سیستان و بلوچستان با جمعیتی قالب بر دو میلیون و ۴۰۵ هزار نفر یکی از پهناورترین و در عین حال کم جمعیتترین استانهای ایران است. این استان ۱۸ شهرستان اصلی دارد و زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان بیش از ۵۸۵ هزار نفر جمعیت را در خود جای داده است؛ یکی از اصلیترین شهرهای کشور که به علت موقعیت استراتژیک آن در همسایگی با پاکستان و افغانستان اهمیت مییابد اما از معضلات و مشکلات عمدهای چون ناامنی، قاچاق مواد مخدر و دیگر کالاها چون لباس و وسایل الکترونیکی و درگیری و خشونت اهل تسنن و اهل تشیع رنج میبرد.
فرهنگ سیستان و بلوچستان بافتی سنتی و مردسالار داشته و فرهنگ آن کاملا تحت تاثیر باورهای قومی و قبیلهای قرار دارد. این فرهنگ سنتی در کنار عامل فقر و ناآگاهی سبب بالا بودن رشد جمعیت آن نسبت به دیگر استانهای کشور است. از مشکلات عمده این استان که بر کیفیت زندگی زنان اثرات بسیاری میگذارد میتوان به شیوع ازدواج در سنین پایین، تعدد زوجات، ازدواج های زودهنگام و فامیلی و نکوهیده بودن جدایی و طلاق با وجود عدم امکان زندگی مشترک اشاره کرد. آمارها نشانگر آن است که میزان ازدواج زیر سن ۱۵ سال در استان سیستان و بلوچستان دو درصد است و مرگ و میر زنان این منطقه سه برابر میزان میانگین کشوری است. شاخصهای که نمایانگر نرخ پایین امید به زندگی در میان زنان و سطح و کیفیت نازل حیات و مماش زنان است.

نسبت باسوادی مردان در سیستان و بلوچستان از زنان بیشتر بوده و رقم این نسبت برابر با بیش از ۴۶۶ هزار نفر مرد، به بیش از۳۳۶ هزار زن است و هنوز هم تحصیل و رشد دختران و زنان در محیطهای درسی یکی از چالشهای عمده تلقی میشود. جالب است که استان سیستان و بلوچستان بالاترین آمار زنان بدسرپرست و بیسرپرست را دارد و اگر این موضوع را در کنار کمبود فرصتهای شغلی برای زنان بگذاریم به میزان فقر و مشکلات زندگی این خانوارها پی میبریم. «توران سرابندی»، رئیس اداره کل تعاون و رفاه اجتماعی استان بر این نظر است که «کمبود فرصتهای شغلی ثابت و پایدار و فقدان توزیع عادلانه آنها، فقر فرهنگی و دسترسی نداشتن به تسهیلات مالی» از مسائل حیاتی زنان است. او جمعیت شاغل استان را ۳۸۶ هزار نفر اعلام کرده که تنها ۶۷ هزار نقر از آنان را زنان تشکیل میدهند. همین موضوع قدرت اقتصادی و استقلال زنان را کاهش داده و مناسبات قدرت را به نفع مردان در خانواده و جهان تنظیم میکند.
زنان سیستان در پستهای مدیریتی
اخباری که طی چند ماه گذشته در رسانهها منعکس شده بود حکایت از حضور گستردهتر زنان در عرصههای مدیریتی استان سیستان و بلوچستان با وجود محدودیتها و سدهای فراوان داشت. در حال حاضر پنج زن در استان سیستان و بلوچستان سمتهای مدیریتی کلیدی دارند؛ «رابعه اربابی»، رئیس مرکز بهداشت شهرستان فنوج، «حمیرا ریگی»، فرماندار شهرستان قصر قند، «معصومه پرندوار»، فرماندار شهرستان مرزی هامون، «طاهره هامون نورد»، مدیر کل گمرکات استان، «سامیه بلوچزهی» که از اهل سنت و بلوچ و شهردار شهرستان راسک و «زهرا اربابی»، معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استان است.

