کلیسای مقبره مقدس (The Church of the Holy Sepulchre) نام یک مکان بسیار مهم مذهبی برای مسیحیان است. بعضی معتقدند که این کلیسا در اورشلیم، همان جایی است که عیسی مسیح دفن شده است. به همین دلیل این کلیسا از اهمیتی بسیار بالا برخوردار است و تعجبی ندارد که حساسیتهای مومنان پیرامون آن نیز زیاد باشد. زیارت این کلیسا برای بسیاری از باورمندان همراه با تجربه احساسات شدید و عواطف عمیق است. ساختمان کلیسا چندان بزرگ نیست و شاید بتوان گفت معماری آن نیز معمولی است؛ دستکم در مقایسه با کلیساهای عظیم و مجللی که در سایر نقاط اروپا مانند روسیه یا ایتالیا میتوان یافت. میلیونها مسیحی از سراسر جهان هر سال از این مکان بازدید میکنند. این کلیسا جدا از جذبه ایمانی خاصی که برای باورمندان مسیحی دارد یک شیء ویژه دیگر را نیز در خود جای داده است، یا بهتر بگوییم بر دیوار خود: یک نردبان. این نردبان سالها است برای زائران و گردانندگان این کلیسا معنایی مقدسگونه یافته است.

محل کلیسا در بخش باستانی اورشلیم و بر فراز دره جلجتا – جایی که مطابق روایات، مسیح آنجا بر صلیب جان باخت – قرار دارد. افرادی که از روبروی ورودی به کلیسای مقبره مقدس اورشلیم نگاه میکنند، میتوانند یک نردبان معمولی پنج پلهای چوبی را ببینند که به دیواری تکیه داده و زیر یکی از پنجرههای کلیسا قرار گرفته است. این نردبان در اصل، تقدس یا منشاء اساطیری یا خاص و ویژهای برای مسیحیان نداشت. تنها مسئله اینجا است: روحانیان مسیحی، بر سر این که چه کسی باید نردبان را از آنجا بردارد توافق ندارند و تا به امروز نیز نتوانستهاند توافق کنند که با آن نردبان چه باید کرد. با توجه به شواهد موجود میتوان گفت احتمالا بیش از دویست سال است که نتوانستهاند به مسئله نردبان پایان دهند.

مسئله، مهارت گفتوشنود است یا…؟
از قرن چهارم میلادی به بعد کلیسای مقبره مقدس شاهد وقایع متعددی بوده است. در قرن هفتم ساسانیان به منطقه اورشلیم مسلط شدند و صلیب مقدس این کلیسا را به خود به ایران بردند اما آن را خراب و نابود نکردند. چند سال بعد، هراکلیوس، پیمانی با شیرویه، پادشاه ساسانی، بست که یکی از بندهای آن بازپسگیری صلیب بود. خلیفه ششم خاندان فاطمی به نام «حاکم بامرالله» کلیسا را در قرن یازدهم ویران کرد، اما مسیحیان بار دیگر این کلیسا را از نو ساختند. آتشسوزی سال ۱۸۱۰ – زمانی که منطقه زیر حاکمیت عثمانی بود – نیز به کلیسا آسیب فراوانی زد. امروزه مدیریت این کلیسا بین شش فرقه متفاوت به اشتراک گذاشته شده است که از این میان، کاتولیکهای رومی، ارتدوکسهای یونانی و ارتدوکسهای ارمنی بیشترین قدرت و نفوذ را در اداره آن دارند. به نظر میرسد روحانیان مسیحی که اداره کلیسا را بر عهده دارند، ضمن دعا و نیایش و سایر فعالیتها، با هم بر سر تصمیمگیریها رقابت سختی نیز دارند. امور کلیسا بین این روحانیان تقسیم شده است و هر کدام از آنها بهشدت مراقبند که گروههای دیگر از حدود اختیارات خود تجاوز نکند. یکی از چالشهای این سیستم تقسیم وظایف، رسیدگی به تعمیراتی است که کلیسا لازم دارد. مشکل جابجاکردن یا نکردن نردبان هم از همینجا سرچشمه میگیرد. این گروهها بر سر این که چه کسی باید – یا اجازه دارد – نردبان را جابجا کند با هم توافق ندارند.
