ایفای نقش شخصیت مهاتما گاندی بر روی صفحه نقرهای یا روی صحنه تئاتر همواره یکسان نبوده است. وزن و جایگاه گاندی به نوعی است که زمانی حتی تصور اینکه کسی که او را به تصویر بکشد بسیار دشوار بود. احتمالا بسیاری موافقند که بازی بن کینگزلی (Ben Kingsley) در نقش گاندی شاخصترین بازنمایی بصری از پدر هند مدرن است. توشار گاندی (Tushar Gandhi)، نوه مهاتما گاندی، زمانی به طعنه گفت که مجسمه گاندی که در لندن رونمایی شد، بیشتر شبیه کینگزلی است تا خود گاندی. بازنمایی هنری کنشگران برجسته سیاسی و حقوقی بخش مهمی از میراث آنان را تشکیل میدهد؛ میراثی که تا حد زیادی خارج از اراده و شکلدهی خود کنشگران است. فقدان چنین بازنمایی از سوی دیگر نسلهای آینده را در ارتباطگرفتن با کنشگران و انتقال درسها و تجربیات با چالش روبرو میسازد. اگر به آموزش عمومی در زمینه حقوقی و قانونی علاقه داریم، نمیتوانیم تنها به درسها، دورههای آموزشی و کتابها اکتفا کنیم. تمام این موارد لازم و ضروری هستند اما بسیاری از عموم مردم ممکن است آنها را خستهکننده بیابند. سینما ابزار قدرتمندی برای آموزش عمومی در زمینه دفاع از حقوق بشر است.

اگر کارگردان فیلم، ریچارد اتنبرا (Richard Attenborough)، به پیشنهاد اولین نخست وزیر هند، پاندیت جواهر لعل نهرو، عمل میکرد احتمالا این ارتباط قوی بین نقشی که کینگزلی بازی کرد و داستان گاندی ایجاد نمیشد. گفته میشود در طول تدارک فیلم «گاندی» (۱۹۸۲) نهرو، الک گینس – بازیگر بریتانیایی – را به عنوان گزینه ایدهآل برای بازی در نقش گاندی پیشنهاد کرد. نهرو معتقد بود در میان بازیگران هندی تجربه کافی سینمایی در سبک سینمای وسترن وجود ندارد؛ چیزی که او با آن بلندپروازی همیشگیاش آن را پیشنیاز آفرینش فیلمی درباره گاندی میدانست. در آن زمان، با توجه به اینکه پیتر سلرز – بازیگر بریتانیایی – با بازی در نقش «هروندی باکشی» در فیلم کمدی «پارتی» – که درباره یک بازیگر هندیالاصل است که به یک میهمانی مجلل در هالیوود دعوت میشود – به شناختهشدهترین «هندی» در سراسر جهان تبدیل شده بود، ایده یک هنرپیشه آمریکایی یا هر بازیگر سفیدپوستی که نقش مهاتما گاندی را بازی کند، شاید شوکهکننده نبود اما این ابدا چیزی از چالشهای پیش روی بازنمایی گاندی نمیکاست.
گاندی یک حقوقدان پرکار بود اما همواره چهره ثابتی میان عامه یا میان سیاستمداران نداشته است. وقتی چرچیل گاندی را «گدای لخت و عور» خواند بحثهای تند و انتقادی در مورد گاندی و جنبشی که او به راه انداخته بود در جریان بود؛ شاید بیش از همه جا، در هند! در آنجا هم همه نظر یکسانی به او نداشتند. برای فعالان ایرانی این درس مهمی است: حتی شخصیتی مانند گاندی منتقدان سرسختی درون هند داشت. پس برای یک جنبش مدنی حقوقی موفق نباید انتظار داشت همه با ما همراه و همدل باشند.

بازنمایی این چهره شناختهشده در سینما حساس بود. در طول انتخاب بازیگران «گاندی»، گمانهزنیهایی وجود داشت که شاید داستین هافمن و آنتونی هاپکینز مد نظر اتنبرا، کارگردان، هستند. با این وجود، این بن کینگزلی بود که در نهایت نقش را از آن خود کرد. بازیگران هندی مانند نصیرالدین شاه و اسمیتا پاتیل نیز در نظر گرفته شده بودند.
نقش آفرینی بن کینگزلی از مهاتما گاندی منحصر به فرد بود، زیرا او هیچ سرنخ یا الگویی از بازیگران قبلی نداشت که او را راهنمایی کند. کینگزلی علیرغم ریشههای خانوادگی هندی خودش، برای اکثر هندیها به عنوان بازیگر بیگانه بود؛ امری که بر رمز و راز بازی او در نقش گاندی بسیار افزود. بعد از او سایر بازیگران نقشآفرینیهای جدیدی از گاندی ارائه دادند.
