زنان چه جایگاهی در خاورمیانه و ایران داشتهاند؟ هویت امروزی آنها با کدامین ریشهها و برداشتهای تاریخی پیوند خورده است؟ پیشینیان چه رویکردی نسبت به زن و حقوق او اتخاذ میکردند؟ روابط زنان و مردان چگونه تعریف میشد؟ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی آنها چه صورتبندی داشت؟ پاسخ به سوالات مطروحه شاید آسان نباشد و در مقالهای چند پاراگرافی نگنجد اما قصد داریم با گریزی کوتاه به ورقهای گذشتگان و آنچه به یادگار گذاشتهاند به چشماندازی حداقلی از وضعیت آنان در طول تاریخ برسیم. یکی از دریچههایی که چشمانمان را به جایگاه زنان میگشاید، بررسی وضعیت حقوقی آنان در کتیبهها یا نوشتههای بر جای مانده از روزگاران سپری شده است. در این نوشتار برآنیم که نگاهی هر چند اجمالی به جایگاه حقوقی زنان در یافتههای تمدن میانرودان و ایلامیان بیندازیم.
انسانهایی که در میانرودان سکونت گزیده و شکلهای نخستین دولت را ایجاد کردند یکی از کهنترین تمدنهای بشری را بنا ساختند. (۱) تمدنهای شکلگرفته در بینالنهرین یا میانرودان شامل سومریها، بابلیها، آشوریها و ایلامیها، مادها و اکدیها میشد. اینکه هر یک از این تمدنها چه فرهنگ و آداب و رسومی داشتند و روابط میان زنان و مردان چگونه نظام یافته بود پرسشی همچنان پابرجاست. آثار به دست آمده از برخی از ساکنان میانرودان میتواند اطلاعاتی معدود و شناختی نسبی از برخی از اقوام چون سومریها، بابلیها و ایلامیها به دست پژوهندگان بدهد. مقایسه میان آنها نشان میدهد که تفاوت عمدهای بین سومریها و بابلیها با تمدن ایلام در موقعیت و ارزش زنان وجود داشته است. در ادامه گذری مختصر بر سه تمدن و آثار به دست آمده از آنها خواهیم داشت.
اصل مادینه هستی و حقوق زنان در میان سومریها

برداشت تمدنهای نخستین از صورتبندی جهان و نقش الههها و اسطورهها درگاهی است که شناخت ما را از انسانهای اولیه میسازد. به نظر میرسد که مردمان سومری و ایلامی به «اصل مادینه هستی» اعتقاد داشتند.
سومریان از اقوامی بودند که در این ناحیه اقتصاد کشاورزی را راهاندازی کردند و در حوالی کردستان و لرستان سکنی گزیدند.(۲) آنچه بررسیهای آثار جای مانده از این تمدن را جالب میسازد، «مادر محور» بودن قسمتهایی از آن است که از مصادیق آن میتوان به دفن کودکان همراه پیکر مادر در روستای عهد نوسنگی «متل هویوک» اشاره کرد. (۳) تمدن سومر به عنوان نخستین تمدن شهرنشینی پایه و اساس بسیاری از باورهای ذهنی و فکری و مادی بشر را شکل داده است. از این رو شناخت افکار، زندگی و اندیشههای مردمان این تمدن اهمیت فراوانی دارد. (۴)
یافتههای کشف شده از سومریان چندان مدون نیست اما آنها «نانشه» الهه عدالت و مهربانی را میپرستیدند. سومریان قوانین اجتماعی معینی نداشتند و از اصول مذهبی پیروی میکردند. موقعیت زنان در متون حقوقی سومر نشان میدهد که پادشاه «اور-نامو» قوانینی مدون عرضه کرده بود که رویکردی اصلاحطلبانه به قوانین جزایی زنان داشت. بهطوری که از زنان و یتیمان حمایت میکرد. یکی از مواد قانونی آن میگوید: «بیوه زنان نشاید و نباید به مالکیت ثروتمندان درآیند.» (۵) همچنین مجموعه قوانینی که دهها سال بعد با عنوان «لیپت-ایشتار» تدوین شد نیز براساس اصولی نرمتر نسبت به زنان تنظیم شده است. (۶) ۳۷ ماده از این مجموعه ترجمه شده که در یکی از آنها مشخصا آمده است: «در صورت فوت بدهکار، طلبکار که فرزندان بدهکار را در گرو دارد نمیتواند دختر بدهکار را به همسری غلامی درآورد. زیرا در آن صورت فرزند آنان برده خواهد بود و طلب طلبکار شامل فرزند فرزند بدهکار نمیشود.» (۷)
موقعیت زنان در «ستل حمورابی» بابلیان
بابل از تمدنهای برجسته میانرودان است که قصهها و داستانهای آن شکل و شمایلی افسانهای یافته است. تمدنی که شاهان و شکست و پیروزیهای فراوانی به خود دید و آثار تاریخی مهمی از آن به جای مانده است. از جمله آنها «ستل حمورابی» است که به نام پادشاهی به همین نام متعلق به اواخر هزاره سوم قبل از میلاد شهرت دارد. قوانین گنجانده شده در این ستل پیش از حیات حمورابی وجود داشتند اما این پادشاه دست به اصلاحاتی اجتماعی زد که نیاز داشت برای خواباندن تنشها در جامعه آن روز اصولی سخت تدوین و وضع شود. «ستل حمورابی» بابلیان یکی از مدونترین قوانین دوران باستان را نمایندگی میکند. از همین رو نگاه به جایگاه زنان در این اثر با ارزش برای بیشتر پژوهندگان تاریخ واجد اهمیت است.
