روستای ابیانه، روستایی است تاریخی که در ۴۰ کیلومتری نطنز استان اصفهان و در مرکز ایران قرار دارد. آنچه این روستای تاریخی را مشهور کرده است، بناهای تاریخی آن است. ابیانه در دامنه «کوه کرکس» واقع شده است؛ کوهی که بخشی از نیمه شمالی رشتهکوههای مرکزی ایران است.

این روستا از بلندترین نقاط مسکونی در ایران است که ارتفاع آن از سطح دریا به ۲۲۲۲ متر میرسد. ابیانه در مردادماه ۱۳۵۴ با شماره ثبت ۱۰۸۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران ثبت شد. سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا را ۲۹۴ نفر اعلام کرده است. در زبان محلی به ابیانه «ویونا» میگویند که به معنی بیدستان است و در گذشته در اصل به همین نام شهرت داشته است که در گذر زمان و بر اثر تلفظ محلی به ابیانه تبدیل شده است. تعداد خانههای این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده است.

اتاقهای ابیانه دارای پنجرههای چوبی اُرُسمانند است و اغلب خانههای آن ایوانهای چوبی دارند که مشرف بر کوچههای باریکی هستند و نمای زیبایی به روستا دادهاند؛ «اُرُسی» از عناصر معماری ایرانی است و به پنجره مشبکی گفته میشود که بالا میرود و در محفظهای که روی آن گرفته جای میگیرد. نمای خارجی دیوارها با خاک سرخرنگی پوشیده شده است و معدن این خاکها در مجاورت خود روستا قرار دارد.

«از آنجا که در دامنههای شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانههای مورد نیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده که هر خانواده، انبار غارمانندی در تپههای یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد کند؛ این غارها که در دل تپهها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقه زمستانی و اشیای غیر ضروری مورد استفاده قرار میگیرد.»

این روستای زیبا در دوره صفویه و زمانی که شاهان صفویه برای ییلاق به نطنز میرفتند سکنای آنها بوده است. خانههای این روستا بر دامنه پرشیبی در شمال رودخانه «برزرود» قرار گرفته است؛ به طوری که پشتبام مسطح خانههای پاییندست، حیاط خانههای بالادست را تشکیل میدهند و هیچ دیواری نیز آنها را محصور نمیسازد. مردم این روستا به کشاورزی، باغداری و دامداری مشغول هستند که این کار را به شیوهای سنتی انجام میدهند. ابیانه هفت رشته قنات دارد که برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده روستاییان قرار میگیرد. گندم، جو، میوههای مختلف خصوصا سیب، آلو، گلابی، زردآلو و همچنین گردو در این روستا به ثمر میآید. در گذشته در این روستا «گیوهبافی» از مشاغل زنان بوده است که نسبتا درآمد خوبی برای آنان داشته است؛ اما طی گذر زمان این شغل از رونق افتاد و این روزها چندان خبری از آن در روستا نمیتوان یافت.

لباس سنتی روستاییان هنوز نیز به چشم میخورد و مردم در حفظ این پوشش سنتی جد و جهد تمام میورزند. این لباس در مردان شامل شلوار گشاد و درازی از پارچه سیاه است و در زنان پیراهن بلندی از پارچههای گلدار و رنگارنگ است. زنان چارقدهای سفیدی نیز بر سر دارند. در ابیانه بناهای تاریخی نیز وجود دارد که قدیمیترین آن آتشکدهای است که مانند دیگر بناها در سراشیبی روستا قرار گرفته است؛ آتشکده ابیانه را نمونهای از معابد زرتشتی دانستهاند که در گذشتهها در مناطق کوهستانی ساخته میشد.

