زنان از لحاظ امنیت آسیبپذیرترند
احساس امنیت را «احساس آزادی از خطر» تعریف کردهاند. احساس امنیت از تجربههای عینی و اکتسابی فرد در محیط پیرامونش ناشی میشود. پررنگ بودن احساس امنیت در جامعه، نشان گر سلامتی آن جامعه است. در اینباره که امنیت چه اندازه عنصر مهمیست شاید کافی باشد به هرم مشهور «آبراهام مازلو» اشاره کنیم که در آنجا پس از نیازهای فیزیولوژیک، امنیت را مهمترین خواسته انسان دانسته است. اگرچه در دیدگاهی دقیقتر بین امنیت و احساس امنیت تفاوت وجود دارد اما نقطه تاکید این گزارش نه بحث تخصصی پیرامون امنیت، بلکه بر بحث امنیت زنان ایرانی در جامعه و خیابان است.
امنیت زنان به علل و دلایل مختلف نسبت به مردان آسیبپذیرتر است. دکتر «غلامرضا علیزاده»، جامعهشناس، جنسیت را در بحث از عدم امنیت، مهم میداند و در توضیح بیشتر میگوید: «در موضوع احساس امنیت معیار جنسیت را نمیتوان نادیده گرفت. در همه جوامع معمولا زنان و دختران جوان به دلیل شرایط فیزیکی و روحی و روانی بیش از مردان در معرض انواع خطرات و آسیبهای جسمی و روحی قرار دارند و به همین دلیل خودشان نیز بیش از مردان در هر جامعهای ممکن است از احساس نبود امنیت رنج ببرند و در محیطهای اجتماعی احساس ناامنی کنند.»
او حتی مصادیق احساس عدم امنیت در زنان و مردان را نیز متفاوت میداند و هراس زنان را شامل مواردی چون «احساس خطر از تاریکی، راه رفتن در مکانهای خلوت، نگرانی از حمله فرد یا افراد ناشناس، مورد تعرض قرار گرفتن، احساس ناامنی هنگام سوار شدن به وسایل نقلیهای مانند خودروهای مسافربر، تغییر مسیر ناگهانی، آدمربایی با انگیزه سرقت و تجاوز به عنف» میداند. در حالیکه در مردان این احساس ناامنی بیشتر به مواردی چون «خفتگیری، حمله و درگیریهای خیابانی، سرقت، زورگیری و آدم ربایی با هدف اخاذی» بر میگردد.

خیابان برای زنان امن نیست
شواهد پژوهشی متاسفانه نشان میدهند که زنان در خیابان احساس امنیت کافی ندارند. پژوهشی که در مورد آزارهای خیابانی زنان صورت گرفته است نشان میدهد که زنان در هر تردد شهری بسته به مدت زمان حضورشان و مسافتی که طی میکنند بین یک تا ۲۰ بار مورد آزار و مزاحمتهای کلامی فیزیکی و چشمی قرار میگیرند.
«مهسا» که زنی جوان و شاغل است و در تهران زندگی میکند، درباره آزارهای خیابانی به یک حس شخصی خودش اشاره میکند و آن «احساس انتظار برای آزار» است. این زن ۲۸ ساله در توضیح آن میگوید: «مسئله امنیت در خیابان، به نظر من شامل ۲ بحث میشود، احساس ناامنی و ترس و یا آزاری که عملاً با آن روبرو میشویم. اخیراً چیزی که بیشتر من را آزار میدهد، حس انتظار است؛ اینکه این احساس ناامنی آنچنان در ذهن من ایجاد شده که من مثلاً وقتی سوار تاکسی میشوم، هر لحظه منتظرم اتفاقی برایم بیفتد، راننده حرف نامناسبی بزند، مسافری طوری بنشیند که ناخوشایند باشد و یا چیزی ببینم و بشنوم که مایل نیستم! این حس انتظار و ترس برای اتفاقی که هنوز نیفتاده، بدتر از خود حادثه است و همیشه با من همراه است…»
حتی محیط کار نیز محیط امنی برای زنان نیست. در واقع جدای از خیابان، یکی از محیط های مهم که نیاز به برقراری امنیت بالا برای زنان دارد، محیط کار است. اما تحقیقی که در رابطه با آگهی استخدام زنان صورت گرفته است، نشان میدهد تنها ۳۲ درصد از این آگهیها خواهان کار مشروع زنان است.

قربانیانی که تبدیل به متهم میشوند!
با وجود احساس ناامنی زنان در جامعه، مقاماتی که حتی گاهی خود زن هستند، از اساس منکر این مسئله میشوند. به عنوان مثال «فاطمه آلیا»، نماینده مجلس شورای اسلامی، یک بار در رابطه با وضعیت امنیت زنان در ایران به این نکته اشاره کرده بود که در ایران به طور کلی امنیت به طرز قابل قبولی تأمین شده است، و زنان در ایران با امنیت بسیار بالایی به فعالیتهای اجتماعی مختلف میپردازند، در حالیکه در دنیای غرب، هر دو دقیقه یک زن قربانی تعرض و تجاوز می شود!
این اظهارات عجیب در حالیست که مواردی زیادی از تعدی و تجاوز به حریم شهروندان به خصوص زنان روی داده است. از جنجالیترین آنها می توان به «باغ وحشت» در خمینیشهر اشاره کرد. در خرداد سال ۱۳۹۰ در خمینیشهر تعدادی مرد وارد باغ شخصی شدند، مردان را زندانی کردند و زنان را به محل دیگری منتقل کردند و به صورت گروهی به زنان تجاوز کردند. در پی این حادثه بود که رئیس پلیس اصفهان گفت: «تجاوز به عنف ۱۱۳ درصد رشد داشته است.»
اما نحوه برخورد با این جنایت بود که عمق فاجعهبار نگاه رسمی به مسئله امنیت زنان را روشن کرد. از جمله دادستان خمینیشهر با مقصر دانستن تلویحی قربانیان واکنشهای تندی را باعث شد. وی در توضیح این اتفاق به نقد نوع پوشش و شادی قربانیان پرداخت و چنین گفت: «پس از گذشت مدت زمانی و با بالا رفتن صدای این افراد، توجه دو جوان حاضر در باغ مجاور محل جلب شد و از این زمان و بهدلیل شرایط حاكم بر خانمها و خصوصا وضعیت پوشش آنها موجب تمركز بیشتر این دو تن شد.» پس از آن گروهی از اصولگرایان به اظهارنظرهای این چنینی پرداختند و از جمله «وحید یامین پور»، مجری اصولگرای صداوسیما، در توجیه آن تجاوز گفته بود: «بدپوششی، تجاوز دختران به آرامش روانی مردان است.» و افزود: «نمیتوان فضا را پر از تحریک و تنش کرد و آن وقت انتظار داشت هیچکس خطا نکند.»
یکی از تازهترین موارد تجاوز به امنیت زنان نیز مسئله اسیدپاشی به زنان در اصفهان بود. در مهر ماه سال گذشته گزارشهای پیاپی از اسیدپاشی به زنان جوان در اصفهان و تهران میرسید. در شبکههای اجتماعی انگیزه اسیدپاشی مقابله با بدحجابی مطرح میشد، زنان جوانی که حد پوشش مورد تائید جمهوری اسلامی را نداشتند، مورد حمله اسیدپاشان قرار گرفتند. هر چند که پلیس انتظامی انگیزه اسیدپاشان را متناقض اعلام کرد، با گذشت بیش از یک سال از این اتفاق تاکنون مجرمین شناسایی و دستگیر نشدهاند.

در نقطه مقابل دیدگاه رسمی جمهوری اسلامی که زنان را در این آزارها مقصر میداند، جامعهشناسان نظر دیگری دارند و نقش دولت را در تأمین امنیت زنان بسیار مهم میدانند. «عالیه شکربیگی»، رئیس کارگروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه شناسی ایران، در اینباره میگوید: «وقتی در منشور حقوق شهروندی روحانی تنها یک ماده در مورد امنیت اجتماعی وجود دارد، مشخص میشود امنیت اجتماعی شهروندان مورد توجه دولت نیست. بنابراین یکی از راههایی که میتواند باعث کاهش مزاحمتهای خیابانی علیه زنان شود، این است که افزایش امنیت اجتماعی و روانی زنان مورد توجه دولت مردان و دولت زنان باشد.»
توانمندسازی زنان؛ توطئه غرب!
در واقع به نظر میرسد که بیتوجهی نسبی به امنیت زنان و تفسیر و برداشت غلط از آن ریشه در نوع نگاه رسمی به نقش زن دارد. با وجود چنین توجیهاتی در زمینه تجاوز به زنان نمیتوان انتظار چندانی برای ایجاد فضای امن برای زنان داشت. در واقع جمهوری اسلامی تا جایی که میتواند و به بهانههای مختلف مسئله زنان را تنها به کارکردهای جنسی آنها تقلیل میدهد و حضور آنها را تنها در خانه مفید میداند و حتی بحث از «توانمندسازی زنان» را، که پیشنیاز آن امنیت زنان است، «توطئه غرب» میپندارد.
به عنوان مثال روزنامه «کیهان» که مدیر مسئول آن توسط رهبر جمهوری اسلامی تعیین میشود، با تیترهایی مانند «رونمایی از طرح آژانس توسعه ملی امریکا و انگلیس» و «جامعه زنان ایران هدف پروژه امریکایی-انگلیس نفوذ» مینویسد: «شاید باور نکنید اما آژانس توسعه ملی امریکا، آژانس توسعه انگلیس و وزارت خارجه آلمان و چند کشور دیگر در کنار نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل همچون یونسکو و یونیسف هم اکنون به صورت رسمی مدیریت اجرای طرح غربی “توانمندسازی زنان” در کشورمان را در دست دارند.»
در نقد این نگاه است که «مهرانگیز کار»، حقوقدان و فعال زنان، مسئله محدودیت در حجاب و امر به معروف و آزار رسمی زنان را ناشی از ترس حکومت اسلامی از توانمندشدن زنان میداند و با صراحت مینویسد: «بنابراین نگرانی طیف بزرگی از حاکمیت که از انقلاب تا حال، به بهانه حجاب و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر قانونگذاریهای از این نوع، فضا را امنیتی کردهاند، این بوده و هست که مبادا زنان “توانمند” شوند. نظر به اینکه آسان نیست بر ضد توانمندسازی زنان، بیپرده سخن بگویند. چون همواره ادعا کردهاند که اسلام و انقلاب به زنان توانمندی میدهد. اما حالا به نظر میرسد کم آوردهاند و پروژه جدید سرکوب را با استناد به برنامههای سازمان ملل و یونیسف و یونسکو، کلید زدهاند.»
