Search

مادلین اوهیر؛ قصه تلخ یک خداناباور آمریکایی

بر مزار او کسی دعا نخواند. چون پیش از آن‌که به قتل برسد، در یک برنامه‌ تلویزیونی گفته بود که مایل است بر سنگ قبرش فقط سه کلمه بنویسند: «یک زن»، «یک مادر» و «یک مادر بزرگ»! او همین را برای معرفی خود کافی می‌دانست و به هیچ خدایی باور نداشت.

مادلین ماری اوهیر (Madelyn Murray O’Hair) یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالان خداناباور آمریکایی بود. او در ۱۳ آوریل ۱۹۱۹ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و نقشی اساسی در جنبش خداناباوری و جدایی دین از دولت در ایالات متحده ایفا کرد. اوهیر در دانشگاه تولین تحصیل کرد و مدرک حقوق گرفت، هرچند که وکالت را به عنوان حرفه خود انتخاب نکرد. او همچنین در دانشگاه هوارد حضور یافت و ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک افسر ارتش در بخش زنان خدمت کرد. 

در کنار مجسمه رابرت اینگرسول، فعال سیاسی-اجتماعی آمریکایی و اگنوستیک. پارک گلن اوک، پئوریا، ایلینوی. سال ۱۹۸۳ (منبع)

مادلین اوهیر بیش از همه به خاطر نقش خود در پرونده تاریخی ماری علیه کرلت (Murray v. Curlett) در سال ۱۹۶۳ شناخته می‌شود؛ جایی که او شکایتی برای حذف نیایش‌های مذهبی از مدارس عمومی آمریکا ثبت کرد. شاید برای ما باورپذیر نباشد که خوانش سطرهایی از انجیل، به عنوان برنامه‌ صبحگاهی در مدارس، در ایالات متحده آمریکا در دهه شصت میلادی اجباری بوده است. مادلین که خود را بی‌اعتقاد به مسیحیت و ناباور به وجود خداوند معرفی می‌کرد، تصمیم گرفت به این نوع اجبار اعتراض کند. اولین‌ بار در مجادله‌ای با معلم جوان مدرسه‌ای در بالتیمور که فرزندش را به آن‌جا می‌فرستاد، توضیح داد که اجبار برنامه‌های دینی به دانش‌آموزان، خلاف قانون اساسی‌ست؛ وقتی معلم در پاسخ گفت که اگر حق با شماست، پس چرا اولیاء مدرسه را تحت تعقیب قانونی قرار نمی‌دهید، مادلین کار خود را دلیرانه شروع کرد.

این پرونده در نهایت به دیوان عالی ایالات متحده رفت و منجر به صدور حکمی شد که نیایش اجباری در مدارس عمومی را نقض حقوق متمم اول قانون اساسی دانست. در میان پیام‌های تهدیدآمیز و حتی تهدید به قتل، نگاه‌های عصبانی همسایگان و فشارهایی که برخی از اعضای خانواده‌ خود او بر او می‌آوردند، اوهیر تسلیم نشد. او که به حکم مطالعات دانشگاهی خود از قانون اساسی کشورش مطلع بود، با اطمینان می‌گفت که اولین قانون از متمم قانون اساسی ایالات متحده، آزادی ادیان را تضمین می‌کند و این آزادی شامل بر عدم باور به ادیان هم هست. مادلین تاکید داشت که اگر دین و دولت از هم جدا هستند، مدارس دولتی حق ندارند از محل بودجه عمومی، برای برگزاری اجباری نوعی نیایش دینی هزینه کنند و یا برای آن برنامه‌ریزی نمایند.

درسال ۱۹۶۳ انجمن خداناباوران آمریکایی را تاسیس کرد (منبع)

متمم اول قانون اساسی ایالات متحده یکی از اصول مهم این قانون است که در سال ۱۷۹۱ به عنوان بخشی از «منشور حقوق» (Bill of Rights) تصویب شد. این متمم چندین حق بنیادی را تضمین می‌کند که به شرح زیر است:

  1. آزادی دین: کنگره نباید هیچ قانونی وضع کند که باعث ایجاد دین رسمی شود یا آزادی‌های مذهبی را محدود کند. به عبارت دیگر، این اصل «جدایی دین از دولت» را تضمین می‌کند که با عنوان کلی «سکولاریسم» آن را می‌شناسیم.
  2. آزادی بیان: هیچ قانونی نباید مانع از بیان نظرات و عقاید فردی شود.
  3. آزادی مطبوعات: این اصل از حق رسانه‌ها برای انتشار اخبار و اطلاعات بدون دخالت یا سانسور دولت حمایت می‌کند.
  4. حق تجمع مسالمت‌آمیز: مردم حق دارند که به صورت مسالمت‌آمیز تجمع کنند.
  5. حق دادخواهی از دولت: مردم حق دارند از دولت درخواست کنند که در برابر ناراحتی‌ها و مشکلات واکنش نشان دهد یا آن‌ها را اصلاح کند.

