انتشارات آسیا سال ۱۳۳۹ توسط محمود عطایی تاسیس شد و با توجه به رونق صنعت چاپ و انتشارات در آن دوره پس از چهار سال شعبه دیگری از کتابفروشی آسیا در خیابان جمهوری (شاه آباد سابق) افتتاح شد. این کتابفروشی که زمانی پاتوق اهل کتاب و قلم بود در فروردین ۱۳۹۷ به غذاخوری تغییر کاربری داد. شهرام عطایی، مدیر مسئول این انتشارات، دلیل تغیر کاربری را اقتصادی عنوان کرد و گفت که دیگر کتابفروشی سود ندارد و علت آن را گرانی کاغذ، وجود نسخههای الکترونیک، کپیهای غیرقانونی و بیکیفیتتر و البته ارزانتر و نبود فرهنگ کتابخوانی میداند. قصه پرغصه تعطیلی کتابفروشیها تازه نیست اما هیچ گاه از اهمیت آن کاسته نخواهد شد.

مروری کوتاه بر تاریخ چاپ و نشر در ایران
چاپ و انتشار اولین کتاب به دوره عباس میرزا برمیگردد. زمانی که اولین ماشین چاپ به ایران آمد و در تبریز اولین کتاب در ایران چاپ شد. زینالدین تبریزی، بنیانگذار چاپ کتاب در ایران است. هرچند اطلاعات دقیقی از تاریخ انتشارات در ایران وجود ندارد، اما اولین انتشارات در ایران را میتوان انتشارات اقبال معرفی کرد. محمدرحیم خوانساری در اواخر دوره قاجار انتشارات اقبال را در تهران پایه گذاری کرد. اما دوره اوج انتشارات و چاپ به دهه ۱۳۳۰ باز میگردد؛ زمانی که کمتر از نیم قرن از شروع صنعت چاپ و انتشار کتاب میگذشت. در این دوره انتشاراتیهای بزرگی چون امیرکبیر تاسیس شدند. صنعت چاپ و نشر کتاب در این سالها متحول شده بود. صنعت چاپ چنان پیشرفت کرد که انتشارات امیرکبیر در اوایل دهه پنجاه به عنوان بزرگترین ناشر خاورمیانه شناخته شد. از سال ۳۲ تا ۵۷ که اوج فعالیت این نشر بود، بیش از ۲هزار عنوان کتاب چاپ شد که در دوره چهل ساله پس از انقلاب اسلامی هیچ ناشری به این رقم نزدیک نشده است. ضمن اینکه باید امکانات و تجهیزات نشر آن سالها را نیز در نظر گرفت.
وقوع انقلاب اسلامی و افول تدریجی صنعت نشر در ایران
با وقوع انقلاب ۵۷ بسیاری از کتابفروشیها، انتشارات و مجلات تعطیل شدند یا از صاحبان آنها گرفته شد و به بخش دولتی واگذار شدند؛ مانند بنگاه ترجمه و نشر کتاب و یا انجمن کتاب مجله راهنمای کتاب. بزرگترین ناشران قبل از انقلاب مانند امیرکبیر نیز مصادره شدند. دو سوم از مالکیت انتشارات خوارزمی نیز به نام عبدالرحیم جعفری – صاحب نشر امیرکبیر – بود. این سهام نیز مانند انتشارات امیرکبیر از مالکیت جعفری در آمد. اما تا زمانی که علیرضا حیدری، مدیر مسئول نشر خوارزمی، زنده بود دستاندرکاران فعلی انتشارات امیرکبیر نتوانستند آن را تصاحب کنن. با درگذشت او، این انتشارات نیز به دست آنها افتاد. بعد از مصادره انتشارات امیرکبیر که ده کتاب فروشی در تهران و ۴۰۰ کتابفروشی در شهرستانها داشت چندین کتابفروشی امیرکبیر به دلایل اقتصادی تغییر کاربری دادند و برای مثال کتابفروشی خیابان استانبول به صرافی تبدیل شد.

اگرچه رکود بازار انتشارات و به طور کلی بازار کتاب با وقوع انقلاب شروع شد اما اوج آن به سال ۸۹ باز میگردد؛ زمانی که خبر تعطیلی و تغییر کاربری کتابفروشیهایی مانند آبی، ویستار و ثالث منتشر شد که علت اصلی همه آنها «اقتصادی» عنوان شد. فرخنده حاجیزاده – مدیر نشر ویستار – در این باره گفت: «آن دليل عمدهای كه مرا وادار كرد كتابفروشی را برای فروش بگذارم، تنگنای مالي بود. برای من كه از كودكی تا بزرگی خودم و بچههايم به اين كار عشق ورزيدهام، كنارگذاشتن آن آسان نيست. از لحاظ روحی به هم میريزی ولی آنقدر شرايط اقتصادی تو را تحت فشار میگذارد كه ديگر نمیتوانی ادامه دهی.»
محمدحسین طباطبایی، مدیر نشر آبی، نیز در این باره میگوید: «من در کار نشر آدم تازهکاری نیستم و بیش از ۳۰ سال سابقه فعالیت در این حوزه دارم و بیش از ۱۷ سال هم هست که در خیابان کریم خان تهران، کتابفروشی داریم اما شما فقط این مورد را تصور کنید، ما که در سال ۸۷ هر بند کاغذ را با سوبسید ۶هزار تا ۶۹۰۰ تومان میخریدیم، الان ۹۰هزار تومان میخریم، چگونه میتوانیم دوام بیاوریم؟ با توجه به جمیع مشکلاتی که عرض کردم دیگر ادامه فعالیت کتابفروشی آبی توجیهی نداشت و توانمان نکشید و تعطیلش کردیم.» از دیگر کتابفروشیهایی که با تعطیلیاش سر و صدای زیادی بلند شد، کتابفروشی انتشارات خجسته در بازارچه کتاب بود که آن هم مانند دیگر کتابفروشیها به علت مشکلات مالی و فروشنرفتن کتابها بود.
برخی از کتابفروشیها اگرچه تعطیل نکردند اما برای بقا مجبور شدند در کنار کتابفروشی به فعالیتهای دیگری نظیر فروش لوازم تحریر و زیورآلات روی آورند و یا در کنار فروش کتاب، نقش کافه را نیز بازی کنند؛ اما آنها که میخواستند تنها کتابفروشی باقی بمانند ناچار تعطیل کردند؛ مانند کتابفروشی ۵۴ ساله انتشارات آسیا.