برادران کردپور؛ راویان کردستان

خسرو کردپور، سردبیر سایت مکریان در اول شهریور ماه سال ۱۳۵۴ در شهرستان بوکان از توابع استان سنندج، از مادری بوکانی و پدری مهابادی متولد شد. او آخرین فرزند خانواده‌ای پرجمعیت و تحصیل کرده بود.

خسرو وقتی ۱۰ سال بیش‌تر نداشت، پدر خود را از دست داد و هنوز به بیست سالگی نرسیده بود که مادر هم او را تنها گذاشت. وی تحصیلات ابتدایی‌اش را در شهرستان بوکان به اتمام رساند.[۱] نابرابری‌های موجود در منطقه زندگی‌اش که او آن‌ها را با تمام وجود حس می‌کرد، از او شخصیتی حساس به مسائل سیاسی و اجتماعی ساخته‌ بود. پیوند خسرو با محیط اطراف‌اش از همان دوران کودکی او را از بقیه همسن و سال‌هایش متمایز می‌کرد. این حساسیت وقتی با صراحت بیان آمیخته ‌شد، به خسرو چهره‌ای سیاسی بخشید با این‌که او همواره در نوشته‌ها و گفته‌هایش بر این نکته تأکید کرده که تنها راوی زندگی هموطنان و هم‌شهری‌هایش در غرب ایران است. بر خلاف علاقه نظام سیاسی ایران و بخشی از اپوزیسیون برای معرفی فعالان قومی به عنوان جدایی‌طلب، [۲] برادران کردپور درهمه کارهایشان به چیزی جز بهبود وضعیت زندگی ایرانیان نیندیشیده‌اند.   

 

علاقمند به فروهرها

هنوز دانش‌آموز دبیرستانی بود که بارها صراحت بیان و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی‌ پای‌اش را به دادگاه انقلاب سنندج و احضار و بازداشت کشاند. خسرو در اوایل دهه ۷۰ خود را از نزدیکان فکری به پروانه و داریوش فروهر می‌دانست و هر بار برای شرکت در جلسات آن‌ها، از بوکان به تهران می‌آمد. [۳]

داریوش فروهر (١٣٠٧-۱۳۷۷)، دبیر کل حزب ملت ایران و از رهبران جبهه ملی ایران بود. وی در دوران نخست‌وزیری محمد مصدق، رهبری حزب ملت ایران را در دست داشت. پس از کودتای ۲۸ مرداد بر علیه دکتر مصدق، داریوش فروهر برای اجرای قانون اساسی مشروطه و برقراری مردم‌سالاری به مبارزات خود ادامه داد و به همین سبب ۱۴‌ سال را در زندان‌های رژیم پهلوی سپری کرد. [۴] بعد از انقلاب ١٣٥٧، داریوش فروهر در دولت مهدی بازرگان وزیر کار بود. یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های فروهر در آغاز حکومت جمهوری‌اسلامی، نمایندگی دولت برای حل‌وفصل مشکلات به وجود آمده در کردستان بود.[۵] روحیه صلح‌گرایانه و ملی فروهر در غائله کردستان در مواجهه با کردها چهره‌ای ویژه به او در نزد آنان بخشید و شاید همین تاریخ‌چه بود که افرادی مثل خسرو را به وی جذب کرد. خسرو کردپور در سال‌های اوایل دهه هفتاد و سنین نوجوانی با خبرگزاری جبهه ملی‌ ایران جهت انتشار اخبار منطقه همکاری داشت. در سال ۱۳۷۷ و پس از کشته شدن داریوش و پروانه فروهر به دست مأموران اطلاعات، و در خلال اعتراضات به این اتفاق چند روزی را در شهرستان بوکان بازداشت شد.[۶] همین بازداشت کوتاه باعث شد که فعالیت‌هایش در حالی ‌که ۲۳ سال بیش‌تر نداشت، زیر ذره‌بین نهادهای امنیتی قرار بگیرد.

