زندانیان سیاسی و افکار عمومی
وقتی قباد عباد اوغلو، اقتصاددان ارشد دانشکده اقتصاد لندن، در آذربایجان به زندان افتاد موجی از واکنشهای بینالمللی به بازداشت او به راه افتاد. آقای عباد اوغلو دانشمندی است که در موسسات معتبری مانند پرینستون و مانند آن تدریس کرده است. او اکنون یکی از دستکم دویستوپنجاه زندانی سیاسی است که در آذربایجان محبوس است. بسته به نوعی که بخواهیم زندانی سیاسی را تعریف کنیم، اکنون در جهان هزاران زندانی سیاسی وجود دارد. گفته میشود که این عدد با بعضی تعریفها ممکن است به صدها هزار نفر نیز برسد. این افراد در نظامهای حکومتی غیردموکراتیکی اسیر هستند که ادامه منافع خودشان را در سرکوب اجتماعی و خفهکردن منتقدان خود میبینند.
موضوع زندانیشدن به دلایل سیاسی موضوعی فریبنده است؛ از این دید که خیلی از شهروندان تصور میکنند خودشان قرار نیست روزی جزئی از آنان باشند. اما نظامهای استبدادی معمولا پیشبینیپذیر نیستند؛ بهویژه وقتی احساس کنند خطر اعتراضات عمومی آنها را تهدید میکند. به همین دلیل هر شهروندی در واقع باید بداند که در معرض خطر است و روزی ممکن است نام او هم به عنوان زندانی سیاسی برده شود.

دستگیری به دلایل سیاسی و بهانههای اغلب واهی و ساختگی نشانه اصلی حکومتهایی است که به استقلال قضایی باور ندارند. این زندانیان که زمانی شهروندانی کنشگر یا حتی صرفا شهروندی ناهمسو با رژیم بودهاند در زندانها با شرایطی اغلب ناگوار نگهداری میشوند تا درس عبرتی برای سایرین و علامت «قدرت» حاکمان در ساکتکردن مخالفان خود باشند. ناوالنی در روسیه به طرزی اسفبار درگذشت اما به نظر نمیرسد طرفداران پوتین چندان از این واقعه شرمسار شده باشند. آنها بلافاصله انگشت اتهام را به سوی غرب گرفتند.
در ایران نیز صدها زندانی سیاسی با اتهاماتی عجیب و بدون شواهد و مستندات قانونی تحت فشار و تهدید دائمی هستند و رژیم اسلامی نیز مرتبا غرب یا «فریبخوردگان» آن را عامل این زندانیشدنها معرفی میکند. گویی این نه قوه قضاییه نظام بوده که دستور محکومیت این افراد را صادر کرده است و نه زندانهای همان رژیم است که آن افراد را نگاه داشته است.
اوضاع به طرز ناامیدکنندهای در حال بدترشدن به نظر میرسد. اقدامات اخیر بعضی کشورها باعث شده که زندانیشدن به دلایل سیاسی دیگر فقط خطری برای شهروندان همان کشور نباشد. حالا خطر گروگانگرفتن به عنوان یک ابزار فشار در برخی اختلافات بینالمللی یا صرفا برای مذاکره در یک «بازار» جدید جهانی در حال افزایش است. ایوان گرشویچ، روزنامهنگار وال استریت ژورنال، ماهها در زندان روسیه به سر برد و پوتین میگفت که مذاکرات با ایالات متحده در حال انجام است تا او بازگردانده شود اما هنوز «پیشنهاد مناسبی» شنیده نشده است! مارک سویدان، تاجر تگزاسی، در چین و یوهان فلودروس، دیپلمات ۳۳ساله سوئدی که برای کمیسیون اروپا کار میکرد، در زندان اوین ایران نمونههای دیگر این نوع رفتار هستند.