به تصویر کشیدن گاندی در فیلم و صحنه، فرآیندی دشوار و جذاب بود. اما اهمیت تاریخی این کنشگر، که در عرضه جهانی نماد موفقیت جنبشهای خشونتپرهیز مدنی شده بود، چگونه میبایست باشد؟ در کتاب الکس فون تونزلمان با عنوان «تاریخ حلقهها: جهان بر اساس فیلمها» چالشهای اتنبرا در ساخت «گاندی» توضیح داده شده است. اتنبرا مجبور بود بین خلق یک روایت حماسی و ارائه یک بیانیه اجتماعی تعادل برقرار کند. مسئله ارائه یک میراث بصری اثرگذار بود. به علاوه فشار متراکمکردن نیم قرن تاریخ و ارائه آن به عنوان یک فیلم منسجم و جذاب به مخاطبان جهانی بسیار زیاد بود. حتی در زمانه ما گزارشهای منتشرشده درباره کنشگران و جنبشهای مدنی با نقدهای جدی روبرو است.

در حالی که فیلم «گاندی» به دلیل موارد بیدقتی در به تصویر کشیدن سیر تاریخی وقایع مورد انتقاد قرار گرفته است، اتنبرا در مجموع موفق شده است وقایع مهم تاریخی را بهخوبی ثبت کند. این فیلم لحظات مهمی در زندگی گاندی، از جمله دوران فعالیت او به عنوان یک وکیل جوان در آفریقای جنوبی، حمایت او از نافرمانی مدنی غیرخشونتآمیز و نقش او در هدایت هند به سمت استقلال از حاکمیت بریتانیا را پوشش میدهد.
یکی از انتقادات کلیدی فیلم حول به تصویر کشیدن افراد میچرخد. اتنبرا دست به آفرینش شخصیتهایی زد. مانند وینس واکر، روزنامهنگار تخیلی، با الهام از وب میلر، خبرنگار واقعی، که گاندی را در آفریقای جنوبی ملاقات نکرد، اما «راهپیمایی نمک» (Salt March) و هجوم خشونتپرهیز معترضان به کارخانه نمک دهارسانا و ضربوشتمشان توسط پلیس را پوشش داد. تصویر محمدعلی جناح، پدر پاکستان، مورد نقد بسیار زیادی قرار گرفت، زیرا او در فیلم به عنوان مانعی برای برنامههای گاندی به تصویر کشیده شد؛ کسی که با لجبازی و تکیهاش بر عقیده اسلامی در برابر ایدههای انسانی گاندی عملا از جریانی که توسط گروههای متعدد اما متحد به راه افتاده بود و با فداکاری فراوانی به پیش رفته بود خارج شد و اهداف فرقهای خود را دنبال کرد.
این نوع نقد و بررسیها چالشهای ساخت فیلمهای بیوگرافی در مورد کنشگران برجسته حقوقی و سیاسی را نشان میکند. ایجاد تعادل بین دقت تاریخی، سادگی روایت و درک مخاطب اغلب شامل خلق شخصیتهای ترکیبی و فشردهسازی وقایع است. اتنبرا از پیچیدگیهای نمایش زندگی گاندی روی پرده آگاه بود و بر لزوم تثبیت مقبولیت و اعتبار شخصیت اصلی بیش از هر چیز تاکید داشت. اما این نشانهای از جریانی بزرگتر است.
در کشوری مانند ایران کنشگران حقوقی و مدنی برجستهای وجود دارند. شاید فیلمهای زیادی در مورد این افراد ساخته شود اما تصویر این افراد در مدیومهای دیگری مانند رسانههای اجتماعی آنلاین برساخته و روایت آنان نقل و قاببندی میشود. تعجبی ندارد اگر همگان با روایت ارائهشده موافق نباشند اما اینکه یک جامعه چگونه به این مخالفتها و تنوع دیدگاهها واکنش نشان میدهد (یا نمیدهد) امری مهم و جالب توجه است.

در مجموع به نظر میرسد که فیلم گاندی بر جنبه صلحآمیز، آرام و معنوی این شخصیت تاریخی تمرکز دارد و برخی از باورهای بحثبرانگیزتر او مانند دیدگاههای او در مورد رژیم غذایی و تجرد را کماهمیت جلوه میدهد. بازی کینگزلی در میان مخاطبان و منتقدان طنینانداز شد و از توانایی او در به تصویر کشیدن روح گاندی قدردانی شد. با این حال، فیلم به جنبههای تیرهتر شخصیت گاندی نپرداخت و تصویری قهرمانانه از او ارائه کرد. پیچیدگیهای حقوقی کار گاندی و انبوه فداکاریهایی که مردم عادی برای جنبش انجام دادند در فیلم کمتر نمایش داده شد گرچه شاید این نوع بازنماییها با توجه به محدودیتهای داستانی و زمانی یک فیلم سینمایی کار سادهای هم نباشد. انسجام داستان و ساختن آن به نوعی که با مخاطب ارتباطی عمیق بگیرد ممکن است در اولویت آفرینندگان هنری در بزنگاه انتخابهای دشوار باشد. به قول ریچارد اتنبرا «تنها نوع حماسههایی که کار میکنند، حماسههای صمیمی هستند» و «گاندی» دقیقا همین است؛ حماسهای صمیمی که انسانیت شخصیت اصلی را به منصه ظهور میرساند. جنبههای انسانی کنشگران حقوقی نباید نادیده گرفته یا پنهان شود: آنان نیز خسته میشوند، گاهی ناامید میگردند، میترسند و اشتباه میکنند.