 

بازداشت دوم و بازگشت به روزنامه‌نگاری

او دوباره در سال ۱۳۸۰ ابتدا به اتهام محاربه، بازداشت و به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد. پس از گذراندن نزدیک به دو سال از ایام حبس در زندان‌های بوکان، مهاباد و ارومیه و در خلال اعتراض و دفاعیات مکرر وکلایش، محکومیت وی به دو سال و نیم کاهش یافت. اواخر سال ۱۳۸۲ بود که خسرو از زندان آزاد شد. [۷]

او پس از آزادی از زندان سعی کرد که از وضعیت مناطق محروم کردنشین دیگران را در ایران و جهان با خبر سازد. کار اصلی خسرو از آن به بعد همان چیزی شد که در نوجوانی آغاز کرده بود: اطلاع‌رسانی اخبار مناطق کردنشین. او می‌خواست رنج‌ها و مشکلات مردمانی را به تصویر بکشد که در رسانه‌های جمعی معمولا نادیده گرفته می‌شوند. برای این هدف مدتی به همکاری با نشریه «پیام مردم» پرداخت که البته بعدها توقیف شد. در خردادماه سال ۱۳۸۳ و در پی شکایت اداره اطلاعات کردستان، محمدصدیق کبودوند مدیرمسئول نشریه پیام مردم بازداشت و متعاقب آن، هفته‌نامه پیام مردم تنها پس از ۱۲ شماره توقیف شد. [۸] هفته‌نامه مستقل پیام مردم کردستان، نشریه‌ای منطقه‌ای با گستره توزیع در مناطق کردنشین (استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام) بود که به دو زبان کردی و فارسی منتشر می‌شد. [۹]

در کنار فعالیت‌های مطبوعاتی او در مصاحبه با رسانه‌ها به بیان وضعیت زندانیان سیاسی مناطق کردنشین و نحوه رسیدگی به پرونده آن‌ها می‌پرداخت. مصاحبه‌هایی که بعدها در دادگاه بسیار به ضرر او تمام شد. طولی ‌نینجامید که وی به یکی از معتمدینِ خبری در منطقه کردستان تبدیل شد، به‌طوری ‌که رسانه‌های معتبر داخلی و خارجی، صحت و سقم خبرهای مناطق کردنشین را از وی جویا می‌شدند. [۱۰]

تأسیس خبرگزاری موکریان

با روی ‌کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ و با وجود تنگ‌تر شدن فضای سیاسی و اجتماعی، خسرو کردپور به فکر تأسیس یک آژانس خبری افتاد. تأسیس یک خبرگزاری مستقل در آن مناطق و در آن برهه، کار شجاعانه‌ای بود که کم‌تر کسی مسئولیت انجام آن ‌را به عهده می‌گرفت. خبرگزاری«موکریان» به هدف شکستن فضای سانسور و سکوت خبری حاکم بر منطقه راه‌اندازی شد. موکریان دراصل نام ولایتی تاریخی است و پیش از تقسیمات جدید کشوری به منطقه‌ای از شمال غربی ایران گفته می‌شد که شامل شهرستان‌های تکاب، بانه، سقز، شاهین دژ، بوکان، سردشت، اشنویه، مهاباد، پیران‌شهر و نقده بود. بخش اعظم این منطقه جزء استان آذربایجان غربی و قسمتی از آن هم جزء استان کردستان است. اکثریت مردم این نواحی کرد هستند و به گویشی که به نام «کردی سورانی» موسوم است، سخن می‌گویند. خسرو نام خبرگزاری ساده و غیررسمی خود را با الهام از مردمان این سرزمین، موکریان گذاشت. در حالی که کم‌تر کسی حاضر بود با فعالان سیاسی دربند به دلیل فضای سنگین امنیتی ارتباط برقرار کند، موکریان به تنها منبع خبری موثق و مستقل در کردستان در این‌باره تبدیل شد. هر روزه از طرف زندانیان و خانواده‌های آن‌ها با این خبرگزاری تماس گرفته می‌شد و اخبار بازداشت، محدودیت‌ها و به‌طور کل اخباری که از طرف رسانه‌های رسمی و داخلی سانسور می‌شد، از سوی موکریان انتشار می‌یافت. به همین سبب در فاصله کوتاهی، موکریان به منبعی برای سازمان‌های حقوق بشری و فعالان مدنی مبدل شد. با راه افتادن خبرگزاری، مسعود برادر بزرگ‌تر خسرو نیز به موکریان پیوست و به‌عنوان خبرنگار به برادرش در انتشار اخبار یاری رساند. خسرو با متنی که به سبب فیلترشدن سایت خبرگزاری در سوم شهریور ۱۳۸۹ نوشت، ما را با اهداف این خبرگزاری بیش‌تر آشنا می‌کند:

