Search

پروین اعتصامی؛ اختر چرخ ادب

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ماه ۱۲۸۵ هجری‌ شمسی در شهر تبریز به دنیا آمد. او فرزند یوسف اعتصامی و اختر اعتصامی، از شاعران دوره‌ قاجاریه بود. یوسف اعتصامی، ناشر، نویسنده و مترجمی بود که نزدیک به چهل کتاب ترجمه کرده است و همچنین کسی بود که اولین چاپ‌خانه حروفی را در تبریز برپا کرد. پروین اعتصامی زمانی که شش سال داشت به همراه خانواده‌اش از تبریز به تهران مهاجرت کرد و از این‌ رو پروین از همان کودکی با مشروطه‌خواهان و چهره‌های فرهنگی آن روزگار که با پدر در ارتباط بودند آشنا شد. بزرگانی چون دهخدا و ملک‌الشعرا بهار از زمره‌ این مشروطه‌خواهان و فرهیختگان بودند. او ادبیات را نیز تحت تاثیر و پرورش پدرش، دهخدا و بهار فرا گرفت. پروین تنها هفت سال داشت که نخستین سروده‌های خود را نوشت.

تنها هفت سال داشت که نخستین سروده‌های خود را نوشت

او پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه‌ آمریکایی‌ها بسیار خشنود بود اما در مراسم پایان‌نامه‌ تحصیلی خود با دریغ و حسرت برای زنان ستم‌دیده‌ای که از نعمت آموزش بی‌ بهره مانده بودند چنین سرود:

پستی نسوان ایران، جمله از بی‌دانشی است

مرد یا زن، برتری و مرتبت‌ «دانستن» است

زین چراغ معرفت کامروز اندر دست ما ست

شاهراه سعی و اقلیم سعادت روشن است

او در زمانه‌ خود تبعیض علیه زنان را به درستی درک می‌کرد و نسبت به آن حساسیتی ویژه داشت که در بسیاری از اشعارش می‌توان این حساسیت نسبت به حقوق زنان را درک کرد.

به که هر دختر بداند قدر علم‌آموختن / تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است / دامن مادر، نخست آموزگار کودک است / طفل دانشور، کجا پرورده نادان‌ْ‌ مادری

سیمین بهبهانی، شاعر سرشناس ایرانی در خاطراتش می‌گوید که اولین اشعارش با تشویق پروین اعتصامی مواجه شده است. او می‌گوید وقتی پروین اعتصامی این بیت از شعر او که «ای توده گرسنه و نالان چه می‌کنی / ای ملت فقیر و پریشان چه می‌کنی» را دید او را تشویق به سرودن شعر کرده است. پروین اعتصامی در کودکی زبان‌های فارسی و عربی و انگلیسی را زیر نظر پدرش می‌آموزد. پروین در تمام سال‌های تحصیلش شاگردی ممتاز بود. در زمان تحصیل شعر می‌سرود و مدتی نیز در همان مدرسه‌ آمریکایی که درس خوانده بود، تدریس زبان انگلیسی می‌کرد. برخی از زیباترین اشعار پروین اعتصامی متعلق به دوران نوجوانی او ست، زمانی که فقط یازده دوازده سال داشته است. دکتر میرجلال‌الدین کزازی، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و پژوهشگر برجسته ایرانی، پروین اعتصامی را فرزند برومند ایران‌زمین می‌شناسد و می‌گوید: «شاید‌ بتوان‌ پروین‌ را‌ در‌ سه‌ ویژگی‌ برتر‌ از‌ هم‌روزگارانش‌ دانست.‌ نخست‌ این‌‌که‌ پروین‌ سخنوری‌ است‌ که‌ سروده‌های‌ او‌ در‌ زمان‌ زندگی‌اش‌ بر‌ سر‌ زبان‌ها‌ روان‌ شده‌ است‌ و‌ ما‌ کم‌تر‌ سخنوری‌ را‌ می‌شناسیم‌ که‌ از‌ این‌ بخت‌ برخوردار‌ باشد. پس‌ از‌ روزگار‌ رابعه قزداری،‌ کسی‌ را‌ در‌ ادب‌ پارسی‌ نمی‌شناسیم که او را بانوی سخن پارسی بنامیم. من این نام را تنها زیبنده‌ پروین اعتصامی می‌دانم. پروین با این‌که در سال‌های جوانی سرودن را آغاز کرد؛ اما آنچنان شیوا و سترگ می‌سرود که پاره‌ای از ادیبان در آغاز شنیدن این سروده‌ها گمان نمی‌کردند که آن‌ها تراویده‌ پروین باشند. آن‌ها گمان می‌بردند این سروده‌ها از افرادی همچون دهخدا است که پروین نام خود را بر آن‌ها نهاده است.»

