زندگینامه
سید محمدعلی آلهاشم در سال ۱۳۴۱ هجری شمسی زاده شد. پدر او سید محمدتقی آلهاشم از روحانیون برجسته تبریز بود. آلهاشم دروس خود را تا دبیرستان در تبریز گذراند. سپس برای تحصیل علوم دینی رهسپار قم شد تا تحصیلات حوزوی را پی بگیرد. گویا مهمترین افتخار حوزوی او آن است که به مدت چهارده سال در درس خارج سیدعلی خامنهای (که ظرف کمتر از یک روز پس از مرگ روحالله خمینی از حجهالاسلام متوسطالحال به آیتاللهِ مرجع تقلید ارتقاء یافت) حضور فعال داشته است. آلهاشم از جهت مدارج حوزوی تا پایان سطح چهار (که حوزه علمیه آن را معادل دکترای دانشگاهی تعریف کرده) درس خوانده ولی برای محکمکاری یک مدرک دکترای فقه و مبانی نیز اخذ کرده است. گفتنی است که نه تنها خود محمدعلی آلهاشم در خطه تبریز تصدیگری کامل دارد و امام جمعه تبریز است، بلکه پدرش، محمدتقی آلهاشم، نیز امام جمعه موقت تبریز است.

فساد و ریاکاری
از ویژگیهای روحانیت خمینیپناه در این چهار دهه آن بوده که تظاهر را همزمان با دروغ به پیش برده است. آلهاشم نیز به بهترین نحو همین سیاست عوامفریبانه را در پیش گرفته است. سویههای این سیاست بر پایه ارائه تصویری کاملا معکوس از روحانیت حاکم بر کشور و دستنشاندگان مدیر و نظامی آنان است که همگی مسئول اصلی تاراجها، کشتارها و بهفلاکتکشاندن ایران پس از انقلاب اسلامی بودهاند. وقاحت او و دیگر هملباسان شریک در مافیای خمینیسم مبنی بر توصیه مسئولان و مردم به سادهزیستی و قناعت و چشمپوشی از مادیات و لذات دنیوی، پارهای از همین نفاق روحانیان است که البته ریشه چندصد ساله دارد و در چهل سال اخیر نیز منابر آنان با این شیوه از خطابه بدل به مهمترین ابزار در مخدوشکردن روابط اجتماعی و حس سالم ملی در میان ایرانیان به عنوان یک پیکر یکپارچه و مداراگر داشته است.

در حالی که تمامی مسئولیتهای او بهویژه «نمایندگی ولی فقیه در آذربایجان شرقی» معادل دسترسی به منابع هنگفت مالی و نفوذ وسیع استانی است و مشخص نیست این همه سرمایه چگونه و کجا و تحت چه نظارتی هزینه و مصرف میشود. آلهاشم از یاد نمیبرد که به اصطلاح بدون محافظ میان مردم در مترو برود یا دستور دهد میلههای مابین مردم و مسئولین را به نحو تشریفاتی در نمازجمعه تحت مدیریت او بردارند و بدین نحو تظاهر کنند که میان ملت تاراجشده و حاکمان تاراجگر هیچگونه دوری و اختلاف و تبعیضی وجود ندارد. آلهاشم درباره رفتارهای عوامفریبانه خود طبق رویه ریاکارانه ارباب مذاهب که در ایران به ارباب قدرت نیز بدل شدهاند، چنین گفته است:
«به نظر خودم کار ویژهای از ناحیه من انجام نگرفته است بلکه این یک وظیفه طلبگی است، این یک وظیفه روحانیت و امام جمعه است که رابطه خوبی را با مردم برقرار کند و اعتماد مردم را جلب کرده و بتواند با همه گفتوگو همصحبت باشد، امام جمعه باید بتواند با هم و در کنار مردم باشند و در مراسمشان و در برنامههایشان حضور داشته باشد، از این رو به عقیده من، بنده کار فوقالعاده انجام ندادم بلکه کار طلبگی خود را انجام دادم.»