رقابت و درگیری بر سر کنترل امور کلیسا به زمانهای قدیم باز میگردد. در نیمه قرن هجدهم، سیاستگذاران عثمانی سرانجام توانستند برنامهای تدوین کنند که کارهای مرتبط با کلیسا را بین طرفین مدعی تسلط بر آن تقسیم میکرد. این برنامه – که به برنامه «وضع موجود» موسوم شد – یک روتین بسیار سفت و سخت بود؛ شامل زمانبندی خدمات و کارهای نوسازی مانند جمعآوری زبالهها و باز و بستهکردن درها. حتی روشن و خاموشکردن شمعها جزئی از این برنامه است. بر اساس این برنامه نماینده یک فرقه فقط با موافقت صریح نمایندگان فرقههای دیگر میتواند شمع روشن کند، زیرا روشنکردن شمع به معنای ادعای مالکیت شمع و در نتیجه ادعا بر سر محل استقرار شمع است. حتی جاروکردن گوشههای متفاوت کلیسا گاهی محل بحث و جدل روحانیون مسیحی میشود. مسئله نردبان هم جزئی از همین گرفتاری است و به همین دلیل هم اینچنین طولانی شده است. در واقع، یک طرح حکاکیشده از کلیسا مربوط به سال ۱۷۲۸ میلادی وجود دارد که نردبان را همانجایی که امروز هست نشان میدهد. بعضی میگویند نردبان ممکن است حتی مدت بیشتری در آنجا بوده باشد. هیچ ادعای اساطیری یا معجزهگونگی در زمینه نردبان وجود ندارد. فقط داستانی وجود دارد که میگوید نردبان متعلق به یک سنگتراش بوده و آن را جا گذاشته است. بر اساس یک روایت دیگر، نردبان از زمانی آنجا است که عثمانیها رفتوآمد به کلیسا را محدود کرده بودند و روحانیون برای دسترسی به یک طاقچه بیرونی آن را آنجا قرار دادند. اما واقعیت قطعی را هیچ کس نمیداند.

گفتوشنود مذهبی؛ آسان در نگاه اول، دشوار در عمل
مسئله نردبان نشان میدهد چرا حل اختلافات مذهبی در میان مومنان ممکن است تا این حد دشوار و پیچیده باشد. اگر یک نردبان را نمیتوان از محلی تاریخی و مهم تکان داد، عقاید را چگونه میتوان اصلاح یا دگرگون کرد؟ در سال ۱۹۹۷ توریستی که نامش هرگز فاش نشد و امروزه فقط به نام «اندی» شناخته میشود، داخل کلیسا رفت و به نحوی پنجره بالای نردبان را پیدا کرد. او بهسادگی به بیرون خم شد و نردبان را به داخل ساختمان کشید. ظاهرا او میخواست به این نکته اشاره کند که وضعیت موجود چقدر عجیب و طنزآمیز است. البته مسئولین کلیسا بهسرعت متوجه نبود نردبان شدند. نردبان کمی بعد پیدا شد و چون توافقی درباره آن وجود نداشت دوباره همان بیرون روی طاقچه گذاشته شد؛ یعنی همان جایی که اصلا نباید میبود!
برای کسانی که به وقایع تاریخی به عنوان منابعی برای یادگیری نگاه میکنند، اختلاف بر سر نردبان کلیسای مقبره مقدس در اورشلیم میتواند یک درس و ابزار آموزشی قوی در مورد گفتوگوی بین ادیان باشد. مهمترین این درسها اینکه مسائل به ظاهر ساده میتواند در بستر اعتقادی به پیچیدهترین درگیریها ختم شود. اختلاف بر سر یک نردبان، پیچیدگیهای تاریخ و سنت مذهبی را نشان میدهد. ریشههای تاریخی عمیق اختلافات مذهبی و چالشهای مداوم در مسیر آشتیدادن آنها به همین طریق قابل درک است.