«موکریان با انگیزه اطلاع‌رسانی به‌موقع و موثق و به قصد شکستن سکوت و سانسور خبری موجود در این بخش از جغرافیای ایران و دلخوش از این‌که در این راه تنها هدف رساندن صدای بی‌صـدایان و فریاد خاموشـان به گوش مردمان جویای حقـیقت و همچنین اعتقاد به کار حرفه‌ای، شروع به فعالیت کرد و چون به اصول اخلاق حرفه‌ای وفادار ماند در مدت زمانی کوتاه به منبعی معتبر در زمینه خبرهای منطقه تبدیل شد و مورد عنایت بسیاری از خبرگزاری‌ها و مطبوعات واقع گردید. به‌طوری که دامنه مخاطبین آن مرزهای رسمی کشور را درنوردید و کارنامه آن از هفته‌نامه‌های محلی کردستان گرفته تا نیویورک تایمز را شامل شد. البته این عنایت و توجه چندان هم بی‌هزینه نبود و بار اول موکریان در سال ۱۳۸۶ فیلتر شد.» او در ادامه نوشت:

« اگر موکریان، زمان، توانایی و انرژی خود را صرف انتشار و انعکاس صدای مردمانی کرده که در این جغرافیای مهجور واقع شده‌اند، باید حمایت و تشویق می‌شد، در حالی که مستقیم و غیرمستقیم آماج انواع تهمت و تنبیه قرار می‌گرفت که آخرین مورد آن انسداد و محو کلیه خبرها از سوی كارگروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه است.» [۱۱]

 

موکریان و سال ۸۸

بعد از وقایع انتخابات سال ۱۳۸۸ و به دنبال امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی به‌ویژه در کردستان نقش خبرگزاری موکریان در پوشش اخبار منطقه بسیار چشمگیرتر شد. کار خبرگزاری دیگر نه تنها انعکاس خبر که تربیت فعالانی بود که به فعالیت‌های حقوق بشری می‌پرداختند. در وضعیت تازه، موکریان کم‌کم ابعاد تازه‌ای می‌یافت. خسرو کردپور علاوه بر انتشار اخبار زندانیان سیاسی و قربانیان نقض حقوق بشر در سایت خود، در صورت محروم بودن زندانی از داشتن وکیل، آن‌ها را به وکلای مدافع حقوق بشر معرفی می کرد؛ وکلایی که بدون چشم‌داشت مالی وکالت موکلان خود را برعهده می‌گرفتند. گسترش فعالیت‌های موکریان و نیز تاثیرگذاری‌اش در منطقه، نیروهای امنیتی را بیش از پیش به برادران کردپور حساس ساخت.

 

بازداشت برادران

با گسترش تأثیرگذاری موکریان در منطقه، پنجشنبه هفدهم اسفند ماه سال ۱۳۹۱، مأمورین امنیتی ابتدا در بیرون از منزل و در دندان‌پزشکی، خسرو را با ضرب و شتم، بازداشت کردند و سپس به همراه او وارد خانه‌اش شدند. پس از چند ساعت بازرسی منزل، او را به همراه تعداد زیادی از کتاب‌ها، دست نوشته‌ها و کامپیوتر و موبایل خود و همسرش، به بازداشتگاه اداره اطلاعات مهاباد منتقل کردند و از همسر او خواستند که شهر را ترک نکند و در دسترس بماند. دو روز بعد یعنی در نوزدهم اسفند ماه، برادر وی مسعود را نیز که برای اطلاع از وضعیت خسرو به مهاباد و اداره اطلاعات این شهر مراجعه کرده بود، بازداشت و به بازداشتگاه آن اداره منتقل کردند. [۱۲]

مسعود کردپور روزنامه‌نگار و دبیر آموزش‌و‌پرورش در مدارس کردستان با سابقه‌ای ۲۲ ساله است. او نیز همچون برادرش تجربه بازداشت و زندان را پیش از آخرین دستگیری‌اش در سال ۱۳۹۱ داشت. هفدهم مرداد ماه سال ۱۳۸۷، مسعود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به اتهام انتقاد از مسئولین محلی و به جرم تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شد.[۱۳] او بعد از آزادی‌اش در تابستان ۱۳۸۸ اجازه پیدا نکرد به شغل‌اش بازگردد و تدریس کند. او در آن‌زمان در نامه‌ای سرگشاده به رییس قوه قضائیه در مرداد ماه سال ۸۹ نوشت:

