در بحث از نسبت اخلاق و مذهب، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان اخلاق را بدون وابستگی به مذهب تعریف کرد؟
برخی از افراد دیندار بر این عقیدهاند که ارزشهای اخلاقی، ریشه در باورهای دینی دارند و بدون آنها، نمیتوان به اخلاق واقعی دست یافت. اما این دیدگاه تبعات ناگواری دارد.
یکی از مسائلی که هنگام گره زدن اخلاق به مذهب پیش میآید، قضاوت نادرست درباره افراد غیرمذهبی است. اگر ما اخلاق را به مذهب مرتبط کنیم، به سادگی ممکن است افرادی که به هیچ دین یا مذهب خاصی پایبند نیستند، از دایره اخلاقی دور تلقی شوند. این میتواند عواقب اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
ضمن اینکه وجود مذاهب مختلف خود یکی از دلایلی است که نمیتواند وابستگی دین به اخلاق را توجیه کند.
آقای محمدسعید عبداللهی در مقالهای با اشاره به این نکته مینویسد:
«نگاههای سیاسی و اجتماعی هم از دیگر دلایل بینیازی دین از اخلاق قلمداد میشد، به این بیان که در نگاه بسیاری از روشنفکران معاصر، وقتی در دنیایی با ادیان مختلف زیست میکنیم، اگر اخلاق را بهنحوی وابسته به دین بدانیم، اخلاق بهشکلی دقیق وابسته به کدام دین است؟»
بسیاری از فیلسوفان اخلاقی به این نکته اشاره کردهاند که اصول اخلاقی میتوانند از منابع انسانی و اجتماعی ناشی شوند. چنانکه برخی از روشنفکران دینی نیز از اخلاق سکولار سخن میگویند. سروش دباغ در گفتگویی در تیر ۱۳۹۷ درباره اخلاق سکولار گفته بود:
«داوری من این است که اخلاق مستقل از دین است، یعنی که کسی بگوید راستگویی خوب است، فارغ از این که خدا و پیامبر گفته باشد یا نگفته باشد. اخلاق سکولار بر این بنا شده است».
به طور کلی، ایجاد پیوندی ناخواسته بین اخلاق و مذهب میتواند به تبعیض و قضاوت نادرست علیه غیرمذهبیها منجر شود. بنابراین، لازم است که جامعه به این باور برسد که اخلاق باید مستقل از مذهب تعریف شود و هر فرد، صرف نظر از باورهای مذهبیاش، حق دارد که به عنوان یک انسان اخلاقی شناخته شود.