بهتر است مدنظر داشته باشیم که اصل چشم در برابر چشم یا همان قصاص پایه این قوانین است بنابراین در بخش مجازات تنبیهات سنگین و خشنی گنجانده شده است. بخش حقوق تجارت و شهروندی و حقوق زنان در این متن نسبتا مترقیخواهانه است گرچه نمیبایست انتظار زیادی برای حفاظت و ضمانت حقوق زنان در آن داشت. بخش حقوق خانواده این اثر متضمن نگاههایی مثبتتر به زنان است. برای زن و فرزندان حقوق بیشتری در نظر گرفته است. مثلا در جایی آمده که زن اختیاری باید یکی باشد و در صورتی میتوان زن غیرعقدی داشت که زن اول نازا باشد. یا ازدواجی که طی قرارداد ثبت نشود قانونی نیست. قوانین به حمایت از بردگان پرداخته و گفته است که اگر فرد آزادی با کنیز پیوند ازداج ببندد، آن کنیز آزاد خواهد شد. جهیزیه زنان به خود او یا خانوادهاش تعلق دارد و مرد فقط میتواند از آن استفاده کند. هیچ مردی از زنش ارث نمیبرد و تمام اموال زن به فرزندان میرسد. اما زنان در کنار جهیزیه خود سهمی هم به عنوان ارث از همسر فوتشده دریافت میکند. در کنار امتیازاتی که به زنان داده شده در امر خیانت در پیوند ازدوج، مجازات زن شدیدتر از مرد لحاظ شده است.
وجوه اهمیت تمدن ایلام و حقوق زنان مستتر در آن

ایلام از مشهورترین تمدنهای شکلیافته در ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد است. منطقهای وسیع که از غرب به دجله، از شرق به فارس، شمال به کوههای بختیاری و از جنوب به خلیج فارس میرسید. ایلام تحتتاثیر همسایگان یعنی بابل و آشور و سومریها قرار داشته اما فرهنگ بومی خویش را پرورانده بود. شوش پایتخت ایلام بود که در آن از خط استفاده میشد و همین موضوع سبب شده آثار فراوانی از این تمدن برجای بماند. شهر شوش چهارراه ارتباطی و تجاری بزرگی در دنیا بوده و رونق بسیار داشته است.
در سرزمین شوش زنان به مقام فرمانروایی میرسیدند. زنی به نام خواهر «شیل-خاخا» از سلسله نواب کبیر در شوش به مقام فرمانروایی رسیده است. (۸) بعدها نیز «آشور بانیپال»، فاتح سرزمین ایلام به هنگام پیروزی به درگاه الهه زن «ایشتار» ادای احترام میکند و او را میستاید. (۹)
فارغ از اهمیتی که تمدن ایلام برای تاریخ، تمدن و فرهنگ بشریت دارد بررسیهای پژوهشگران نشان میدهد که مردمان این تمدن به نسبت سامیها (بابلیان نیز وارث تمدن سامیها بودند) نگاهی ملایمتر به زنان داشتند. ایلام تاثیر غیرقابل انکاری بر فرهنگ ایرانی گذاشته و «اصل مادینه هستی» نقطه مرکزی اندیشه مذهبی آن را شکل داده است. آنها در بیشتر مسائل خدایگان زن را در کنار مردان مینشاندند.
