Search

English

نگاهی به سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران

روحانیون رییس جمهور می­شوند

محمد علی رجایی که از ۱۱ مردادماه ۱۳۶۰ کار خود را در دفتر ریاست جمهوری آغاز کرده بود، تنها ۲۸ روز توانست در این پست فعالیت کند. در ۸ شهریور همان سال، در دفتر نخست وزیری و حین برگزاری جلسه شورای امنیت ملی، بمبی منفجر شد که رییس جمهور، نخست وزیر و تعدادی دیگر از افراد برجسته حکومتی  کشته شدند. جدای از محمدعلی رجایی،  رییس جمهور، و «محمدجواد باهنر»، نخست وزیر، از دیگر افراد برجسته ­ای که بر اثر این انفجار جان خود را از دست دادند، می‌توان از «هوشنگ وحید دستجردی» رییس وقت شهربانی کشور یاد کرد. 

کشته ­شدن رییس جمهور و نخست وزیر موجب تشکیل دوباره شورای ریاست جمهوری شد تا در فقدان رییس جمهور، امور کشور را پیش ببرد. دو روز پس از انفجار هشت شهریور، مجلس شورای اسلامی پیشنهاد نخست وزیری «محمدرضا مهدوی کنی» را مطرح کرد و در نهایت مهدوی کنی با اکثریت قاطع آرای مجلس به عنوان نخست وزیر جمهوری اسلامی برگزیده شد. مهدوی کنی از جانب آیت الله خمینی مامور شد که هرچه زودتر مقدمات برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را آماده کند.

در فضایی که رعب و وحشت از انفجار و ترور بر فضای سیاسی کشور گسترده بود، روحانیت نیز بالاخره جواز ورود به انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیدا را پیدا کرد. تا پیش از سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری، آیت الله خمینی موافق حضور روحانیون در مناصب اجرایی نبود. همین موجب شده بود علی­رغم تمایل افرادی چون محمد بهشتی و دیگر روحانیون برجسته حزب جمهوری اسلامی، این افراد فرصت کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را پیدا نکنند. اما در آستانه سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری، هاشمی رفسنجانی به آیت الله خمینی پیشنهاد کاندیداتوری روحانیون در انتخابات را داد، که با موافقت آیت الله خمینی این امر انجام پذیرفت.

آیت الله خمینی بعدا در خرداد ۱۳۶۱ درباره تغییرنظر خود درباره حضور روحانیون در مناصب اجرایی به ضربه­خوردن اعتماد خود به غیروحانیون اشاره کرد و گفت: «در نجف و در پاریس و چه در حرف هایی که خودم زدم، این کلمه را گفته‌ام که روحانیون شغلشان یک شغل بالاتر از این مسائل اجرایی است – و چنانچه اسلام پیروز بشود، روحانیون می‌روند سراغ شغل های خودشان. لکن وقتی که ما آمدیم و وارد در معرکه شدیم، دیدیم که اگر روحانیون را بگوییم همه بروید سراغ مسجدتان، این کشور به حلقوم امریکا یا شوروی می‌رود… و لهذا، چون آنجا دیدیم که ما نمی‌توانیم در همه جا یک افرادی پیدا بکنیم که صد در صد برای آن مقصدی که این ملت ما برای آن، جوانهاشان را دادند و اموالشان را دادند، نمی‌توانیم پیدا بکنیم، ما تن دادیم به اینکه رئیس جمهورمان از علما باشد.»

سیدعلی خامنه ای اولین روحانی بود که در ایران رییس جمهور شد

به هرحال، با یکدست ­شدن تدریجی فضای سیاسی حاکم، و طی بحث ­های مختلفی که در حزب جمهوری اسلامی صورت گرفت، قرار شد «سیدعلی خامنه­ ای» که خود در تابستان ۶۰ و در مسجد ابوذر تهران، از یک سوءقصد جان سالم به در برده بود، به عنوان کاندیدای این حزب مطرح شود. علی اکبر پرورش، «حسن غفوری فرد» ( وزیر وقت نیرو) و «سید رضا زواره ­ای» (نماینده وقت مجلس شورای اسلامی) از دیگر کاندیداهای تاییدصلاحیت­ شده بودند که توانستند با جواز شورای نگهبان، فرصت حضور در دور نهایی انتخابات را پیدا کنند. مهدوی کنی نیز از دیگر کاندیداهای تاییدصلاحیت­ شده بود که در نهایت به نفع خامنه ­ای از کاندیداتوری انصراف داد.