خبرهایی که نوید تغییراتی در حرکت اجتماعی سیاسی و زنان در ساختارهایی مردانه را میدهد و بسیاری از ناظران آن را مثبت تلقی میکنند. اما «مریم نخعی»، یکی از ساکنان استان سیستان و بلوچستان در مصاحبه با توانا بر این نظر است که نباید سمتهای انتصابی زنان را جهشی بزرگ برداشت کرد: «تنها راهی که برای پیشرفت زنان وجود دارد درس خواندن و کار و تلاش زیاد است تا بتوانند خود را بالا بکشند. البته در شرایط مردسالاری گرفتن شغل و پست بالامرتبه خیلی اتفاق مهمی است اما این موضوع به این دلیل پررنگ شده است که بسیاری انتظار چنین پیشرفتی را از سوی زنان ندارند.» وی در ادامه اضافه میکند که شرایط کلی و امنیت عمومی زنان برای زندگی بهتر است مدنظر قرار گیرد و نه صرفا حضور انگشتشماری از زنان در مراتب مدیریتی: «رفت و آمد و زندگی در فضای شهری زاهدان برای مثال چندان راحت نیست. از امکانات رفاهی خبری نیست. فقر شدیدی حاکم است و تعداد معدودی پارک و مکانهای تفریحی و ورزشی وجود دارد. حتی تا سال ۱۳۸۹ هیچ کتابفروشی و یا فرهنگسرایی در شهر زاهدان وجود نداشت. شاید یک و یا دو کتابفروشی آن هم بسیار کوچک در مخفیترین مکانی که تصور کنید، وجود داشت.»
در شرایطی چنینی به نظر میرسد تنها راهی که زنان ساکن در زاهدان دارند آموزش و یافتن کاری در محیط اداری و دولتی است. دختران با ورود به دانشگاه و تلاش برای پیدا کردن شغلی دولتی سعی دارند رشد و پیشرفت شخصیشان را رقم زنند. مریم این موضوع را تایید کرده و توضیح میدهد: «به خاطر محروم بودن منطقه بیشتر زنان میکوشند که در کار اداری استخدام شوند. زنان اجازه تحصیل و یافتن کار دارند اما میبینیم که حضور زنان در عرصههای کارآفرینی بسیار پایین است. این تنها راه بالا کشیدن خود در محیطی مردانه است.» از مریم درباره وضعیت زنان اهل تسنن پرسیدیم و او توضیح میدهد که میزان حضور زنان سنی در محیطهای آموزشی افزایش داشته اما ورود آنها به عرصه شغلی و کاری کمتر از زنان دیگر است. مریم تأکید دارد که طی سالهای گذشته اعتماد اجتماعی به زنان بالا رفته و میزان نزاعهای ناموسی خصوصا در شهر زاهدان کاشته یافته است.

شاخصههای ناامید کننده خشونت علیه زنان
نتایج پژوهشی انجام شده در سال ۱۳۸۳ میان زنان سیستان و بلوچستان بیانگر آن است که ۷۷ درصد از جامعه آماری پاسخگو در خانواده خشونت والدین و یا افراد ذکور خانواده را تجربه کردهاند. حدود ۳۹ درصد زنان از زندگی زناشویی خود ناراضی بوده و دلیل افشا نکردن خشونت در بسیاری از موارد حفظ آبرو و ترس از دست دادن فرزند ۳۳ و یک دهم درصد بوده است. در این پژوهش ارتباط معناداری بین تجربه خشونت و سطح تحصیلات ثابت شده است. اختلاف سنی زیاد از دیگر عواملی است که میزان خشونت را افزایش میدهد. نتایج کلی این پژوهش تاکید دارد که زنان سیستان و بلوچستان با پدیده خشونت کنار آمادهاند چرا که به شکل طبیعی هم در خانه پدر و هم شوهر تحت تسلط دیگری هستند. همچنین این بررسی میگوید که سنتها و آداب قبیلهای و باور به مردسالاری از اصول زندگی زنان است. زنان به روابط چند همسری، ازدواج در سنین پایین و ازدواج های از پیش تعیین شده و وابستگی اقتصادی به مردان عادت کردهاند.
مریم که در رشته جامعه شناسی درس خوانده و چند سال پیش به دلیل فضای بسته و سنتی زاهدان به شهر دیگری برای سکونت مهاجرت کرده بود به توانا میگوید که در دوران مدرسه همکلاسیهایی داشته که در سن بسیار پایین ازدواج میکردند و یا خشونت را به شکلی گسترده در محیط خانواده تجربه میکردند: «کلا خلق و خو و رفتارهای مردان بسیار تند است و مقاومت و آگاهی هم در میان زنان پایین است. وابستگی اقتصادی هم اجازه حرکت و تصمیمگیری به زنان نمیدهد. حتی برخی از زنان چند همسری مردانشان را پذیرفتهاند.»

زمانی که راه برونرفت زنان از روابط ناسالم بسیار سخت باشد معمولا مجبور به انتخابهای دیگر میشوند. «مریم آقا رضی» وکیلی که هشت سال است در استان سیستان و بلوچستان کار میکند توضیح میدهد که بخشی مهمی از طلاقها به خاطر رفتار مردان انجام میشود: «مردها بد رفتار میکنند و اغلب این مردان، زنان را تحقیر میکنند و دست بزن نیز دارند. این قشر از شرایط مالی متفاوتی برخوردارند در این قشر خیانت مردها زیاد و پاسخ کنجکاوی زن با کتکاری همراه است و سرانجام این زندگی طلاق خواهد بود.» زنان پس از طلاق مورد حمایت خانواده قرار میگیرند اما در پیچاپیچ روابط فامیلی و حرفهای اقوام میافتند. همین موضوع سبب میشود که خارج شدن از سایه قضاوتهای دیگران برایشان چندان آسان نباشد.
آمار منتشر شده نمایشگر زندگی زنان عادی و طبقه متوسط شهری در استان سیستان و بلوچستان بود. این در حالی است که بخش عمدهای از زنان حاشیهنشین و آسیبپذیر در این منطقه با معضلاتی چون اعتیاد، بیسوادی، فقر مطلق، وضعیت نامناسب بهداشتی، بیخانمانی، ازدواجهای ثبتنشده، فرزندان بیشناسنامه دست به گریبان هستند و نجات و یاری آنان نیازمند برنامههای بلندمدت مسئولین و سرمایهگذاری دولت است.