رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامهای سرگشاده خطاب به شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، با تشریح آنچه «شکنجه سیستماتیک، تحقیر، سرکوب و استفاده سیاسی از اعدام» در زندانهای جمهوری اسلامی خوانده، خواستار ثبت و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، پاسخگویی عاملان و توجه فوری به وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شده است.
سرکار خانم شیرین عبادی
برنده محترم جایزه صلح نوبل؛
با درود و احترام،
من، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، این نامه را از درون یکی از تاریکترین و سرکوبگرترین زندانهای جمهوری اسلامی برای شما مینویسم؛ جایی که حکومت تلاش میکند نهتنها جسم انسانها، بلکه روان، هویت و امید آنان را نیز در هم بشکند. با این حال، حتی در میان دیوارهای سرد زندان، ایمان به عدالت، آزادی و کرامت انسانی هنوز زنده است.
خانم عبادی عزیز،
شما سالهاست که در صف نخست دفاع از حقوق بشر و دادخواهی ایستادهاید و اکنون مسئولیت سنگین تدوین اصول عدالت انتقالی را بر عهده دارید.
من این نامه را نه فقط بهعنوان روایت شخصی یک زندانی، بلکه بهعنوان شهادت بخشی از نسلی مینویسم که برای آزادی و حق زیستن با کرامت، بهای سنگینی پرداخته است.
آنچه امروز در زندان قزلحصار و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی جریان دارد، تنها «حبس» نیست؛ مجموعهای سازمانیافته از شکنجه جسمی و روانی، تحقیر، ارعاب، محرومیت و تهدید دائمی به مرگ است.
در این زندان، ضربوشتم زندانیان با لوله امری رایج است. زندانیان سیاسی را در سلولهای انفرادی کوچک و غیرانسانی، گاه در ابعاد حدود دو متر در یکونیم متر، نگهداری میکنند؛ سلولهایی که در آن حتی امکان دراز کشیدن عادی وجود ندارد. بسیاری از زندانیان را با زور و تحقیر مجبور به پوشیدن لباس زندان میکنند و مأموران با خشونت موهای آنان را میتراشند؛ رفتاری که آشکارا با هدف شکستن شخصیت و هویت انسانی افراد صورت میگیرد.
محدودیت شدید تماس تلفنی، قطع ارتباط با جهان بیرون و بیخبر نگهداشتن خانوادهها، بخشی دیگر از ابزارهای شکنجه روانی است. در واحد چهار بند ۲۰ سالن ۳ و واحد سه بند۳۷ زندان، تنها چند ساعت محدود امکان تماس وجود دارد که همان نیز باید میان شمار زیادی از زندانیان تقسیم شود.
در ماههای اخیر، چندین بار نیروهای نقابدار برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام به بندها یورش بردهاند. زندانیان را با خشونت شدید به سلولهای انفرادی منتقل کرده و برخی را برای اجرای حکم به «سولههای مرگ» بردهاند.
پوشاندن چهره مأموران، خود نشانهای از آگاهی آنان نسبت به ماهیت غیرقانونی و ضدانسانی این اقدامات است.
اعدام در جمهوری اسلامی صرفاً یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموش کردن صدای اعتراض است. امروز بسیاری از زندانیان سیاسی، بهویژه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و متهمان پروندههای امنیتی، در معرض خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ آن هم در شرایطی که از ابتداییترین حقوق دادرسی عادلانه محروم شدهاند.
همانطور که اطلاع دارید، در هفتههای اخیر، موارد متعددی از صدور احکام سنگین و اعدام بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه گزارش شده است. در برخی پروندهها، متهمان بدون دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، بدون ابلاغ رسمی دادنامه و حتی بدون امکان تنظیم لایحه فرجامخواهی، با احکام اعدام مواجه شدهاند. خانوادهها در بیخبری مطلق نگه داشته میشوند و بسیاری از متهمان تحت فشارهای شدید امنیتی و روانی قرار دارند.
همچنین انتقال برخی زندانیان سیاسی و امنیتی به زندان قزلحصار، که در سالهای اخیر به یکی از اصلیترین محلهای اجرای احکام اعدام تبدیل شده، نگرانیها درباره خطر اجرای قریبالوقوع احکام را افزایش داده است.
خانم عبادی،
حکومت جمهوری اسلامی سالهاست که با استفاده از اعدام، شکنجه، پروندهسازی امنیتی، اعترافات اجباری و ایجاد فضای رعب، تلاش میکند جامعه را به سکوت وادار کند. امروز نیز به بهانه «شرایط جنگی» و «امنیتی»، فشار بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان تشدید شده است. خیابانها، زندانها و حتی زندگی روزمره مردم، به گروگان سیاست سرکوب تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، عدالت انتقالی برای ما فقط یک مفهوم حقوقی نیست؛ امیدی است برای ثبت حقیقت، پایان دادن به چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار این جنایات.
انتظارات ما از کمیته عدالت انتقالی روشن است:
۱. شناسایی و ثبت نام و مسئولیت تمامی آمران و عاملان نقض حقوق بشر؛ از مقامهای امنیتی، بازجویان و مدیران زندانها تا قضات صادرکننده احکام اعدام و مسئولان نهادهایی که در شکنجه، سرکوب و پروندهسازی نقش دارند.
۲. مستندسازی دقیق و علنی شکنجههای جسمی و روانی، سلولهای انفرادی غیرقانونی، محرومیت از درمان، اعترافات اجباری، ضربوشتم، توهین، محرومیت از تماس و ملاقات، تراشیدن اجباری مو، تحقیر سیستماتیک زندانیان و استفاده سیاسی از مجازات اعدام.
۳. توجه ویژه به وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام و تلاش فوری برای توقف اجرای احکام آنان از طریق فشارهای حقوقی و بینالمللی.
۴. پیگیری آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و اعمال تحریمهای هدفمند علیه افراد و نهادهای مسئول در نقض گسترده حقوق بشر.
۵. تأکید بر اصل «عدالت بدون انتقام اما بدون فراموشی». جامعه ایران نیازمند حقیقت، پاسخگویی و حافظه تاریخی است تا دیگر هیچ حکومتی نتواند از زندان و شکنجه و اعدام بهعنوان ابزار حکومت داری استفاده کند.
خانم عبادی عزیز،
ما در زندان، زیر سایه طنابهای دار، همچنان به آیندهای آزاد و انسانی برای ایران ایمان داریم. روزی خواهد رسید که حقیقت ثبت شود، دیوارهای این زندانها فرو بریزد و عدالت، جایگزین ترس و سرکوب گردد.
از شما و همه کسانی که برای ثبت حقیقت و دفاع از کرامت انسانی تلاش میکنند، سپاسگزارم. بدانید که صدای شما برای زندانیان سیاسی، یادآور این حقیقت است که هنوز فراموش نشدهایم.
با امید به آزادی و عدالت
رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
خرداد ۱۴۰۵