«سعید» با دختری کارتنخواب به نام «مژگان» آشنا میشود. او را به خانهاش میآورد تا در ازای این سرپناه از مادرش مراقبت کند. اما این سرپناه به قیمت جان مژگان تمام میشود. این مرد که اعتیاد سنگین به شیشه داشت و ادعا میکرد میخواست با مژگان ازدواج کند -و در عینحال زنان دیگر را نیز به خانهاش میآورد- ، مدام مژگان را به باد کتک میگرفت. یک شب و در یکی از آن کتکهای سریالی، با میله جاروبرقی به سر مژگان میزند و به اعتراف «صغری» – زن دیگری که او نیز با پیشنهاد سعید در آن خانه زندگی میکرد- مژگان را به اتاق میکشاند و چند سیلی نیز به صورت او میزند تا اینکه مژگان بیهوش میشود و در نهایت جان میدهد.
۱۵ هزار کارتن خواب در شهر تهران
این داستان غمانگیز شاید یکی از فراوان قصههای تلخ کارتنخوابهای ایرانی باشد. کارتنخوابی در شهری مانند تهران تبدیل به یک معضل شده است و تعداد کارتنخوابها افزایشی هشداردهنده دارد. چنانکه واکنش مقامات را نیز برانگیخته است. «عبدالمقیم ناصحی» – رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی تهران- اقرار میکند که حدود ۱۵ هزار کارتنخواب در نقاط مختلف شهر تهران زندگی میکنند. به گفته او شهرداری تهران هرشب تنها حدود پنج هزار نفر از کارتنخوابها را جمع آوری میکند و در گرمخانهها اسکان میدهد و هر صبح نیز آنها را مرخص میکند. او درباره نسبت اعتیاد افراد با کارتنخوابی میگوید: «همه افراد کارتن خواب در سطح شهر معتاد نیستند بلکه بخشی از آنها به دلیل مشکلات شخصی، خانوادگی و یا اجتماعی، کارتن خواب شدهاند.»

«محمدباقر قالیباف»، شهردار تهران، نیز بر تعداد زیاد کارتنخوابها صحه میگذارد و درباره ضعف مدیریت شهرداری در امور ساماندهی کارتنخوابها میگوید: «در شهر تهران هر شب ۱۵ هزار کارتن خواب داریم اما آیا در این شهر که هشت الی ۱۰ میلیون نفر مردم دلسوز دارد، نمیتوانیم این تعداد کارتن خوابها را سامان دهیم؟ در فرصتهایی که نیمههای شب و در بیابانها، کوره پزخانهها و کنار اتوبانها با کارتن خوابها صحبت کردهام، به جرات دریافتهام که آنها انسانهای صدوق و فهیمی هستند و با کوچکترین کمک ما میتوانند به زندگی خود برگردند. بخشی از این نارسایی ها مربوط به ضعف مدیریت ما بوده است و تنها خود آنها مقصر نیستند، بلکه جامعه و مدیران جامعه هم مقصر هستند.»
اما در عینحال شهردار تهران مهر امسال ادعا کرد که با تمهیداتی که شهرداری تهران اندیشیده است زمستان امسال هیچ کدام از کارتنخوابها بیسرپناه نخواهند ماند. این ادعا در حالی مطرح میشود که به گفته منابع مستقل در حالیکه تعداد کارتنخوابهای تهران در عرض سه سال از ۵ هزار نفر به ۱۵ هزار نفر رسیده است اما تعداد کارتنخوابهای ساماندهیشده در شهرداری به زحمت به ۳۰ درصد میرسد.
زنان و کودکان کارتنخواب
نکته قابل تامل دیگر این است که از میان این آمار ۱۵ هزارتایی، بیش از سه هزار نفر از این کارتنخوابها زن هستند. زنانی که آسیبپذیری بیشتری نسبت به مردان دارند اما در عین حال از آن گرمخانهها هیچ سهمی ندارند. چون گرمخانهها اساسا برای مردان طراحی شدهاند. «رحمت الله حافظی»، رییس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران، در اینباره در آبان امسال گفت: «با توجه به این موضوع و تعداد زنان کارتنخواب شهر تهران، شهرداری پایتخت با در نظر گرفتن مطالباتی که در این موضوع وجود داشت مقدمات راهاندازی گرمخانهای برای زنان را فراهم کرده است. این در حالی است که در حال حاضر و همانطور که مستحضرید تمام گرمخانههای شهر تهران برای مردان راهاندازی شده است در حالی که زنان کارتنخواب به خصوص در این فصل سرما به مراتب از آسیبپذیری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند.»