خدایان مادینه در جایگاهی برتر قرار میگرفتند که برای مثال میتوان از «ایشمه کرب» نام برد. (۱۰) الهه «ایشمه کرب» از بالا بر روابط مردمان نظارت داشته و مجازات وی شامل کسانی میشد که تعهد یا قانون را نقض میکردند. زنان در میان این قوم کشاورز سمبل باروری بودند. به باور ایلامیان خدایان مادینه بعدها با خدایان نرینه در قدرت سهیم میشوند اما به تدریج از اهمیت خدایان زن کاسته میشود.

همین باورهای نهفته در مذهب ایلامی ارتباطی تنگانگ با حقوق ایلامی داشت. باورها و رسومات مذهبی فرهنگها را شکل داده و پایهریز قوانین جاری بودند. «ناروندی» الهه پیروزی نام داشت که ریشه آن در زبان ایلامی معنایی مادرگونه دارد. ناروندی حافظ پیروزی و نگهداشت حقوق انسانها است و نفرین او در کنار خدایگان مرد چون «این-شوشیناگ» و «ناههونته» شامل دزدان و غارتگران میشد. (۱۱)
اما حقوق زنان در این جامعه و فرهنگ چه انعکاسی داشته است. وراثت و شهادت برای زنان چگونه بوده و چرا میتوان تمدن ایلام را یکی از منصفترین فرهنگها نسبت به زنان قلمداد کرد؟ از آنجایی که سوگند و شهادت در حقوق ایلامی مهم دیده میشد شهادت زنان چون مردان مورد پذیرش بوده و الهه «ایشمه کرب» دوش به دوش «این-شوشیناک» در داوریها حضور داشته است.
نظام وراثتی در ایلام باستان مبتنی بر «برادرسالاری» بود بدین معنا که برادران در میراث از فرزند پسر مقدمتر بودند. در ابتدا محرومیت زنان از «ارث» پابرجا بود اما طی یک میثاق حقوقی میشد تغییراتی در قوانین حاکم ایجاد کرد. اما این رسم طی دوره نواب کبیر (از این دوره مدارک و اسناد بسیاری در مورد مبانی حقوقی ایلام کهن باقی مانده است) تضعیف شد و کمکم فرزندان از پدر ارث میبردند. اتفاقی که تغییرات مهمی در وضعیت ارثبری زنان ایجاد کرد. هر چه نظام بیشتر به سمت پدرسالاری پیش میرفت جایگاه زنان نیز روی به بهبود میگذاشت. در حقیقت انتقال اموال از پدر به فرزندان سبب میشد زن ایلامی هم به مقام بهتری دست یابند. زنان در صحنه های دادگاه (دعاوی افراز) در رتبهای برابر با مردان نشانده میشدند. آنها بدون مانع و یا تشریفات خاص در دادرسیها حاضر میشدند. حتی در قراردادهای بهجای مانده از آن دوران نشان «میخ ایلامی» که متعلق به زنان بود دیده میشود. در اسناد هم به مواردی برمیخوریم که حقوق میراثی کاملا در خط مادینه انتقال یافته است. در سندی دیگر مردی ارثبری فرزندان از همسرش را پس از مرگ منوط به احترام به مادر میسازد. فشار بر پسران برای نگهداری از مادر در ایام کهنسالی بیش از دختران بوده و گاها در صورتی به ارث میرسیدند که توقعات پدر را در همین زمینه برآورده میکردند.
سرزمین شوش در سال ۶۳۳ قبل از میلاد به دست آشور بانیپال فتح شد. آشوریان دست به غارت اموال و آثار شوش زدند و بسیاری را تبعید کردند. اما پادشاهان بعدی که در دوران هخامنشیان بر روی کار آمدند منطقه ایلام را تبدیل به پایتخت زمستانی شاهان کردند.

۱-لاهیجی و کار، ۱۳۷۷، ص ۹۹
۲-همان، ص ۱۰۰
۳- همان، ص ۱۰۱
۴- همان، ص ۱۰۲
۵- همان، ص ۱۹۵
۶- همان، ص ۱۹۶
۷- همان، ص ۱۹۶
۸- همان، ص ۲۲۸
۹-همان، ص ۲۲۹
۱۰- همان، ص ۲۲۳
۱۱-همان، ص ۲۲۶
منبع:
لاهیجی، ش. و کار، م. (۱۳۷۷) شناحت هویت زن ایرانی در گسترهی پیش تاریخ و تاریخ. جلد اول، روشنگران و مطالعات زنان، تهران