هرگاه فصل انتخابات ریاست جمهوری سر میرسد، بحثی کهنه از نو آغاز میشود و آن، بحث همیشه مفتوح درباره اصطلاح «رجل سیاسی»ست. اصطلاحی که جدای از بسیاری از مردان، بسیاری از زنان را نیز پشت درهای کاندیداتوری ریاست جمهوری نگه داشت و به آنان اجازه نداده است شانس خود را برای انتخاب شدن به عنوان رییس جمهور امتحان کنند. در ایران تاکنون یازده دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است، اما شورای نگهبان با اینکه هیچ گاه به صراحت نظری درباره نسبت زنان و پست ریاست جمهوری نداده است، با این حال هیچ زنی را نیز برای ورود به این رقابت انتخاباتی تایید صلاحیت نکرده است.
سابقه جعل این اصطلاح به روزهای تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر میگردد. در مجلس خبرگان قانون اساسی، جو غالب آن مجلس بر آن بود که زنان نمیتوانند به ریاست جمهوری انتخاب شوند. اما در نهایت و در میان اختلاف نظرهای موجود، تصمیمگیرندگانی چون آیت الله محمد بهشتی تصمیم میگیرند، واژهای دوپهلو و تفسیربردار را در اصل ۱۱۵ – ویژگیهای رییس جمهور – بیاورند تا به اعتراف خودشان، دست آیندگان برای تفسیر موسع از این اصل باز بماند. آنها واژه «رجال سیاسی و مذهبی» را بر میگزینند که بنا به تفسیر خود محمد بهشتی، اعم از زن و مرد است. اگرچه آیتاللههایی چون صافی گلپایگانی از اینکه به صراحت در متن قانون، مردبودن رییس جمهور مورد تاکید قرار نگرفته است، معترض بودند و آن را بر خلاف مسلمات اسلامی دانستند.
باید به یاد داشت که طبق تصریح خود قانون اساسی، شورای نگهبان تنها مرجع معتبر برای تفسیر قانون اساسیست. اما در فقدان تفسیر رسمی از اصطلاح «رجل سیاسی»، طبیعیست که زنان از «رجل سیاسی» تعبیری فراجنسیتی ارائه دهند. به عنوان مثال «فاطمه آجرلو»، نماینده اصولگرای سابق مجلس شورای اسلامی، در دفاع از امکان انتخاب زنان به ریاست جمهوری گفت: «اگر به مذاکرات زمان تصویب قانون اساسی دقت کنیم، میبینیم که در آن زمان در گنجاندن رجل سیاسی در قانون، مسأله جنسیتی مطرح نبوده است.» یا اینکه «زهرا شجاعی»، معاون امور زنان در دولت احمدی نژاد، در اینباره گفته بود: «منظور از رجل، شخصیت سیاسی است و ملاک فرد مذکر نیست؛ بههرحال برای برونرفت از محدودیت مقطعی برای زنان در انتخابات ریاست جمهوری، واژهای دوپهلو را انتخاب کردند.»

بنا به یک تفسیر غیررسمی، شورای نگهبان به زنان اجازه رییس جمهورشدن نمی دهد
اما شاید یکی از مهمترین مواضع را در این میان، «علی اکبر هاشمی رفسنجانی» گرفته باشد که از بانیان انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است. او که اخیراً «ترزا می»، نخست وزیر انگلیس و «فدریکا موگرینی»، مسئول امور سیاست خارجی اتحادیه اروپا را به عنوان «نمونههای موفق مدیریت کلان» نام برده است، درباره این اصطلاح بحث برانگیز میگوید: «وقتی که قانون اساسی را در شورای انقلاب آماده میکردیم، به همین دلیل این را مبهم گذاشتیم. چون شرایط ایجاب نمیکرد که رئیسجمهوری زن باشد و نمیخواستیم نفی کنیم.»
اما جدای از نوع تفسیر اصطلاح «رجل سیاسی»، پرسش اساسی این است که وقتی زنان در قالب سیستم جمهوری اسلامی، میتوانند به پستهای فرمانداری، نمایندگی مجلس، معاونت رییس جمهور و حتی وزارت دست یابند، چرا صلاحیت رقابت برای کسب پست ریاست جمهوری را نداشته باشند؟ اگر منظور از رجل سیاسی، کسیست که در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی به سیاستورزی شناخته شده باشد، کم نیستند زنانی که در این حوزه سخت فعالیت کردهاند. «شهیندخت مولاوردی»، معاونت امور زنان ریاست جمهوری در اینباره میگوید: « رجل سیاسی به شخصیت سیاسی اطلاق میشود نه به جنسیت خاصی اما ما شاهد هستیم که زنان هرچند در انتخابات ریاستجمهوری کاندیدا میشوند ولی هیچگاه به عنوان کاندیداهای نهایی مطرح نشدهاند.»
منابع برای مطالعه بیشتر؛