«با توجه به این‌که مجازات اعمال شده توسط دادگاه انقلاب علیه این‌جانب فقط یک سال حبس بوده و هیچ‌گونه محرومیت اجتماعی دیگری اعمال نشده است و آن را نیز تحمل کرده‌ام، متأسفانه هیأت رسیدگی به تخلفات اداری به استناد همان حکم صادره توسط دادگاه انقلاب و به استناد ماده ۳۷ تخلفات اداری که مربوط به اتهام محاربه و عضویت، طرفداری یا فعالیت به نفع گروه‌های محارب است و هیچ‌گونه انطباقی با ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی که مربوط به تبلیغ است ندارد؛ این‌جانب را به بازخرید خدمت محکوم کرده است و متأسفانه حکم صادره، توسط شعبه ۲۱ دیوان عدالت اداری بدون هیچ‌گونه بررسی و درعرض دو هفته تأیید شده است.» او در ادامه سوالی را از صادق لاریجانی می‌پرسد:

«آیا در نظام اسلامی فرقی بین منتقد و محارب وجود ندارد و می‌توان بر اساس قانون محاربه با منتقدان برخورد کرد؟ آیا قاضی حق دارد به تفسیر قانون آن هم به ضرر متهم بپردازد و منتقد را به محارب تبدیل کند؟ آیا مخالف‌تراشی در شرایط کنونی کشور هنر است؟» [۱۴]

برادران کردپور پنجم تیرماه ۱۳۹۲ پس از سپری‌کردن ۱۱۱ روز بازداشت در اداره اطلاعات مهاباد و ارومیه، به زندان مرکزی مهاباد منتقل شدند و پس از گذشت چهار ماه بازداشت در روز ششم تیرماه از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای انقلاب مهاباد بدون حضور وکیل تفهیم اتهام شدند. آن‌ها طی سه مرحله در شعبه یک دادسرای انقلاب مهاباد، با دستبند و پابند، جمعاً به ۹ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شدند. خسرو به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال حبس تعزیری و از بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک‌ سال حبس تعزیری محکوم شد.[۱۵] در  متن دادنامه او چنین قید شده است که با توجه به گستردگی فعالیت او و «هیچ‌گونه اظهار پشیمانی و تنبه که حاکی از عداوت و کینه‌توزی وی با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است، {دادگاه} مجازات مذکور را کافی ندانسته به منظور جلوگیری از تجری وی و دیگران، با اختیار حاصله از ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، وی را ملزم به دو سال اقامت اجباری در شهرستان کرمان» کرده است. همچنین در دادنامه محل زندان او نیز تعیین شد: «و به منظور رعایت مسائل امنیتی، زندان تبریز به عنوان محل تحمل پنج سال حبس مقرر، تعیین می شود.»[۱۶] مسعود نیز به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل سه سال حبس و از بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل شش ماه حبس تعزیری دیگر با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شد.

سوالی که پس از این حکم سنگین در میان فعالان سیاسی در کردستان مطرح شد و در نامه‌هایی به رییس‌جمهور و نیز اطلاعیه‌ها به‌گونه‌ای پوشیده یا صریح انعکاس یافت، این بود که اتهام محاربه و تجزیه‌طلبی به کسانی که سال‌ها از نزدیکان رهبر جبهه ملی ایران، داریوش فروهر، بوده‌اند و همواره در گفته‌ها و نوشته‌هایشان به موفقیت و بهبود وضعیت کشورشان اشاره ‌کرده‌اند، چیزی جز بی‌عدالتی بوده است؟.