کارتنخوابها فقط شامل افراد بزرگسال نمیشوند. کودکان نیز از این آسیب در امان نیستند. «معین» چهار ماهه یکی از این کودکان است. او که مادری کارتنخواب و معتاد به هروئین داشت معلوم نیست پدرش کیست و به کمک دیگر مردان کارتن خواب و معتاد به دنیا آمده است. به هر ترتیب در یکی از گشتزنیهای مأموران خدمات اجتماعی شهرداری، معین کوچک و مادرش شناسایی میشوند و مأموران موفق میشوند به همراه یک ضابط قضایی او را به همراه مادرش جذب کنند. مادر معین به کمپ ترک اعتیاد منتقل میشود و معین خود به بیمارستان میرود تا تست اعتیاد و ایدز روی او انجام بگیرد. خراش صورت معین نیز به گفته مادرش ناشی از گازگرفتگی توسط سگ است و از این رو احتمال عفونت نیز میرود. معین اکنون در بیمارستان بستریست و پرستاری به نام «فریبا» که او خود نیز بدون سرپرست و در بهزیستی بزرگ شده است، سرپرستی او را بر عهده گرفته است.
خانوادههای کارتنخواب و ظرفیت پایین مددسراها

آنطور که معاون توسعه و خدمات اجتماعی سازمان رفاه شهرداری تهران میگوید اکنون در تهران تنها سه مرکز نگهداری از افراد بیخانمان وجود دارد. علاوه بر این سه مرکز اصلی، وقتی فصل سرما آغاز میشود نیز مددسراهای اضطراری و موقت برقرار میشود تا به کارتنخوابها سرویس بدهند. اما مساله این است که هریک از این مددسراها ظرفیت پذیرش تنها ۵۰ بیخانمان را دارد و این با توجه به آمار بالای کارتنخوابهای تهران ظرفیتی بسیار اندک محسوب میشود. به گفته او «به افراد بیخانمان در این مراکز دو نوع خدمات ارائه میشود که یکی خدمات اولیه شامل تغذیه، امکان استحمام، سرپناه و پوشاک است و دیگری خدمات بهداشتی و درمانی و فرهنگی و آموزشی است.» در عین حال این مقام مسئول از برآوردهایی نزدیک به ۱۰۰ خانواده بیسرپناه نیز در سطح شهر میگوید که به گفته او سعی شده است به این خانوادههای بیسرپناه نیز امکانات زندگی اهدا شود. وی درباره علل بیخانمانشدن افراد میگوید: « آمارها نشان میدهد که ۸۰ درصد از کارتن خوابها معتاد هستند و در واقع علت بیخانمان شدن این افراد همان اعتیاد بوده است. فقر، اختلافات و مشکلات خانوادگی نیز از دیگر عوامل شایع در بیخانمان شدن این افراد است.»

روند اسکان موقت کارتنخوابها در گرمخانهها و مددسراها در حالیست که کارشناسان این راه را راهحلی موقت میدانند که نمیتواند اصل مشکل را حل کند. «مصطفی اقلیما» که استاد دانشگاه علوم بهزیستی و رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعیست در اینباره میگوید: « به تازگی اعضای شورای شهر موضوع جمعآوری متکدیان و زنان کارتنخواب را اعلام کردهاند اما راه حل این مشکل با جمعآوری یا اسکان موقت آنها در گرمخانهها حل نمیشود، چون در تمام این سالها این کار انجام شده و تنها تعداد آنها افزایش یافته است. راه حل اساسی حل کردن علل این مشکل یعنی عوامل اقتصادی است. تا وقتی در کشور فقر و بیکاری باشد مطمئنا ما در کشور کارتنخواب و متکدی هم خواهیم داشت. از سوی دیگر، زنانی هم که شوهرشان معتاد است یا به زندان افتادهاند، درآمدی ندارند و ناگزیرند که خیابان را سرپناه خود کنند. چون الان کمترین مبلغ اجاره خانه ۴۰۰ هزار تومان است، کسی که درآمد و شغلی ندارد چطور میتواند اجاره را پرداخت کند؟» او در عین حال اعتراف میکند که با وجود سالی یک میلیون بیکار تحصیل کرده جایی برای ایجاد اشتغال برای افراد فقیر و معتاد نمیماند.