اوایل اردیبهشت ۱۳۹۷ خبر شکنجه شدید سه کودک توسط نامادریشان در ماهشهر در استان خوزستان بسیار داغ شد. این کودکان – که دوازده، هشت و پنج ساله بودند – به وسیله میله داغ، چکش، چسب حرارتی و وسایل دیگر مورد شکنجه و آزار قرار میگرفتند.
این اتفاق واکنشهای زیادی در فضای مجازی و جامعه به همراه داشت؛ تا جایی که همشهریان با تجمع مقابل دادگستری این شهر خواهان رسیدگی به وضعیت این کودکان شدند.این تنها یک نمونه متاخر از آزار و اذیت کودکان توسط والدینشان است که خوشبختانه رسانهای شد.

تجمع همشهریان کودکان آزاردیده مقابل دادگستری ماهشهر
مسئله والدین و نقش پررنگ پرورشی– حمایتی آنان در تربیت کودک، آن اندازه مهم بود که مجمع عمومی سازمان ملل متحد روزی را برای آن تعیین کند. این سازمان در سال ۲۰۱۲، اول ژوئن (برابر با ۱۱ خرداد) را روز جهانی والدین اعلام کرد؛ برای ادای احترام به والدین و همچنین تاکید بر نقش پررنگ آنها در تربیت کودکان و مسئولیتی که والدین در برابر پرورش و حمایت از کودکان دارند.
اما در ایران و در این حوزه اخبار ناخوشایندی به گوش میرسد. نتایج پژوهشی که در سال ۱۳۹۴ صورت گرفت، نشان داد که ۱۵ درصد از دانشآموزان دبیرستانی در تهران «رابطه جنسی اجباری» داشتهاند.
آموزش مسائل جنسی مهمترین و اولین قدم برای پیشگیری از تجاوز به کودکان است و والدین در این زمینه نقش پررنگی دارند. اما متاسفانه خانوادهها نیز در این مورد آموزش ندیدهاند و از طرفی حجب و حیای سنتی موجود در خانوادهها مانع از برقراری ارتباط والدین و فرزندان در این موارد می شود.
در واقع، در شرایط طبیعی وظیفه حمایت از کودکان بر عهده والدین آنها است و این انتظار از والدین میرود که از کودکان خود در برابر انواع آسیبها و مخاطرات حفاظت کنند. اما این کافی نیست؛ از آنجا که کودکان، توان لازم را برای استیفای حق خود ندارند، جامعه نیازمند مکانیزمی است که از حقوق کودک – حتی در برابر والدین – دفاع کند. سازمانهایی چون سازمان بهزیستی در ایران متکفل چنین امری هستند.
مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی، خردادماه ۱۳۹۷اعلام کرد که۲۶ هزار کودک بدسرپرست و بیسرپرست تحت پوشش این سازمان هستند که ۸۵ درصد از این کودکان بدسرپرست بوده و مابقی آنها بیسرپرست هستند. او همچنین از افزایش تعداد این کودکان خبر داد.

برخی فعالان به خود سیاستگذاری سازمان بهزیستی در قبال کودکان آزاردیده نیز انتقاد دارند
اما مسئله این است که شرایط در بهزیستی نیز مساعد به نظر نمیرسد. سرگذشتهای تلخی از این کودکان توسط مددکاران بازگو شده است.
این روایت اگرچه تلخ، اما واقعی ست؛ دختر چهارم خانواده است. در خیابان مورد تجاوز قرار میگیرد. مادرش که متوجه میشود دختر دیگر باکره نیست، او را زمانی که تنها ۱۲ سال داشت مجبور به تنفروشی میکند. پدرش نیز معتاد است؛ پدری که به جرم قصد تعدی به خواهران بزرگترش به زندان افتاد. این دختر را به همراه خواهرانش به بهزیستی میبرند، اما چون بسیار آسیب دیده بود، جدا از بقیه نگهداری میشد. پدرش که از زندان آزاد شد، بهزیستی دختر را به او تحویل داد. دختر اما بر اثر خودزنی راهی بیمارستان میشود و باز از بیمارستان به بهزیستی منتقل میشود و بهزیستی باز قصد تحویل دختر به پدرش را دارد.