ارزشها و دیدگاههای فراگیر دموکراتیک میتواند سدی در برابر سیاستهای غیردموکراتیک مانند دستگیری خودسرانه و بدون مدرک باشد. اما نگرشهای عمومی پیرامون دموکراسی به نظر چندان رو به گسترش و تقویت نیستند. یک نظرسنجی به سفارش بنیاد جامعه باز (Open Society Foundations) نشان داد که ۲۹ درصد آمریکاییها، ۳۴ درصد فرانسویها و ۵۰ درصد ترکیهایها با این دیدگاه موافق بودند که داشتن رهبری که فرای پارلمان یا انتخابات عمل کند ایده خوبی برای اداره یک کشور است! در سالهای اخیر تبلیغات و راه و روشی که اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، و طرفداران اسلامگرای او برای اداره کشور پیش گرفتند عملا این کشور را در مسیر عکس دموکراسی و آزادیهای مدنی حرکت داده است. با افزایش بیرویه قدرت و اختیارات اردوغان، او حالا تقریبا هر کاری که بخواهد میکند و از نظر زمانی نیز نگرانی خاصی برای ترک قدرت ندارد. البته او برای پروپاگاندای خود مرتبا از این سخن میراند که کشور را باید به زودی به «جوانها» تحویل دهد، اما به نظر میرسد در عمل علاقهای به کنار رفتن ندارد و میخواهد توان خود در اعمال نفوذ را تا جای ممکن گسترش دهد. در ترکیه عملکرد دستگاه قضائی تحت رژیم اردوغان به نحوی بوده است که کشور مجبور به ساخت زندانهای جدید برای انبوه زندانیان جدید شده است؛ رهبران احزاب مخالف، بازرگانان، روزنامهنگاران، وکلا، دانشگاهیان و دهها هزار نفر دیگر که حتی به دلیل کمترین شک و تردید بازداشت میشوند.
«دیپلماسی گروگانگیری» که بیشتر تهدیدی برای شهروندان خارجی است، اکنون به نظر در حال گسترش است. از دید جان کَم، بنیانگذار بنیاد «دویی هووا» (Dui Hua) برای مبارزه برای آزادی، میگوید که اگر به سه زندانی اول در فهرست وزارت خارجه آمریکا نگاه کنیم میبینیم که هر سه تاجر هستند! چنین روندهایی یعنی بدترشدن مسئله زندانیان سیاسی.
دنیای پیچیده و مبهم زندانیان سیاسی بینالمللی
انگیزههای کشورهایی که زندانیان سیاسی بالایی دارند از فشار بر شهروندان خود یا شهروندان خارجی همیشه مشخص و روشن نیست. روش چین بهویژه در برخی از موارد مبهم است. دستگیری دو کانادایی در این کشور یک نمونه آشکار از دیپلماسی گروگانگیری است. چند روز قبل از بازداشت آنها، کانادا – در پاسخ به درخواست آمریکا برای استرداد – منگ وانژو، مدیر ارشد مالی شرکت فناوری هوآوی – را در ارتباط با شکستن تحریمهای علیه جمهوری اسلامی، توسط این شرکت بازداشت کرده بود. به محض آزادی منگ، یعنی تقریبا سه سال بعد، آن دو کانادایی هم آزاد شدند. در ایران، یوهان فلودروس در حالی که در یک سفر توریستی بود و دقیقا چند روز قبل از پایان محاکمه یک کارمند دادگاه سابق ایران که حین عبور از فرودگاه سوئد دستگیر شده بود – بازداشت شد. فلودروس در نهایت به جاسوسی برای اسرائیل و «افساد فی الارض» متهم شد، چیزی که مجازات آن میتواند حبس ابد یا حتی اعدام باشد.
با وجود همه ابهامها اگر به انگیزهها نظر کنیم میتوانیم از چند مورد نام ببریم. مشخصا گروگانگیری میتواند برای یک رژیم دیکتاتوری به عنوان اهرم فشار در مذاکرات با سایر دولتها یا نهادها باشد. رژیم ممکن است با گروگانگیری به دنبال امتیازگرفتن یا نتایج مطلوب در مذاکرات باشد، مانند آزادی افراد زندانی، امتیازات سیاسی یا تامین منابع مالی. رژیمها ممکن است گروگانها را به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر تهدیدها یا چالشهای پیش روی خود اسیر کنند. تهدید به آسیبرساندن یا به اسارت گرفتن افراد میتواند به عنوان هشداری برای مخالفان، گروههای مخالف یا دولتهای خارجی باشد که اقداماتی را که رژیم نامطلوب تلقی میکند، در نظر بگیرند. به علاوه گروگانگیری میتواند توسط این دست رژیمها برای جلب توجه به نارضایتیهای خود، چه در داخل و چه در سطح بینالمللی، مورد استفاده قرار گیرد. رژیمها ممکن است از موقعیتهای گروگانگیری برای اهداف تبلیغاتی سوءاستفاده کنند و خود را قربانی تجاوز یا ظلم خارجی نشان دهند یا حمایت داخلی را پشت سر سیاستها یا رهبری خود جلب کنند و خود را برای طرفدارانشان دارای سیستم اطلاعاتی قوی و کارآمد جلوه دهد.

