگلیسی‌ها اداره می‌شد، ارتقا یافت. ایام کودکی کیوان مصادف بود با حمایت سرسختانه پدرش از دکتر محمد مصدق و نهضت ملی‌ شدن صنعت نفت و او از همان ابتدای زندگی با آرمان‌های سیاسی بزرگ شد و رشد یافت. حبیب‌الله صمیمی در آن‌زمان یکی از موثرترین افراد در اعتصابات پالایشگاه نفت آبادان در حمایت از مصدق و مخالفت با مهندسین انگلیسی‌ مستقر در پالایشگاه بود. نقش او چنان پررنگ بود که بعدها به عضویت «هیأت خلع ید از انگلیسی‌ها» به سرپرستی مهندس مهدی بازرگان درآمد. مادر خانواده، عفت عسگری نیز از معدود دختران تحصیل‌کرده در زمان رضاشاه بود. وی دختر میرزا محمودخان عسگری یزدی ملقب به اشرف‌الوکلا بود. اشرف‌الوکلا وکیلی سرشناس در عدلیه بود که به سبب مخالفت علنی‌اش با دربار بر سر تصاحب‌های غیرقانونی زمین‌های کشاورزان به اهواز تبعید شده‌ بود. سابقه مبارزاتی پدر و داستان تبعید پدربزرگ کفایت می‌کرد که کیوان و برادرهایش مبارزه با نظام شاهنشاهی را از همان سنین جوانی آغاز کنند.

اولین تجربیات سیاسی

در سال ۱۳۴۲ و با مأموریت جدید کاری برای مهندس حبیب‌الله صمیمی، کیوان و خانواده‌اش به شیراز مهاجرت کردند. کیوان که به سنین نوجوانی رسیده بود، دوران دبیرستان خود را در مدرسه شاهپور شیراز گذراند. در آن‌زمان و در سال‌های بعد از کودتا ۲۸ مرداد و قیام مردم قم در ۱۵ خرداد سال ۴۲ فضای دانشگاه‌های کل کشور و نیز شیراز فضایی ضد سلطنت و سیاسی بود. کیوان نیز پیش از همه هم‌نسلانش بخشی از این فضای سیاسی شده بود. او به سبب مشارکت در فعالیت‌های دانشجویی در دانشگاه شیراز، در حالی که هنوز دانش‌آموزی ۱۷ ساله بود، در سال ۱۳۴۴ برای مدت کوتاهی بازداشت شد.

کیوان در سال ۱۳۴۵ و با قبولی در دانشگاه صنعتی آریامهر (صنعتی شریف فعلی) به تهران آمد. سال آغاز دانشگاه کیوان مصادف شد با سخنرانی‌های علی شریعتی در حسینیه ارشاد. کیوان به سبب خاستگاه مذهبی و مدرن‌اش بسیار زود جذب سخنرانی‌ها و ایده‌های شریعتی شد تا جایی که به همراه برادرش وظیفه انتقال کتاب‌ها و جزوه‌های سخنرانی‌های وی به شیراز را برعهده‌ گرفت.

KeyvanSamimi6

پیوستن به سازمان و ساسان

در سال ۱۳۵۰ کیوان به سازمان مجاهدین خلق نزدیک شد. هنوز یک‌سالی از این ارتباط نمی‌گذشت که در خرداد ۱۳۵۱ و در جریان اعتراضات دانشجویی به سفر نیکسون به تهران بازداشت شد. او دوران محکومیت سه ماهه خود را به خاطر شرکت در تظاهرات ضد شاهنشاهی به بهانه سفر نیکسون، در زندان قصر گذراند و با تعهدنامه‌ای مبنی بر عدم فعالیت سیاسی از زندان آزاد شد. کیوان پس از آزادی، فعالیت علنی سیاسی را رها کرد و در یک شرکت مشاوره مهندسی، مشغول به‌ کار شد. در این دوره بود که کیوان فعالیت سیاسی را به ظاهر رها کرد و با همراهی برادرش، ساسان در یک سوئیت کوچک در ساختمانی قدیمی در جنوب شهر تهران که راه های درروی زیادی داشت، مخفیانه ساکن شد. بیشتر فعالیت‌های کیوان در سازمان مجاهدین نوشتن و پخش اطلاعیه‌هایی بر ضد رژیم و نیز سازمان‌دهی نیروهای جدید برای جذب در مبارزات سیاسی بود. با اختلافات به وجودآمده بین اعضا و همکاری برخی اعضای دستگیرشده سازمان مجاهدین با ساواک، محل سکونت کیوان لو رفت و وی به همراه برادرش در ۲۸ مرداد سال ۱۳۵۴ برای بار سوم دستگیر شد.