در این انتخابات به طور کلی اکثر احزاب، گروه­ها و شخصیت­های مطرحِ وفادار به جمهوری اسلامی از کاندیداتوری خامنه ­ای حمایت کردند و در واقع پیشاپیش پیدا بود که خامنه ­ای، سومین رییس جمهورِ جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. حمایت از خامنه ­ای تا جایی بود، که حتی زواره ­ای که خود یکی از چهار کاندیدای این دوره از انتخابات بود، در آستانه رای­ گیری، از خامنه­ ای حمایت کرد. خامنه ­ای در آن مقطع دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود و نماینده آیت الله خمینی در سپاه پاسداران نیز محسوب می­شد. به جز این، به پیشنهاد آیت الله منتظری و به حکم آیت الله خمینی، مدتی بود که به عنوان امام جمعه تهران نیز خطبه­ های نماز جمعه را ایراد می­کرد.

در این انتخابات ۴۶ نفر به عنوان داوطلب کاندیداتوری در انتخابات ثبت نام کرده بودند که همانطور که اشاره شد تنها پنج نفر از آنان تایید صلاحیت شدند. نکته جالب توجه دیگر درباره کاندیداهای تاییدصلاحیت ­شده این است که هر پنج کاندیدا (که البته بعدا مهدوی کنی در آستانه انتخابات انصراف داد) عضو حزب جمهوری اسلامی بودند. عضویت همه نامزدهای تاییدشده در یک حزب مشخص با گرایش خاص که نگاه رسمی و مورد تایید حاکمیت را نمایندگی می­کرد، خود می­ تواند بیانگر نگاه انحصاری و تنگ­ نظرانه سیاسی شورای نگهبان در فرایند تاییدصلاحیت­ها باشد.

از مشهورترین کاندیداهای ردصلاحیت­ شده در این دوره باید از «ابراهیم یزدی» یاد کرد. ابراهیم یزدی در طول سال­های قبل از انقلاب اسلامی از مبارزان علیه حکومت محمدرضاشاه بود و طی ماه ­های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، از نزدیک­ترین افراد به آیت الله خمینی محسوب می­ شد. ردصلاحیت او را، که از اعضای برجسته نهضت آزادی نیز بود، باید تابعی از رویکرد حذف­گرایانه جمهوری اسلامی و فشار اسلامگرایان حاکم به جریانات میانه ­رویی چون نهضت آزادی در نظر گرفت. این جریانات در ادبیات رسمی حکومت به عنوان «لیبرال­ ها» خوانده می ­شدند و سعی می­ شد بین رفتار سیاسی آن­ها با رفتار سازمان مجاهدین خلق گره زده شود.

ابراهیم یزدی که از نزدیکان آیت الله خمینی در پاریس بود، در سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ردصلاحیت شد

به هرترتیب، همانطور که پیش ­بینی می­شد، علی خامنه ­ای در این دور از انتخابات ریاست جمهوری، که در ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد، رایی بسیار قاطع کسب کرد و توانست با کسب نزدیک به ۱۶ میلیون رأی، از نزدیک به ۱۷ میلیون شرکت­ کننده، ۹۵ درصد آرا را به حساب خود بریزد. قاطعیت برد خامنه ­ای زمانی بیشتر آشکار می­ شود که بدانیم نفر دوم انتخابات علی اکبر پرورش، تنها نزدیک به ۳۵۰هزار رأی کسب کرد. نکته جالب توجه دیگر در این دوره از انتخابات، درصد بالای مشارکت در آن بود. در حالی که حتی در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ۶۷ درصد از واجدین شرایط رأی در انتخابات رأی داده بودند، این دوره بیش از ۷۴ درصد از واجدین شرایط، آرای خود را به صندوق­ ها انداختند. 

 

انتشارات بیشتر ...