البته از سوی دیگر اینکه فرقههای مسیحی متعددی بر کلیسای مقبره مقدس نظارت دارند، واقعیت فضاهای مذهبی مشترک را منعکس میکند. این نشان میدهد که علیرغم تفاوتهای الهیاتی، میتوان احترام مشترکی برای مکانهای مقدس و تمایل به همکاری در حفظ آنها داشت. در واقع شاید بتوان گفت به نوعی نردبان به عنوان نماد ملموس سنت و تداوم عمل میکند. با احترامگذاشتن به مکان آن، حتی در میان اختلاف نظرها، گروههای مختلف مسیحی تعهد خود را به حفظ میراث مذهبی مشترک نشان میدهند. وجود دائمی نردبان بدون امکان حل و فصل مسئله آن نیز مشکلات ذاتی حل تعارض را نشان میدهد؛ بهویژه زمانی که باورهای مذهبی عمیقا درگیر هستند. این امر بر نیاز به صبر، سازش و دیپلماسی در رسیدگی به اختلافات بین مذهبی تاکید میکند. با وجود بنبست بر سر نردبان، این واقعیت که جوامع مختلف مسیحی به عبادت با هم و مدیریت کلیسا ادامه میدهند، از گفتوگو و همکاری مداوم حکایت میکند و نشان میدهد در حالی که ممکن است اختلاف نظرها ادامه داشته باشد، هنوز تمایل به همزیستی و همکاری در زمینههای خاص وجود دارد.

همه اینها بهروشنی نشان میدهد که حساسیتهای مذهبی چگونه میتوانند راه را بر توافق سد کنند؛ حتی در موادی که ممکن است به نظر امور ساده و قابل حلی بیاید. نکته جالب دیگر اینکه با توجه به نمونه نردبان دیگر نمیتوان بهسادگی بر اساس چیستی وقایع و تاریخ گفت کدام اختلاف مذهبی میان مردم «ساده» یا «پیچیده» است. بلکه سادهشدن اختلافات (و حل و فصل نهایی آنها) یا پیچیدهشدن آنها (و دورشدنشان از امکان حل) به نگاه مردم و روحانیان بستگی دارد، نه به خود مسئله. در نتیجه، سادگی و دشواری مسائل را باید در زاویه دید باورمندان به موضوعات یافت. به علاوه باید گفت که با نگاه به این نمونهها سوالهای جدی دیگری نیز پیش میآید. مثلا آیا وصلکردن مسائل اجتماعی به هویتهای مذهبی، بهویژه برانگیختن احساسات باورمندان، راهی برای حل و فصل منازعات موجود و رسیدن به صلح است یا برعکس، باعث تشنج و دورشدن از فرآیند همزیستی سالم و حل و فصل اختلافات خواهد شد؟ آیا نقش مذهب یکسره مثبت و سازنده است یا مطلقا منفی و ناسازنده؟ آیا باید به مذهب به عنوان «وسیله»ای نگریست که ممکن است در جایی مثبت یا در جایی منفی عمل کند؟ آیا میتوان از راهحلهای غیرمذهبی مانند مداخله حکومت – در این مثال، دولت عثمانی – برای کاهش درگیریهای مذهبی سود برد؟
دیگر جنبه مهم داستان این نردبان میتواند این باشد که افراد چگونه به مسائل درونمذهبی و برونمذهبی خود مینگرند: در حالی که ممکن است افراد منازعات درون مذهب خودشان را کاملا قابل درک و توجیهشدنی بیابند، منازعات درون مذاهب دیگر را اموری عجیب و غریب و یا پیشپاافتاده میپندارند و از اینکه دیگران نمیتوانند بر سر مسائلی آنچنان «ساده» به توافق برسند حیرتزده میشوند.
منابع و مطالعه بیشتر
- Teller, Matthew. “The Curious Case of the Ladder at the Church of the Holy Sepulchre.” Prospect Magazine – Britain’s Leading Monthly Current Affairs Magazine, Apr. 2022.
- “The Mystery of the ‘Immovable Ladder’: Why It Hasn’t Moved in 266 Years.” IndiaTimes, 3 May 2023,
- “Mystery of the ‘immovable Ladder’ Revealed! It’s Been in the Same Position for 266 Years for This Reason.” TimesNow, 3 May 2023.