جعفر پناهی؛ تلفیقی از افتخار سینمایی و اعتراض اجتماعی

«جعفر پناهی»، کارگردان نام‌آور ایرانی، در تیر ۱۳۳۹ در شهر میانه در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. همسرش «طاهره سعیدی» نام دارد که دو فرزند به نام‌های «پناه» و «سولماز» حاصل این ازدواج است. در دوران دبستان، داستانی می‌نویسد و داستانش برنده جایزه‌ای در کتابخانه محله می‌شود. اولین کار سینمایی‌اش هم بازی در فیلم «فیل و فنجان» بود که یکی از کارگردان‌های آماتور کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، آن را ساخته بود و از جعفر پناهی که هیکل چاقی داشت، خواست در فیلمش بازی کند. در واقع جعفر پناهی از همان دوران کودکی و نوجوانی به عالم سینما وارد شده بود و در فیلم‌های کوتاه دیگری نیز نقش دستیار کارگردان را بازی می کرد. پدرش نیز که یک نقاش ساختمان بود، مشوق او در این راه بود.  

جعفر پناهی در کنار مادرش

در دوران خدمت سربازی در کردستان نیز به تهیه فیلم‌های مستند می‌پردازد و از جمله یک فیلم او که از عملیات «محمد رسول الله» تهیه شده بود، و مستندی بیست دقیقه‌ای بود از تلویزیون سراسری جمهوری اسلامی پخش می‌شود. در سال ۱۳۶۳ در دانشکده صداوسیما قبول می‌شود و برای تحصیل در رشته کارگردانی به تهران می‌آید. پس از پایان دانشکده و فارغ التحصیلی، به هرمزگان می‌رود و در تلویزیون مرکز بندرعباس چند فیلم می‌سازد تا اینکه از «عباس کیارستمی» درخواست میک‌ند که در فیلم جدید او – «زیر درختان زیتون» تولید ۱۳۷۲ – در کنارش باشد و کیارستمی نیز، پناهی را به عنوان دستیار اول خود می‌پذیرد.

اما آنچه جعفر پناهی را تبدیل به کارگردانی نام‌آور در سطج جهانی می‌کند، فیلم «بادکنک سفید» بود. فیلمی که فیلمنامه‌اش از عباس کیارستمی بود. اما خود فیلم حاصل نگاه خاص پناهی بود که تمام سعی خود را کرده بود، فیلمش، فیلم متفاوتی از آب در بیاید. این فیلم برنده جایزه‌های مختلف داخلی و بین‌المللی می‌شود. شاید از همه مهمتر، می‌توان به سه جایزه‌ای اشاره کرد که این فیلم از چهل و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کن در فرانسه دریافت کرد. از دیگر فیلم‌های مشهور او می‌توان از فیلم‌هایی چون «دایره – تولید سال ۱۳۷۹» و «طلای سرخ – تولید سال ۱۳۸۲» نام برد. او برای فیلم دایره برنده جایزه «شیر طلایی» در جشنواره ونیز و برای فیلم طلای سرخ برنده جایزه ویژه هیئت داوران در جشنواره کن شد.

دغدغه‌های اجتماعی جعفر پناهی

جعفر پناهی از جمله کارگردانان ایرانی‌ست که دغدغه‌های اجتماعی پررنگی دارد و این را به صورت مستقیم در فیلم‌هایش نیز بازتاب می‌دهد. از جمله فیلم‌های او که می‌تواند نشانگر نگرانی‌های اجتماعی او باشد، فیلم «آفساید» است که در سال ۱۳۸۴ ساخته شد و به به مساله عدم ورود زنان به استادیوم‌ها در ایران اشاره می‌کند. آفسايد به روایت دختری می‌پردازد که تصميم می‌گيرد برای دیدن بازی ایران و بحرین، با پوشيدن لباس پسرانه وارد ورزشگاه آزادی شود. اما به دليل ممنوعيت ورود زن‌ها به استاديوم دستگير می‌شود و به بازداشتگاه موقت منتقل می‌شود. این فیلم که در ایران امکان اکران پیدا نکرد، در سینماهای آمریکا اکران شد و بسیار مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. آفساید علاوه بر جوایزی چون «خرس نقره‌ای برلین» و جوایز دیگر، نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی در در اسکار نیز شده بود که به علت عدم اکران فیلم در سینماهای ایران، امکان کاندیداتوری در اسکار از آن سلب شد.

