Search

 ارتداد: مردود شدن در دین!

دوشنبه هجدهم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ خبرگزاری عصر ایران گزارش می‌کند که دو نفر در اراک به جرم «توهین به مقدسات» اعدام شدند. مطابق با گزارش این خبرگزاری «بر اساس رأی صادره، صدرالله فاضلی زارعی، به اتهام سب‌النبی، ارتداد فطری، قذف مادر پیامبر اکرم (ص)، استخفاف قرآن به وسیله سوزاندن، توهین به مقدسات و انتشار تصاویر خصوصی دیگران بدون رضایت و یوسف مهرداد به اتهام سب‌النبی و توهین به مقدسات دینی و اسلامی» به اعدام محکوم شده بودند. مطابق با تحقیقات «دادگاه انقلاب اسلامی»، هر دوی این آقایان با مدیریت کانال‌هایی که محتواهای ضداسلامی نشر می‌داد به کار خود واقف بودند و از وجود مجازات ارتداد علیه مرتکبان چنین اقداماتی اطلاع داشتند! 

بسیار جالب است که همین خبرگزاری از قول یکی از کنشگران سیاسی وابسته به جمهوری اسلامی تیتر زده است که «بیش‌ترین جعلیات درباره ائمه از سوی برخی منبری‌هاست»؛ عصر ایران از قول عباس عبدی نوشته است: «در واقع توهین حتی فحاشی به امام یا پیامبر (ص) فقط بی‌ادبی و بی‌منطقی گوینده را می‌رساند، در حالی که اشاعه اکاذیب به آنان منجر به قلب واقعیت و مخدوش کردن چهره و واقعیت دین می‌شود و طبعا این خطرناک‌تر از توهین و فحاشی است که چیزی از ائمه کم نمی‌کند.»

یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارعی

اگر بخواهیم این اظهارات را در چشم‌انداز تاریخی بررسی کنیم جالب‌تر هم می‌شود: برخی پژوهشگران تاریخ اسلام و شیعه که خود مسلمان و شیعه‌زاده بوده‌اند یادآوری کرده‌‌اند که در قرون اولیه تاریخ اسلام، بسیاری از کسانی که خود را شیعه جا می‌زده‌اند ولی در حقیقت مخالف اصول اسلامی بوده‌اند، به صورت سیستماتیک به جعل حدیث دست می‌یازیده‌اند. حیدرعلی قلمداران در کتاب «راه نجات از شر غلات» می‌نویسد: «به‌ناچار حقیقت را باید پذیرفت که کسانی که آن روز با اسلام دشمنی داشتند غالبا خود را در ردیف شیعیان علی در آورده و ضربتی مهلک بر پیکر اسلام وارد می‌کردند که مهم‌ترین حربه‌شان جعل حدیث بود.» ملاحظه عباس عبدی اگر درست باشد، مفهومش این است که مدعیان شیعه از گذشته تا به امروز سابقه جعل حدیث دارند. این در حالی‌ست که عده‌ای از شهروندان خشمگین ایران با اتهاماتی مانند «سب‌النبی» روبه‌رو شده و یا به «ارتداد فطری» متهم شده‌اند. آنچه بر سر آقایان مهرداد و فاضلی زارعی آمد، متاسفانه در عصر حاکمیت جمهوری اسلامی بارها رخ داده است.

معنا و مفهوم ارتداد

ارتداد در لغت به معنای بازگشت و روی‌گردانی است و در اصطلاح دینی به معنای انکار دین یا خروج از آن تعریف می‌شود. این مفهوم در ادیان مختلف وجود داشته و مترادف‌هایی همچون Apostasy در مسیحیت و یهودیت دارد. در این ادیان، ارتداد به ترک عقاید دینی یا انکار ایمان تعبیر می‌شود و معمولا با مجازات‌های سخت یا طرد اجتماعی همراه بوده است.

در اسلام، ارتداد به معنای انکار خداوند، پیامبری یا اصول دین است. این مفهوم در فقه اسلامی گاهی با دسته‌بندی‌هایی مانند «ارتداد فطری» و «ارتداد ملی» تعریف می‌شود.

ارتداد در قرآن و حدیث

در قرآن، آیات متعددی به ارتداد اشاره دارند که یکی از مشهورترین آن‌ها آیه ۲۱۷ سوره بقره است: «و آنان پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند. و هر کس از دین خود برگردد و در حال کفر بمیرد، اعمال آنان در دنیا و آخرت تباه می‌شود، و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود. (وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ وَ مَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُولَـٰٓئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْیَا وَ ٱلْـَٔاخِرَةِ)»

این آیه بر عواقب اخروی ارتداد تاکید دارد. روایات اسلامی نیز ارتداد را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین گناهان معرفی کرده‌اند. در برخی احادیث شیعه، مجازات ارتداد به‌صراحت اعدام ذکر شده است، هرچند در تفسیر و دامنه این حکم میان فقها اختلافاتی وجود دارد.