با وجود شکنجه‌های فراوان روحی و جسمی تا حدی که کف پاهای او از شدت ضربات کابل‌ها پاره و عفونی ‌شده بود، کیوان در دوران حبس، مقاومت بی‌نظیری از خود نشان‌ داد. وی با استناد به ماده «عضویت در گروه‌های مخالف نظام شاهنشاهی» در دادگاه به ۱۱ سال حبس محکوم شد. در این دادگاه برادر کیوان و بهترین دوستش، مهندس ساسان صمیمی به جرم همراهی در عملیات ترور به همراه عده‌ای دیگر از اعضای سازمان به اعدام محکوم و در سحرگاه چهارم بهمن ۵۴ تیرباران و جنازه‌هایشان با هلیکوپتر در دریاچه نمک قم غرق شدند. کیوان آخرین ملاقات‌اش با برادر در زندان را این‌گونه به تصویر می‌کشد:‌ «ناخن‌های دست چپ ساسان را کشیده بودند. او در پایان ملاقات با همان روحیه بالای همیشگی به من گفت که در بهشت منتظرت هستم.»

جدایی از سازمان در زندان

کیوان که پس از شش ماه انفرادی در سلول‌های کمیته مشترک ضد خرابکاری به زندان قصر منتقل شده‌ بود در سال ۱۳۵۵ و در مواجهه با افکار و منش سران سازمان مجاهدین در زندان، پس از بحث‌های انتقادی طولانی با آن‌ها از تشکیلات جدا شد. در سال ۱۳۵۶ مسعود رجوی و موسی خیابانی، رهبران سازمان به منظور بازگرداندن اعضای جدا شده از جمله کیوان به سازمان، یکی از مقامات بالای تشکیلات را با نقشه‌ای به داخل زندان قصر فرستادند. گفت‌وگو با اعضای جدا شده ماه‌ها طول کشید و برخی از‌ آن‌ها به سازمان برگشتند اما گفت‌وگوها با صمیمی نتیجه‌ای در بر نداشت. در همین دوره بود که صمیمی با هم‌بندی‌اش مهندس عزت‌الله سحابی، ارتباط دوستانه عمیقی پیدا کرد.

آزادی از زندان و انقلاب

با شعله‌ور شدن آتش انقلاب در سال ۱۳۵۷ دولت شاپور بختیار جهت آرام کردن فضا بسیاری از زندانیان سیاسی را آزاد کرد. کیوان نیز از آن‌جمله بود و در دی‌ماه ۱۳۵۷ از زندان آزاد و بلافاصله به معترضین و انقلابیون پیوست.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی روابط بین کیوان و سحابی گسترده‌تر شد و او به حلقه‌ای از نزدیکان سحابی و مبارزان ملی و مذهبی وارد شد. این ارتباطات باعث شد که وی به جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب‌الله پیمان نزدیک شود. او در این گروه به تأسیس شاخه کارگری مبادرت ورزید. او همچنین در سال‌های اول بعد از انقلاب به همراه گروهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف و امیرکبیر، نهادی را برای ارتباط میان صنعت‌گران و دانشگاه راه‌اندازی کرد. با گذشت زمان و سرباز کردن اختلافات و نیز استعفای دولت موقت، کیوان بار دیگر چهره‌ای منتقد به وضع موجود پیدا کرد. او که نسبت به اداره حکومت پس از انقلاب انتقاداتی بنیادین داشت، در سال ۱۳۵۹ از دفتر ارتباط صنعت و دانشگاه بیرون آمد و به سمت کار مطبوعاتی سوق یافت.