کارکرد دیگر این فیلم، ایجاد و انتقال آن حس قدردانی وسیعی است که یک ملت به کنشگران حقوقی خود دارد. «گاندی» به عنوان ادای احترامی قدرتمند از میراث ماندگار پدر ملت است. زندگی گاندی، با تمام پیچیدگیهایش، همچنان منبع الهام برای فیلمسازان و بازیگران است و تضمین میکند که در زیر سطح بیرونی این شخصیت برجسته، چیزهای بیشتری برای کشف وجود دارد. کنشگران بعدی و عموم ملت احتمالا از دیدن اینکه تلاشها و قدمهای انسان در مسیر عدالت و تغییر سازنده جامعه فراموش نمیشود و به آن ارج نهاده میشود روحیه گرفته و میگیرند.
فیلم گاندی سیر تحول او از یک وکیل معمولی به یک رهبر کاریزماتیک را به تصویر کشیده است. فعالیتهای سیاسی گاندی در آفریقای جنوبی، پایهای برای تلاشهای آینده او در هند بود. تجربیاتش در مورد تبعیض نژادی و بیعدالتی در آفریقای جنوبی باعث شد که از نقش خود به عنوان یک مدافع حقوقی فراتر برد و به عنوان یک رهبر سیاسی ظاهر شود. او کمپینها، اعتراضات و جنبشهای نافرمانی مدنی را برای مبارزه برای حقوق جامعه هندی در آفریقای جنوبی سازماندهی کرد. هوش قانونی و تعهد عمیق او به عدالت به او اجازه داد تا در سیستمهای حقوقی پیچیده حرکت کند و قوانین تبعیضآمیز را به چالش بکشد. استفاده معروف او از نافرمانی مدنی غیرخشونتآمیز، که اغلب به عنوان ساتیاگراها (Satyagraha) از آن یاد میشود، به ابزاری قدرتمند در زرادخانه سیاسی او تبدیل شد. نفوذ او فراتر از مسائل حقوقی بود و او نقشی اساسی در شکلدهی گفتمان سیاسی و استراتژی جنبش آزادی هند داشت.
میراث واقعی گاندی در حرفه سیاسی و حقوقی قابل توجه او و تاثیر عمیقی که بر جهان گذاشته است، نهفته است. تاثیر گاندی بر چشمانداز سیاسی هند عمیق بود. روشهای مقاومت غیرخشونتآمیز و نافرمانی مدنی او، تودهها را برانگیخت و آنها را برای دستیابی به استقلال بسیج کرد. توانایی او در ترکیب کنشگری قانونی با رهبری سیاسی منجر به پیروزیهای متعدد حقوق مدنی و الهامبخش نسلی از مبارزان آزادی شد. علاوه بر این، فلسفه سیاسی گاندی از مرزهای ملی فراتر رفت. حمایت او از خشونتپرهیزی و نافرمانی مدنی الهامبخش جنبشهای حقوق مدنی و عدالت اجتماعی در سراسر جهان بود. رهبرانی مانند مارتین لوتر کینگ جونیور و نلسون ماندلا از روشهای سیاسی گاندی الهام گرفتند و آنها را با مبارزات مربوط به عدالت خود تطبیق دادند. میراث مهاتما گاندی در سیاست و قانون پابرجاست و تاثیر او بر مبارزات هند برای استقلال و همچنین نقش او در شکلدادن به مبارزه جهانی برای عدالت و برابری، قابل چشمپوشی نیست. فراتر از پرده سینما، زندگی و کار او همچنان الهامبخش نسلهای آینده است و قدرت پایدار خشونتپرهیزی، تیزهوشی سیاسی و پیگیری عدالت را به ما یادآوری میکند.
منابع و مطالعه بیشتر
- Roger, Ebert. “Gandhi Movie Review & Film Summary (1982): Roger Ebert.” Movie Review & Film Summary (1982) | Roger Ebert,.
- Vincent, Canby. The New York Times, The New York Times, 1982.
- Collin, Bertram. How Accurate Is the Movie “Gandhi”? – Biography, 2020.