چنانکه دور از انتظار نیست، پروپاگاندای نظام اسلامی در این میان با کل تجهیزات رسانهای وارد میشود تا تصویری از یک امام جمعه سادهزیست، مردمی و محبوب نزد افکار عمومی بسازد. کمترین دقت به مصاحبه وحید یامینپور با او یا عکسهایی که از روز نخست ورود او به آذربایجان شرقی گرفته شده (که گویی امام دیگری دارد از هواپیما پایین میآید و اتوموبیلش در محاصره اشتیاق مردمی دوره میشود) نشاندهنده هماهنگی ارکان نظام اسلامی جهت لاپوشانی فسادها، اعدام خردهپاها، برکشیدن جنایتکاران با عنوان خادم ملت و در نهایت وارونهسازی کل شرایط حاکم بر کشور است.

حضور سیاسی
آلهاشم پیش از آنکه به امامت جمعه تبریز و نمایندگی ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی از اوایل خرداد سال ۱۳۹۶ تا کنون گماشته شود، نزدیک ده سال مسئولیتی داشته که اهمیت آن کمتر از مقام و منصب فعلی او نیست و آن هم ریاست سازمان عقیدتی سیاسی کل ارتش از سال ۱۳۸۸ تا اواسط تیر ۱۳۹۶ بود. مسئولیت گذشته آلهاشم از ین جهت حائز اهمیت است که رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش از هر مقام نظامی در این ارگان بالاتر است و در واقع منصبی سراسر ایدئولوژیک-امنیتی تحت پوشش مذهب و ارزشهای شیعی است. بسیاری از اعدامهای مخفیانه درجهداران ارشد ارتش، که در مواردی قصد اقدام ضد سران جمهوری اسلامی یا کمک تسلیحاتی به مخالفان نظام در عراق را داشتهاند، در این دههها تحت نظارت، دستور و اجرای سازمان عقیدتی-سیاسی انجام گرفته است.
همگام با پروژه دشمنسازی جمهوری اسلامی و بهویژه تاکیدات ولی فقیه دوم بر واژه دشمن، آلهاشم در نخستین سالگرد خیزش مردمی دی ماه ۱۳۹۶ و هشتمین سالگرد حماسه حکومتی دی ماه ۱۳۸۸ مدعی شد که دشمن میخواهد با سوءاستفاده از شرایط اقتصادی و معیشتی در کشور بحرانسازی کند. او در دیدار با مردم و مسئولان شهرستان اهر مدعی شد که جنبش دانشجویی ۱۳۷۸ و جنش سبز هر دو فتنههای بسیار حسابشده و دقیق برای براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده است و به دروغ تاکید کرد که در هر دو رویداد به اعتقادات و مقدسات مردم توهین شد. او جنبش سبز را به طور ضمنی فتنه سعودی نامید و توضیح نداد که چگونه نظام اسلامی با دستگاه عریض و طویل «شورای نگهبان» و «وزارت اطلاعات» و نهادهای امنیتی سپاه و غیره متوجه نشد که دو کاندیدا از عربستان پول گرفتهاند تا کشور را به آشوب بکشانند. آلهاشم فراموش نکرد که از ناکام ماندن خیزش دی ماه سال گذشته نیز ابراز خشنودی کند و آن را به تاثیر خون شهدا و رهبری ولی فقیه پیوند بزند. او به عنوان گماشته ولی فقیه، سخنان علی خامنهای را تکرار کرد که شاید دشمنان در سال ۱۳۹۸ بخواهند دوباره توطئههایی را آغاز کنند.

پس از انتصاب یکی از جنایتکاران تراز اول جمهوری اسلامی به عنوان رئیس دستگاه قضا و کلیدزدن بازی تازه «مبارزه با فساد» توسط ابراهیم رئیسی، تازهامامجمعه آذربایجان نیز حسب وظیفه سرسپاری به مافیای حاکم بر کشور در آبان ۱۳۹۸ از اقدامات قاطعانه رئیس قوه قضائیه در امر مبارزه با فساد قدردانی کرد. در همین سخنرانی در جمع مردمانی از آذربایجان شرقی، آلهاشم از عبارات پرطمطراقی چون «رستاخیز علمی» با الهام از بیانیه علی خامنهای تحت عنوان گام دوم انقلاب یاد کرد و خواستار تحول در نظام اداری شد. اما این تحول در بیان آلهاشم آنجا مصداق روشن خود را مییابد که او مدعی میشود کارهای ابراهیم رئيسی در همین مدت کوتاه سبب امیدواری مردم به انقلاب و آینده کشور شده است.