اعدام برادر کیوان صمیمی

در اواخر سال ۱۳۶۱ بود که کیوان دیگر برادرش، مهندس کامران صمیمی که پیش از انقلاب از آمریکا به ایران بازگشته‌ بود را از دست داد. در سال ۱۳۶۰ کامران را به خاطر افکار مارکسیستی‌اش از جبهه جنگ با عراق اخراج کردند. او مخالف حکومت جدید و در عین حال مشی مسلحانه بود. در سال ۱۳۶۱ پس از انتشار بیانیه‌ای ضد رژیم که نام او را نیز در خود داشت به همراه تعدادی دیگر، دستگیر شد. او در آمریکا عضو تشکیلاتی بود که با شاه مبارزه می‌کردند و حال بعد از انقلاب و در غیاب او به تبلیغ مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی می‌پرداختند. همین پیوند باعث شد که با وجود مخالفت کامران صمیمی با مشی مسلحانه، او و تمام ۲۳ نفری که دستگیر شده بودند، در سال ۱۳۶۱ اعدام شوند. بعد از اعدام برادر دوم، کیوان مسئولیت مراقبت از پدر و مادری را بر دوش خود حس می‌کرد که داغ دو فرزند جوان را داشتند. دو پسر اعدامی، یکی در زمان شاه و دیگری در دوران حکومت جمهوری اسلامی.  

فعالیت مطبوعاتی

کیوان صمیمی فعالیت مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۶۰ و با نوشتن مقاله‌هایی در نشریه «پیام هاجر» به مدیر مسئولی اعظم طالقانی آغاز کرد. محتوای اصلی نوشته‌های صمیمی در این دوره یادآوری کردن آرمان‌های انقلاب به آن دسته از مبارزینی بود که بعد از انقلاب۵۷ سرکار آمده ‌بودند.

کیوان و همه منتقدان حکومت، تمام دهه ۶۰ و دوران جنگ را در محدودیت‌های فراوان و بیش‌ترین فشارها سپری کردند. در این دهه  فعالیت‌های سیاسی صمیمی محدود شده بود به حضور در جلسات هم‌اندیشی خصوصی و گاه امضای بیانیه‌ها و نوشته‌هایی در اعتراض به روند موجود. در اواخر دهه ۶۰ و با پایان گرفتن جنگ شرایط تا حدودی تغییر کرد. کیوان و دوستانش توانستند مجوز انتشار مجله «دریچه گفت‌وگو» را در زمان وزارت محمد خاتمی از وزارت ارشاد بگیرند، هر چند که مجله پس از تنها شش شماره و به دستور وزارت اطلاعات تعطیل شد. بعد از تعطیلی دریچه گفت‌وگو اعضای نشریه تصمیم گرفتند که به مدیرمسئولی عزت‌الله سحابی، که تازه از زندان آزاد شده‌ بود، مجله تازه‌ای را منتشر کنند. مجله «ایران فردا» در سال ۱۳۷۲ آغاز به انتشار کرد که تا یازده شماره نخست، کیوان به‌صورت رسمی از اعضای تحریریه آن بود.

یادگار همیشگی او: نامه

بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ و در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی با درخواست صمیمی برای انتشار یک مجله بعد از سال‌ها موافقت شد و نشریه سیاسی «نامه» را وی راه‌اندازی کرد. نشریه نامه در مدت کوتاهی و بعد از یک دوره توقف توانست جایگاه ممتازی در بین فعالان سیاسی اجتماعی ایران پیدا کند. این جایگاه کم‌کم مقدمات فشار نیروهای امنیتی بر صمیمی و مجله‌اش را مهیا ساخت. با این وجود صمیمی به کارش ادامه داد. او در سال ۱۳۸۱ به‌طور کل شغل مهندسی‌اش در کارهای صنعتی را رها کرد و تمام وقت خود را مصروف نامه و پدر و مادرش کرد. کیوان برای این کار، منزل مسکونی‌اش را فروخت تا هزینه‌های نشریه را تأمین کند.