پس از ابلاغ احکام خسرو و مسعود در دادگاه اول، عباس جمالی یکی از وکلای برادران کردپور به خبرگزاری موکریان گفت:

«این پرونده برای کردپورها، به اتهام محاربه و فساد فی‌الارض از طریق اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، توهین به مقام رهبری و سوم فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی تشکیل شده است. اتهام اجتماع و تبانی برای برادران کردپور که به گونه‌ای کاملا مستقل در حوزه اخبار مربوط به کردستان فعالیت داشته‌اند، به حیث مصادیق قانونی درست نیست و اثبات آن غیر ممکن است. به اتفاق همکارانم به عنوان وکیل مدافع در اولین جلسه رسیدگی به اتهامات این دو روزنامه‌نگار، در چارچوب قانون از موکلین خود دفاع خواهیم کرد.» [۱۷]

 

دو نامه به رئیس‌جمهور

پیش از برگزاری دادگاه دوم، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی کُرد طی نامه‌ای به رئیس جمهور خواستار فراهم آوردن زمینه آزادی برادران کردپور از بند شدند. در بخشی از این نامه که ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۲ به امضای ۳۰ تن از فعالان سیاسی و مدنی رسیده، آمده است:

«خسرو و مسعود در این سال‌ها با رویکردی مدنی، قانونمند، شفاف و منصفانه در پی اطلاع‌رسانی حرفه‌ای بر آمده‌اند و متعهدانه رسالت حرفه‌ای خویش را پاس داشتند. با عنایت به جایگاه قانونی ریاست جمهوری در پاسداشت از حقوق ملت و نیزمسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه از جنابعالی درخواست می‌شود با دستور به نهادهای اجرایی مسئول در این پرونده برای بازبینی روش و مسیر در پیش گرفته شده، زمینه آزادی این دو برادر از بند و بازگشت آن‌ها به آغوش خانواده‌های دردمند و منتظرشان فراهم آید. تا بدین‌وسیله ضمن احقاق حقوق زندانیان، دستگاه‌های اجرایی زیر مجموعه دولت امید و تدبیر با درایت و اعتدال به بازبینی روش‌های پیشین بپردازند.» [۱۸]

از سویی دیگر در اتفاقی کم‌سابقه شش تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز که غالباً هم متعلق به گروه‌های اصول‌گرا هستند، پیش از برگزاری دادگاه تجدیدنظر با ارسال نامه‌ای به رئیس جمهوری، از وی خواستند وضعیت پرونده برادران کردپور را بررسی کند. در این نامه از رئیس جمهوری خواسته شد که به منظور اجرای عدالت، مساعدت لازم در خصوص پرونده برادران کردپور صورت بگیرد. عابد فتاحی نماینده ارومیه، محمد قسیم عثمانی نماینده بوکان، عبدالکریم حسین‌زاده نماینده نقده و اشنویه، حامد قادر مرزی نماینده قروه و دهگلان، امید کریمیان نماینده مریوان و سروآباد و سالار مرادی نماینده سنندج، کامیاران و دیوان دره این نامه را امضا کردند.» [۱۹]

دادگاه تجدیدنظر

دادگاه تجدیدنظر برادران کردپور در شهریورماه سال ۱۳۹۲ برگزارشد. خسرو در دادگاه و در دفاعیه کوتاه اما صریح‌اش ضمن تأکید بر قانونمندی فعالیت‌های آژانس خبری موکریان، با ارائه اسناد و مدارک و ارائه چندین نمونه از بازتاب و انتشار احکام محاکم قضایی مختلف در نشریات و رسانه‌های دارای مجوز، خطاب به قاضی گفت:

«انتشار اخبار مربوط به احکام صادره از دادگاه‌ها در هیچ جای قانون به عنوان جرم از آن یاد نشده لذا مطرح کردن اتهاماتی از قبیل تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری و نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی بر این مبنا خلاف قانون است.» او همچنین اضافه کرد که : «بسیاری از مسئولان رده بالای نظام بارها با نشریات و خبرنگاران خارجی مصاحبه کرده‌اند و صرف مصاحبه با رسانه‌های خارج از کشور مصداق جرم تلقی نمی‌شود و ما با انجام مصاحبه قصدی به غیر از اطلاع‌رسانی و انعکاس نارسایی‌های موجود به گوش مسئولان نظام، نداشته‌ایم.» در ادامه دادگاه نوبت به مسعود رسید. او نیز با اشاره به سال‌های طولانی آموزگاری و خدمت صادقانه به فرزندان این آب و خاک، گفت: «فعالیت‌های من به عنوان روزنامه‌نگار آزاد، فاقد هرگونه قصد مجرمانه‌ای بوده و صرفا بر اساس تخصص و مسئولیتی که در قبال مردم احساس کرده‌ام و شناختی که نسبت به مشکلات و معضلات اجتماعی داشته‌ام، بوده است. من در مصاحبه‌ها و نوشته‌هایم تنها به تحلیل اوضاع موجود به قصد رفع معضلات آن پرداخته‌ام.» [۲۰]

بعد از دادگاه تجدیدنظر با این‌که برادران کردپور از اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری تبرئه شده ‌بودند، اما در احکام آن‌ها تغییر چندانی ایجاد نشد. این احکام تنها برای مسعود به سه سال حبس و برای خسرو به تحمل پنج سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان تبریز تغییر یافت.