آخرین ساخته پناهی فیلم «تاکسی» بود که آن هم با تحسین گسترده منتقدان رو به رو شد. در این فیلم که در سال ۱۳۹۳ ساخته شده است، پناهی با هویت واقعی خود نقش یک راننده تاکسی را بازی می‌کند. مسافران متفاوتی سوار تاکسی می‌شوند و دوربین‌هایی که در تاکسی تعبیه شده‌اند، رفتار و سخنان مسافران را ضبط میکند. دیالوگ‌های فیلم زمینه سیاسی اجتماعی انتقادی دارند و حول موضوعاتی چون اعدام یا سانسور دور می‌زنند. بازیگران فیلم غیر از خود پناهی، ناشناخته هستند و تنها «نسرین ستوده» – فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق – است که چهره‌ای شناخته شده در فیلم دارد. این فیلم توانست علی‌رغم همه محدودیت‌ها و انتقادها، «خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین» را دریافت کند. جشنواره‌ای که پناهی خود امکان حضور در آن را نیافت و «حنا سعیدی» - خواهرزاده‌اش - با چشمانی گریان این جایزه مهم را دریافت کرد. این فیلم در دوران محرومیت پناهی از فیلمسازی ساخته شد.

جعفر پناهی در کنار نسرین ستوده

بازداشت، زندان و محرومیت از فیلمسازی

جعفر پناهی در اسفند ۱۳۸۸ و در تب و تاب اعتراض‌ها، سرکوب و دستگیری‌ها در ایران بازداشت شد. نیروهای امنیتی او را متهم کردند که در منزل خود در حال ساخت فیلمی درباره انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ و اعتراض‌های خیابانی پس از آن بوده است. پناهی که این اتهام را رد می‌کرد، در زندان دست به اعتصاب غذا زد. زندانی شدن او و اعتصاب غذا در دوران حبس، اعتراض‌های گسترده بین‌المللی نسبت به رفتار حکومت با او را در پی داشت. چهره‌های برجسته ای چون «استیون اسپیلبرگ، مایکل مور، رابرت ردفورد، مارتین اسکورسیزی و...»، از جمله چهره‌های درجه یک جهانی بودند که به وضعیت پناهی اعتراض کردند. نهایتا پناهی پس از ۸۸ روز بازداشت با قید وثیقه دویست میلیون تومانی از زندان آزاد شد. شعبه‌ ۲۶ دادگاه انقلاب اتهام رسمی جعفر پناهی را «اجتماع و تبانی با هدف ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه جمهوری اسلامی» اعلام کرد و براساس این اتهامات او را «به ۶ سال زندان، ۲۰ سال محرومیت از ساختن و کارگردانی هر نوع فیلم، ۲۰ سال محرومیت از نوشتن فیلمنامه، ۲۰ سال ممنوعیت از هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور» محکوم کرد. حکمی بسیار سنگین که بهت و تعجب و اعتراض بسیاری را به دنبال داشت.

جعفر پناهی در دفاعیات خود، محاکمه خود را محاکمه هنر و هنرمندان ایرانی دانسته بود. در بخشی از این دفاعیه چنین آمده است :«من یک سینماگرم. دور از سیاست و جنجال‌های قدرت... با بازداشت و محاکمه‌ من، نه‌تنها منِ فیلمساز، که سینما را به عنصری سیاسی تبدیل کرده‌اید. این تنها محکمه‌ من نیست. محکمه‌ هنر و هنرمندان این کشور است. پس هر حکمی که در این دادگاه داده شود، حکمی است برای همه‌ هنرمندان، بخصوص همه‌ سینماگران این سرزمین... نهال من و همه‌ هنرمندان ایران در خاک این کشور ریشه دوانده و میوه‌ درخت هنر ما، حاصل زیبایی‌ها و زشتی‌های این سرزمین است. پس هر حکمی که به من و اندیشه‌ من می‌دهید، حکمی است که به مردم این کشور داده می‌شود.»