او تا پیش از بازنشستگی خود خواسته، مدیر برنامه‌ریزی در معاونت طرح و برنامه سازمان صنایع ملی ایران، مدیر پروژه سیستم اطلاعات مدیریت در شرکت کاشی حافظ، مدیر پروژه بالانس خط تولید در شرکت ایران یاسا، مدیر عامل شرکت لاستیک دنا و نیز مدیر عامل مرکز پژوهش‌های توسعه صنعتی را در کارنامه کاری خود داشت.

KeyvanSamimi4

نامه در طی سال‌ها به جایی برای بازتاب صدای گروه‌هایی که کم‌تر می‌توانستند صدای خود را به‌ گوش دیگران برسانند تبدیل شده‌ بود. دانشجویان، زنان و نیروهای ملی و مذهبی از جمله گروه‌هایی بودند که آرا و نظراتشان در نشریه نامه انعکاس می‌یافت. در طی این سال‌ها همواره مهندس صمیمی برای مطالب منتشر شده در نشریه به دادگاه مطبوعات و دیگر نهادها فراخوانده می‌شد تا اینکه با آغاز ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و در سال ۸۵ ماهنامه سیاسی نامه توقیف و صمیمی به عنوان مدیر مسئول آن ابتدا به یک سال حبس محکوم شد که بعدها به جزای نقدی تبدیل شد.

پس از تعطیلی نامه، صمیمی تا مدت‌ها دفتر نشریه را سرپا نگهداشت. کیوان برای برگزار کردن گردهمایی‌های فعالان حوزه زنان، دانشجویان، کارگران و هر جمع دموکراسی‌خواهی که جایی برای برپایی مجامع خود نداشتند، دفتر مجله و نیز پارکینگ مسقف خانه‌اش را آماده می‌کرد. او به فعالیت‌های سیاسی و مدنی خود همچون یک سخن‌گو و شهروند ادامه داد. هرچند که در سخن گفتن از کودکی نارسایی‌هایی داشت اما هیچ‌گاه در تمام این سال‌ها از خطاب قرار دادن به حاکمان دست نکشید. اگر به لیست فعالیت‌های مدنی و سیاسی کیوان صمیمی نگاهی بیندازیم در خواهیم یافت که چرا او چنین مورد غضب حاکمیت قرار گرفته‌ است: مبتکر و بنیان‌گذار کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب، عضو شورای فعالان ملی‌–‌مذهبی، دبیر انجمن حمایت از حقوق شهروندی، عضو هیأت مدیره انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، دبیر کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه، رئیس انجمن حامیان حق تحصیل، دبیر هیأت اجرایی شورای ملی صلح  و چند کار دیگر بخشی از کارنامه وی در این سال‌هاست. صمیمی در سال ۱۳۸۷ طرحی را با عنوان «گفتمان مطالبه‌محور» مطرح ساخت که به عنوان یک سند و درخواست ملی از سوی بسیاری از فعالان مدنی پذیرفته شد.

