جمهوری چیست؟ جمهوری حکومتی است که در آن رئیس، توسط مردم انتخاب میشود. در حکومت جمهوری بر خلاف حکومت سلطنتی – که یک خانواده حاکم بر کشور است – یک خانواده حاکم بر کشور نیست؛ بلکه سه چهار خانواده حاکم بر کشور است؛ مثل خانواده لاریجانی و خانواده خامنهای و خانواده جنتی و چند خانواده دیگر. در جمهوری، مردم هر چند سال یک بار پای صندوق رأی میروند و از بین چهار نفری که حکومت انتخاب کرده، به یکی از آنها رأی میدهند؛ ولی یک نفر دیگر انتخاب میشود و بعد از تعیین رئیس جمهور همان کارهای قبلی ادامه پیدا میکند. جمهوری اسلامی نوعی از جمهوری است که در آن مردم دو بار حق انتخاب ندارند؛ بر خلاف جمهوریهایی مثل سوریه که مردم یک بار حق انتخاب ندارند.
در جمهوری اسلامی شورای نگهبان تعیینکننده افرادی است که صلاحیت دارند. بنابراین باید بدانیم شورای نگهبان چیست؟
«شورای نگهبان» گروهی از ایرانیان هستند که از عصر یخبندان دوم زمینشناسی باقی ماندهاند و به دلیل اینکه تولیدشان کم و مصرفشان زیاد بوده هنوز باقی هستند. اعضای این شورا هر شش سال یک بار توسط رهبر تایید میشوند. در این سیستم بهرهوری بالا ست؛ چون انتخاب شش نفر از انتخاب یک نفر سختتر است. به همین دلیل در جمهوری اسلامی شورای نگهبان وجود دارد و بر اساس اصل بقا و انرژی چون هیچ انرژیای مصرف نمیکند، همیشه بقا دارد.
دلایل بقای شورای نگهبان چهار دلیل است:
دلیل اول، دلیل دوم، دلیل سوم و دلیل چهارم. این دلایل در دوازده هزار سال گذشته اعلام نشده؛ چون مردم دلیلی ندارد آن را بدانند. اگر مردم صلاحیت داشتند که بدانند دلایل بقای شورای نگهبان چیست، دلایل چیزهای دیگر را هم میتوانستند بدانند و قضیه حل شده بود و رفته بود پی کارش.
شورای نگهبان توسط رهبر انتخاب میشود؛ بنابراین باید بدانیم رهبر چیست؟
رهبر چیست؟ رهبر به طور کلی موجودی است که تعیینکننده همه چیز است. موجودی است که هر کاری دلش بخواهد میکند و هیچ کسی هم حق ندارد از او سوال کند. در سایر کشورها اگر کسی از این کارها بکند، به او دیکتاتور میگویند، ولی در ایران به او دیکتاتور نمیگویند؛ چون اگر بگویند به زندان میروند و زخمی میشوند و اعتصاب غذا میکنند و وزنشان کاهش پیدا میکند و فرزندشان را نمیتوانند ماهها و سالها ببینند. بنابراین در ایران به رهبر دیکتاتور نمیگویند. بلکه به او معظم، فرزانه، افسانه، یگانه، ترانه، بینظیر، بیبدیل، بیعدیل، بیدلیل و بدون چیزهای دیگر میگویند. اصلیترین کار رهبر در جمهوری اسلامی ایجاد بنبست و مبارزه با دشمن است. و اکنون که کار به اینجا رسید باید بدانیم دشمن چیست؟
دشمن چیست؟ دشمن که در فارسی باستان به او «دژمن» میگفتند، در آن زمان به معنی مسئول «دژ» بود. دژها قلعههایی بودند که دشمنان کشور درست میکردند و از طریق آن به درون نظام نفوذ میکردند. به رؤسای دژ، دژباشی یا دژمن میگفتند، مثل بارمن، بیزینسمن، نورمن و انواع منهای دیگر. بعدها کلمه من از فارسی وارد زبان انگلیسی شد و در آن زبان مورد استفاده قرار گرفت. «دژمن» یا «دشمن» کسی بود که در قلعههای دشمنان اسلام – که گاهی شبیه آسیای بادی بود (ر.ک: دن کیشوت) – مینشست و یک قابلمه بزرگ آب جوش میآورد و هر وقت مسلمین به قلعه حمله میکردند، دژمنها آب جوش را با قابلمه روی آنها میریختند و از این طریق دشمنی خود را با آنان ثابت میکردند. ممکن است سوال شود که این دژمنها اصولا چه دشمنیای با رؤسا و مسلمین داشتند. پروفسور مشهدیقاسم غیاثآبادی در این مورد میگوید: «آ آ آ آ، به این سوی چراغ ما نمیدانیم.» تحقیقات دشمنشناسی دانشگاه هانتینگتون هلند نشان میدهد که دشمنان به طور کلی هیچ قصد خاصی جز دشمنی نداشتند. به همین دلیل یک بار که 473 سال قبل آخرین دژمن فوت کرده بود، حکومت نزدیک بود سقوط کند و بلافاصله دشمن جدیدی انتخاب شد و به ادامه کار خود پرداخت و توانست در انتخابات مجلس دخالت کند.
و اکنون لازم است بدانیم مجلس چیست؟
کدخدای علیآباد