کامران رحیمیان؛ محکوم به زندان به جرم تدریس به بهاییان

کامران رحیمیان  در یک خانواده بهایی در سال ۱۳۴۸ در تهران به دنیا آمد. خانواده او پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره مورد آزار و اذیت اسلام‌گرایان حاکم قرار داشت. اوج این آزارها زمانی بود که پدر کامران نوجوان را در فروردین ۱۳۶۳ به اتهاماتی همچون «جاسوسی» و «فساد فی الارض» اعدام کردند و در خاوران به خاک سپردند.  خود او نیز در حالی‌که موفق شد در سال ۶۶ دیپلمش را دریافت کند، اما به علت بهایی بودن، حتی کارت ورود به جلسه کنکور هم برایش صادر نشد و بالاجبار برای دو سال به خدمت سربازی رفت.

پس از بازگشت از سربازی و در سال ۱۳۶۹ بود که با «موسسه علمی آزاد» آشنا شد. موسسه‌ای که به همت اساتید اخراجی بهایی و برای آموزش بهاییان محروم از تحصیل تشکیل شده بود. کامران رحیمیان دانشجوی روانشناسی و علوم اجتماعی این موسسه شد. پس از اتمام تحصیل در این موسسه، به کمک اساتید برای تدریس نیز مشغول شد.

کامران رحیمیان در سال ۱۳۸۰ موفق شد به همراه همسرش از دانشگاه اتاوا در کانادا در رشته روانشناسی پذیرش بگیرد و در ۱۳۸۲ با مدرک کارشناسی ارشد مشاوره به ایران بازگردد. او که خود زمانی دانشجوی موسسه علمی آزاد بود، پس از بازگشت از کانادا به تدریس در این موسسه مشغول شد. همسر او «فاران حسامی» نیز از اساتید همین دانشگاه است. آنها یک فرزند به نام آرتین دارند که اکنون شش ساله است.

کامران رحیمیان به همراه همسر و فرزندنش

کامران رحیمیان در راستای فعالیت فکری و فرهنگی خود و در رشته خود، کتاب‌هایی را هم ترجمه کرده است که از آن جمله می‌توان به «ارتباط بدون خشونت: زبان زندگی» و «خودم باشم، عاشقت باشم!: راهنمای عملی برای روابط بی‌نظیر» اشاره کرد.

ذکر این نکته نیز جالب است که کانادا پس از انقلاب اسلامی همواره از جامعه بهایی ایرانی حمایت کرده است. چنانکه پس از موج دستگیری اساتید بهایی در ایران، دو تن از اساتید دانشگاه‌هایش - «الوید اکسورثی»، رئیس دانشگاه وینیپگ، و «الن راک»، رئیس دانشگاه اتاوا - از بهاییان بازداشت شده حمایت کردند: « به آن‌ها اتهام تدریس بدون مدارک معتبر وارد کرده‌اند. مقامات ایرانی ابتدا مدارکی را که آن‌ها از دانشگاه اتاوا دریافت کرده بودند، توقیف و سپس ادعا کردند که آن‌ها هرگز چنین مدارکی نگرفته‌اند.»

بازداشت و حکم

در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۰ بود که چهار تن از اساتید دانشگاه مجازی بهاییان - شکیب نصرالله، کیوان رحیمیان، کامران رحیمیان و  فاران حسامی - در پی احضار، خود را به دادسرای اوین معرفی کردند، اما همان‌جا بازداشت شدند. در آن زمان هفت بهایی دیگر در اوین زندانی بودند. فاران حسامی پس از ۷۷ روز انفرادی به قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد ولی بقیه در بازداشت ماندند.

در پی این بازداشت، دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تشکیل شد. بنا به حکم قاضی صلواتی، کامران رحیمیان و فاران حسامی، هر کدام به چهار سال حبس و کیوان رحیمیان به پنج سال حبس محکوم شدند. کامران و کیوان رحیمیان در رجایی‌شهر زندانی شدند و فاران حسامی در اوین. اتهامات واردشده بر این چند تن نیز از اتهامات معمول بود که از منظر نیروهای امنیتی به فعالیت‌های این چنینی تعلق میگیرد؛ «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و نیز «کسب مال نامشروع».

این شهروندان بهایی حتی نتوانسته بودند برای خود وکیل بگیرند. آفاق خسرویزند در این‌باره به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت:« این‌ها اصلا وکیل ندارند. ما در ابتدا وکیلی انتخاب کرده بودیم که وقتی قاضی پرونده اسم وکیل انتخابی را شنید، گفت اگر او را بیاورید من دو برابر حکمی که می‌خواهم بدهم به اینها می‌دهم. ما هم وکیل نگرفتیم و بعد خودشان وکیل تسخیری گرفتند. درخواست آزادی مشروط را خودشان از زندان داده‌اند.»

بوسه بر پای «آرتین»

در طول این چهار سالی که این زوج – کامران رحیمیان و فاران حسامی – در زندان بودند، «آرتین» فرزندشان که در زمان بازداشت دو ساله بود با مادربزرگش زندگی کرد. زمانی که والدینش در مرداد ۱۳۹۴ آزاد شدند، آرتین دیگر مدرسه می‌رفت. آن‌ها حتی از همراهی فرزندنشان در روز اول مدرسه محروم بودند.  

آنچه نام کامران رحیمیان را در ایام زندان بیش از پیش بر سر زبان انداخت، دیدار «محمد نوری‌زاد» - فعال سیاسی / مدنی مشهور ایرانی – از فرزندشان آرتین بود در زمانی که پدر و مادر آرتین هر دو در حبس به سر می‌بردند. محمد نوری‌زاد با انتشار عکسی از دیدار خود با آرتین، در حالی‌که در حال بوسیدن کف پای اوست، تحسین و انتقاد بسیار برانگیخت. این بوسه نمادین بر کف پای کودکی بهایی، عذرخواهی نمادین محمد نوری‌زاد از ظلم و ستمی بود که از دهه‌های پیشین بر بهاییان ایران رفته است.

کامران رحیمیان که در زندان رجایی‌شهر از این حرکت محمد نوری‌زاد آگاه شده بود، نامه‌ای خطاب به او نوشت و ضمن شرحی اجمالی از مصیبتی که بر او و خانواده‌اش به علت بهایی بودن، رفته است از نوری‌زاد تقدیر و تشکر کرد. در بخشی از این نامه چنین آمده است: «آقای نوری‌زاد! این عمل را کوششی برای عینیت بخشیدن به ارزش‌هایی چون احترام، محبت، عدالت، حمایت، مسئولیت پذیری، یکسانی، آگاهی و هم دلی درک کردم و تلاش می‌کنم در لابه لای کلماتم قدردانی‌ام را به شما ابراز کنم. همچنین امیدم را به هم‌دلی راهی برای ساختن دنیایی صلح‌آمیز همراه با عدالت و آزادی برای همه نوع بشر اعلام می‌کنم.»

بوسه محمد نوری زاد بر کف پای کودک بهایی

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

این دوره نگرش من را در مورد قابلیت های آموزشی اینترنت و شکستن مرزهای مکانی وعبور از سانسور حاکمیت در جهت دانایی بسیار تغییر نمود.
- امیر علی، فارغ التحصیل دوره مقدمه ای بر جامعه مدنی ایران

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید