فریبرز صهبا معمار ایرانی متولد شهر مشهد، طراح یکی از شناختهشدهترین بناهای معاصر در هند است: نیایشگاه لوتوس در دهلی نو؛ بنایی که سالانه میلیونها نفر با باورها و پیشینههای گوناگون از آن بازدید میکنند. ساخت این بنا در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) به اتمام رسید. به جز طراحی مدرن آن، که از شکل نوعی گل نیلوفر الهام گرفته است، این بنا به دلیل مفهوم اجتماعیاش نیز شاخص است: در این نیایشگاه، پیروان هر مذهبی اجازه دارند به دعای دینی خود بپردازند.
فریبرز صهبا تحصیلات معماری خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان رساند. او در گفتوگویی درباره کودکیاش توضیح داده که علاقهاش به معماری تا حدی از روایتهای مادرش شکل گرفت و از همان سالهای کودکی آرزو داشت روزی بنایی خلق کند که الهامبخش آرامش و زیبایی باشد.

پیش از فعالیتهای بینالمللی، او در طراحی پروژههایی در ایران مشارکت داشت؛ از جمله طرحهای شهری، مراکز فرهنگی و آموزشی. اما نقطه عطف زندگی حرفهای او در دهه ۱۹۷۰ آغاز شد؛ زمانی که برای طراحی یک نیایشگاه جدید برای جامعه بهائی هند در این کشور انتخاب شد. این پروژه نزدیک به ده سال از زندگی حرفهای او را دربر گرفت.
معماری برای یک گروه خاص یا زبانی مشترک میان باورها؟
فریبرز صهبا میگوید که پیش از طراحی معبد لوتوس، به حدود صد مکان مذهبی و تاریخی در سراسر هند سفر کرد. هدف او تنها یافتن یک فرم زیبا نبود، بلکه جستوجوی مفهومی بود که برای مردمی با پیشینهها و باورهای گوناگون آشنا و معنادار باشد. او در نهایت گل لوتوس را برگزید؛ نمادی که در سنتهای مختلف هند، از آیین هندو تا بودایی، جایگاهی معنوی دارد و حتی در برخی عناصر معماری اسلامی و ایرانی نیز میتوان ردپای آن را دید. در فرهنگ باستانی ایرانی نیز این گل در دستان پادشاهان هخامنشی دیده میشود و نقش آن بر دیوارهای ساختمانهای بسیار قدیمی وجود دارد. این رویکرد نشان میدهد که گاهی خلاقیت، نه از تاکید بر تفاوتها، بلکه از یافتن نقاط مشترک میان انسانها شکل میگیرد.
معبد لوتوس به عنوان عبادتگاهی بهائی ساخته شد، اما طراحی آن به گونهای بود که افراد با هر دین، مذهب یا حتی بدون باور مذهبی بتوانند وارد آن شوند. شاید یکی از پرسشهای مهم در جوامع چندصدایی امروز نیز همین باشد: آیا میتوان فضاها، نهادها یا حتی گفتوگوهایی ایجاد کرد که افراد با عقاید متفاوت در آن احساس تعلق یا آرامش کنند؟ تجربه فریبرز صهبا نشان میدهد که تلاش برای یافتن زبان مشترک، لزوما به معنای حذف تفاوتها نیست؛ بلکه میتواند راهی برای احترام متقابل باشد.
ساختمان نهایی نیایشگاه لوتوس از ۲۷ گلبرگ مرمرین تشکیل شده که در قالب ۹ ضلع سامان یافتهاند. استخرهای پیرامونی نیز تنها جنبه تزئینی ندارند، بلکه بخشی از سامانه طبیعی خنککنندگی بنا هستند. ناظران، پروژه لوتوس را نه فقط یک عبادتگاه، بلکه نمونهای از تلفیق نماد، مهندسی و اقلیم دانستهاند.

بر اساس دیدگاههای بهایی، ساختمان نیایشگاه لوتوس فقط بخشی از کل پروژه باید باشد و بخشهای دیگری مانند بیمارستان یا مرکزی برای کمک به افراد نیازمند باید به اطراف آن اضافه گردد.
میراث معماری ایران در اثری جهانی
یکی از جنبههای کمتر شناختهشده کار فریبرز صهبا، حضور غیرمستقیم عناصر معماری ایرانی در طراحی معبد لوتوس است. او در گفتوگویی توضیح داده بود که برای مقابله با گرمای شدید دهلی، به جای اتکا به سامانههای پرهزینه تهویه مصنوعی، از اصولی الهام گرفته شد که در معماری مناطق کویری ایران سابقهای طولانی دارند؛ از جمله سازوکارهایی شبیه به بادگیرها که به گردش طبیعی هوا کمک میکنند. آزمایشهای فنی برای این سامانه در بریتانیا انجام شد، اما ایده بهرهگیری از تهویه طبیعی یادآور دانشی است که طی قرنها در اقلیمهای خشک ایران شکل گرفته بود. این موضوع نشان میدهد که تاثیر فرهنگ و دانش ایرانی همیشه تنها در مرزهای جغرافیایی ایران باقی نمانده است. گاهی تجربههای محلی، وقتی با خلاقیت و فناوری ترکیب میشوند، میتوانند در پروژههایی جهانی نقش پیدا کنند. در نتیجه، داستان فریبرز صهبا فقط روایت موفقیت یک معمار نیست؛ بلکه یادآور آن است که میراث فرهنگی و فنی ایران، از صنایع دستی تا معماری و مهندسی، میتواند در خلق آثاری اثرگذار در جهان معاصر سهم داشته باشد.
مفهوم مدارا و همزیستی و بنای لوتوس
اما شاید مهمترین ویژگی این بنا، ایده پشت آن باشد: بازبودن به روی همه انسانها، صرفنظر از مذهب یا باورشان. معبد لوتوس، بر اساس راهنماییهای موجود در اندیشه بهائیان، برای استفاده انحصاری یک گروه طراحی نشده و افراد با هر عقیدهای میتوانند وارد آن شوند. این اصل، یعنی امکان حضور مشترک انسانها با تفاوتهای فکری و مذهبی، بخشی از فلسفهای است که در توصیف بنا بارها مورد اشاره قرار گرفته است.
وحدت دینی؛ سراب یا تجربهای که میتوان آن را ساخت؟
در بیستوپنجمین سالگرد افتتاح معبد لوتوس، هزاران نفر از نقاط مختلف هند و جهان در برنامههای بزرگداشت آن شرکت کردند. مقامهای فرهنگی و سیاسی هند، از جمله برخی چهرههای شناختهشده، از نقش این بنا در تقویت همزیستی و کاهش شکافهای اجتماعی سخن گفتند. در روایتهایی که از این مراسم منتشر شد، معبد لوتوس نه فقط یک جاذبه معماری، بلکه نمادی از وحدت در جامعهای توصیف شد که تنوع مذهبی، زبانی و فرهنگی بسیار گستردهای دارد. مفهوم «وحدت» معمولا به شکل شعاری یا آرمانی مطرح میشود، اما شاید اهمیت بعضی فضاها در این باشد که آن را به تجربهای ملموس تبدیل میکنند؛ جایی که افراد با پیشینههای مختلف کنار هم حضور مییابند، بدون آنکه نیاز باشد هویت خود را کنار بگذارند. چنین نمونههایی پرسشی گستردهتر را مطرح میکند: آیا همزیستی، صرفا نتیجه قوانین و سیاستهاست یا به فضاها، نمادها و تجربههای مشترک نیز وابسته است؟ شاید پاسخ کامل روشن نباشد، اما تجربههایی مانند آنچه پیرامون معبد لوتوس شکل گرفته، نشان میدهد که بعضی بناها تنها از سنگ و بتن ساخته نمیشوند؛ بلکه حامل ایدههایی درباره امکان زندگی در کنار تفاوتها هستند.
دستاوردهای دیگر
آثار صهبا جوایز بینالمللی متعددی دریافت کردهاند. معبد لوتوس از سوی نهادهای معماری و مهندسی در بریتانیا، آمریکا و دیگر کشورها مورد تقدیر قرار گرفت. در سال ۲۰۰۰ نیز جایزه GlobArt در اتریش به فریبرز صهبا اهدا شد؛ جایزهای که از نقش این بنا در «تقویت همبستگی و عبور از مرزهای مذهبی» تقدیر میکرد.
فریبرز صهبا بعدها در طراحی محوطه پیرامون آرامگاه باب در شهر حیفا و پروژههای دیگر نیز نقش داشت. او درباره تخیل، فرهنگ، زیبایی و آینده نیز سخنرانی کرده است. در یکی از گفتارهایش، بر اهمیت قدرت تصور و داشتن چشمانداز در زمانهای دشوار تاکید میکند؛ اینکه انسانها بدون توانایی تصور آیندهای متفاوت، تغییرات بزرگ ایجاد نمیکنند.
دردناک اینکه پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، دانشآموزان بهائی که در دبیرستان درس میخواندند به صورت عمومی و سیستماتیک از ورود به دانشگاههای ایران منع شدند. این محرومیت باعث شد که تا سالها، نسلهای جدید بهائیان ایرانی نتوانند همانند فریبرز صهبا در رشته معماری تحصیل کنند و مسیر حرفهای خود را دنبال نمایند.
وقتی معماری تنها ساختمان نیست، بلکه تجربه همزیستی است
بسیاری از ساختمانها برای کارکردی مشخص ساخته میشوند: آموزش، تجارت، سکونت یا عبادت. اما برخی فضاها نقشی فراتر پیدا میکنند و به محلی برای حضور انسانهایی با پیشینههای متفاوت تبدیل میشوند. درباره معبد لوتوس بارها گفته شده که درهای آن به روی همه افراد، فارغ از دین یا عدم باور دینی، باز است. این ویژگی باعث شده که برخی، اهمیت بنا را تنها در طراحی یا مهندسی آن نبینند، بلکه در نوع تجربهای بدانند که ایجاد میکند؛ تجربه حضور مشترک بدون نیاز به یکسانبودن. در بسیاری از جوامع، فاصله میان گروههای مختلف میتواند بر اثر پیشداوری، ناآشنایی یا کلیشهها بیشتر شود. گاهی شناخت مستقیم و حضور در فضای مشترک، این فاصله را کاهش میدهد. شاید به همین دلیل است که بعضی پژوهشگران علوم اجتماعی، نقش فضاهای عمومی، فرهنگی یا معنوی را در افزایش اعتماد اجتماعی مهم میدانند. از این منظر، معماری فقط ساختن دیوار و سقف نیست؛ بلکه میتواند بر شیوه تعامل انسانها با یکدیگر نیز اثر بگذارد. این پرسش باقی میماند: آیا جوامع برای تقویت احترام متقابل، به فضاهای مشترک بیشتری نیاز دارند؟
شناخت چهرههایی مانند فریبرز صهبا الزاما به معنای همعقیدهبودن با آنان نیست. اما شاید فرصتی باشد برای بازاندیشی در این موضوع که تنوع باورها همواره بخشی از جامعه ایران بوده و احترام به حقوق برابر شهروندان، میتواند زمینه شکوفایی استعدادهایی را فراهم کند که فراتر از مرزها اثر میگذارند.
زندگی حرفهای او پرسشی فراتر از معماری مطرح میکند: آیا جوامع، افراد را تنها بر پایه هویت دینی یا عقیدتیشان میبینند، یا بر اساس سهمشان در فرهنگ، دانش، هنر و پیشرفت انسانی؟