به طور خلاصه، متمم اول، آزادی‌های بنیادین بیان، مذهب، مطبوعات، تجمع مسالمت‌آمیز و دادخواهی را در ایالات متحده تضمین می‌کند و نقشی اساسی در تضمین آزادی‌های فردی و حقوق شهروندی دارد.

شکایت مادلین در دادگاه عالی ایالات متحده طرح شد و دادگاه عالی در ۱۹۶۳ حکم کرد که حق با اوست! پس از این موفقیت شگفت، مادلین اقدام به تاسیس انجمن خداناباوران آمریکایی کرد و تا ۱۹۸۶ خود ریاست آن را بر عهده داشت. ‏سازمان خداناباوران آمریکایی در همان سال پیروزی در دادگاه عالی تأسیس شد و تاکنون بیش از شصت سال است که برای جدایی دین از دولت و حمایت از حقوق خداناباوران فعالیت می‌کند. این سازمان که در ابتدا تحت عنوان «جامعه جدایی‌طلبان» شناخته می‌شد، یک سازمان غیرانتفاعی در ایالات متحده است که به دفاع از آزادی‌های مدنی خداناباوران و ترویج جدایی کامل دین از دولت می‌پردازد. این سازمان خدمات متنوعی ارائه می‌دهد که شامل موارد زیر است:

  • مرکز حقوقی: این مرکز به پرسش‌های حقوقی پاسخ می‌دهد، موفقیت‌های حقوقی را به اشتراک می‌گذارد و امکان گزارش تخلفات را فراهم می‌کند.
  • فعالیت‌های اجتماعی: شامل پیگیری قوانین ایالتی، برنامه‌های رأی‌دهندگان خداناباور، مسائل مرتبط، همکاری با شرکای محلی و ملی و برگزاری کنوانسیون‌های ملی است.
  • انتشارات: سازمان مجله‌ای به نام “American Atheist Magazine” منتشر می‌کند که به موضوعات مرتبط با خداناباوری و سکولاریسم می‌پردازد.
  • بورسیه‌ها: ارائه بورسیه‌های تحصیلی به دانشجویان خداناباور برای حمایت از تحصیلات عالی آن‌ها.
  • منابع آموزشی: فراهم کردن منابعی برای آموزش و آگاهی‌بخشی در زمینه خداناباوری و سکولاریسم.

این سازمان همچنین با بیش از ۲۳۰ گروه محلی در سراسر ایالات متحده همکاری می‌کند تا جوامع خداناباور را تقویت و حمایت کند. 

با پسرش، جان‌موری و نوه‌اش، رابین موری اوهیر، که هر دو در دهه ۱۹۹۰ ربوده و کشته‌ شدند (منبع)

انجمنی که مادلین تاسیس کرد مورد حمایت بسیاری از آمریکاییان نیز قرار گرفت به طوری که دست به حمایت مالی گسترده از او زدند. این حمایت‌های مالی طمع جنایتکاران باسابقه را برانگیخت؛ جنایتکارانی که زیر پوشش همدلی و همفکری به اوهیر نزدیک شدند و سال‌ها بعد فاجعه آفریدند.  

شایان ذکر است که تقریبا همزمان با شکایت مادلین ماری اوهیر، شکایت مشابه دیگری از سوی شهروندی به نام استیون انجل (Steven Engel) و دیگر والدین در نیویورک مطرح شد. این شکایت به پرونده انجل علیه ویتال (Engel v. Vitale) معروف شد و در نهایت، این پرونده در سال ۱۹۶۲ به دیوان عالی ایالات متحده رسید. این پرونده، یکی از مهم‌ترین پرونده‌ها در زمینه جدایی دین از دولت در نظام آموزشی آمریکا بود. در مدارس دولتی نیویورک، نیایش کوتاه و غیرمذهبی هر روز صبح توسط دانش‌آموزان قرائت می‌شد. در پرونده انجل علیه ویتال، نیایشی که هر روز صبح در مدارس دولتی نیویورک قرائت می‌شد، به خدا یا دین خاصی اشاره مستقیم نمی‌کرد و زبان ساده و عمومی داشت. این نیایش به شکلی تنظیم شده بود که به نظر می‌رسید قصد ندارد به آموزه‌های مذهبی خاصی اشاره کند و ممکن بود فقط هدفش ایجاد احساس آرامش یا یادآوری یک نظم درونی باشد، اما همچنان از عبارت «خدایا به ما یاری کن» استفاده می‌شد، که برای والدین شاکی نشانه‌ای از وابستگی مذهبی این نیایش بود.