تازهترین اظهار نظر آلهاشم به عنوان بوق تبلیغاتی امپریالیسم خمینی، تخطئه اعتراضات بهحق مردم لبنان و عراق است که در آن ضد دخالتهای بیرویه و تجاوزگرانه جمهوری اسلامی و تروریست بینالمللی قاسم سلیمانی در کشورهایشان شعارهای کاملا گویا و روشن سر دادهاند. درست همنوا با ولیفقیه، آلهاشم نیز بیدرنگ این خیزشها را به بیگانگان و بهویژه آمریکا نسبت داد و هدف آن را رو در رو قرار دادن مردم و مذاهب ضد یکدیگر معرفی کرد، یعنی دقیقا همان کاری که بیگانه (جمهوری اسلامی) در این کشورها همواره انجام داده است. جالب آن است که هراس مجموعه دستاندرکاران نظام از اینکه خیزشهای آزادیخواهانه منطقه به ایران نیز سرایت کند در خطابههایشان هویدا ست و از ابراز این نگرانی نیز ابایی ندارند. پافشاری او و دیگر هملباسانش بر فلسفه شهادت و ایثارگری و نیز عزم راسخ بر خنثیکردن توطئهها، همگی ترجمانی جز تشویق به جنایت ضد هموطنان در روزهای مبادای خیزش ملت ایران نیست. از همین رو آلهاشم در همایش حکومتی «طلایهداران گام دوم انقلاب واحدهای پیشگام سازمان بسیج دانشآموزی» آنان را ترغیب کرده تا راهپیمایی حکومتی سیزدهم آبان و آمریکاستیزی را جدی بگیرند و صریحا هشدار داده است که باید مانع شکلگیری خیزشی مشابه در ایران شد: «باید در این شرایط با حفظ هوشیاری و بصیرت اجازه ندهیم چنین توطئههایی به کشور ما نیز نفوذ کند.»
آراء فرهنگی و اجتماعی
وقتی در شهر تبریز با پول مردم، ضد آزادیهای مردم اجتماع برگزار میشود و نامش را «اجتماع بزرگ مردمی حجاب و عفاف» میگذارند و شعار محوریاش را نیز «بانوان باحجاب، حافظان انقلاب» قرار میدهند، آنگاه میتوان فهمید چرا محمدعلی آلهاشم مورد عنایت آیتالله خامنهای قرار دارد. او در بیستم تیرماه ۱۳۹۸ در همین تجمع که هدفی جز رو در رو قرار دادن مردم علیه یکدیگر ندارد، فریاد برآورد که صداوسیمای همین نظام اسلامی نیز حرمت حجاب را نگه نمیدارد: «صدا و سیما نیز باید از بازی زنان چادری در نقش منفی جلوگیری کند و همچنین اجازه ندهد بازیگرانی که پوشش مناسبی در زندگی عادی خود ندارند، در نقش زنان چادری بازی کنند برای این که این کار بار روانی سنگینی روی زنان و دختران محجبه دارد.»
مسئله روشن است: بار روانی سنگین سرکوب و تحقیر و تجاوز روی زنان مخالف نظام یا زنان عادی با حجاب نامطلوب از منظر نظام کوچکترین اهمیتی ندارد. جمهوری اسلامی توانسته چهل سال به بخش مذهبی جامعه این عادت را به عنوان حق تزریق کند که آسایش و حرمت شما در سلب آسایش و بیحرمتکردن انتخاب و شخصیت انسانی بخش دیگر جامعه است. کارکرد امثال آلهاشم نیز توجیه و ترویج همین مبانی تبعیضآمیز نظام اسلامی برای مخاطبان است. در همین تجمع آلهاشم فتوا داده که حجاب زن حقالله است و حرمت زن تنها به خود او اختصاص ندارد و اگر بستگان او (پدر/برادر/شوهر) نیز اجازه بیحجابی به او دهند، خداوند راضی نمیشود که حرمت و حیثیت زن پایمال شود. در این سخنان هم ترویج غیرتورزیهای منجر به خشونت ضد زنان دیده میشود و هم دستوپاکردن مبنای سرسختانهتر برای چیزی که ریشه متنی آن در کتاب و سنت نیز محل تردید است. مسئله این است که زن ایرانی نمیخواهد اجازهاش دست بستگان نرینهاش یا خداوند نرینه (الله) باشد.