KeyvanSamimi5

 آخرین دستگیری  

۲۳ خرداد سال ۸۸ و تنها یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری، کیوان در دفتر خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او تا پیش از دادگاه هفت ماه را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند. پانزده تیرماه سال ۸۹ شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، کیوان را به شش سال حبس و محرومیت مادام‌العمر از فعالی‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به جرم تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی محکوم کرد که این محرومیت در دادگاه تجدید نظر به پانزده سال کاهش یافت.۱ این اتهامات در حالی مطرح شده بود که وی یک روز بعد از انتخابات بازداشت شد و تمام دوران اعتراضات عمومی به تقلب در انتخابات را در زندان بود. او بعد از دادگاه به بند عمومی ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. نسرین ستوده، وکیل کیوان صمیمی، پیش از دادگاه وی با اشاره به اینکه مسئولین به شدت از حضور وکیل در پرونده‌ها وحشت دارند، درباره وضعیت موکلش به خبرنگاران گفت: «وی برای اعتراف اجباری تحت فشار است. من در پیگیری پرونده ایشان متوجه شدم که تاریخ بازداشت او را یک ماه بعد از آن زمانی که بازداشت شده ذکر کرده‌اند. این موضوع وضعیت خطرناکی است که اگر هر خطری متوجه ایشان می‌شد هیچ مرجعی پاسخ‌گو نبود.» وی همچنین با اشاره به ملاقاتی که با موکلش داشت اظهار کرد که موکلش دو بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌ است. طبق اظهارات دکتر بهداری زندان اوین پای چپ ایشان کبود شده بود. کیوان در دوران جوانی و زندان شاه نیز دچار کبودی و سیاهی پا زیر شکنجه شده‌ بود. به گفته ستوده او شکایتی را به کمیته ویژه پیگیری بازداشت‌ها که زیر نظر مجلس [شورای اسلامی] فعالیت می‌کرد، نوشته بود که بعدها از رئیس این کمیته شنید که ما هیچ شکایتی مبنی بر بدرفتاری با زندانیان دریافت نکرده‌ایم.۲

KeyvanSamimi3

دغدغه زندانیان رجایی‌شهر

او سپس در آذر ۸۹ به عنوان تنبیه به سبب اعتصاب‌ غذایش در اعتراض به وضعیت زندان اوین به زندان رجایی‌شهر کرج۳ فرستاده شد و تا الان نیز در همان‌جا مانده‌ است.۴

در شهریور سال ۱۳۹۱ کیوان در نامه‌ای از بند زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر به «ناوی پیلای» کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، خواهان پیگیری وضعیت محمد نظری زندانی دیگر این بند شد. محمد نظری که به اتهام هواداری از حزب دمکراتیک کردستان بیش از ۲۰ سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد، از ۲۰ روز قبل از نامه هم‌بندی‌اش با دوختن دهان خود، دست به اعتصاب غذا زده بود، اما هیچ یک از مقامات قضایی و امنیتی برای رسیدگی به وضعیت وی به زندان مراجعه نکرده‌ بودند. کیوان برای او نامه‌ای کوتاه می‌نویسد که بسیار موثر واقع می‌شود:

«به اطلاع شما می‌رساند که من و سایر زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر از نزدیک شاهد وضع رو به وخامت این زندانی مظلوم هستیم و از شما درخواست داریم تا پیش از آن‌که اتفاق ناگواری بیافتد اقدامات عاجل بشردوستانه خود را مبذول فرمایید.»۵

نامه‌ای به روحانی؛ آزادی بیان و نه کیوان

در مردادماه سال ۱۳۹۲ کیوان، نامه‌ای خطاب به حسن روحانی نوشت که بازتاب گسترده‌ای در محافل سیاسی داشت. او گفت: «آزادی بیان بر آزادی زندانیان سیاسی تقدم دارد.» او از رئیس دولت خواست که «به جای صرف وقت و انرژی برای چانه‌زنی پیرامون آزادی زندانیان، به رفع موانع آزادی بیان همت گمارد.» او در بخشی از این نامه با اشاره به بازداشت‌های پس از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری دهم نوشته است: «بسیاری از ما زندانیان فقط و فقط به خاطر تلاش مسالمت‌آمیز برای استقرار قانون اساسی محکوم شده‌ایم.» وی افزوده است: «اگر آقایان ریگی به کفششان نبود، جلوی صدها محاکمه آزاد را نگرفته بودند و مسئولان امنیتی از علنی شدن اتفاقاتی که افتاده است وحشت نداشتند؛ مسئولانی که به طور غیرقانونی صدور احکام ظالمانه را به روسای دادگاه‌ها دیکته کردند {...} آقای رییس‌جمهور! فکری که بخواهد در داخل کشور از طریق ایجاد فضای امنیتی، دروغ‌گویی و تحمیل نظر حکومت کند چگونه می‌تواند از دنیای خارج انتظار داشته باشد به راست‌گویی او اطمینان کنند و فرآیند اعتمادسازی را به سلامت طی کند.»۶

