Search

آیا گسترش نیکوکاری نیازمند باور مشترک است؟

در جهان امروز و در حالی که شاهدیم که باورها، و دیدگاه‌های مذهبی و غیرمذهبی تنوع بی‌سابقه‌ای یافته‌اند، یک پرسش همیشه خودنمایی می‌کند و آن این‌که: آیا عمل به نیکوکاری و گسترش آن نیازمند باور مشترک است؟

برخی بر این باور هستند که بنیان‌های اخلاقی و اساسا اخلاق بدون وجود یک مرجع مطلق مانند خداوند یا پیامبر یا یک کتاب مقدس، هیچ الزامی پدید نمی‌آورد. به باور آنان حتما بهشت و دوزخی بایستی در میان باشد تا پشتوانه‌ای الزام‌آور برای نیکوکاری شکل بگیرد.

اما کسانی هم استدلال می‌کنند که نیکوکاری و اساسا اخلاق فرامذهبی است و مذهب نهایتا نقش تقویت‌کننده دارد. چه بسیار غیرمذهبی‌هایی که نیکوکارانی بزرگ بوده‌اند. به باور آنان، همدلی انسانی و تجربه‌ی زیسته‌ی مشترک انسان‌ها، می‌تواند در گسترش نیکوکاری موثر باشد. اتفاقا بسیاری از کسانی که حامی این استدلال هستند خود مذهبی هستند. به باور آنان به صرف اینکه انسانی رنج می‌کشد، در افراد احساس لازم برای کمک و نیکوکاری ایجاد می‌شود.

واقعیت این است که عملا نشان داده شده که دسته‌ی دوم درست می‌گویند. تجربه‌ی زندگی انسان روی زمین نشان داده که افراد با جهان‌بینی‌های کاملا متفاوت در سختی‌ها – از زلزله گرفته تا بیماری‌های فراگیر – به یاری یکدیگر شتافته‌اند بی‌آنکه از نگاه و باور و مذهب یکدیگر بپرسند.

در لحظه‌ای که انسانی به یاری یک انسان زلزله‌زده می‌شتابد تا او را از زیر آوار نجات دهد، از او نمی‌پرسد باورت چیست که اگر مسلمان هستی یا شیعه هستی یا مسیحی هستی یا خداناباور هستی تو را نجات دهم. بلکه فقط تمام تلاش خود را می‌کند او را از رنج آوار نجات دهد.
حتما شما هم در چنین موقعیتی بنا به ندای وجدان خود عمل می‌کنید و به تنها چیزی که فکر نمی‌کنید باور و مذهب فرد رنج‌دیده است.

آیا این، بزرگ‌ترین حجت بر بی‌نیازی نیکوکاری از الزام به باور مشترک نیست؟

آیا چنین رویکردی را نمی‌توان گسترش داد و آن را از کمک در موقعیت رنج، به همدلی در همه‌ی موقعیت‌های زیستی گستراند؟ قطعا می‌شود؛ اگر به جای اصرار بر هویت مشترک اعتقادی به اشتراک در مسئولیت‌های انسانی بیاندیشیم.

تاریخ

برچسب‌ها

ویدئوهای بیشتر ...