آبان ۹۸ و پیکرهایی خونین که ربوده شد

مقامات جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه - به گزارش رویترز - طی دو سه روز دست به کشتار دست‌کم ۱۵۰۰ شهروند زدند و حداقل ۸هزار نفر را بازداشت کردند، از هیچ گونه قانون‌شکنی‌ و رفتار جنایتکارانه درباره پیکر کشته‌شده‌ها و زخمی‌ها دریغ نکردند و افزون بر آن همچنان به عمد از انتشار آمار دقیق و روشن در این ‌باره خودداری می‌کنند.

اردیبهشت ۱۳۹۹ سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل در گزارشی، مشخصات ۳۰۴ مرد، زن و کودک جان‌باخته در آبان ۹۸ را منتشر کرد و اعلام کرد که دست‌کم بیش از ۲۲۰ نفر طی دو روز ۲۴ و ۲۶ آبان کشته شده‌اند.

جمهوری اسلامی که در روز روشن مقابل چشم همه جهانیان، در اقدامی بی‌سابقه اینترنت ایران را کلا قطع کرد تا به خیال خود صدای سرکوب به بیرون درز نکند، صرفا آمارهای جان‌ختگان را تکذیب کرد و هرگز آماری ارائه نداد، تا دهم خرداد ۱۳۹۹ - هفت ماه پس از کشتار آبان - که عبدالرضا رحمانی فضلی - وزیر کشور دولت تدبیر و امید – در یک برنامه تلویزیونی به طور ضمنی کشته‌شدن دست‌کم ۲۲۵ نفر از معترضان در جریان اعتراضات آبان را تایید کرد و گفت: «حدود ۴۰ تا ۴۵ نفر، شامل ۲۰ درصد کشته‌شدگان، بی‌گناه و با اسلحه غیرسازمانی کشته شدند.» این در حالی ست که سازمان عفو بین‌الملل تاکید می‌کند نیروهای امنیتی «سیاست شلیک به قصد کشتن» را علیه شهروندانی به کار گرفتند که نه به سلاح گرم مسلح بوده و نه تهدیدی به شمار می‌رفته‌‌اند.

 ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ نیز مجتبی ذوالنور، رئیس کمیسیون امنیت ملی در دوره دهم مجلس شورای اسلامی - تعداد کشته‌شدگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ را ۲۳۰ نفر اعلام کرد و مدعی شد ۶ تن از این تعداد از نیروهای انتظامی بودند. وی در ادعای عجیبی گفت: «۲۲درصد از جان‌باختگان، سابقه محکومیت‌های کیفری داشته‌اند.»

اما گذشته از این اتهام‌زنی‌ها و دروغ‌پردازی‌های مسئولان و نهادهای حکومتی، یکی از عجیب‌ترین و خصمانه‌ترین رفتارهای آشکار نیروهای جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ ربودن سریع پیکر جان‌باختگان و زخمی‌ها و نگه‌داری آن دور از دسترس خانواده‌هایشان بود. به گواهی خانواده‌ها، دوستان و شاهدان عینی این امر در شهرهای مختلف برای بسیاری از کشته‌شدگان/مجروحان اتفاق افتاد.

بنا به روایات تکان‌دهنده نزدیکان و شاهدان عینی، که علی‌رغم تهدید و ارعاب حاضر به گفت‌وگو شده‌اند، در بسیاری موارد نیروهای امنیتی پس از شلیک گلوله به شهروندان معترض، به‌سرعت اقدام به ربودن پیکر بی‌جان یا زخمی آن‌ها و انتقال به مکان نامعلوم کرده‌اند. شگفت‌آورتر آنکه برای تحویل این پیکر‌ها به خانواده‌شان، نوعی وقت‌کشی صورت گرفت و بسیاری خانواده‌ها فقط پس از به در و دیوار زدن‌های بسیار و پرداخت هزینه‌های سنگین توانستند پیکر عزیزان‌شان را پس بگیرند و البته در سکوت به خاک بسپارند. عملا جمهوری اسلامی علاوه بر این‌که جان دست‌کم ۱۵۰۰ شهروند ایرانی را گرفت، پیکر شمار زیادی از آنان را گروگان گرفت تا خانواده داغ‌دیده‌شان را وادار به سکوت کند، مبادا گریه و زاری و اعتراضی کنند.