همچنین در این روستا یک مسجد قدیمی وجود دارد که در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است و منبری چوبی دارد. مسجد دیگر این روستا «برزله» نام دارد که روی در قسمت شرقی آن نوشته شده متعلق به سال ۷۰۱ هجری قمری است و به دوره ایلخانیان تعلق دارد. مساجد و امامزادههای دیگری نیز در این روستا و حوالی آن قرار دارند که از جمله میتوان به مرقد «شاهزاده عیسی» و «شاهزاده یحیی» در جنوب این روستا اشاره کرد که به باور اهالی ابیانه متعلق به فرزندان «موسی کاظم»، از امامان مذهب شیعه، است.

در این روستا خانقاهی نیز وجود دارد که در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده و در محله «پَ خونه قاه» یا «پَس خانقاه» قرار گرفته است. ساختمان این خانقاه با نمای آجری و سردر آن با طاقهای ضربی و نقاشیهای دوره صفویه مزین شده است. این ساختمان که سه طبقه دارد در گذشته محل اجتماع صوفیان و دراویش بوده است. همانطور که گفته شد این روستا دارای آتشکدههایی هم هست که از آن جمله میتوان به آتشکده «هارپاک» اشاره کرد که به شکل چارطاقی ساخته شده و در محله «میان ده» در مسیر اصلی قرار دارد. به محلهای که این آتشکده در آن واقع شده «برآزه» به معنای «برآذرگاه» گفته میشود. آتشکده دیگر «هِرشوگاه» نام دارد که در غرب این روستا واقع شده است و هماکنون آثاری از آن باقی نمانده است.

روستای تاریخی ابیانه یک میراث ملی برای ما ایرانیان است اما متاسفانه بسیاری از خانههای تاریخی آن تخریب شده یا در حال ویرانی است. گردشگران بسیاری سالانه از این روستا دیدن میکنند و البته این روستا شرایط آن را دارد که گردشگران بیشتری از آن دیدار داشته باشند اما آنگونه که شایسته است به این روستای زیبا و تاریخی رسیدگی نشده است. در سال ۱۳۹۰ در خبرها آمده بود که فروریختن یک خانه تاریخی در این روستا موجب مجروحشدن یک گردشگر شد: «در ششم خرداد ماه ۱۳۹۰ در حالی که چند گردشگر در حال بازدید از یکی از محورهای اصلی روستای تاریخی ابیانه بودند، به دلیل فروریختن سردر یکی از خانههای ۴۵۰ ساله روستا، یک جوان گردشگر زیر آوار ماند و از ناحیه پا به شدت مجروح شد.»

مالک این بنای تخریبشده پس از این حادثه میگوید که از پایگاه میراث فرهنگی ابیانه درخواست مجوز تعمیر کرده ولی آنها گفتهاند که ما کارشناس هستیم و بنا خطری ندارد و به استحکامبخشی نیازی نیست. آثار و بناهای تاریخیای در این روستا وجود دارند که مربوط به دورههای ساسانی، سلجوقی، صفوی و قاجار هستند که در گذر زمان رو به نابودی نهاده است. دهیار روستای ابیانه پیش از این گفته بود: «روستای تاریخی روز به روز تخریب میشود. روستای ابیانه تاوان اختلاف نهادهای دولتی را میپردازد و درگیر سلایق مدیریتی است.» دبیر «خانه مردم ابیانه» هم بیش از این از مشکلاتی گفته بود که مردم این روستای تاریخی با آن دست به گریبان هستند و یادآور شده بود که کسی به فکر حل مشکلات این روستا نیست. شورا و دهیاری ابیانه نیز امکانات حل مشکلات و توانایی آن را ندارند.

این روستا آداب منحصربهفرد بسیاری دارد که یکی از آنها، بر اساس آنچه در سالنامههای منتشرشده آمده، از این قرار است که در «جشن آبسالان» یا همان «بهارجشن» یا «شب اسفند» که در اول اسفند ماه برگزار میشود، اهالی ابیانه بر این باور هستند که در این شب طبیعت عوض شده و بهار میآید و به این سبب به استادان و نوعروسان هدیه میدهند.