ارتداد در اسلام: تمرکز بر فقه شیعه

در فقه اسلامی، ارتداد به دو دسته تقسیم می‌شود:

۱. ارتداد فطری: شخصی که از والدینی مسلمان به دنیا آمده و پس از بلوغ دین اسلام را ترک کرده است.

۲. ارتداد ملی: شخصی که در ابتدا غیرمسلمان بوده، اسلام آورده و سپس از اسلام خارج شده است.

مجازات ارتداد در فقه شیعه شامل اعدام برای مردان و حبس ابد برای زنان است. همچنین، مرتد از ارث محروم می‌شود و نکاح او باطل می‌گردد. با این حال، برخی از فقها در عصر حاضر، مانند حسینعلی منتظری، پیشنهاد داده‌اند که مجازات ارتداد به مسائل مدنی و حقوقی محدود شود و از اجرای حدود بدنی خودداری گردد. اگرچه او ارتداد را امری مربوط و محدود به دوران «صدر اسلام» می‌دانست و معتقد بود که انتخاب دین و عقیده یا تغییر آن غیر از ارتداد است.

چالش‌های معاصر درباره ارتداد

از زمان بر سر کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی که نوعی اسلام‌گرایی افراطی را بر کشور حاکم کرد، احکام اعدام بسیاری صادر و اجرا شده است که بسیاری از آن‌ها مبتنی بر حکم فقهی «ارتداد» بوده‌اند: برخی از چپ‌گرایان در دهه شصت به جرم الحاد مارکسیستی اعدام شدند و برخی از نویسندگان منتقد اسلام که در عصر پهلوی مطالبی – گاه حتی به صورت محدود – منتشر کرده بودند، مانند علی دشتی، زیر شکنجه قرار گرفتند. علی دشتی بر اثر کهلوت سن تاب شکنجه را نیاورد و سرانجام در بیمارستان درگذشت. برخی دیگر از منتقدان اسلام شیعی مانند ابوالفضل برقعی یا حیدرعلی قلمداران بارها ترور شدند و زیر فشار قرار گرفتند. گاهی حکم ارتداد صادر می‌شود اما علنی نمی‌گردد و در خفا اجرا می‌گردد. احکام ظالمانه مشابهی نیز علیه بهاییان و نوکیشان مسیحی اجرا شده است.

علاوه بر شهروندان ایران، شهروندان کشورهای دیگر هم از حکم «ارتداد» در امان نبوده‌اند: در تاریخ ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ (۲۵ بهمن ۱۳۶۷)، روح‌الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی، با صدور یک فتوا سلمان رشدی، نویسنده شهیر، را به دلیل «توهین به مقدسات اسلام» در کتاب آیات شیطانی مرتد اعلام کرد. متن فتوا چنین بود: «به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آن‌ها را به قتل برسانند.» خمینی همچنین اعلام کرد که هر کس در این راه کشته شود، شهید محسوب خواهد شد.

سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی

این فتوا باعث ایجاد بحران سیاسی و دیپلماتیک بین ایران و بسیاری از کشورهای غربی شد. کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا روابط دیپلماتیک خود را با ایران کاهش دادند. سلمان  رشدی به دلیل تهدیدات جانی، سال‌ها تحت حفاظت شدید پلیس زندگی کرد و مجبور به مخفی‌شدن شد. در کشورهای مختلف حملاتی علیه مترجمان و ناشران کتاب صورت گرفت. از جمله، هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی کتاب، در سال ۱۹۹۱ به قتل رسید. مترجمان ایتالیایی و نروژی نیز مورد حمله قرار گرفتند اما جان سالم به در بردند. در سال‌های اخیر نیز تهدیدها علیه سلمان رشدی همچنان ادامه دارد. در اوت ۲۰۲۲، سلمان رشدی در یک حمله در نیویورک به‌شدت مجروح شد و بینایی یک چشم خود را از دست داد. رشدی کتاب «چاقو» را به مناسبت همین ترور وحشیانه نوشت. 

مورد دیگر از صدور حکم ارتداد و اجرای برون‌مرزی آن به نویسنده‌ای آذربایجانی بازمی‌گردد: رافِق تقی (Rafiq Tağı) نویسنده، روزنامه‌نگار و پزشک آذربایجانی بود که به دلیل نوشته‌هایش درباره مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی، به‌ویژه انتقاد از اسلام، شهرت و جنجال بسیاری برانگیخت.

او در سال ۱۹۵۰ در روستای خلیل‌لی در جمهوری آذربایجان متولد شد؛ در رشته پزشکی تحصیل کرد و سال‌ها به عنوان پزشک فعالیت می‌کرد. رافق تقی به عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار در رسانه‌های آذربایجان فعالیت داشت و مطالبش اغلب ماهیتی انتقادی و جنجالی داشت. او بیش‌تر به نقد مذهب و سنت‌های اجتماعی در جوامع اسلامی، به‌ویژه در آذربایجان، می‌پرداخت.

مهم‌ترین نوشته‌ای که باعث شد رافق تقی مورد حمله و تهدید قرار گیرد، مقاله‌ای بود که در سال ۲۰۰۶ با عنوان «اروپا و ما» منتشر شد. این مقاله انتقادهای تندی به اسلام داشت و به مقایسه جوامع اسلامی با جوامع اروپایی پرداخت. در این مقاله، تقی اسلام را به عنوان مانعی برای پیشرفت و مدرنیته معرفی کرد و این امر خشم روحانیون و گروه‌های مذهبی در ایران و آذربایجان را برانگیخت.

رافق نظیر اوغلو تقی اف پزشک، روزنامه نگار و نویسنده آذربایجانی

پس از انتشار مقاله «اروپا و ما» محمد فاضل لنکرانی، از مراجع تقلید شیعه در ایران، علیه رافق تقی حکم ارتداد صادر کرد. او در این فتوا اعلام کرد که تقی به دلیل توهین به اسلام و پیامبر اسلام «مهدور الدم» (مستحق مرگ) است. این فتوا به‌سرعت باعث ایجاد تهدیدات جانی علیه رافق تقی شد و موقعیت او در جمهوری آذربایجان را نیز به‌شدت تحت تاثیر قرار داد.

در نوامبر ۲۰۱۱، رافق تقی در باکو مورد حمله قرار گرفت. دو مهاجم ناشناس به او حمله کردند و چندین ضربه چاقو به او زدند. تقی پس از این حمله به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت، اما چند روز بعد بر اثر جراحات وارده درگذشت. مقامات آذربایجان موفق نشدند مهاجمان و عاملان این ترور را شناسایی و دستگیر کنند، اما بسیاری معتقد بودند که این ترور در ارتباط مستقیم با «فتوای ارتداد» صادر شده علیه او بوده است.

منتقدان مدافع حقوق بشر، قوانین مربوط به ارتداد را با اصول آزادی بیان و آزادی دین در تضاد می‌بینند. سازمان‌های بین‌المللی نیز بارها از کشورهایی که قوانین ضد ارتداد را اجرا می‌کنند، انتقاد کرده‌اند. از دیگر سو، برخی فقهای شیعی معاصر تلاش کرده‌اند با تفسیرهای جدید از قرآن و حدیث، این مسئله را بازنگری کنند. به عنوان نمونه، دیدگاه‌هایی وجود دارد که معتقد است مجازات ارتداد تنها در صورت ایجاد اختلال اجتماعی (مانند تبلیغ علیه اسلام) قابل اجرا است.

ارتداد در تاریخ اسلام و ایران

در تاریخ اسلام، نمونه‌های متعددی از برخورد با مرتدان وجود دارد. در صدر اسلام، افرادی که از دین برگشته بودند، گاه به عنوان تهدیدی سیاسی محسوب می‌شدند. یکی از نمونه‌های برجسته، داستان مسیلمه کذاب و جنگ یمامه است که به نام «جنگ مرتدان» مشهور شد. در تاریخ ایران نیز مواردی از برخورد با مخالفان دینی وجود دارد. برای مثال، برخوردهای سخت‌گیرانه با زرتشتیانی که اسلام را نپذیرفتند، گواهی بر این ادعاست.

بحث‌های فلسفی و اخلاقی پیرامون ارتداد

مسئله ارتداد پرسش‌هایی عمیق در باب آزادی انسان را پیش می‌کشد. آیا تغییر عقیده جرم است؟ آیا دولت/حکومت یا دین حق دخالت در باورهای فردی را دارند؟ برخی متفکران معتقدند که ارتداد بیش از آن‌که مسئله‌ای دینی باشد، به ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان تبدیل شده است. این دیدگاه بر آن است که ترس از ارتداد، سبب وابستگی روانی و فکری افراد به دین می‌شود و آن‌ها را از تصمیم‌گیری آزادانه بازمی‌دارد.

ارتداد به عنوان مفهومی دینی، همواره در طول تاریخ برای کنترل اجتماعی و تثبیت قدرت سیاسی استفاده شده است. با این حال، تغییر نگرش‌ها در جوامع مدرن، این مفهوم را به چالشی برای اندیشه دینی و حقوق بشری تبدیل کرده است. ضرورت بازاندیشی در این مفهوم می‌تواند به پیشبرد گفتمان‌های دینی و ارتقای حقوق انسانی کمک کند.

انتشارات بیشتر ...