هر ساله در ۲۳ مارس، خداناباوران در آمریکا این روز را به عنوان فرصتی برای گردهمآیی و بزرگداشت باورهای خود جشن میگیرند. این روز نه تنها به عنوان نمادی از هویت سکولار بیخدایان، بلکه به عنوان فرصتی برای مقابله با تبعیض و تعصبی که آنها ممکن است در جامعه با آن روبرو شوند، شناخته میشود.
دستکم ۲ دلیل میتوان بر شمرد که وجود روز بیخدایان در تقویم یک ضرورت مدنی است:
خروج از حاشیه و احساس آزادی شهروندی: در جامعهای که اغلب با باورهای مذهبی گره خورده است، بیخدایان ممکن است احساس کنند که صدای آنها نادیده گرفته شده یا در حاشیه قرار دارد. «روز بیخدایان» به آنها فرصتی میدهد تا با افتخار به بیان علایق و ارزشهای سکولار خود بپردازند و یادآوری کنند که در یک جامعه آزاد، احترام به تنوع باورها – چه مذهبی و چه غیرمذهبی – ضروری است.
آشنایی با چالشهای مدنی خداناباوران: این روز همچنین زمانی است برای برجستهسازی چالشهایی که بیخدایان ممکن است با آنها مواجه شوند. در کشور ما ایران بیخدایان هم از سوی حکومت دچار آزار و تبعیض هستند و هم اینکه از سوی مردم گاهی با سوءتفاهم درباره باور خود روبرو میشوند. این روز به آنها اجازه میدهد تا به دیگران نشان دهند که حق انتخاب غیرمذهبی و بیخدا بودن نیز یک ارزش است که باید همانند حق انتخاب دیگر باورها محترم شمرده شود. آنها به واسطه چنین روزی میتوانند درباره سوءتفاهمهای رایج درباره باور خود بیشتر حرف بزنند و تا حد امکان از برداشتهای نادرست بکاهند.
«روز بیخدایان» نباید تنها مختص آمریکا باشد. در بسیاری از نقاط جهان، از جمله ایران، بیخدایان با تبعیض و انزوای بیشتری مواجه هستند. در این جوامع، روز بیخدایان میتواند به عنوان نمادی از مبارزه برای حقوق انسانی و آزادی بیان، الهامبخش باشد. بهویژه در کشور ما ایران که بیخدایان و دینناباوران به صرف بیان عقاید خود با خطر زندان و اعدام مواجه هستند.
پیش از این در صفحه «گفتوشنود» از اعدام یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع گفته بودیم و آن را «برشی از قرون وسطا در دوران مدرن» توصیف کردیم. این دو در اردیبهشت سال ۱۴۰۲ به اتهام آنچه «سبالنبی» و توهین به مقدسات خوانده میشوند، به دست جمهوری اسلامی در زندان به قتل رسیدند.
به قیمت جان این جوانان هم که شده، نباید روز بیخدایان را یک ضرورت مدنی به شمار آورد؟