خانواده جان‌باختگاه برای تحویل پیکر عزیز خود هزینه‌های میلیونی پرداخت کردند، طرح از بهنام محمدی

به روایت نزدیکان آرشام ابراهیمی، پیکر این جوان ۲۱‌ ساله اصفهانی فقط چند دقیقه پس از اصابت گلوله در نزدیکی محل زندگی‌اش در اصفهان ناپدید شد و خانواده‌اش پس از پیگیری‌ چندروزه و بی‌وقفه توانستند پیکر جگرگوشه‌شان را بیابند.

آمنه شهبازی، مادر ۳۴ ساله نیز ۲۶ آبان در کرج برای خرید دارو برای دختر بیمارش از منزل خارج شده بود که ماموران پس از شلیک به گردن او، بلافاصله پیکرش را ربودند و به محلی نامعلوم منتقل کردند. محمد شهبازی، برادر آمنه توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمی‌دانستیم کجا است.»

سرگذشت یاسین رمضان‌نژاد دهکا، از کشته‌شدگان در قلعه‌حسن‌خان تهران هم مشابه است. منبع موثقی اعلام کرده است پس از تیر‌خوردن تا یک روز پیکرش ناپیدا بود و با پیگیری‌های آشنایان توانسته‌اند او را در سردخانه کهریزک بیابند.

رفتار خصمانه نیروهای امنیتی جهموری اسلامی به خیابان‌ها ختم نشد. آن‌ها افزون بر نقض قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی، در شماری از موارد ضمن یورش به بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و بازرسی این اماکن، با اخراج یا تهدید کادر پزشکی و خدماتی، اقدام به بازداشت پیش از درمان زخمی‌ها می‌کردند یا با حضور در این مکان‌‌ها مانع از ارائه خدمات درمانی به زخمی‌ها می‌شدند. در مواردی نیز گزارش شده است که کادر پزشکی تحت فشار ماموران اطلاعاتی مجبور به ارائه فهرست بیماران به آن‌ها شده‌اند.

عفو بین‌الملل مشخصات ۲۲۰ شهروند جان‌باخته در دو روز ۲۵ و۲۶ آبان منتشر کرده است

بُعد دیگر رفتارهای حکومت به زخمی‌هایی مربوط می‌شود که از بیم بازداشت و شکنجه به مراکز درمانی مراجعه نکردند و در نهایت پس از تحمل درد طولانی‌مدت بر اثر شدت جراحت و عفونت جان خود را از دست دادند.

از جمله امیر اوجانی، پدر ۴ فرزند، که در تهران به ضرب گلوله نیروهای امنیتی زخمی شد اما از بیم دستگیری، شکنجه و کشته‌شدن به بیمارستان و درمانگاه مراجعه نکرد، تا این‌که ۲۰ دی‌ماه بر اثر شدت جراحت جانش را از دست داد.

بی‌خبری دلهره‌آور از وضعیت هزاران بازداشتی همواره نگرانی‌های خانواده‌ها و نیز فعالان و نهادهای حقوق بشری را به دنبال داشته است. سرنوشت تلخ بعضی بازداشت‌شده‌ها هم بر این نگرانی می‌افزاید. از جمله چند شهروند بازداشتی یا مفقودشده که پس از اعتراضات پیکر شکنجه‌شده‌شان در حاشیه شهرها پیدا شد.

برای نمونه می‌توان به کاوه ویسانی اشاره کرد؛ جوان سنندجی که روز ۲۶ آبان توسط نیروهای اطلاعات سپاه بیت‌المقدس کردستان در سنندج بازداشت شد و چند روز بعد پیکر کبود و شکنجه‌شده‌اش در منطقه باباریز سنندج رها شد.

همچنین پویا احمدزاده که ۲۸ آبان در خیابان بازداشت شد و پس از چند روز بی‌خبری خانواده از محل نگهداری‌اش، پیکر بی‌جانش در اطراف روستای قار در حومه سنندج پیدا شد.