 

بیانیه سازمان‌های بین‌المللی

در ۲۹ آبان‌ماه ۱۳۹۲ گروه تحقیق درباره حبس‌های خودسرانه سازمان ملل خواهان آزادی مدافعان حقوق بشر یعنی خسرو و مسعود کردپور از حبس خودسرانه شد. برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر که برنامه مشترک «فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر» و «سازمان جهانی مبارزه با شکنجه» است، در پیامی رسانه‌ای که در پاریس و ژنو و در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ انتشار یافت، با اعلام این خبر بیان کرد: «گروه تحقیق درباره حبس‌های خودسرانه تحقیقات خود را پیرو فراخوان فوری برنامه نظارت برای حمایت از مدافعان حقوق بشر در ماه آگوست انجام داد و رأی خود را به اطلاع برنامه نظارت رسانید.» در پیام برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر آمده است که محاکمه آقایان خسرو کردپور و مسعود کردپور که بیش‌تر درباره وضعیت فعالان مدنی، زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر به ویژه در مناطق و شهرهای کردنشین ایران گزارش می‌دادند، «در چند مورد از نگاه حقوق بین‌المللی دارای ایراد است» و به چندین مورد نقض حقوق آن‌ها مثل «تأخیر مفرط در فراهم آوردن امکان تماس با وکیل، تأخیر ۴۵ روزه در آغاز بازجویی و صلاحیت دادگاه محاکمه‌کننده» اشاره کرده است. به علاوه، گروه تحقیق درباره حبس‌های خودسرانه سازمان ملل به طور کلی اعلام کرد که: «تعدادی از قوانین و سیاست‌های ایران مثل قانون مطبوعات سال ۱۳۶۴، قانون جرایم رایانه‌ای سال ۱۳۸۸ و قانون جرایم سایبری سال ۱۳۸۹ با آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات براساس حقوق بین‌المللی سازگار نیستند و اتهام‌های برادران کردپور در این‌باره مبهم و نادقیق و در نتیجه، اثبات آن‌ها مشکل است.» گزارش این سازمان با این نتیجه‌گیری به پایان رسیده ‌است که: «محرومیت خسرو و مسعود کردپور از آزادی، خودسرانه و با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مغایر است. بر این اساس، گروه تحقیق درباره حبس‌های خودسرانه سازمان ملل از دولت جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد تا خسرو و مسعود کردپور را بی‌درنگ آزاد کند و وضعیت آن‌ها را با الزام‌های عهدنامه‌های بین‌المللی حقوق بشر سازگار سازد و به آن‌ها غرامت متناسب بدهد.» [۲۱]

پس از ابلاغ رأی دادگاه تجدیدنظر، در اسفند ۱۳۹۲ و در روز چهارشنبه‌سوری، خسرو را بدون اطلاع وکلا و خانواده برای اجرای حکم در حالی به زندان تبریز منتقل کردند که وی حتی اجازه تعویض لباس یا برداشتن وسایل شخصی‌اش را هم پیدا نکرد.

خسرو در حال حاضر در زندان مرکزی تبریز دوران حبس‌اش را دور از خانواده‌اش که در مهاباد ساکن‌اند، می‌گذراند. با وجود این‌که دو سال از حبس خسرو می‌گذرد، به او حتی یک‌روز هم  مرخصی داده ‌نشده ‌است. مسعود نیز دوران حبس خود را در مهاباد می‌گذراند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 جایزه‌ای به احترام تلاش آن‌ها

