چگونه میتوان به عنوان یک مذهبی حرمت خداناباوران را پاس داشت بیآنکه از آنان توقع داشت به باورهای مذهبی مطلوب ما تن دهند؟
این شاید یکی از جدیترین پرسشهایی باشد که مذهبیهای مداراجو بایستی از خود بپرسند؛ چه آنکه مفهوم «کافر» مفهوم پررنگی در دین اسلام است؛ مفهومی که بار منفی زیادی با خود دارد. به عنوان نمونه در وبسایت ویکیفقه در بخش مربوط به توضیح مفهوم «کافر» در همان آغاز اینگونه آمده است: «کافر … کسی است که به دینی غیر از اسلام معتقد باشد و یا با آگاهی، یکی از ضروریات دین را انکار کند به گونهای که به انکار رسالت و یا تکذیب رسول خدا بینجامد و یا از او گفتار و کرداری سر بزند که اقتضای کفر او را داشته باشد. … کافر به صورت مطلق، نجس شمرده شده است.»
به نظر میرسد یکی از بهترین راهها برای اینکه بتوانیم احترام به خداناباوران را نهادینه کنیم پیراستن ادبیات مذهبی از مفاهیم نفرتپراکنانه است؛ مفاهیمی چون کافر. چگونه میتوان مدارا با خداناباوران را به عنوان یک اصل تغییرناپذیر در رفتار دینداران و خداباوران گنجاند و در عین حال خداناباوران را نجس دانست؟
خوب است بدانیم که تغییر نگاه به حاملان یک نگاه یا باور متفاوت، در میان برجستهترین مراجع مذهبی نمونه دارد.
به عنوان مثال میتوان از حسینعلی منتظری یاد کرد که به عنوان یک آیتالله شیعه و مرجع تقلید، بر حقوق شهروندی بهائیان تاکید کرد. منتظری که مقلدان مذهبی بسیاری داشت در فتوای خود تاکید کرد از آنجا که بهائیان اهل ایران هستند، حق آب و گل دارند و بایستی از حقوق شهروندی برخوردار باشند. این موضع خشم متعصبان مذهبی را برانگیخت اما احمد منتظری فرزند او در گفتگو با رسانهها با تاکید بر موضع پدر خود گفت: « کسانی که در يک حکومت به قانون آن عمل میکنند و ماليات میپردازند، حقوق شهروندی اولين چيزی است که بايد به آنها تعلق گيرد.»
اگرچه لزوم مداراگری و رواداری با همه شهروندان نبایستی نیازمند توصیه مراجع مذهبی باشد اما از آنجا که مفهوم مرجع تقلید در مذهب شیعه مفهومی پراهمیت است و بعضی از شهروندان کشور خود را مقید به توصیههای مراجع تقلید میدانند بایستی توسعه چنین نگاهی را تشویق کرد.
به عنوان نمونهای دیگر میتوان به فتوای شیخ شلتوت، فقیه برجسته مصری و از روسای دانشگاه مذهبی الازهر، یاد کرد که فقه مذهب شیعه را به رسمیت شناخت و از اهل سنت خواست که از تعصب بیجا علیه پیروان این مذهب پرهیز کنند.
این فتوا از سوی فقیه برجسته مصری چنان تاثیری گذاشت که در همان سال ۱۳۳۸ خورشیدی که این فتوا منتشر شد، نشریه «مکتب اسلام» آن را «فتوای تاریخی» نامید. این نشریه که در ایران منتشر میشد و نشریهای باورمند به مذهب شیعه بود، از این عملکرد شیخ شلتوت تمجید کرد و این فتوا را یک «قدم برجسته» دانست که نویدگر «آیندهای درخشان» است.
آیا بجا نیست این دست مداراگریها درسی برای روحانیون شیعی در ایران باشد و آنان را وا دارد که در تعریف مفاهیمی چون «کافر» تجدیدنظر کنند و حاملان یک نگاه و باور متفاوت را از دایره پاکی و نجسی خارج سازند و ایرانیان را به چشم شهروندانی برخوردار از حقوق شهروندی ببینند؟ حقوقی که باورمندی به هیچ عقیده مذهبی یا غیرمذهبی نمیتواند خللی در آن ایجاد کند.