Search

English

لزوم فروتنی در ایمان

«چرا هندو نیستید؟ چون تصادفا در آمریکا به دنیا آمدید، نه هند. اگر در هند بزرگ شده بودید، هندو می‌شدید.»

این جمله‌ای است از ریچارد داوکینز، اندیشمند و دانشمند خداناباور انگلیسی که در یک پرسش و پاسخ با یک زن جوان مسیحی از نقش عامل تصادف و مکان تولد در باورمندی انسان‌ها به ایمان مذهبی می‌گوید.

تاریخ بشر نشان داده است ایمان مذهبی همواره بخشی از زندگی انسانی بوده است. شاید سخت باشد که حیات انسان را بدون ایمان بتوان تصور کرد.

اما در عین‌ حال انسان‌ها عمیقا نیازمند هم‌زیستی مسالمت‌آمیز هستند.

به بیان دیگر، اگر بتوان گفت دست‌کم عده‌ای از انسان‌ها برای برخورداری از احوال بهتر نیازمند ایمان به امر متعالی هستند، این را نیز می‌توان مدعی شد که انسان‌ها برای یک دنیای بهتر نیازمند رواداری و مدارا با یکدیگر هستند.

طبعا رواداری و مدارای مذهبی نیازمند بن‌مایه‌های ساختاری و فرهنگی است؛ از دولت حامی حقوق شهروندان گرفته تا گسترش درکی مداراجویانه از ایمان مذهبی.

اما اساسا درک مداراجویانه از ایمان مذهبی را چگونه می‌توان ایجاد کرد؟

به نظر می‌رسد یکی از راه‌های ایجاد درک مداراجویانه از مذهب، فروتنی در ایمان است.

به همان مکالمه ریچارد داوکینز با زن جوان مومن به آیین مسیحیت برگردیم.

داوکینز خداناباور در پاسخ به پرسش زن جوان، مبنی بر احتمال اشتباه‌بودن باورهای داوکینز، به او یادآوری می‌کند احتمال اشتباه‌بودن باورهای مسیحیت و هر آیین مذهبی دیگری هم وجود دارد.

داوکینز همچنین یادآوری می‌کند که کاملا ممکن است اگر این زن جوان در یک کشور غیرمسیحی به دنیا آمده بود، باوری غیرمسیحی می‌داشت.

به این مکالمه نگاه کنیم:

پس اگر امکان اشتباه‌بودن هر نوع ایمان و باور – چه مذهبی و چه غیرمذهبی – وجود دارد، و پس اگر عامل شانس در نوع ایمان ما این اندازه پررنگ است، چرا بر نوع باور خود تعصب خرج کنیم و تلاش کنیم آن را به زور به دیگران بقبولانیم؟

آیا ما نیازمند فروتنی در ایمان خود نیستیم؟ آیا ما نیازمند درک دیگرانی نیستیم که به دلیل مکان تولد متفاوت، ایمان متفاوتی از ما دارند؟ آیا ما نیازمند این نیستیم که بپذیریم شاید نگاه ما اشتباه باشد؟

آیا چنین درکی خود راهی به سوی پذیرش مدارا و رواداری با دیگری نیست؟

تاریخ

برچسب‌ها

دوره‌های آموزشی ...