در دیوان عالی برای پرونده دعا، سال ۱۹۶۳ (منبع)

والدین معتقد بودند که حتی یک نیایش ساده و بدون اشاره مستقیم به دین خاص نیز به نوعی مذهبی است و اجرای اجباری آن در مدارس، نقض متمم اول قانون اساسی است، که آزادی مذهب و جدایی دین از دولت را تضمین می‌کند. در این مورد نیز، دیوان عالی با اکثریت آرا به نفع شاکیان رأی داد و اعلام کرد که نیایش‌های مذهبی در مدارس عمومی، حتی اگر داوطلبانه و یا غیر وابسته به یک مذهب خاص باشد، با متمم اول قانون اساسی مغایرت دارد. این حکم باعث شد نیایش اجباری در مدارس دولتی آمریکا ممنوع شود.

هم پرونده انجل علیه ویتال و هم پرونده ماری علیه کرلت، که توسط مادلین اوهیر طرح شد، به موضوع اجباری‌بودن نیایش‌های مذهبی در مدارس عمومی پرداختند و دیوان عالی در هر دو مورد به نفع شاکیان رأی داد. تفاوت اصلی این بود که در پرونده اوهیر، شکایت علیه اجرای نیایش‌های مذهبی در مدارس مریلند و در قالب شکایت والدین از مدرسه‌ای مطرح شد که پسر مادلین، ویلیام موری، در آن تحصیل می‌کرد. در این پرونده، نیایش مذهبی اجباری در ایالت مریلند به‌طور رسمی و روزانه اجرا می‌شد، اما در پرونده انجل، نیایش در مدارس نیویورک نسبتا خنثی و در معنایی که گفته شد، غیرمذهبی بود، اگرچه همچنان به عنوان نوعی از نیایش تلقی می‌شد. به این ترتیب، در هر دو پرونده دیوان عالی به این نتیجه رسید که اجبار به نیایش مذهبی، حتی به شکل غیرمذهبی، نقض متمم اول است و نباید در مدارس عمومی اعمال شود.

او توسط یکی از کارکنان سابق و همدستانش ربود شد و به قتل رسید (منبع)

در دهه ۱۹۹۰، اوهیر، پسرش جونا گارت موری و نوه‌اش رابین موری اوهیر به شکلی مرموز ناپدید شدند. پس از تحقیقات، مشخص شد که یکی از کارکنان سابق سازمان خداناباوری که اوهیر اداره می‌کرد، به دلیل مسائل مالی و انتقام شخصی، مسئول این جنایت بوده است. دیوید رولاند واترز، همان کارمند سابق، با همدستانش اوهیر، پسر و نوه‌اش را ربوده بودند تا از آن‌ها اخاذی کنند. واترز پیش از این به اختلاس مالی از سازمان اوهیر محکوم شده بود و پس از اخراج و محاکمه، به‌شدت از اوهیر کینه به دل داشت. او به همراه همدستانش، اوهیر را در زمان اسارت، مجبور به انتقال پول کردند و سپس آن‌ها را به قتل رساندند. اجساد آن‌ها چند سال بعد در تگزاس کشف شد و این ماجرا به عنوان یکی از پرونده‌های جنایی تلخ و هولناک در تاریخ آمریکا باقی ماند.

بر اساس زندگی اوهیر فیلمی به نام «نفرت‌انگیزترین زن آمریکا» ساخته شد ‏که مسیر زندگی اوهیر را از ابتدای فعالیت‌هایش تا پایان تراژیک زندگی‌اش، که با ربودن و قتل وی و اعضای خانواده‌اش به پایان رسید، دنبال می‌کند. این فیلم تنش‌های او را با اعضای درجه یک خانواده خود از جمله پدرش روایت می‌کند. ‏فیلم در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و بخشی از تولیدات اورجینال نتفلیکس بود. بازخوردها نسبت به این فیلم متفاوت بوده: برخی آن را به خاطر بازی ملیسا لئو و نگاه عمیق به زندگی یک شخصیت پیچیده تحسین کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر از نقدها بر ضعف شخصیت‌پردازی و روایت دست گذاشته‌اند. این فیلم ‏ماجرای غم‌انگیز زنی را روایت می‌کند که علیه حق ویژه‌ خداپرستان در جامعه‌ خود جنگید و ادیان را مشحون از خرافات مضر تلقی می‌کرد. زندگی او برای آزاداندیشان جهان مایه الهام شد و یک بار دیگر ثابت کرد که برای نیل به عدالت، حتی در جوامع توسعه‌یافته نیز راه دشواری برای پیمودن وجود دارد.

انتشارات بیشتر ...