پروین اعتصامی بانوی سخن پارسی

برخی از منتقدان ادبی معتقدند که پروین اعتصامی و اشعارش چندان بازتاب‌دهنده‌ زمان و زمانه‌ خود نیست، همچنان‌ که از اشعارش نمی‌توانیم چندان پی به زندگی شاعر ببریم. نقیصه‌ای که در فروغ فرخ‌زاد جبران شده است. دکتر سیروس شمیسا در این باره می‌گوید: «پروین در حوزه‌ فردی در شعرهایش چیزی نمی‌گوید و ما برای این‌که این حوزه را بشناسیم، می‌توانیم از شعرهای فروغ فرخ‌زاد استفاده کنیم … . تجددخواهی دیگر حوزه‌ای است که پروین باز در این‌ باره سکوت کرده است. او با این‌که از دبیرستان آمریکایی فارغ‌التحصیل شده است؛ اما هیچ فعالیتی در این زمینه ندارد و هیچ کتابی را ترجمه نکرده است. در این حوزه نیز پروین مدام سنت‌های کهن را یادآوری می‌کند.» دکتر جلال خالقی مطلق، ادیب، پژوهشگر و شاهنامه‌شناس سر اقبال عمومی به اشعار پروین اعتصامی را موضوعاتی می‌داند که پروین برای اشعارش برگزیده است: «علت این محبوبیت اشعار پروین، هم در موضوعات اشعار او ست، هم در زبان و شیوه‌ بیان او و هم در قالبی که برای اشعارش برمی‌گزیند. موضوع اشعار پروین در درجه‌ اول تبلیغ عدالت اجتماعی و دفاع از طبقه‌ محروم جامعه و دیگر لزوم سوادآموزی و گسترش دانش و مبارزه با جهل و نادانی و تعصب و نیز دفاع از حقوق زنان است.» پروین اعتصامی در مراسم فارغ‌التحصیلی خود از بی‌سوادی زنان گفت که «داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تعلیم و تربیت است؛ تعلیم و تربیت حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده معروف مستفیذ نماید. پیدا ست برای مرمت خرابی‌های گذشته، اصلاح معایب حالیه و تمهید سعادت آینده، چه مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک از این پرتگاه‌ها عبور کند.»

محمدرضا پهلوی و پروین 

پروین در همان سنین جوانی با پسر عمه‌ خود ازدواج کرد اما عمر این زندگی خانوادگی دوام نداشت و بیش از چند ماه نپایید. در دیوان پروین از اشعار عاشقانه و همین‌طور احوال فردی و زندگی خصوصی خبری نیست. یحیی آرین‌پور در کتاب «از صبا تا نیما» و در بخش زندگی‌نامه‌ پروین اعتصامی می‌نویسد: «پروین از کودکی گوشه‌گیر و مردم‌گریز بود. در جریانات اجتماعی مربوط به بانوان و در جنبش آزادی و حقوق زن عملا دخالت نکرد. با این‌ همه هنگامی که شرایط برای دخالت فعال زنان در امور اجتماعی مساعد شد، در قصیده‌ای به نام «زن در ایران» چنین سرود:

زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود

پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت

زن چه بود آن روزها، گر زانکه زندانی نبود

کس چو زن اندر سیاهی قرن‌ها منزل نکرد

کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود

در عدالت‌خانه انصاف زن شاهد نداشت

در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود

دادخواهی‌های زن می‌ماند عمری بی‌جواب

آشکارا بود این بی‌داد؛ پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک

در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود

پروین اشعار خود را به تشویق ملک‌الشعرا بهار در سال ۱۳۱۵ توسط چاپ‌خانه‌ مجلس منتشر ساخت. پروین اعتصامی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ و در سن ۳۵ سالگی بر اثر بیماری حصبه درگذشت. او را در مقبره خانوادگی‌اش در حرم معصومه شهر قم به خاک سپردند. بر سنگ مزار پروین شعری از سروده‌هایش نوشته شده است:

آرامگاه پروین

این‌که خاک سیهش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید

هرچه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آن‌ همه گفتار امروز

سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند

دل بی‌دوست، دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جانفرسا ست

سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد

هر که را چشم حقیقت‌بین است

هر که باشی و ز هر جا برسی

آخرین منزل هستی این است

آدمی هرچه توانگر باشد

چو بدین نقطه رسد مسکین است

اندر آن‌جا که قضا حمله کند

چاره تسلیم و ادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان‌کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آن‌ کس که در این محنتگاه

خاطری را سبب تسکین است

انتشارات بیشتر ...