KeyvanSamimi2پیرمرد رجایی‌شهر

بهمن احمدی‌امویی، هم‌بندی کیوان دی‌ماه سال ۱۳۹۳در نوشته‌ای با عنوان «این پیرمردهای زندان رجایی‌شهر» درباره صمیمی می‌نویسد:

«۶۶ ساله است. روزنامه‌نگار و فعال سیاسی-‌اجتماعی که تجربه زندان زمان شاه را نیز دارد، یعنی پنج سال زندان در اوین و کمیته مشترک. برادرش ساسان یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق عضو تیمی بود که در سال ۱۳۵۱ به تعدادی از مستشاران آمریکایی حمله و چندتایی از آن‌ها را ترور کردند. می‌گوید که پدرم معاون رئیس شرکت نفت آن زمان -وزارت نفت امروز- و اولین رئیس پتروشیمی کشور بود. اقبال، رئیس شرکت نفت در دیداری با شاه از او خواست که به خاطر خدمات پدرم به کشور و صنعت نفت ایران از اعدام ساسان خودداری کند. شاه هم به شرطی که برادرم از کاری که انجام داده انزجار کند، می‌پذیرد. او که زندانی بود، به یاد می‌آورد، پدر را شب آخر برای دیدار با برادر بردند تا به پذیرش عفو ترغیبش کند. اما برادر نمی‌پذیرد و همان فردا اعدامش می‌کنند. کامران، برادر دیگر را هم پس از پیروزی انقلاب اعدام کردند. در زندان بچه‌ها به شوخی به کیوان صمیمی می‌گویند: "خودت را هم در دولت بعد اعدام می‌کنیم تا دیگر خانواده شما هیچ بدهی به ایران نداشته باشند." و او با آن سبیل‌های پهنش می‌خندد. دیسک کمر دارد، قلبش خوب کار نمی‌کند و مشکل شدید گوارش اذیتش می‌کند. پنج ماه دیگر ششمین سال زندانش تمام می‌شود و بیرون می آید.»۷

KeyvanSamimi8۱۳ اسفند سال ۱۳۹۳، کیوان صمیمی که با وجود ۶۶ سال سن تنها دو بار اجازه مرخصی در این پنج سال را یافته برای سومین‌بار به بیمارستان منتقل شد. وی به سبب وخامت وضعیت سلامتی‌اش و مشکلات قلبی، کلیوی، ریوی و مغز و اعصاب به بیمارستان فرستاده شد. او برای نخستین‌بار، در سال ۱۳۹۰در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران بستری شد. همچنین آبان ماه سال ۱۳۹۲ بود که بار دیگر به دلیل مشکل قلبی و آرتروز کمر در مرکز قلب تهران بستری شد که علی‌رغم مخالفت پزشک معالج‌اش پیش از پایان دوره درمانی‌اش به زندان بازگردانده شد.۸ 