گروگانگیری همچنین میتواند با اهداف ایدئولوژیک یا سیاسی یک رژیم سازگار باشد. برای مثال، گروگانگیری ممکن است برای تقویت روایتهای مقاومت در برابر به اصطلاح امپریالیسم یا مداخله خارجی، بهویژه در مناطق درگیری یا مناطقی با سابقه تنش ژئوپلیتیکی، مورد استفاده قرار گیرد. در برخی موارد، رژیمها ممکن است در پاسخ به – به باورشان – تخلفات یا اقداماتی که توسط دولتها یا نهادهای دیگر انجام میشود، گروگانگیری کنند. از دیگر سو، گروگانگیری میتواند به عنوان نوعی انتقام یا انتقام از نارضایتیهای واقعی یا خیالی گذشته صورت بگیرد که در نتیجه تنشها یا درگیریها بین طرفین را تشدید میکند.
گروگانگیری یا بازداشت به دلایل سیاسی همچنین میتواند توسط رژیمها برای اعمال کنترل بر جمعیت خود یا سرکوب مخالفان به کار گرفته شود. اسیر نگهداشتن افراد یا تهدید امنیت آنها میتواند گروههای مخالف، فعالان یا صداهای مخالف را بترساند و عملا مخالفان را خفه کرده و ثبات رژیم را دستکم به طور موقت حفظ کند.
چگونه آگاهی عمومی میتواند به بحرانهای گروگانگیری پایان دهد؟
به نظر میرسد ترس و ارعاب موجود در کشورهای فاقد نظام قضایی مستقل باعث میشود که نام و شرایط بسیاری از زندانیان سیاسی پنهان بماند و به این ترتیب زمینه برای فشار بر آنان و گسترش تعداد زندانیان سیاسی فراهم شود. افزایش آگاهی عمومی میتواند بر دولتها و سازمانهای بینالمللی فشار وارد کند تا حل و فصل گروگانها را در اولویت قرار دهند. این فشار میتواند مقامات مربوطه را وادار کند تا در تلاشهای دیپلماتیک، مذاکرات یا ابزارهای دیگر برای آزادی گروگانها و زندانیان شرکت کنند.
نظارت عمومی میتواند دولتها و رژیمها را در قبال اقدامات خود در طول بحرانهای گروگانگیری تا حدی پاسخگو کند. با وجود تلاش رژیمهای استبدادی برای بیاثرکردن خواست ملت در تصمیمهای خود، اگر دولتها بدانند که تحت نظارت عمومی هستند، ممکن است تمایل بیشتری به رعایت هنجارها و چارچوبهای قانونی بینالمللی در مورد رفتار با گروگانها داشته باشند. آگاهی عمومی میتواند بسیج منابع، از جمله یاری گروههای مدنی مدافع حقوق بشر، کمکهای بشردوستانه، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و تلاشهای دیپلماتیک برای حل و فصل وضعیت گروگانها را تسهیل کند. افزایش توجه عمومی میتواند منجر به تلاشهای بیشتر برای جمعآوری کمکهای مالی یا مداخله دولت برای حمایت از مذاکرات و عملیات نجات گروگانها شود. به علاوه میتواند آگاهی را در مورد خطرات مرتبط با گروگانگیری و پیامدهای منفی برای مجرمان افزایش دهد و به طور بالقوه به عنوان یک بازدارنده در برابر حوادث آینده عمل کند. کمپینهای آموزش و آگاهی همچنین میتواند افراد را در مورد اقدامات لازم برای کاهش آسیبپذیری در برابر موقعیتهای گروگانگیری آگاه کند.
منابع و مطالعه بیشتر
· Champion, Marc. “Remember the World’s Political Prisoners. One Could Be You.” The Japan Times, The Japan Times, 3 Jan. 2024 /.
· Rosenberg, Tina. “John Kamm’s Third Way.” The New York Times, The New York Times, 3 Mar. 2002,
· Molandar, Mans, and Christina Abdulahed. “Escalate Efforts for Release of Swedish Citizen in Iran.” Human Rights Watch, 8 Dec. 2023,