شیدا سلیمانی و هنرش یادمان زنان اعدام شدهای هستند که سیستم سرکوب و خشونت سعی کرده آنها را خاموش کند. او تمثالهایی از زنان خشونت دیده، زندانی و شکنجه و اعدام شده را در شکل عروسک Bobo ساخته است. این عروسکها وسیله بازی برای کودکان نیستند. در واقع او تصاویر زنان ایرانی اعدام شده را روی بادکنکهایی که شبیه کیسه بوکس هستند چاپ و دوخته است. در اصل این عروسکها با الهام از آزمایش روانشناختی آلبرت باندورا شکل گرفتهاند. آزمایشی که کودکان در مقابل وسایل بازی قرار میدهد تا رفتار خشونتآمیز آنها را بررسی کند. براساس این نظریه رفتار خشونتآمیز آموخته میشود و عصبانیت کودکان و حمله به عروسکها در اثر آموختن آن از دیگران است.

حالا شیدا سلیمانی تصاویر زنانی را روی عروسکها انداخته است که به خاطر دفاع از خود در مقابل متجاوز دست به قتل زدهاند یا مجبور به اعتراف به جرمی شدند که مرتکب نشده بودند. شیدا درباره چرایی انتخاب عروسکهای Bobo میگوید «فکر میکردم که این مجموعه نباید تنها نشانگر زنانی باشد که کشته شدهاند. میخواستم از نظر روانشناختی ارتباطی با مخاطب ایجاد کند.» او ادامه میدهد این عروسکها با لایههای رنگارنگ تصویر سمبلیک خشونت و زندانی است که هر یک از زنان اعدام شده متحمل شدند. سنبلهایی که در عروسکها قرار گرفتهاند قابل شناسایی هستند. مثلا دستبند شهلا جاهد یا وسایل دیگری چون تلفن که نمایانگر تلاش زنها برای گرفتن کمک بود. فریادی برای کمک که هیچ نتیجهای در پی نداشت.

شیدا سلیمانی برای شناسایی زنان و نمایش آنها به گزارشهای سازمان عفو بینالملل و سازمان دیدبان حقوق بشر مراجعه کرده است. او جزئیاتی درباره اعدام این زنان خوانده است. سلیمانی میگوید پیدا کردن میزان اعدامها سخت است. براساس یک گزارش دیدبان حقوق بشر، ۷۰ درصد اطلاعات مربوط به اعدامها نامشخص و اتهامات هم در پرونده نامعین است. از میان ۳۰ زن اعدام شده در سال ۲۰۱۳ تنها اطلاعاتی درباره ۹ تن از آنها موجود است.
سلیمانی در این گزارش توضیح داده است که برای یافتن این عکسها معمولا از کمک روزنامهنگاران دیگر استفاده میکند یا در اینترنت جستجو کرده و عکسهای پاسپورت یا رسمی متهمین را پیدا میکند. او تلاش میکند این زنان و داستانشان را زنده کند در حالی که دولت میخواهد نام آنها محو شود. اما دلیل شیدا سلیمانی برای پیگری مصرانه این مسئله شخصی است. والدین او پناهنده سیاسی بودند که اواسط دهه ۸۰ میلادی از ایران فرار کردند. مادر او به خاطر تلاش ماموران برای یافتن پدرش زندانی و شکنجه شد. سلیمانی این داستانها را در خانه و دور میز شام از زبان پدر و مادرش شنیده است. بعد از آن تصمیم گرفته است که تجربیاتش را به صحنههایی واقعی تبدیل کند. سلیمانی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ تلاش کرد تا سلول مادرش را تحت عنوان پروژهای به نام «دختر مادرم» بازسازی کند. او در عین حال روی دو پروژه دیگر به نام «نمازخانه» و «پنجره» کار میکرد که آنها هم براساس داستانهای شنیده شده از پدر و مادرش بودند. در واقع کار جدید سلیمانی با نام «نسیان» براساس خاطرات مادرش است که میتوانست در زندان اعدام شده باشد.

شیدا میگوید که بسیاری از مردم فراموشکار هستند: «همه جنبش سبز را از خاطر بردند و رسانههای اینجا در اقدامی هماهنگ اخباری که از بیرون ایران میرسد را تحتالشعاع قرار میدهند و خبرهایی چون معاملات نفتی، انرژی هستهای و یا تحریمها را منتشر می کنند.» او میگوید که در بحبوحه جنبش سبز خبر مرگ مایکل جکسون اخبار ایران را تحت پوشش قرار داد.
سلیمانی همیشه میخواست کارهایش را روی زنان چون مادرش متمرکز کند. زنانی که به ناحق شکنجه و زندانی شدند. میگوید درباره زنان در ایران از دریچه غربی نگاه میشود اما «زنان در ایران آزاد نیستند. آنها به اجبار باید حجاب داشته باشند. میخواستم زبانم را گسترش دهم و از تصاویر زنانی استفاده کنم که به خاطر سیستم قضایی اشتباه اعدام شدند.»

به همین خاطر در کارهای سال ۲۰۱۵ تلاش میکند نشان دهد چطور دولت خشونت را عادیسازی میکند. اعدامهای عمومی که کودکان به تماشای آن میروند همه عروسکهای Bobo هستند که خشونت را ترویج میکنند. کودکانی که در معرض خشونت قرار میگیرند به همین شکل هم اجتماعی میشوند. «دولت نشان میدهد خشونت علیه زنان شایع است. آنها به زنان برچسب مجرم زده و اعدامشان میکنند.»
ایران از کشورهایی است که رتبه اول اعدام را در جهان دارد و این در حالی است که بارها سازمانهای بینالمللی حقوق بشری در این باره هشدار دادهاند و خواستار لغو مجازات اعدام شدهاند.