به پاس آزادی‌ بیان

در اول ژانویه سال ۲۰۱۳ سازمان دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد که جایزه آزادی بیان سال ۲۰۱۲ خود را به ۴۱ نویسنده اعطا می‌کند که در میان آن‌ها کیوان صمیمی از ایران نیز جزء برندگان جایزه «هلمن-همت» (Hellman-Hammett) این سال بود. جایزه هلمن-همت به یاد نمایشنامه‌نویس آمریکایی لیلیان هلمن و دشیل همت رمان‌نویس، هرساله به نویسندگانی اعطا می‌شود که همچون هلمن و همت که در سال‌های دهه ۱۹۵۰ زیر فشار و پیگرد بودند، دچار محدودیت‌هایی شده‌ باشند. در بیانیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر آمده است که جایزه هلمن-همت هر سال به کسانی اهدا می‌شود که به خاطر فعالیت نویسندگی خود با پیگرد و آزار روبرو بوده‌اند و مقام‌های دولتی کوشیده‌اند مانع آنان در انتشار آراء و اطلاعات توسط آن‌ها شوند. هدف از آزار نویسندگان توسط دولت‌ها این است که مردم دیگر عقیده‌ انتقادی خویش را بیان نکنند و دست به خودسانسوری بزنند. این سازمان مدافع حقوق بشر که مرکز آن در نیویورک است، تأکید می‌کند که اما حق آزادی بیان، حقی بشری است که به عنوان اصل ۱۹ در اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد گنجانده شده است.۹ از میان ایرانیانی که پیش از این، جایزه هلمن-همت به آنان تعلق گرفته، می‌توان به احمد شاملو، عباس معروفی، هوشنگ گلشیری، علی اشرف‌درویشیان، سیمین بهبهانی، علی افشاری، محمدصدیق کبودوند، پروین اردلان، بهمن احمدی‌امویی و تقی رحمانی اشاره‌ ‌کرد.

 کیوان صمیمی روز شنبه ۲۶ اردیبهشت با پایان محکومیتش از زندان رجایی‌شهر آزاد شد. کیوان صمیمی اندکی پس از آزادی به دیدار خانم کریم‌بیگی مادر یکی از جانباختگان اعتراضات سال ۱۳۸۸ رفت. ۱۰ او همچنین در گفتگویی با وب‌سایت کلمه که نخستین گفتگوی او پس از آزادی بود، راه گسترش فعالیت مدنی را نهادسازی و اخلاق‌مداری دانست و فعالان مدنی را از خودمحوری و شهرت‌طلبی پرهیز داد.۱۱ 

*نگارش این متن حاصل گفت و شنود با نزدیکان کیوان صمیمی و  آشنایی نویسنده متن با وی است.


[۱] حکم نهایی کیوان صمیمی، سایت دادگاه انقلاب اسلامی، تیرماه ۱۳۸۹

[۲] گزارش مژگان مدرس‌العلوم ، سایت جنبش راه‌ سبز، ۲۳ مهر ۱۳۸۸

[۳] تصاویری از کیوان صمیمی و مسعود باستانی در زندان رجایی‌شهر، سایت کلمه

[۴] انتقال صمیمی به زندان رجایی‌شهر، خبرگزاری هرانا، ۱۱ آذر ۱۳۸۹

[۵] نامه کیوان صمیمی برای محمد نظری، سایت کلمه، شهریور سال ۱۳۹۱

[۶] نامه صمیمی به حسن روحانی، سایت کلمه، شهریورماه ۱۳۹۲

[۷] نوشته بهمن احمدی‌امویی در وبلاگ شخصی‌اش

[۸] انتقال صمیمی به بیمارستان، خبرگزاری هرانا، اسفند ۱۳۹۳

[۹] جایزه هلمن همت در سال ۲۰۱۲، وب‌سایت این نهاد 

[۱۰] دیدار با خانواده کریم‌بیگی، خرداد ۱۳۹۴

[۱۱] گفتگو با کلمه، ۳ تیر ۱۳۹۴

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

شناخت بیشتر خودم و اینکه با صدمه ای که خودم و همسرم در طول دوران زندان دیده ایم چگونه می توان مواجه شد ... دید واقع بینانه تری نسبت به آن پیدا کرده ام و  به علت روابط و رشته ی تحصیلی ام مهارت بهتری در برخورد با افراد صدمه دیده پیدا کرده ام.
- بهرام، فارغ التحصیل دوره حقوق بشر و فشار روانی ناشی از آسیب ها

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید