در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانوادهاش او را به اجبار به یک مرکز روانپزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر میکردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آنها میخواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم میشد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان میدانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارشها میگویند علت اصلی بستریشدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بیدینی بود.
مبارک بالا در شمال نیجریه، منطقهای با فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است. در روایت شخصی خود گفته بود دیدن ویدیویی از خشونت مذهبی علیه یک زن مسیحی، او را به بازاندیشی درباره باورهایش واداشت.
در بسیاری از جوامع، آزادی عقیده معمولا به معنای حق باورداشتن یا نداشتن تعبیر میشود؛ یعنی فرد بتواند مومن باشد، دین خود را تغییر دهد، شک کند یا هیچ دینی نداشته باشد، بدون آنکه نگران زندان، محرومیت یا خشونت شود. اما زندگی مبارک بالا، فعال نیجریهای و رئیس انجمن انسانگرایان نیجریه، یادآور این واقعیت است که در بعضی نقاط جهان، بیدین بودن یا نقد باورهای رایج میتواند هزینههای سنگینی داشته باشد. در کشور نیجریه مانند ایران پس از سلطه حکومت اسلامی، برگشت علنی از اسلام خطرات جانی به همراه دارد. داستان مبارک بالا برای بسیاری از ما ایرانیان آشناست. در ایران نیز گزارشها نشان میدهد که طی دهههای اخیر برخی تغییرات عقیدتی، خروج از دین، گرایش به باورهای دیگر یا حتی ابراز دیدگاههای متفاوت، گاه با برچسبهایی مانند «انحراف»، «فساد»، «بیماری» یا تهدید امنیتی مواجه شده است.

یک پست فیسبوکی و چند سال زندان
در آوریل ۲۰۲۰، مبارک بالا به دلیل نوشتههایی در شبکههای اجتماعی که از سوی برخی توهین نسبت به اسلام تلقی شد، بازداشت شد. ابتدا هفتهها و ماهها بدون روند روشن قضایی در بازداشت ماند و سپس پرونده او به ایالت کانو منتقل شد؛ منطقهای که قوانین سختگیرانهتری درباره توهین به دین دارد. گزارشها حاکی از آن است که او مدتی طولانی به وکیل، درمان پزشکی و ارتباط عادی دسترسی نداشت. در سال ۲۰۲۲، دادگاهی او را به ۲۴ سال زندان محکوم کرد؛ حکمی که بعدها در روند تجدیدنظر کاهش یافت. برخی نهادهای حقوق بشری و حامیان آزادی عقیده، روند دادرسی را زیر سوال بردند و از احتمال فشار یا ترس در پذیرش اتهام سخن گفتند. اگرچه او بعدها آزاد شد، سالها زندان، انزوا و تهدید را تجربه کرده بود.
البته هدف از زندانیکردن یک فرد «مرتد» فقط سرکوب او نیست و ترساندن دیگران نیز هست. برخی فعالان گفتهاند پس از زندانیشدن او، بخشی از جامعه انسانگرایان و بیدینان در شمال نیجریه فعالیت علنی خود را متوقف کردند، نشستها کمتر شد و افراد بیشتری باورهایشان را پنهان کردند. یکی از فعالان گفته بود: «زندان او، جنبش ما را زیرزمینی کرد.» در تمام کشورهایی که سرکوب مذهبی را تجربه میکنند، اوضاع کمابیش همین است. به نظر میرسد بخشی از مومنان تصور میکنند ترس و هراس مهمترین عامل محافظت از دین است.
گاهی هدف فشار بر یک فرد، تنها خود او نیست. بازداشت یک روزنامهنگار، فعال مدنی، نوکیش، درویش، بهایی یا منتقد دینی میتواند پیامی گستردهتر داشته باشد: دیگران نیز ممکن است سکوت را امنتر ببینند. در چنین شرایطی، هزینه فقط زندان یک نفر نیست؛ بلکه کوچکشدن فضای بیان و افزایش خودسانسوری جمعی است.
وقتی از آزادی مذهبی صحبت میشود، اغلب ذهن به سمت حق عبادت یا پیروی از یک دین میرود. اما پرونده مبارک بالا پرسشی دیگر مطرح میکند: آیا آزادی دین، شامل آزادی نداشتن دین نیز میشود؟ این سوال در بسیاری از کشورها همچنان محل اختلاف است. در ایران، قانون اساسی برخی ادیان را به رسمیت میشناسد، اما منتقدان میگویند وضعیت کسانی که از دین خارج میشوند، بیدین هستند یا دیدگاههای انتقادی دارند، همواره روشن و امن نبوده است. در نیجریه نیز منتقدان استدلال کردهاند که در عمل، بیدینی در برخی مناطق میتواند به تهدید اجتماعی یا حتی خطر جانی منجر شود.
مبارک بالا پس از چند سال زندان آزاد شد و بعدها به خارج از نیجریه منتقل شد. گزارشها میگویند حتی پس از آزادی، نگرانی درباره امنیت شخصی او ادامه داشت. هستند بسیاری دیگر که مانند او به دلیل فشار مذهبی مجبور به ترک وطن خود شدهاند. مهاجرت اجباری، دوری از خانواده، زندگی پنهان، ترس مداوم یا ازدستدادن احساس تعلق نیز بخشی از پیامدهای فشار عقیدتی هستند. برای بسیاری از جوامع، از جمله بخشی از مهاجران ایرانی، این تجربه آشناست؛ ترک کشور نه به دلیل جنگ یا اقتصاد، بلکه به دلیل احساس نداشتن امنیت برای بیان هویت یا باور.

در سالهای اخیر، نیجریه بارها در گزارشهای حقوق بشری به دلیل خشونتهای مرتبط با مذهب، حملات فرقهای و محدودیتهای آزادی عقیده مورد توجه قرار گرفته است. این کشور با جمعیت بزرگی از مسلمانان و مسیحیان و همچنین پیروان باورهای بومی و افراد بدون دین، تنوع مذهبی قابل توجهی دارد. با این حال، این تنوع همیشه به همزیستی آرام منجر نشده است. در شمال و مرکز نیجریه، گروههای افراطی مانند گروه اسلامگرای بوکوحرام و شاخههای وابسته به آن طی سالهای گذشته مسئول حمله به روستاها، مدارس، عبادتگاهها و غیرنظامیان بودهاند. هزاران نفر کشته یا آواره شدهاند و برخی گزارشها از ربودن زنان و کودکان یا حمله به اجتماعات مذهبی خبر دادهاند.
در کنار خشونت گروههای مسلح، تنش میان جوامع محلی نیز گاهی رنگ مذهبی به خود گرفته است؛ هرچند پژوهشگران هشدار میدهند که در بسیاری موارد، عوامل اقتصادی، زمین، رقابتهای قومی و ضعف حکمرانی نیز نقش دارند. موضوع دیگر، آزادی بیان و آزادی عقیده است. پروندههایی مانند بازداشت مبارک بالا یا محکومیت برخی افراد به اتهام کفرگویی و توهین به دین، توجه بینالمللی را جلب کردهاند. منتقدان میگویند چنین مواردی میتواند باعث افزایش خودسانسوری و احساس ناامنی در میان اقلیتهای عقیدتی، بیدینان یا منتقدان مذهبی شود.