تعدادی از بازداشت‌شدگان نیز پس از آزادی بر اثر فشار‌های ناشی از دوران بازداشت، بازجویی و شکنجه بر اثر سکته جان باختند یا دست به خودکشی زدند. حمید نظری و قاسم باوی از جمله این قربانیان بودند که پس از آزادی به زندگی خود پایان دادند. کسی از آنچه بر این زندانیان رفته است خبر ندارد.

عملا این برخوردهای عریان حکومت با معترضان، اهرمی برای ایجاد خفقان و فشار بیش‌تر در جامعه و به سکوت واداشتن معترضان است.

کمپین دادخواهی از هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط منوچهر بختیاری، پدر پویا، به را افتاد  

با این‌همه حکومت در سرکوب تام و تمام اعتراضات موفق نبوده است. چه آن‌که شش ماه پس از آبان خونین ۹۸، خانواده‌های شماری از کشته‌شدگان علی‌رغم تهدیدهای بی‌وقفه، همچنان لب به اعتراض می‌گشایند، دیگران را به دادخواهی دعوت می‌کنند و با سکوت بیگانه‌اند. از جمله منوچهر بختیاری - پدر پویا، از جان‌باختگان خیزش آبان‌ماه - که علی‌رغم چندین روز بازداشت به همراه اعضای خانواده از پای ننشست و در اردیبهشت ۱۳۹۹ با راه‌اندازی کمپین دادخواهی از دادگاه‌های قضایی خارج از ایران به‌ویژه دادگاه کیفری لاهه برای خون‌های ریخته‌شده توسط حکومت، اعلام دادخواهی کرد. او از تمام هموطنانی که عزیزانشان در ۴۱ سال گذشته به دست حکومت جمهوری اسلامی کشته شده‌ا‌ند، دعوت کرد به این کمپین بپیوندند. در پی این دعوت بود که خواهر فرزاد انصاری‌فر، از کشته‌شدگان خیزش آبان ۹۸، پس از حدود شش ماه سکوت خود را شکست و با انتشار ویدئویی، در قالب این کمپین ضمن اعلام دادخواهی گفت: «من تا نفس دارم، دادخواه خون به‌ناحق‌ریخته‌شده برادرم هستم.»

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

عملا #فیلترینگ در کشور تبدیل به ابزاری برای کسب درآمدهای کلان میلیاردی شده است و طبعا تولید و ساخت #فیلترشکن نه به… https://t.co/ZadknkYZds
Tavaana (2 minutes ago)
RT @TavaanaTech: افزایش سرعت #کروم برای بازکردن سایت‌ها با انجام چند کار ساده، می‌توانیم سرعت مرورگر کروم را برای بازکردن وبسایت‌ها بالا بب…
Tavaana (2 hours ago)
RT @TavaanaTech: مجسمه دیگری از "قاسم سلیمانی" که سوژه طنز کاربران شبکه‌های اجتماعی شده است. https://t.co/f4QFWHFrRP
Tavaana (2 hours ago)
لازم نیست تا از صاحبان بیزینس‌های بزرگ باشید تا #هکر ها دنبال #هک حساب‌های کاربری شما باشند و انتخاب رمزعبور قوی بر… https://t.co/6HctYgW52S
Tavaana (2 hours ago)
بعد از نصب هر اپلیکیشن روی تلفن هوشمندوهنگام اجرای اول ازشما دسترسی‌هایی می‌خواهد.این موضوع بسیار مهم است و نباید چ… https://t.co/MR8Ra3RcIp
Tavaana (3 hours ago)
رافت اسلامی به سبک جمهوری‌اسلامی یعنی همین که جناب #ماله_کش_اعظم گفته که خیلی‌ها در اعتراضات بودند و اعدام نشدند. و… https://t.co/X4Piff4C6v
Tavaana (3 hours ago)
۴۵ سال پیش در چنین روزی- اول مهرماه https://t.co/m8SRyegSF3
Tavaana (6 hours ago)
“This is how the education system wants to attract young people to the regime. My advice to families to really watc… https://t.co/0k5KwyTKiU
Tavaana (10 hours ago)