او فتوا داد که حجاب زن حقالله است و حرمت زن تنها به خود او اختصاص ندارد
حرمت و حیثیت زن در آزادی انتخاب او ست و این چیزی ست که ذهن پدرسالار اسلامگرای آلهاشم از درک آن ناتوان است. او حتی به دادسراها هشدار داده که زنان مجرم دیگر نمیبایست با چادر در محاکم ظاهر شوند و باید فکر دیگری برای پوشش آنها کرد. او در همین زمینه از دستور ابرایم رئیسی مبنی بر نپوشاندن چادر به متهمان زن تقدیر کرده است و آن را از اقدامات موثری دانسته که پاسخ کوبنده به هر کسی ست که حجاب اسلامی را زیر سوال میبرد. از دید او رویه سابق موجب زیرسوالبردن حجاب برتر بود. از منظر آلهاشم میبایست چادر و چادربهسران را در حد انسان کامل بالا برد و هر زن دیگر و متفاوتی را بسته به درجات عدولش از قانون تبعیضآمیز حجاب اجباری، مورد تحقیر سیستماتیک قرار داد. طنز تلخ آنجا ست که چنین نظام سرکوبگر و ضدزنی قرار است لایحه دیگری را نیز درباره زنان تدوین کند. آلهاشم در تجمع حکومتی عفاف و حجاب ابراز امیدواری کرده تا ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جدید قوه قضائیه هر چه سریعتر لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی را بررسی کرده و تقدیم دولت و مجلس کند. آلهاشم در پایان سخنان خود در این تجمع از خاطر نبرد تا زنان را طبق رویه همیشگی نظام اسلامی در انداختن مردم به جان یکدیگر، که علی خامنهای در چند سال اخیر با وصف «آتش به اختیار» از آن یاد کرد، ترغیب کند تا ضد بیحجابی خودشان دست به کار شوند. «بانوان با تاسی از آموزههای دینی رسالت خود را انجام دهند.»
از منظر آلهاشم میبایست چادر و چادربهسران را در حد انسان کامل بالا برد
آلهاشم حتی به آزادیهای فرهنگی در کشور آذربایجان نیز حساس است و اگر دست او و هملباسانش میرسید حتما ضدفرهنگ جمهوری اسلامی را در اندک کشورهایی که هنوز میتوانند میراثدار تمدن این خطه باشند میگستراند. در تاریخ نهم مرداد ۱۳۹۸ و طی دیدار با سفیر جمهوری آذربایجان و اعضاء بنیاد حسیناف ضمن ایراد مقادیری تعارفات معمول درباره روابط و مشترکات تاریخی و فرهنگی و دینی دو ملت ایران و آذربایجان، به مقصود اصلی خود اشاره کرد و از برگزاری همزمان مسابقات آوازخوانی و موسیقی با ایام سوگواری حسینبنعلی در باکو زبان به گلایه گشود و گفت: «حضور عاشقانه دلدادگان امام حسین(ع) در مراسم های عزاداری و راهپیمایی با شکوه اربعین ایجاب میکند که در زمان برگزاری چنین مسابقاتی تجدید نظر شود.» همین تجدیدنظر را به مدت بیش از چهل سال در سراسر ایران انجام دادهاند و آن را به عزاکده بدل کردهاند و اگر میتوانستند کل منطقه را نیز به لحاظ فرهنگی به ورطه تعصبات مشابه در میانداختند چنانکه به لحاظ امنیت و صلح در خاورمیانه همین نقش تخریبگر را بازی کردهاند. این هشدار آلهاشم به مراسم یک کشور دیگر نشان از روحیه تجاوزکارانه روحانیت حاکم بر ایران دارد. در واقع، تجاوز فرهنگی که ورد زبان ولیفقیه است، کاری ست که خود جمهوری اسلامی در قالب صدور شیعیگری انجام میدهد. وقتی آلهاشم راهپیمایی حکومتی اربعین را که با پول ملت ایران در سطح منطقه به نمایش قدرت ایدئولوژی شیعی بدل شده تا حد زمینهسازی یک تمدن نوین اسلامی بالا میبرد، جای شگفتی نیست که به مسئولان کشورهای دیگر نیز هشدار بدهد که مراسمهای موازی و غیراسلامی را تعطیل کنند تا مبادا از تاثیر پروپاگاندای راهپیمایی اربعین کاسته شود.