Search

چرخ‌دنده‌های بی‌رحم حجاب اجباری

جمهوری اسلامی همیشه تلاش می‌کند این نگاه را ترویج کند که مسئله اعتراض به حجاب اجباری از سوی گروهی کوچک پیگیری می‌شود و آن‌ها نیز افرادی هستند که در پی «بی‌بند و باری» یا «فروپاشی بنیان‌های اخلاقی» و مسائلی از این دست هستند. فراتر از این، جمهوری اسلامی حتی تلاش می‌کند معترضان به حجاب اجباری را به عنصر خارجی وصل کند و خواست آزادی پوشش را یک توطئه خارجی جلوه دهد.

 به عنوان نمونه، خامنه‌ای در اسفند ۱۳۹۶ در واکنش به اعتراض بسیار تاثیرگذار و نمادین «دختران خیابان انقلاب» ضمن تحقیر این حرکت، تلاش کرد آن را حرکتی از پیش سازماندهی‌شده بخواند و چنین گفت: «آن‌همه هزینه، فکر و تبلیغات کردند که در نتیجه آن چند دختر، فریب بخورند و در گوشه و کنار، روسری از سر بردارند و همه تلاش‌هایشان در این نتیجه کوچک و حقیر خلاصه شد که این، مسئله‌ای نیست اما آنچه بنده را حساس می‌کند، طرح مسئله حجاب اجباری از دهان برخی خواص است.»

1محسنی اژه‌ای –  سخنگوی وقت قوه قضاییه – نیز با صراحت بیش‌تری تلاش کرد مسئله دختران خیابان انقلاب و اعتراض نمادین آنان به حجاب اجباری را مسئله‌ای امنیتی جلوه دهد و چنین گفت: «آن‌ها سه گروه بودند، گروهی فریب‌خورده بودند و اعمال کودکانه انجام دادند، گروهی مواد مخدر صنعتی مصرف کرده بودند و گروه دیگری به صورت باندی و سازماندهی شده به این کار اقدام کردند.»

همه این‌ها ولی این واقعیت را انکار نمی‌کند که خواست آزادی پوشش نه تنها یک خواست گسترده مدنی در جامعه ایران است که از ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ همراه با یک تظاهرات گسترده آغاز شده و تا امروز ادامه دارد بلکه حجاب اجباری تاثیرات بسیار منفی نیز گذاشته است. با توجه به مجال اندکی که در این‌جا است، صرفا به یادآوری رخدادی که اخیرا برای یک کارگر زن جوان اتفاق افتاده است پرداخته می‌شود؛ مرضیه طاهریان.

از معدود تصاویری که از مرضیه طاهریان منتشر شده است

در آبان ۱۴۰۰ بود که خبر رسید یک کارگر زن ۲۱ساله بر اثر گیرکردن مقنعه در دستگاه ریسندگی در شهرک صنعتی شرق سمنان جان شیرین خود را به نحوی بسیار دلخراش از دست داد. جدای از وجه عدم توجه به آسیب‌های فراوانی که در محیط‌های کاری به کارگران وارد می‌شود و بخش عمده‌ای از آن، ناشی از بی‌توجهی و بی‌تفاوتی کارفرما و حکومت است، در نمونه مرضیه طاهریان مسئله حجاب اجباری به عنوان یکی از دلایل اصلی مرگ این زن جوان خودنمایی می‌کند؛ مرگی که از آن می‌توان به قتل غیرمستقیم مرضیه طاهریان توسط جمهوری اسلامی یاد کرد.

در این‌جا از تعبیر قتل غیرمستقیم یاد شده است چون با توجه به نحوه مرگ مرضیه طاهریان می‌توان با اطمینان گفت اگر مسئله حجاب اجباری و پوشش مقنعه در کار نبود، مرضیه طاهریان نیز جان خود را از دست نمی‌داد. حتی در روایتی که وبسایت‌های نزدیک به جمهوری اسلامی گزارش می‌دهند نیز مسئله پوشش اجباری و مقنعه به عنوان – دست‌کم – یکی از علل اصلی مرگ مرضیه طاهریان برجسته است.

چنان‌که «عصر ایران» در گزارشی با عنوان «ساده مثل گیرکردن مقنعه مرضیه، لای دستگاه ریسندگی» چنین نوشت: «همکاران او می‌گویند ابتدا مقنعه‌ او در دستگاه گیر کرد و به همین ترتیب سر وی نیز به درونِ دستگاه کشیده شد. یعنی ابتدا مقنعه این کارگر جوان به دستگاه گیر می‌کند، احتمالاً نمی‌تواند آن را آزاد کند، با دستگاهِ خشن و بی‌روح می‌جنگد؛ این جدال کم‌تر از یک دقیقه، در حد چند ثانیه به درازا می‌کشد؛ فرض بگیرید یک طرف، دختر جوانی است که هزاران امید و آرزو دارد و طرف دیگر، دستگاهی است که نه امید می‌شناسد و نه آرزو، دستگاهی که با دور تند می‌چرخد؛ نخ می‌ریسد و می‌ریسد تا خط تولید برقرار باشد و راندمان کار بالا برود.»

درباره پوشش مقنعه بایستی به این نکته توجه کرد که اساسا مقنعه پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی رواج یافت. یعنی مقنعه را حتی نمی‌توان به عنوان یک حجاب نرمال و معمول اسلامی در نظر گرفت. مقنعه پوششی کاملا سیاسی است. چنان‌که اگر به وبسایت «بانک روسری» که در درون ایران فعالیت می‌کند سر بزنیم درباره مقنعه به این واقعیت اشاره می‌کند که مقنعه را جمهوری اسلامی رواج داده است. این منبع درباره مقنعه می‌گوید: «مقنعه پوششی است که برای پوشاندن سر و گردن از آن استفاده می‌شود و تا پایین سینه را می‌پوشاند. این نوع پوشش در میان زنان اساسا بعد از شکل‌گیری جمهوری اسلامی ابداع شد.»

بر اساس چنین واقعیت‌های انکارناپذیری است که می‌توان مدعی بود مرگ دلخراش مرضیه طاهریان یک قتل غیرمستقیم حکومتی بود؛ مرضیه طاهریان لای چرخ‌دنده‌های حجاب اجباری جان خود را از دست داد. اجباری که حکومت اسلامی وضع کرده است. 

انتشارات بیشتر ...