جعفر پناهی جدای از جوایز گوناگون سینمایی، برنده جوایز حقوق بشری و مدنی نیز شده است. از جمله می‌توان به جایزه حقوق بشر پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲ به نام «جایزه آزادی افکار ساخاروف» اشاره کرد که به او و نسرین ستوده رسید. جایزه ساخاروف هر سال به کسانی داده می‌شود که در دفاع از حق آزادی بیان و حقوق بشر صدای خود را بلند کرده و قربانی اعتراض خود شده‌اند. پناهی همچنین در سال ۲۰۱۶ «جایزه ایمانوئل کانت» را از بنیاد کانت در آلمان دریافت کرد. این جایزه نیز به کسانی اهدا می‌شود که «شجاعانه و تطمیع‌ناپذیر در مسیر تحقق صلح، تفاهم ملل و حاکمیت قانون تلاش می‌کنند.» این کارگردان نام‌آور که اکنون محروم از فیلمسازی‌ست در یکی از مصاحبه‌های خود گفته بود: «هر وقت فيلمی را می‌سازم احساس می‌کنم که آخرين فيلمی است که فرصتی برای ساخت آن به دست آورده‌ام. نمی‌دانم اين احساس از کجا می‌آيد، شايد به اين دليل است که اميد به زندگی در خانواده ما حدود ۵۰ سال است. پدرم در ۵۳ سالگی فوت کرد و عمويم در ۵۰ سالگی و اين روند ادامه دارد. حالا هيچ چيز مرا ارضا نمی‌کند، نه وضعيت مالی و نه هيچ مسئله ديگری. فقط ساخت فيلم خوب به من اميد می دهد.»

 

در اَپ توانا ببینید!

 

Twitter

RT @irsprc2: روز چهارشنبه تعداد زیادی #لودر، #گاراژ‌ها و کپرهای #زباله‌گردهای #اشرف آباد(منطقه کشتارگاه) را تخریب کرده و بیش از ۵۰۰ زباله‌گ…
Tavaana توانا (3 hours ago)
حسن روحانی: مراکز درمانی ایران بهتر از آمریکا است حسن روحانی که در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها سخن می‌گفت گفت… https://t.co/xOoBBIINMK
Tavaana توانا (9 hours ago)
تجارتی به قیمت مرگ از دیوارهای منتهی به بیمارستان‌ها تا کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی، فروش اعضای بدن در ص… https://t.co/0ne2LgEr7E
Tavaana توانا (11 hours ago)
حسن روحانی: قبل از انقلاب به طور متوسط مردم ایران، با جمعیت ۳۰ میلیونی مقدار ۲۱۰۰ کالری مصرف می‌کردند، اما امروز با… https://t.co/qTIyv0N2a4
Tavaana توانا (12 hours ago)
خیزش کارگران؛ برآمده از خاکستر با گام‌هایی استوار سال ۱۹۱۱ میلادی؛ نیویورک، منهتن، محله‌ای زاغه‌نشین: کارگران یک ت… https://t.co/SuyyaqyHcv
Tavaana توانا (13 hours ago)
«ونزوئلا عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل شد ومث این می‌مونه که یه دزد حرفه‌ای قرار باشه دنبال آفتابه‌دزدها بدَوَد و ف… https://t.co/xJMwKxAWgu
Tavaana توانا (13 hours ago)
. #امیرمحمد_شهنوازی، دارنده مدال نقره پاورلیفتینگ آسیا، با انتشار ویدئویی در اینستاگرام خود، گفت که قصد بازگشت به ا… https://t.co/qcMexczROV
Tavaana توانا (14 hours ago)
«اونچه باید موجب ترس بشه قانون عادلانه‌ست وگرنه اگرهمه چی رو به ترس از خدا و وجدان واگذار کنیم هیچ دردی دوا نمی‌شه.… https://t.co/HRP5yfWj3C
Tavaana توانا (14 hours ago)