جایزه بین‌المللی «رها» متعلق به بنیاد غیردولتی و اتریشی سودویند[۲۲] در سال ۱۳۹۳ به پاس فعالیت‌های حقوق ‌بشری به این دو روزنامه‌نگار کرد تعلق گرفت. سودویند برای ادای احترام و تجلیل از افرادی که سهمی در ارتقا و حفاظت از حقوق بشر در ایران داشته‌اند، در نظر گرفته شده و دارای مقام مشورتی سازمان ملل متحد است که در حوزه توسعه و کاهش شکاف کشورهای جنوب و شمال فعالیت می‌کند. این سازمان در قالب پروژه «حقوق بشر برای همه در ایران» جوایزی را برای نکوداشت کنش‌گران حقوق بشر در نظر گرفته است و در سال‌های گذشته پروین ذبیحی، ژیلا کرم‌زاده مکوندی، نسیم سلطان‌بیگی، رسول بداغی، مجید توکلی و رضا شهابی از برندگان این جایزه بودند و همچنین یک جایزه ویژه برای تجلیل از فعالیت‌های ضد جنگ به زنده یاد فرامرز محمدی اهدا شد.

هیأت داوران سودویند متشکل از شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، آرون رودز، از بنیان‌گذاران و محقق اصلی پروژه حقوق آزادی و مدیر اجرایی سابق فدراسیون بین‌المللی هلسینکی برای حقوق بشر و نیز کارولینا یانوزفسکی، وکیل حقوق بشر و عضو هیأت مدیره سودویند، جایزه سال ۱۳۹۳ را با تجلیل از تمام افرادی که در ایران و دیگر نقاط دنیا تحت ظلم هستند به برادران کردپور، فاران حسامی و حکیمه شکری اختصاص داد.

 

[۱] خانواده کردپور

[۲] برای نمونه نگاه کنید به گزارش محسن کاکارش از وضعیت اقلیت‌های قومی در سال ۱۳۹۲، رادیوزمانه

[۳] خانواده کردپور

[۴] زندگی‌نامه داریوش فروهر، سایت تاریخ ایرانی

[۵] سایت تاریخ ایرانی، همان

[۶] خانواده کردپور

[۷] خانواده کردپور

[۸] حکم زندان، محرومیت از فعالیت روزنامه‌نگاری و لغو امتیاز هفته‌نامه « پیام مردم»، عصر نو، ۲۵ مهر ۱۳۸۴

[۹] حکم زندان، محرومیت از فعالیت روزنامه‌نگاری و لغو امتیاز هفته‌نامه «پیام مردم»، عصر نو، ۲۵ مهر ۱۳۸۴

[۱۰] به عنوان نمونه متن گفت‌وگوی وی با رادیو صدای آمریکا

[۱‍‍۱] درباره فیلترشدن موکریان، سوم شهریور۱۳۸۹، وب‌سایت خبرگزاری موکریان

[۱۲] خانواده کردپور

[۱۳] خانواده کردپور

[۱۴] نامه مسعود کردپور به رییس قوه قضائیه، مردادماه سال ۱۳۸۹، وب‌سایت خبرگزاری موکریان

[۱۵] خانواده کردپور

[۱۶] دادگاه برادران کردپور، بی.‌بی‌.سی فارسی، نوزدهم آبان ۱۳۹۲

[۱۷] اظهارات وکیل کردپورها،مرداد۱۳۹۲، سایت جرس

[۱۸] نامه به رییس‌جمهور، شهریور۱۳۹۲، سایت ملی‌مذهبی

[۱۹] نامه نمایندگان مجلس، شهریور۱۳۹۲، سایت ملی‌مذهبی

[۲۰] دادگاه تجدیدنظر، شهریور۱۳۹۲، سایت ملی‌مذهبی

[۲۱] بیانیه سازمان حبس‌های خودسرانه، بهمن۱۳۹۲، سایت کانون مدافعان حقوق ‌بشر

[۲۲] بنیاد سودویند

 

 

دانش‌آموختگان توانا می‌گویند

واقعا من خودم را مدیون توانا می بینم، چون نکات و مطالب زیادی به من یاد داد و از همه مهمتر جسارت داد که مسیر زندگیم را عوض کنم. امیدوارم بتوانم دین خودم را به توانا ادا کنم.
- سمیرا

پیوند با توانا

RSS
از اخبار جدید بر روی سایت توانا مطلع شوید
Facebook
ما را در فیس بوک دنبال کنید
Twitter
به توانا در توییتر بپیوندید
کانال توانا در یوتوب را مشاهده کنید
Google+
به توانا در گوگل پلاس بپیوندید